روش های کاملا علمی و کارشناسانه برای غلبه بر استرس (اضطراب)

از آنجایی که عصر حاضر را دوران اضطراب و استرس نامیده ، پیچیدگی های جاری جامعه بشری ، سرعت تغییرات و بی توجهی نسبت به زمینه های مذهبی و ایئولوژیک و نظام اجتماعی و عاطفی خانواده برای افراد و اجتماع بشری تضاد ها و تعارض های تمدن بشر و ارتباطات اجتماعی استرس های تازه ای نیز پدید آورده است که مقابله با آنها برای هر فردی لازم و ضروری است . از طرفی نیز همه استعدادهای عظیم و کشف نشده ای برای رشد و تکامل و دگرگونی ، توانایی یافتن معانی ژرفتر ، دست یافتن به توفیق بیشتر در زندگی بهره مندیم . بنابراین استفاده از تواناییها و استعدادها برای مقابله با انواع استرسهایی که در زندگی روزمره برایمان پدیده می آید ، امکان پذیر می باشد .

مفهوم استرس :

در سال 1936 ، پروفسور هانس سلیه اهل مونترال اولین رساله خود را در مورد واکنش دهنده منتشر ساخت ، نامبرده در آوریل و در 1948 در مجموعه ای از کنفرانسهایش در کالج فرانسه و سپس در ژوئن 1950 در بیمارستان لانیک سندرم عمومی سازگاری (S.G.A) را با جنبه های بیوشیمیایی و مکانیسم های هورمونی اش بیان کرد. بسیاری از پژوهشگران پیش از او اختلال ارگانیسم را به هنگام پاسخ به تهاجمات محیط خارج بیان کرده اند :

-نظر کاریوکلارینک مربوط به داستین ، وی واکنشهای بافتی مربوط به واکنشهای هشدار دهنده را در دستگاه لنفوئید مشاهده کرد :

نظریه راسل داپیگز آماس منسوج نرم ، در سال 1932 کانن « ترشح سریع آدرنالین را به عنوان پاسخ در برابر ترس و خشم » متذکر شود .

نامبرده در کتاب خود تحت عنوان (فروتن) مکانیسم های متفاوتی را که سبب ثبات میزان قند ، پروتئین ها ، مواد چربی ، کلسیم ، اکسیژن ، حالت خنثی و درجه حرارت خون می شود تحلیل می کند . کانن تحلیل سیستماتیک پدیده های سازگاری را که برای حفظ حیات در برخی شرایط ضروری هستند ، بنیان نهاد ، با این همه سلیه تاکید می کند کانن هرگز نقش هیپوفیز یا قشر غدد فوق کلیوی را به منظور بررسی واکنشهای غیر اختصاصی سازگاری در مقابل هرگونه تقاشای محیطی و نیز جدا کردن سندرومی که در برابر اثرات مختلف آن یکسان است ، مورد مطالعه قرار نداده است . پی . ای . روکس والکساندر – جی پرسین در انستیو پاستور خاطرنشان ساختند که در خوکچه هندی مبتلا دیفتری غدد فوق کلیوی غالباً متورم و دچار خونریزی است ولی کاوشهای آن از حدا این یافته فراتر نرفت (کوپر ، 1373 ، ص 40)

این پژوهشگران در مجموع استرس را دست کم در برخی از جنبه های آن ، احساس کردند و با آنها را به اثبات رساندند . یک فرانسوی به نام رئیس در سال 1943 ، پدیده های است ولی کاوشهای آن از حداین یافته ها فراتر نرفت .

این پژوهشگران در مجموع استرس را ، دست کم در برخی از جنبه های آن ، احساس کردند و یا آنها را به اثبات رساندند . یک فرانسوی به نام رئیسی در سال 1934 ، پدیده های واکنشی غیر اختصاصی را ، تحت عنوان سندرم تحریک شرح داده است که البته با تغییری متفاوت به توضیحات سیله بسیار نزدیک است . اکتشافهای مهم ، غالباً تصادفی می افتد ، به شرطی که برای دریافت قوانین پوشیده و بسدت آوردن حقیقت ، قضایای القا کننده با ذهن تصمیم دهنده تلاقی کند (پیرلو ، 1371 ، ص 28 و 29 )

استرس را هر چند بطور مشخص می توان زائده تمدن صنعتی و شهری شدن دانست ، اما هیچ دوره از تاریخ انسان و زندگی فرد را نمی توان سراغ گرفت که با استرس همراه نبوده باشد ، تنها می توان گفت که بتدریج از ماهیتی فیزیکی مانند گرسنگی ، سرما ، بلاهای طبیعی ، مرگهای دسته جمعی و زودرس تبدیل به ماهیت روانی و اجتماعی شده است .

دیرینه پرداختن به استرس را می توان با دیدگاه دوگانه انگاری تن و روان و تاثیرات یک بر دیگری در نظریات افلاطون و ارسطو مربوط دانست . از قدماب اندیشمند ایرانی ، ابوعلی سینا کاملاً با موضوع استرس واثرات آن بر جسم آشنا بوده است . علاوه بر این در پزشکی قدیم ایران تاثیر عوامل محیطی بر بیماریهای تحت عنوان اعراض نفسانی مورد نظر بوده است . (قریب 1371 ، ص 187 )

از نظر واژه شناسی ، استرس کلمه یونانی است که در قرن 17 به معنای سختی و دشواری بکار رفته است ، در اواخر قرن 18 از استرس به معنای نیرو و فشار زیاد تلاش بسیار استفاده شده است . در سال 1910 سرعت بروز بسیاری از آنژینهای صدری (سکته خفیف قلبی) در بین مشاغلین یهود در محیط های کاری برخورد تند و هیجانی آنها دانست (کوپر ؛ 1373 ، ص 97)

تعریفات استرس بنا بر نظریه تعاملی که به روابط بین فرد و محیط تاکید می کند بیشترین تائید را بخود اختصاص داده است از جمله :

نظر لازاروس که استرس نتیجه فرآیند قضاوت ارزشی افراد از حوادث و موقعیت هاست ، تعریف جامعه است. در توضیح این مطلب باید گفته شود کهع وقتی فرد با حوادث و یا موقعیت های گوناگون روبرو می شود ، درگیر فرآیند ارزشی در مورد آن حادثه یا موقعیت تا زمانیکه معنی آن حادثه را درک و همچنین قضاوت می کند که آیا امکانات و توانائیهای او به اندازه کافی هستند تا تقاضهای محیط را براورده سازند در اینجا استرس نتیجه این فرایند قضاوت ارزشی می باشد .

