دانلود پایان نامه

ادعیه ای که در روایت زمان خاصی را برای قرائت آن توسط حضرت یا سفارش حضرت مبنی بر قرائت دعا در زمان خاص ذکر نشده است؛ مانند: دعای شماره 1، دعای شماره 5 و …
آیت الله سعادت پرور ( قدس سره):
«اى عزیزان من! در هر آن و دقیقه و ساعت و زمانى که دعائى وارد شده دقت کنید یا به کسى که آشنائى با این امور دارد بگوئید تا سرّ ذکر آن جملات را براى شما بگویند تا بفهمید که علت این که گفته‏اند فلان دعا را فلان وقت بخوانید منظور چه بوده این خود کتابى [مى‏] خواهد تا تمام اذکار و اوراد و ادعیه وارده را اسرارش را ذکر کنیم.»و «بیان حضرت آیت الله بهجت دعاهایى که وارد شده، اگرچه در زمان خاصى وارد شده باشد مى‏توان در مزان‏ها و جاهاى دیگر هم خواند. مثلًا در یکى از دعاهاى مسجد کوفه آمده است:«أَللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْکَ السَّلامُ، وَ إِلَیْکَ یَعُود السَّلام.» اگر این جمله را در جاى دیگر و وقت دیگر بخوانیم، چه عیبى دارد؟ (تقریباً بیان ایشان چنین بود که خداوند را همیشه مى‏توان این گونه خواند).سپس فرمود: شخصى در حرم امیر مؤمنان- علیه‏السّلام- قسمتى از دعاى ابوحمزه را مى‏خواند، شخصى مى‏گذشت، شنید و گفت: آقا، این را نخوان براى ماه رمضان است!»
فصل سوم: گونه های درون متنی
در این فصل به فضل الهی به ارائه گونه های که بر اساس ظاهر و باطن متن ادعیه استوار شده اند خواهیم پرداخت بدیهی است با توجه به فراوانی تعداد ادعیه و حجم زیاد متون مرتبط گونه های بیشتری متناسب با دیدگاه هر شخص قابل استخراج است؛ با توجه به بضاعت علمی و فراخور این نوشتار به این گونه ها بسنده شد.
برای استخراج این گونه ها متن ادعیه چندین بار مطالعه شد و واژگان کلیدی نشان گذاری شد که با توجه به فراوانی برخی از نمونه ها یک گونه(طبقه) تشکیل داده شد.
1‚3.گونه شناسی آغاز ادعیه
با بررسی ادعیه حضرت می بینیم که دعاهای حضرت به واژه های گوناگونی آغاز شده است و ایشان متناسب با موقعیت و مقصود از واژه ای خاص استفاده نموده اند ما در این گفتار برآنیم به واژه های پُر تکرار در ابتدای ادعیه حضرت بپردازیم؛ علت آن است که با توجه به جایگاه خاص حضرت و الگو بودن ایشان می تواند این بحث سودمند واقع شود انشاء الله. لازم به ذکر است بررسی این نکته که حضرت در چه موقعیت زمانی و مکانی دعای خود را با چه واژه های آغاز نموده اند خارج از چارچوب این نوشتار است و نوشته ای( پایان نامه) مستقل و جداگانه باید، تا حق مطلب ادا شود.
1‚1‚3.« بسم االه الرحمن االرحیم»
2‚1‚1‚3.معنی بسمله
«تَنَوَّقَ رَجُلٌ فِی بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیم َغُفِرَ لَهُ »: مردى در نوشتن «بسم اللّه الرحمن الرحیم» دقّت به خرج داد و نیکو نوشت و بدین سبب ، آمرزیده شد.