استرس نیروی قدرتمندی است با آثار مثبت و منفی . به آب رودخانه ای می ماند که با ایجاد دس می توان آن را مهار و مورد بهرهر برداری قرار داد یا اینکه آنرا به سیل ویرانگری تبدیل نمود . علی رغم این نظر که استرسهای مفید وجود دارد و قدری فشار روانی جهت ایجاد انگیزه در انسان ضروری است اما زمانی که از آن بحث می گردد به نتایج منفی آن نگاه می شود و منظور استرس مضر است ( الوانی 1371)

فرهنگ جامع و روانشناسی و روانپزشکی (1373) استرس را چنین معنی می کند :

«هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم به وجود اورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند استرس شمرده می شود . استرس ممکن است بصورت محرکهای فیزیکی ، عفونتها ، واکنشهای آلرژیک و نظایر آن باشد یا بصورت تغییر در جو اجتماعی مردانی . اولی یک عامل استرس زای فیزیولوژیکی است ، دومی نه تنها با قدرت تهدیدی که اصولاً در عامل استرس زا نهفته است بلکه با کیفیت درک شخص از آن عامل ارتباط دارد (ص 1449)

(الوانی 1377) برای روشن شدن مفهوم فشار عصبی ذکر چند نکته را ضروری می داند :

1-استرس همواره به علت عوامل ناخوشایند و نا مطلوب در فرد به وجود نمی آید . یک خبر مسرب بخش نیز می تواند به اندازه یک حادثه ناگوار استرس زا باشد .

2-استرس را نباید پدیده ای منفی در نظر گرفت بلکه میزان مشخص از آن به عنوان محرک افراد لازم است.

3-استرس به مفهوم اضطراب نیست زیرا اضطراب جنبه روانی در حالی که استرس صرفاً حالت روانی نیست و جنبه روانی نیست و جنبه روانی تنی دارد و بیماری جسمانی نیز نیست زیرا بیماری تظاهرات اختصاصی و غیر اختصاصی است در حالیکه استرس تظاهرات غیر اختصاصی یا عمومی دارد . در همین ارتباط جان لاک (1374) اظهار می کند :

بدون استرس چیزی حاصل نمی گردد و میزان سالمی از آن جهت انسان ضروری است تا هر چیزی را بدست آورد . استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی به صورت رفتاری روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد (الوانی 1371)

از حالت تعامل خارج می شود و در نتیجه رابطه وی با دنیای پیرامونش دچار اختلال می گردد .

استرس به عنوان پاسخ درونی :

نظریه پرداز اصلی این دیدگاه هانس سلیه است ، او در اواخر 1390 مقاله ای منتشر ساخت که باعث تحول درک دانشمندان از استرس گردید ، دکتر سلیه ابتدا آگاهانه از بکار بردن واژه استرس برای بیان حالتی که تحقیق او کشف نموده بود امتناع می کرد ، اما متعاقباً نظرش را تغییر داد .

مهمترین جنبه حائز اهمیت دیدگاه سلیه این بود که وی کاربرد سنتی را ملغی ساخت او به تصویر استرس بر خلاف نمایاندن آن به عنوان عامل یا نیرو ، به عنوان نتیجه ای که در اثر حضور عامل یا نیروی دیگری درون یک موجود زنده ایجاد می شود توجه داشت .

درک سلیه از استرس در ارتباط با علم فیزیولوژی است که ریشه در مراحل تکاملی وابسته به علم زیست شناسی موجودات زنده دارد . الگوی زیست شناسی سلیه مبنای رویکردهای دیگری به مسئله استرس قرار گرفته است .(بلورچی 1367 ، ص 217) از نظر استرس پاسخ غیر اختصاصی بدن نسبت به نیازهایی است که در آن بوجود امده است . برای درک این تعریف نخست باید مفهوم غیر اختصاصی روشن شود .

هر نیازی در بدن حالت یگانه و خاص خود را دارد که مختص آن نیاز است . مثلاً هنگامی که در معرض سرما قرار می گیرد . بدنمان می سوزد که گرمای بیشتری تولید شود ، رگهای خونی منقبض می شوند که گرمای کمتری از دست برود . هنگامی که در معرض گرما قرار می گیرد از دست دادن آب بصورت تعریق در سطح پوست ، تاثیر کمک کننده ای دارد .

هر دارو یا هورمونی اثرات خاص خود را دارد . داروهای تولید ادرار ، آن را افزایش می دهند . هورمون آدرنالین نبض را تند و فشار خون را افزایش می دهد و همزمان قند خون را بالا می برد . در حالی که انسولین ، قند خون را کاهش می دهد با این وجود بدون در نظر گرفتن تغییرات ایجاد شده تمام این عوامل یک چیز شترک دارند ، آنها نیاز به سازگاری مجدد را افزایش می دهند ، این نیاز غیر اختصاصی است و صرف نظر از اینکه مشکل چیست انطباق با آن ضروری است ، به عبارت دیگر عواملی که بر ما تحمیل می شوند علاوه بر اعمال اختصاصی شان ، ایجاد یک نیاز غیر اختصاصی برای انجام کنشهای سازگاری و ایجاد دیواره وضعیت بهنجار را در بر دارند که این مسئله ، مستقل از فعالیت های اختصاصی آنهاست . نیاز اختصاصی برای فعالیت ، ماهیت و اساس استرس است .