«قَامَ رَجُلٌ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنْ مَعْنَى‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَخِیهِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّ رَجُلًا قَامَ إِلَیْهِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَخْبِرْنِی عَنْ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- مَا مَعْنَاهُ فَقَالَ إِنَّ قَوْلَکَ اللَّهُ أَعْظَمُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ الِاسْمُ الَّذِی‏ لَا یَنْبَغِی أَنْ یُسَمَّى بِهِ غَیْرُ اللَّهِ وَ لَمْ یَتَسَمَّ بِهِ مَخْلُوقٌ فَقَالَ الرَّجُلُ فَمَا تَفْسِیرُ قَوْلِهِ «اللَّهُ» قَالَ هُوَ الَّذِی یَتَأَلَّهُ إِلَیْهِ عِنْدَ الْحَوَائِجِ وَ الشَّدَائِدِ کُلُّ مَخْلُوقٍ عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ جَمِیعِ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ تَقَطُّعِ الْأَسْبَابِ مِنْ کُلِّ مَنْ سِوَاهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ کُلَّ مُتَرَئِّسٍ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا وَ مُتَعَظِّمٍ فِیهَا وَ إِنْ عَظُمَ غِنَاؤُهُ وَ طُغْیَانُهُ وَ کَثُرَتْ حَوَائِجُ مَنْ دُونَهُ إِلَیْهِ فَإِنَّهُمْ سَیَحْتَاجُونَ حَوَائِجَ لَا یَقْدِرُ عَلَیْهَا هَذَا الْمُتَعَاظِمُ وَ کَذَلِکَ هَذَا الْمُتَعَاظِمُ یَحْتَاجُ حَوَائِجَ لَا یَقْدِرُ عَلَیْهَا فَیَنْقَطِعُ إِلَى اللَّهِ عِنْدَ ضَرُورَتِهِ وَ فَاقَتِهِ حَتَّى إِذَا کَفَى هَمَّهُ عَادَ إِلَى شِرْکِهِ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللَّهِ‏أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَهُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ. بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ‏ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِعِبَادِهِ أَیُّهَا الْفُقَرَاءُ إِلَى رَحْمَتِی إِنِّی قَدْ أَلْزَمْتُکُمُ الْحَاجَهَ إِلَیَّ فِی کُلِّ حَالٍ وَ ذِلَّهَ الْعُبُودِیَّهِ فِی کُلِّ وَقْتٍ فَإِلَیَّ فَافْزَعُوا فِی کُلِّ أَمْرٍ تَأْخُذُونَ فِیهِ وَ تَرْجُونَ تَمَامَهُ وَ بُلُوغَ غَایَتِهِ فَإِنِّی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِیَکُمْ لَمْ یَقْدِرْ غَیْرِی عَلَى مَنْعِکُمْ وَ إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَمْنَعَکُمْ لَمْ یَقْدِرْ غَیْرِی عَلَى إِعْطَائِکُمْ فَأَنَا أَحَقُّ مَنْ سُئِلَ وَ أَوْلَى مَنْ تُضُرِّعَ إِلَیْهِ فَقُولُوا عِنْدَ افْتِتَاحِ‏ کُلِ‏ أَمْرٍ صَغِیرٍ أَوْ عَظِیمٍ- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- أَیْ أَسْتَعِینُ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ بِاللَّهِ الَّذِی لَا یَحِقُّ الْعِبَادَهُ لِغَیْرِهِ الْمُغِیثِ إِذَا اسْتُغِیثَ الْمُجِیبِ إِذَا دُعِیَ الرَّحْمَنِ الَّذِی یَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَیْنَا الرَّحِیمِ بِنَا فِی أَدْیَانِنَا وَ دُنْیَانَا وَ آخِرَتِنَا خَفَّفَ عَلَیْنَا الدِّینَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِیفاً وَ هُوَ یَرْحَمُنَا بِتَمَیُّزِنَا مِنْ أَعْدَائِهِ‏ ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ تَعَاطَاهُ فَقَالَ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- وَ هُوَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ‏ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ إِلَیْهِ لَمْ یَنْفَکَّ مِنْ إِحْدَى اثْنَتَیْنِ إِمَّا بُلُوغِ حَاجَتِهِ فِی الدُّنْیَا وَ إِمَّا یُعَدُّ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ یُدَّخَرُ لَدَیْهِ- وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ.»