تصور اینکه مسائل متفاوتی مانند سرما ، گرما ، داروها ، هورمونها ، غم و شادی می توانند واکنش یکسان بیشیمیایی در بدن ایجاد نماید مشکل است و مدتها طول کشید تا وجود چنین واکنشهای کلیشه ای در پزشکی پذیرفته شد ( قریب 1371 ، ص 81)

آنچه در بالا اشاره شد نظریه سلیه در مورد استرس بود . پزوهشگرانی که در زمینه فیزیولوژی هستند (مثلاً مالسون و سیله) استرس را به عنوان یک پاسخ یا یک واکنش و یا یک سازگاری که معمولاً بدنی است ، نسبت به محرک های محیطی و یا تغییری می دانند در حالیکه در گفتگوهای معمولی و کلاً در زمینه های روان پزشکی ، روانشناسی و جامعه شناسی ، استرس نه تنها به عنوان یک واکنش بلکه به عنوان یک محرک در نظر گرفته می شود . از دیدگاه او فقط زمانی که استرس ، شخص را مغلوب ساخته و موجب ناراحتی می وی گردد ، آسیب رساننده است .

در اواخر دهه 1930 و اوایل 1940 سلیه یک پاسخ پیچیده در آزمایشات حیوانی را به یک سری وقایع آسیب رسان گزارش داد ، این وقایع شامل تزریق مواد آلوده ، عفونت ، ضربه ، گرما ، سرما و محرکهای عصبی بود و تغییرات همزمان با آنها یعنی بزرگ و فعال شدن غدد فوق کلیوی و تحلیل غده تیموس و برامدگی لنفها و ایجاد زخم معده روده ای را مشخص ساخت (قراچه داغی 1373 ، ص 72)

مقابله با استرس :

انسان به ندرت تسلیم استرس می شود بلکه سعی می کند با آن مقابله کند . رفتار مقابله ای به معنای کوشش برای کنترل فشارهایی که بیش از اندازه و توانایی فرد می باشد است منظور از مقابله رفتاری است که مردم در مقابل آسیب پذیری روانی که توسط تجربیات سخت و مشکل آفرین اجتماعی ایجاد می شوند از خود بروز می دهند رفتاری که بطور چشمگیری از میزان فشارهایی که اجتماعات به افراد خود وارد می اورند می کاهد .

مقابله از نظر فولکمن و لازاروس عبارتست از (تلاشهای شناختی و رفتاری فرد به منظور غلبه بر تنش روانی ، تحمل کردن ، کاهش دادن یا به حداقل رساندن ان است ) لازاروس و فولکمن (1979) در ارتباط با رفتار مقابله ای 2 مورد را مهم دانسته اند :

یکی ارزیابی شناختی و دیگری منابع مقابله ای را و معتقدند که ارزیابی شناختی به تجارب گذشته و منابع مقابله ای افراد بستگی دارد آنها در ادامه اظهار داشتند که منابع را می توان به 5 دسته تقسیم نمود :

1-شبکه روابط اجتماعی : هر چه افراد در روابط اجتماعی خویشتن منسجم تر و صمیمی تر باشند مقابله موفقتری خواهند داشت .

2-مهارتهای حل مشکل : آنها معتقدند که افراد با تمایل به مقابله متمرکز در تسلط بر مشکلات موفقتر می باشد .

3-اعتقادات خانوادگی و فردی : اکثر محققین معتقدند یکی از عواملی که تاثیر استرس را به حداقل می رساند اعتقادات مذهبی و دینی است .

4-منابع مالی : خانواده هایی با وضعیت اجتماعی – اقتصادی مناسب در برابر استرس بهتر عمل می کنند تا خانواده هایی که در شرایط نا مناسبی از نظر اجتماعی – اقتصادی بسر می برند .

5-سلامتی ، انرژی ، ویژگی های اخلاقی و شخصیتی .

انواع روشهای مقابله :

لازاروس (1981) 4 شیوه را برای مقابله شرح داد :

1-راهبردهای ابزاری : فعالیت مستقیم که معطوف به اداره کردن و مهار تهدید توسط خود محرکهای تنش زاست .

2-راهبردهای درون روانی : که از ابتدا هدفش تنظیم یا به حداقل رساندن آشفتگی هیجانی همراه با تنش روانی است .

3-مهار فعالیت : اشاره به توانایی مقاومت در برابر فعالیت در زمانی که آن فعالیت احتمال صدمه ، خطر یا تعارض یا قیود اخلاقی را افزایش می دهد می باشد .

4-جستجوی اطلاعات : با آن دسته از فعالیتهای ابزاری مربوط می شود که پایه و اساس عامل را فراهم می سازد و همچنین نوعی حمایت را جهت تسکین و تعدیل آشفتگی هیجانی ارائه می دهد .

شیوه های مقابله :

مکانیزم های دفاعی : اشخاص سالمتر از دفاعهای تکامل یافته مثل فرونشانی ، والایش ، پیش بینی ، شوخی ، نوعدوستی استفاده می کنند و افراد خشک و انعطاف ناپذیر از دفاعهای نایافته مثل : انکار ، دلیل تراشی استفاده می کنند .

رفتارهای غیر انطباقی : پرخوری ، استفاده از دخانیات و مواد مخدر .

پی پروایی : مثل شکستن اشیاء

اجتماعی شدن : گذراندن اوقات فراوان با دوستان – انحراف ذهنی – مشغول کردن خود به کار و فعالیت

برخورد منفعلانه : مطالب کتاب

اقدامات در جهت کنترل استرس :

این اقدامات به صورت تغییراتی در رفتار ، تفکر ، سبک زندگی ، موقعیت استرس زا می باشد :

  • تغییر عادات زندگی
  • کاهش مصرف کافئین
  • رژیم متعادل و مناسب
  • ورزشهای منظم
  • غذا خوردن به شکل آهسته و آرام
  • تمرینات آرام بخش
  • تغییر در موقعیت های استرس آمیز
  • برنامه ریزی زمانی و مالی
  • قاطعیت ورزی
  • حل مشکل
  • تنش زدایی

حساسیت زدایی منظم ، کنترل ، کنترل تنشهای روانی ناشی از ترس و اضطراب – مهار تغییرات منفی فیزولوژیکی

تغییر در تفکر :

نگرش مثبت به اطراف و مسائلی که پیش می آید و مشکلات را به عنوان یک فرصت دانستن – طرد افکار منفی – حفظ حس و حال شوخی

رژیم غذایی :

ذخیره غذایی می تواند به حمایت سیستم عصبی کمک کند و از تاثیرات استرس بر بدن بکاهد . باید از غذاهایی که محتوای مواد محرک سیستم عصبی می باشد پرهیز کنید . اگر نسبت به غذاهای خاصی حساس بوده و حس می کنید که محرک حالات اضطرابی در  بدن شماست تست آلرژی توصیه می شود از آنجا که تغییراتی که استرس پدید می آورد مرتبط با تغییرناگهانی میزان تند خون می باشد پس باید در وعده های غذایی مکرر و کم غذا بخورید و بیشتر از سبزیجات ، حبوبات ، برنج و گندم مصرف نمایید . این غذاها حاوی مقدار مناسبی ویتامین B می باشند که تاثیرآرام بخشی کلی داشته و سیستم عصبی را سالم نگه می دارد ویتامین B مهمترین آنهاست که به حامیت سیستم عصبی بدن در برابر استرس پرداخته و سطح لاکتات را در بدن ثابت نگه می دارد . کمبود کلسیم و منیزیم بدن را مستعد حالات اضطرابی می نماید . همچنین از مصرف غذاهایی که رنگهای مصنوعی و افزودنیهای خاص و شکر داشته پرهیز نمایید زیرا آنها حملات ترس و اضطراب را افزایش می دهند . کافئین نیز یک محرک قوی می باشد که واکنش اضطراب را در بدن ایجاد می کند .

ورزش و تمرینات منظم روزانه :

ورزش مهمترین مورد در کنترل حملات ترس و اضطراب می باشد خیلی از افراد وقتی که تحت آسیب این گونه حملات قرار می گیرد می نشیند و استراحت می کنند که این اعمال کاملاً اشتباه می باشد چون در این مواقع میزان آدرنالین بطور ناگهانی افزایش می یابد به همین جهت باید این میزان آدرنالین توسط ورزش سوخته و مصرف شود ورزشها نباید خیلی سخت و دشوار باشد آنچه مهم است آن است که باید به طور منظم حداقل 3 بار در هفته و هر بار 30 دقیقه انجام گیرند .

بهتر است زمینه های ورزش انتخاب گردد که مورد علاقه فرد باشد تحقیقات نشان می دهند که افرادی که طبق یک برنامه ورزشی روزانه تمرین می نمایند سریعتر و راحت تر می توانند از موقعیت استرس آمیز خارج شوند و انرژی بیشتری برای واکنش ستیز و گریز دارند .

تنفس ، یوگا :

افراد مضطرب نیاز به تهویه مناسب و فراوان دارند چون تنفس آنها در این مواقع کوتاه و سریع و بریده می شود و این وضع منجر به افزایش ترس و اضطراب می شود . تنفس معنی دار وجود دارد .

آرام و عمیق دیافراگمی بهدین صورت که قفسه سینه و شانه ها باید در وضعیتی کشیده و گشاده قرار گیرند و ناحیه شکم منقبض گردد که می تواند به کاهش شدت و حتی تکرار حملات کمک کند .

ماساژ نیز بسیار آرام بخش می باشد . عضلات پشت گردن و اطراف گلو و ناحیه دیافگرام را ماساژ دهید . این نواحی 3 منطقه ای می باشند که در هنگام اضطراب منقبض می شوند .

یوگانیز در کاهش سطح اضطراب بسیار مفید می باشد هنگامی که آرام هستید و فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک در حالت نرمال می باشد بطور روزانه حداقل 6 بار وضعیت های مختلف یوگا را بهمراه تمرینات تنفسی اتخاذ نمایید .

هیپنوتراپی هم آرامش بخش عمیقی به همراه داشته و با ترکیب با سایر درمان ها روش موثری در بسیاری از بیماران مضطرب شناخته شده است .

روش دیگری که در کاهش استرس کمک می کند عبادت و اتکاء به خوداوند می باشد پذیرفتن این واقعیت در زندگی به افراد کمک می کند که این حالات اضطرابی بر آنها تسلط نیابد و به آن ها نیروی مقابله با استرس را ببخشد .

خواب : خواب یکی از روش های کاهنده اضطراب می باشد عمدتاً بیماران مضطرب خسته می باشند چون اکثر مواقع به علت وجود استرس اجباری دچار بی خوابی می شوند و افراد خسته هم نمی توانند بخوبی با موقعیت های استرس زا سازگاری شوند که این خود سیکل معیوبی را می سازد .

هر چه افراد بتوانند به میزان خوب و کافی بخوابند عملکرد بهتری خواهند داشت . افراد مضطرب حدوداً به 10 ساعت خواب نیاز دارند (میانگین خواب طبیعی در شبانه روز 7 تا 8 ساعت می باشد . )

افراد مضطرب باید 30 تا 60 دقیقه زودتر به رختخواب بروند . خواب نیمروز اگر به موقع و کوتاه باشد مفید است (حدود 5 تا 20 دقیقه ، ساعت ها قبل از غروب ) خواب نمیروزی بیش از 30 دقیقه احساس سستی و کرختی پدید می آورد و برای افرادی که دچار بیخوابی هستند مفید نمی باشد .

اوقات فراقت و تفریح :

طول اوقات فراغت و سطح آشفتگی و استرس افراد نسبت معکوس دارد (یعنی هر چه تفریح کمتر شود استرس و آشفتگی بیشتر می شود ) . افراد باید جداولی را که شامل ستونهای کار ، خانواده ، جامعه و خود می باشد را پر کنند تا دریابند که در طول هفته چه درصدی از زمان و انرژِ نشان صرف این موارد گشته است .

کسانی که برای خود برنامه تفریح قائل نمی شوند در حقیقت به خودشان اجازه این که از وقت و زندگیشان لذت ببرند را نمی دهند . یکی از بزرگان چنین می گویند :

« تعجب می کنم از مردمانی که یک عمر تلاش می کنند تا به پول دست یابند و در نهایت همان پول را خرج می کنند تا به سلامتی شان دست یابند .»