مردى به حضرت على بن الحسین علیهما السلام عرض کرد که مرا خبر ده که معنى‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ چیست على بن الحسین علیهما السلام فرمود که حدیث کرد مرا پدرم از برادرش حضرت امام حسن (ع) از پدرش امیر المؤمنین علیهم السلام که مردى بسوى او برخاست و عرض کرد که یا امیر المؤمنین مرا خبر ده از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ که معنى آن چیست فرمود که قول تو اللَّه بزرگتر نامى است از نامهاى خداى عز و جل و آن نامى است که نسزد که غیر خدا بآن نامیده شود و هیچ مخلوقى بآن نامیده نشده آن مرد عرض کرد که پس تفسیر و بیان قول آن جناب اللَّه چیست فرمود که آنکه هر مخلوقى در نزد بریده شدن امید از هر که غیر از او است و پاره پاره شدن اسباب از هر که سواى او باشد در نزد حاجتها و سختیها بسوى او پناه میبرد و بیانش آنست که هر سردارى در این دنیا و بزرگوارى در آن و هر چند که بى‏نیازى و طغیانش بزرگ باشد و حاجتهاى کسى که غیر او یا پست‏تر از او است بسوى او بسیار باشد پس بدرستى که ایشان بزودى محتاج شوند بحاجاتى چند که این بزرگى نما بر آنها قدرت ندارد و همچنین این بزرگ نما محتاج مى‏شود بحاجتى چند که بر آنها قدرت ندارد پس در نزد ضرورت و ناچارى وفاقه و پریشانیش بسوى خدا منقطع مى‏شود تا وقتى که مقصودش کفایت شود بسوى شرک برگردد آیا نشنیده‏اى که خداى عز و جل میفرماید که‏ قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَهُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ‏ یعنى بگو اى محمد با کفار بر وجه محاجه و الزام که چه مى‏بینید اگر بیابد شما را عذاب خدا یا بیاید شما را روز قیامت یعنى هول و عذاب آخرت آیا غیر خدا را میخوانید تا عذاب از شما بردارد و اگر هستید راستگویان که بتان خدایانند بلکه نه چنانست که در آن زمان بتان را بخوانید بلکه او را میخوانید و بس و تضرع جز بدرگاه او نبرید پس میبرد و دفع میکند از شما در دنیا آنچه او را بسوى دفع آن میخوانید اگر خواهید و حکمتش مقتضى کشف و دفع آن باشد و فراموش میکنید آنچه را که شریک ساخته‏اید باو یعنى خدایان خود را میگذارید و در دفع عذاب متوجه او میشوید پس خداى جل جلاله ببندگانش فرمود که اى کسانى که بسوى رحمت من فقیر و محتاجید بدرستى که من حاجت بسوى خود را الزام کرده‏ام بر شما در هر حالى و همچنین خوارى بندگى را در هر وقتى پس بسوى من فزع کنید در هر کارى که در آن شروع میکنید و تمام و بلوغ غایت و پایان آن را امید دارید پس بدرستى که من اگر خواهم که بشما عطاء کنم غیر من بر منع شما قدرت ندارد و اگر خواهم که شما را منع کنم غیر من بر عطاء کردن بشما قدرت ندارد پس من سزاوارتر کسى هستم که از او سؤال شده و اولى کسى که بسوى او تضرع و زارى شده پس در نزد ابتداى هر کار کوچک یا بزرگى بگوئید که‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ یعنى یارى میجویم بر این کار بخدائى که عبادت درست نباشد از براى غیر او آنکه فریاد رسنده است هر گاه از او فریادرسى خواسته شود و جواب دهنده هر گاه خوانده شود رحمان و بخشاینده که رحم میکند بگستردن رزق بر ما و رحیم یعنى مهربان در دینهاى ما و دنیا و آخرت ما که دین را بر ما سبک گردانیده و آن را آسان و سبک قرار داده و او ما را رحم میکند بجدا شدن ما از دشمنانش بعد از آن فرمود که رسول خدا (ص) فرمود که هر که امرى که او را فرا گرفته او را اندوهناک سازد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ بگوید و او صاحب اخلاص از براى خدا باشد و بدل خویش بسویش رو آورد از یکى از دو خصلت جدا نباشد یا بلوغ و رسیدن بحاجاتش در دنیا و یا آنکه آماده مى‏شود از برایش در نزد پروردگارش و ذخیره مى‏شود در پیش آن جناب و آنچه نزد خدا است بهتر و باقى‏تر است از براى مؤمنان‏.
«بِاسمِ اللّه ِ» شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ ، وعَونٌ لِکُلِّ دَواءٍ»: «بسم اللّه » ، شفاى هر دردى و کمک هر دارویى است .