 

عقاید :

عقاید بیشتر از 2 طریق ایجاد استرس می کنند :

  • در مورد رفتاری که از این عقاید ناشی می شود مثلاً اگر شما معتقدید که کار باید بر تفریح و لذت ارجح باشد شما تواماً کار خواهید کرد و کمتر اوقات فراغت خواهید داشت یا اگر معتقد باشید که نیازهای دیگران بر نیازهای خودتان ارجح است شما تا حد زیادی خود را فراموش خواهید کرد . به طور کلی عقاید به ما نوعی دانش ، بینش و ارزش داده و منجر به افزایش تلاش و کاهش آرامش در افراد مختلف می شود .
  • روش دومی که عقاید ایجاد استرس می کنند وقتی است که آنها بر خلاف عقاید سایر افراد باشند . مثلاً پدر و پسری که عقایدشان با هم متفاوت می باشد که منجر به خشم و استرس در خانواده می شود در اینجا افراد باید از عقاید اشتباهاتشان آگاه گردند و آنها را اصلاح نمایند .

سیستم حمایتی :

اگر افرادی که تحت تاثیر استرس می باشند از مشکلاتشان صحبت کنند و آنها را با دیگران در میان بگذارند احساس بهتری کسب خواهند کرد .

در اینجا نقش یک شونده صادق و همدل و مورد اعتقاد تاثیرات درمانی مثبتی خواند داشت . اکثر افراد پس از توصیف رخدادهای تلخ زندگی شان گریه می کنند و سپس با بیان بسیاری از واقعیت ها آنها را می پذیرند و تا حد زیادی آرام می شوند . شنونده لازم نیست چیز خاصی بگوید فقط باید حضور فعال داشته باشد یعنی با دقت گوش کند و توجه نگرانی و همدلی خود را به مقابل نشان دهد و گهگاه در صورت نیاز فیدبکهای مناسب اعم از تشویق نصیحت و گوشزدهای مختلف را ارائه دهد.

از قدیم گفته اند : « وقتی مشکلی را با کسی در میان بگذاری در حقیقت آن مشکل را نصف کرده ای » .

افرادی که تحت استرس می باشند باید یک سیستم حمایتی قابل اعتماد از خویشاوندان ، همکاری و دوستان خود فراهم آورند و در مواقع نیاز از آنها طلب کمک حمایت و مشاوره نمایند .

شیوه دیگری که برای اکثر افراد مفید شناخته شد « نوشتن»است .

هنگامی که افراد مضطرب و یا عصبانی می شوند که آنها پیشنهاد می شود که نامه ای را در مورد شخص و یا مسئله ای که منجر به استرس در آنها گشته است بنویسد البته آنها نامه را برای هیچکس ارسال نمی کنند و این نامه ها باید از بین بروند و فقط در جهت ابراز احساسات آنها مفید می باشد . بازخوانی این نامه (فقط استرس را تقویت نموده و موجب شکل گیری مجدد خشم و اضطراب می شوند )

شوخی :

شوخی روش خوشایند و جالبی برای کاهش اضطراب و در حقیقت پادزهر آن می باشد خنده استرس و فشار روانی را تسکین می بخشد در واقع در چنین مواقعی که فرد تحت استرس خندیدن کاری بس دشوار است ولی اگر بتواند با شوخی و طرز موجب خنده خویش گام بزرگی را در سازگاری با آن موقعیت و کنترل استرس برداشته است . البته باید توجه کرد که جهت پیکان طرز و شوخی نباید بسوی دیگران باشد چون در این صورت ما گرچه موجب خنده خویش شده ایم ولیکن به دیگران آسیب بزرگی وارد آورده ایم .

انحراف ذهن :

فعالیت هایی را انجام دهید که توجهتان را از مورد یا موقعیت استرس زا منحرف نماید مثلاً از 1000 سه تا سه تا کم کنید . گل های قالی را بشمارید و به طرح فرش توجه کنید یا یک باند کشی دور مچتان ببندید و کلاً افکاری که مزاحم شماست را دور کنید همچنین داشتن یک Time-out برای استراحت در حین کار و فعالیت و پیاده روی کوتاه مفید می باشد البته این راه ها مشکل فرد را حل نمی کند بلکه فرصتی را برای استراحت و کاهش استرس فراهم می آورد سپس فرد مجدداً به مسئله باز می گردد و با احساس راحت تر و عملکرد بهتر ذهنی مشکل را حل می نماید .

بیانات شخصی خود آفرین :

در این روش از تلقین مثبت جهت ایجاد آرامش استفاده می شود دلایل ایجاد استرس را برای خود بیان نمایید و سپس عبارات و جملاتی که غلبه و تسلط شما را بر این حالت و موقعیت ها ابراز می نماید تصور کرده و به خود بگویید مدام از عبارت های آرامش بخش استفاده نمایید و نکات مثبت خود را بازگو نمایید و تصور کنید که با اتکا به این خصوصیات مثبت براحتی این موقعیت ها را سپری خواهید کرد .

روشهای کنار آمدن با استرس :

وقایع استرس زا مردم را از نظر هیجانی ، شناختی ، فیزیولوژیکی تحت تاثیر قرار می دهند . ولی مردم روش هایی برای برخورد با استرس زاها و اثرات آنها دارند . مردم اثرات زیانبخش استرس زاها را با راهبردهای کنار آمدن کاهش می دهند .

کنار آمدن یعنی هر نوع تلاش ، سالم یا ناسالم ، هوشیار یا ناهشیار برای جلوگیری ، از بین بردن یا ضعیف کردن استرس زاهاست یا تحمل کردن اثرات آنها به طوری که حداقل آسیب رسانی داشته باشند معمولاً 2 شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد به صورت مستقیم و به صورت دفاعی :

روش مستقیم :

مستلزیم توجه شخصی به واقعه استرس زا و به کار گیری امکانات رفتاری و شناختی برای تغییرات واقعه است به طوریکه موقعیت از استرس زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند .

کنار آمدن دفاعی :

مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا ، زمانی که رخ داد ه است یا جلوگیری کردن از پاسخ هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی به آن و از این رو کاهش دادن اثرات آن است .

منابع لازم برای مبارزه با استرس :

  • سلامتی و توانایی
  • افکار مثبت
  • منبع کنترل
  • توانایی اجتماعی شدن
  • حمایت اطرافیان
  • امکانات مالی

 

ادبیات نظری :

دیدگاه پزشکی ، استرس یک حالت ارگانیک است که معمولاً با افزایش فشار خون و ضربان قلب و پریدگی رنگ چهره و نشستن عرق بر پیشانی همراه است و تحت شرایط مناسب می تواند موجب تغییرات در عملکرد جسمانی شود که اگر شدید و یا مزمن باشد به نوبه خود منجر به بیماری می گردد . (فیمی ، 1381 ، ص 19)

علیرغم این واقعیت به عقیده انگلس ، فشار عصبی را نباید با مفهوم نوعی نیرو که شخص قربانی آن می شود همچنین استرس را نباید به عنوان نفوذ غرب روانشناسی و یا جامعه شناسی که به تنهایی می تواند باعث فرو ریختن شخص و یا باعث بیماری روانی و یا جسمانی او شود در نظر گرفت بر عکس استرس را به عنوان استرس را به عنوان عاملی مورد توجه قرار داد که می تواند عکس العمل متعدد ارکانیک را سبب شود که برخی از آنها ممکن است در ابتدا به بیماری نقش داشته باشد و برخی دیگر پاسخ های سالم و سازگارانه رشد شخصیت را موجب شوند (مجموعه مقالات اولین سمینار ترس و بیماری های روانی مقابله با استرس)

امروزه اغلب مردم کلمه استرس را به صورت موضوعی متداول و یا گونه ای از یک بیماری «اپیدمی» به کار می برند با تمام جنبه های منفی که در فرهنگ عام راجع به استرس وجود دارد . این پدیده دارای جنبه های مثبت نیز می باشد . جنبه منفی استرس مخرب با دلگرمی می گویند که از دریافت جزهای ناگوار و یا تقاضاهای غیر منطقی به فرد دست می دهد (بلورچی ، ص 32)

انواع استرس که دانشجویان با آن برخورد دارند امروزه مشخص شده اند و این انواع استرس به وسیله بشخ های عصبی و مسائل روانی – فیزیولوژیکی تشدید می شوند .

تحقیقات نشان داده که علائم فیزیولوژیکی استرس شامل انواع امراض فیزیکی و علائم روانی آن به نوبه خود بیماریهای روانی را به وجود می آورد .

از سوی دیگر پژوهش های انجام شده ثابت کرده که نوع و شدت واکنش های افراد در مقابل استرس های زندگی همیشه رابطه مستقیمی با شدت عوامل استرس زای زندگی نداشته بلکه در درجه اول با چگونگی درک و نحوه ارزیابی فرد از رویداد یا میزان احساس خطر و تهدید کنندگی واقعه برای وی در ارتباط می باشد (نیک خواه ، روش های برخورد با استرس های زندگی)

راههای مقابله با استرس از دیدگاه پزشکی :

نظریه پردازان اصلی این دیدگاه هانس سیله است . او در اواخر 1930 مقاله ای منتشر ساخت که باعث تحول درک دانشمندان از استرس گردید . دکتر سلیه ابتدا آگاهانه از بکار بردن واژه استرس برای بیان حالتی که تحقیق او کشف نموده بود امتناع می کرد اما متعاقباً نظرش را تغییر داد . مهمترین جنبه حائز اهمیت دیدگاه سلیه این بود که وی کاربرد سنتی را منفی ساخت او به تصویر استرس بر خلاف نمایاندن آن به عنوان عامل یا نیرو ، به عنوان نتیجه ای که در اثر حضور عامل یا نیروی دیگری درون یک موجود زنده ایجاد می شود توجه داشت . درک سلیه از استرسدر ارتباط یا علم فیزیولوژیک است که ریشه در مراحل تکاملی وابسته به علم زیست شناسی موجودات زنده دارد . الگوی زیست شناسی سلیه مبنای رویکرد های دیگری به مسئله استرس قرار گرفته است (بلوچی ، 1367 ، ص 217)از نظر استرس پاسخ غیر اختصاصی بدن نسبت به نیازهایی است که در آن بوجود آمده است . برای درک این تعریف نخست باید مفهوم غیر اختصاصی روشن شود .

هر نیازی در بدن حالت یگانه و خاص خود را دارد که مختص آن نیاز است . مثلاً هنگامی که در معرض سرما قرار می گیرند بدنمان می سوزد که گرمای بیشتری تولید شود ، رگهای خونی منقبض می شوند که گرمای کمتری از دست برود . هنگامی که در معرض گرما قرار می گیریم از دست دادن آب به صورت تعریق در سطح پوست ، تاثیر خنک کننده ای دارد .

هر دارو یا هورمونی اثرات خاص خود را دارد . داروهای تولید ادرار ، آن را افزایش می دهند . هورمون آدرنالین نبض را تند و فشار خون را افزایش می دهد و همزمان قند خون را بالا می برد در حالی که انسولین قند خون را کاهش می دهد با این وجود بدون در نظر گرفتن تغییرات ایجاد شده تمام این عوامل یک چیز مشترک دارند ، آنها نیاز برای سازگاری مجدد را افزایش می دهند . این نیاز غیر اختصاصی است و صرف نظر از اینکه مشکل چیست انطباق با آن ضروری است ، به عبارت دیگر عواملی که بر ما تحمیل می شوند علاوه بر اعمال اختصاصی شان ، ایجاد یک نیاز غیر اختصاصی برای انجام کنشهای سازگاری و ایجاد دیواره وضعیت بهنجار را در بر دارند که این مسئله مستقل از فعالیت های اختصاصی آنهاست .

نیاز اختصاصی برای فعالیت ، ماهیت و اساس استرس است .

تصور اینکه مسائل متفاوتی مانند سرما گرما داروها ، هورمونها ، غم و شادی می توانند واکنش یکسان بیوشیمیایی در بدن ایجاد نمایند مشکل است و مدتها طول می کشد تا وجود چنین واکنشها کلیشه ای در پزشکی پزیرفته شد (قریب 1371 ، ص 80)

آنچه در بالا اشاره رفت نظریه سلیه در مورد استرس بود . پژوهشگرانی که در زمینه فیزولوژیکی هستند (مثلاً مالسون وسیله) استرس را به عنوان یک پاسخ یا یک واکنش و یا یک سازگاری مه معمولاً بدنی است نسبت به محرکات محیطی و یا تغییری می دانند در حالیکه در گفتگوهای معمولی و کلاً در زمینه های روانپزشکی روانشناسی و جامعه شناسی ، استرس نه به عنوان یک واکنش بلکه به عنوان یک محرک در نظر گرفته می شود . از دیدگاه سلیه ، استرس همیشه در زندگی شخص عامل منفی بشمار نمی آید . در دیدگاه او فقط زمانی که استرس شخص را مغلوب ساخته و موجب ناراحتی وی می گردد ، آسیب رساننده است .