3‚1‚1‚3.علت عدم شروع غالب ادعیه با بسمله
آیت الله حسن زاده آملی:
«ادعیه مأثوره از اهل بیت عصمت و طهارت مثل صحیفه سجادیه و جوشن کبیر و صحف و ادعیه دیگر، به کریمه بسم الله الرحمن الرحیم افتتاح نشده‏اند، علّت عدم افتتاح آنها بدین کریمه، احترام به حفظ حدود قرآن است که مبادا توهّم و تفوّه شود که ادعیه مأثوره به خصوص ادعیه طوال، با آن فصاحت و بلاغتى که دارند از سور قرآنى‏اند. فی الکافى باسناده عن فرات بن احنف عن ابى جعفر (علیه السلام) قال سمعته یقول:«اول کل کتاب نزل من السماء بسم الله الرحمن الرحیم‏.»و سوره توبه به اجماع امت با بسم‏ الله الرحمن الرحیم نازل نشده است و همه این را مى‏دانستند و از ضروریات دین است. و چه بسیار ادعیه‏اى را مى‏بینیم که در عبارات قدما و نسخ پیشین مفتتح به کریمه بسم اللّه الرحمن الرحیم نیستند، و در بعد از بى‏توجهى نسّاخ و کتّاب بدان کریمه آغاز شدند فافهم و تدبّر».
آیت الله جوادی آملی:
« معنای ابتدای کار به نام خدا این نیست که خصوصِ لفظ (بسم الله) در آغاز آن مورد عنایت قرار گیرد، بلکه هر چه مایه تذکر الهی است، هر چند کلمه ویژه (بسم الله) نباشد کافی است. بر این اساس، برخی از ادعیه بدون کلمه (بسم الله) و با تحمید، تسبیح یا تکبیر آغاز می‏شود که در همه موارد مزبور توجه به اسمی از اسمای حسنا و صفتی از اوصاف علیای الهی است؛ چنانکه در امتثال دستور خداوند درباره حلیّت و طهارت مذبوح یا منحور و اشتراط آن به تسمیه، در آیه فکلوا مما ذکر اسم الله علیه إن کنتم بآیاته مؤمنین و آیه ولا تأکلوا مما لم یُذْکَر اسم الله علیه وإنّه لفسقٌ نقل شده است: شخصی هنگام ذَبْح، تسبیح یا تکبیر یا تهلیل یا تحمید خدا کرده است (کافی است یا نه؟) امام (علیه‏السلام) فرمود: نام خداوند در همه این کلمات آمده است و چنین سر بریدنی صحیح و آن مذبوح یا منحور حلال است: «سئلته عن رجل ذبح فسبّح أو کبّر أو هلّل أو حمد الله قال: «هذا کلّه من أسماء الله، لا بأس به»
4‚1‚1‚3.در ادعیه
دعای مشلول: «بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ»، « عَنِ اَلْإِمَامِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُأَنَّهُ کَانَ یَجْلِسُ عِنْدَاَلْإِفْطَارِ عَلَى رُکْبَتَیْهِ فَإِذَا مُدَّتِ اَلْمَائِدَهُ قَالَ:بِسْمِ اَللَّهِ اَللَّهُمَّ لَکَ صُمْنَا وَ…»، « قالَ لی رَسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، اُلا اُعَلِّمُکَ کَلِماتٍ ؛ إذا وَقَعتَ فی وَرطَهٍ أو بَلِیَّهٍ فَقُل : «بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ولا حَولَ ولا قُوَّهَ إلّا بِاللّه ِ العَلِیِّ العَظیمِ» ، فَإِنَّ اللّه َ عز و جل یَصرِفُ بِها عَنکَ ما یَشاءُ مِن أنواعِ البَلاءِ .» پیامبر خدا به من فرمود : «اى على! آیا چند کلمه اى به تو نیاموزم ؟ هر گاه در مشکلى سخت یا بلایى افتادى ، بگو : به نام خداوند مهرگسترِ مهربان . هیچ توش و توانى نیست ، مگر به مدد خداى بلندْمرتبه و بزرگ ؛ زیرا خداوند به برکت این دعا ، آنچه از انواع بلا که خواهد ، از تو مى گرداند.

دسته‌ها: داغ ترین ها