در اواخر دهه 1930 و اوایل 1940 سیله یک پاسخ پیچیده در آزمایشات حیوانی را به یک سری وقایع آسیب رسان گزارش داده ، این وقایع شامل تزریق مواد آلوده ، عفونت ، ضربه ، گرما ، سرما ، محرکهای عصبی بود و تغییرات همزمان با آنها یعنی بزرگ و فعال شدن غدد فوق کلیوی و تحلیل غده تیموس و برآمدگی لنفها و ایجاد زخم معده روده ای را مشخص ساخت (قراچه داغی ، 1373 ، ص 72)

سلیه استرس را به عنوان حالتی توصیف می کند که به وسیله یک سندروم آشکار می شود یعنی توسط یک سری جریانات و حوادث پشت سر هم آشکار می شود . اولین سندرم را نشانگان سازگاری عمومی نامید که شامل 3 مرحله زیر است :

  • مرحله اول : واکنش هشدار
  • مرحله دوم : مقاومت
  • مرحله سوم : تخلیه ، فرسودگی

مرحله اول که هشدار است شامل یک سری پاسخ های فیزیولوژیکی است که توسط تخلیه ایجاد می شود اگر استرس وجود داشته باشد ، اجباراً واکنش هشدار هم اتفاق می افتد . در این مرحله تخلیه حوادث بیولوژیکی در داخل ارگانیسم رخ می دهد . از قبیل بالا رفتن آدرنالین خون ، کم عمق شدن تنفس ، جریان یافتن خون از پوست و غشاء به عضلات و مغز ، سرد شدن دست و پاها ، تحریک هیپوتالاموس که به عنوان کلیه اصلی سیستم هشدار دهنده عمل می کند . اگر اترمور همچنان ادامه یابد مرحله دوم یعنی مقاومت شروع می شود . در این مرحله کلیه فعالیت های بدن برای مقابله با آن اترمور بسیج می شوند و واکنشهای مرحله اول از بین می روند و چنین به نظر می رسد که بدن به حالت نرمال برگشته است . خطری که در این مرحله وجود دارد طولانی شدن این مرحله است به عبارت دیگر اگر بدن برای مدتی در حالت بسیج و تهیج باقی بماند منابع تامین کننده این بسیج شروع به تحلیل رفتن می کنند .

بعد از این مرحله ، مرحله آخر یعنی تخلیه رخ می دهد در این مرحله بدن به طور فرآینده ای مستعد بیماری و اختلال در عملکرد ارگانهامی شود و این نکته مهم ارتباط بین استرس و بیماری می باشد در این حالت فرد نیاز به استراحت دارد .

دیدگاه روانشناسی :

استرس دیرینه پرداختن به استرس را می توان با دیدگاه دو گانه انگاری تن و روان و تاثیرات هر یک بر دیگری در نظریات افلاطون و ارسطو مربوط دانست .

از نظر واژه شناسی ، استرس کلمه یونانی است که در قرن 17 به معنای سختی و دشواری بکار رفته است ، در اواخر قرن 18 از استرس به معنای نیرو و فشار زیاد ، تلاش بسیار استفاده شده است . در سال 1910 اسلر علت سرفه بیماری از آنژینهای صوری (سکته خفیف قلبی) در بین شاغلین بهبود در محیطهای کاری برخورد تند و هیجانی انها دانست ( کوپر ، 1373 ، ص 97)

برای ما اهمیت دارد که بدانیم این ویژگی های شخصیتی که دیگر حوزه های زندگی بررسی شده اند چگونه در تجربه شاغل در محیط کار اثر می گذارد .

شخصیت نوع اول :

این نوع افراد همیشه شتاب زده اند و چون اغلب می کوشند در زمان محدودی کارهای هر چه بیشتری انجام دهند ، همواره دچار کمبود وقت هستند و به همین علت در یک زمان چند کار با هم انجام می دهند و وقتی که ساعاتی از وقتشان با فعالیت های پیش پا افتاده تلف می شود ، دچار بی حوصلگی می شوند .

 

دومین نوع شخصیت :

همیشه در تلاش ستیزه امیز به سر می برند . سائقی برای پیشرفت دارند که آنها را به رقابتی شدید با دیگران وا می دارد و در جریان این رقابت احساسهایدیگران را نادیده می گیرند . افراد نوع الف در محیط کار ، در زندگی خانوادگی و حتی در ساعات فراغت نیز رفتار رقابتی دارند و در نتیجه بیکار نمی نشینند .

سومین نوع شخصیت :

جزء تشکیل دهنده شخصیت چنین افراد دشمن شدید آنها است . ممکن است پیوسته از دیگران بدگمان و رنجیده خاطر و هم از اطرافیان خود به آسانی عصبانی می شوند . نظر دیگران در محیط کار نسبت به چنین افرادی این است که آنها آدمهایی هستند شکاک ، ستیزه جو و از دیگران به راحتی کینه به دل می گیرند .

ویژگی های شخصیتی معنی مانند : حس سامان یافتگی ، می توانند با مهار پذیر تر کردن وضعیت های دشوار به حل استرس شغلی کمک کند .

دوم : وقتی استرس شغلی پرداخته می شود زندگی خانوادگی افراد نیز مورد توجه قرار گیرد زیرا استرس ناشی از کار ممکن است به خانه سرازیر شود به همین نحو استرس محیط خانوادگی به محل کار منتقل شود.

سوم : به علت فقدان کنترل عاملهای استرس شغلی که پاسخهای عادی مقابله را بی اثر می کند ، مقابله با استرس ناشی از کار با مشکلات خاصی روبرو است . از این رو مداخله در استرس شغلی که هدف آن یا منشاء محیطی استرس است یا پاسخهای فردی در برابر استرس ارزش حیاتی دارد (خواجه پور ، 1377 ، ص 145)

مقابله با استرس از نظر دیدگاه روانشناسی :

انسان به ندرت تسلیم استرس می شود . بلکه سعی می کند با آن مقابله کند . رفتار مقابله ای به معنای کوشش برای کنترل فشارهایی که بیش از اندازه و توانایی فرد می باشد است . منظور از مقابله رفتاری است که مردم در مقابل آسیب پذیری روانی که توسط تجربیات سخت و مشکل آفرین اجتماعی ایجاد می شوند از خود بروز می دهند . رفتاری که به طور چشمگیری از میزان فشارهایی که اجتماعات به افراد خود وارد می آورند می کاهد .

مقابله از نظر فولکمن و لازاروس عبارت است از (تلاشهاش شناختی و رفتاری فرد به منظور غلبه بر تنش روانی تحمل کردن ، کاهش دادن یا به حداقل رساندن آن است ) لازاروس و فولکمن (1979) در ارتباط با رفتار مقابله ای 2 مورد را مهم دانسته اند :

یکی ارزیابی شناختی و دیگری منابع مقابله ای و معتقدند که ارزیابی شناختی به تجارب گذشته و منابع مقابله ای افراد بستگی دارد آنها در ادامه اظهار داشتند که منابع را می توان به 5 دسته تقسیم کرد:

1-شبکه روابط اجتماعی : هر چه افراد در روابط اجتماعی خویشتن منسجم تر و صمیمی تر باشند مقابله موفقتری خواهد داشت .

2-مهارتهای حل مشکل : آنها معتقدند که افراد با تمایل به مقابله متمرکز بر موقعیت در تسلط بر مشکلات موفقتر می باشند .

3-اعتقادات خانوادگی و فردی : اکثر محققین معتقدند یکی از عواملی که تاثیر استرس را به حداقل می رساند اعتقادات مذهبی و دینی است .

4-منابع مالی : خانواده هایی با وضعیت اجتماعی – اقتصادی مناسب در برابر استرس بهتر عمل می کنند تا خانواده هایی که در شرایط نا مناسبی از نظر اجتماعی – اقتصادی بسر می برند .

5-سلامتی ، انرژی ، ویژگی های اخلاقی و شخصیتی

انواع روشهای مقابله :

لازاروس (1981) 4 شیوه را برای مقابله شرح داد :

1-راهبردهای ابزاری : فعالیت مستقیم که معطوف به اداره کردن و مهار تهدید توسط خود محرکهای تنش زا است .

2-راهبردهای درون روانی : که از ابتدا هدفش تنظیم یا به حداقل رساندن آشفتگی هیجانی همراه با تنش روانی است .

3- مهار فعالیت : اشاره به توانایی مقاومت در برابر فعالیت در زمانی که آن فعالیت احتمال صدمه ، خطر یا تعارض با قیود اخلاقی را افزایش می دهد می شد .

4-جستجوی اطلاعات : با آن دسته از فعالیت های ابزاری مربوط می شود که پایه و اساس عمل را فراهم می سازد و همچنین نوعی حمایت را جهت تسکین و تعدیل آشفتگی هیجانی ارائه می دهد .

]]>

آشنایی با مدیریت زنجیره تامین و طراحی راه حل لجستیک واسه اون

 



مدیریت زنجیره تامین چیه

عناصر زنجیره تامین

یک زنجیره تامینِ آسون از عناصر مختلفی تشکیل شده که از راهِ حرکتِ اجناس در امتداد زنجیره، با همدیگه در رابطه می شن. مشتری، نقطه شروع و پایان هر زنجیره تامینه.

  • مشتری: زنجیره رویدادها با مشتری شروع می شه. اول مشتری تصمیم میگیره تا محصولی رو که یک شرکت واسه فروش عرضه کرده، بخره. مشتری با واحد فروش شرکت تماس میگیره و واحد فروش هم سفارش خریدِ مقدار مشخصی رو که باید در تاریخ خاصی تحویل داده شه، وارد می کنه. اگه محصول هنوز تولید نشده باشه، در سفارش خرید، شرایطی هم تعیین می شه که باید به وسیله مرکز تولیدی برآورده شه.
  • برنامه ریزی: شرایط تعیین شده در سفارش خرید مشتری با بقیه سفارشات ترکیب می شه. بخش برنامه ریزی طرحی تولیدی رو ایجاد می کنه تا اجناس مورد نظر واسه تأمین سفارش مشتری تولید شه. واسه تولید اجناس، شرکت اول باید مواد راحت ی لازم رو بخره.
  • خرید: بخش خرید، فهرستی رو دریافت می کنه که شامل مواد راحت و خدمات مورد نیاز واسه بخش تولیدیه. بخش تولید با استفاده از این مواد راحت و خدمات، سفارشات مشتریان رو تولید می کنه. بعد بخش خرید، سفارشات خرید رو به تأمین کنندگانِ منتخب ارسال می کنه تا مواد راحت ی لازم واسه سایت تولیدی رو در تاریخ تعیین شده تحویل بدن.
  • موجودی: مواد راحت از تأمین کنندگان دریافت می شه، از نظر کیفیت و درستی بررسی می شه و به انبار انتقال پیدا میکنه. بعد تأمین کننده واسه اقلامی که تحویل داده، فاکتوری رو به شرکت ارسال می کنه. مواد راحت تا زمانی که به وسیله بخش تولید مورد استفاده قرار بگیره، در انبار ذخیره می شه.
  • تولید: طبق طرحی تولیدی، مواد راحت از انبار به محوطه ی تولید انتقال داده می شه. اجناس پایانیِ سفارش داده شده به وسیله مشتری، با استفاده از مواد راحت ی خریداری شده از تأمین کنندگان تولید می شه. انواع تولید شده پس از تولید پایانی و آزمایش، دوباره در انبار ذخیره می شه و بعد به مشتری تحویل داده می شه.
  • حمل و نقل: وقتی محصول پایانی به انبار می رسه، بخش حمل و نقل کارآمدترین روش ارسال اجناس رو به صورتی تعیین می کنه که اجناس، در تاریخ تعیین شده به وسیله مشتری یا قبل از اون، به مشتری تحویل داده شه. وقتی کالا به وسیله مشتری دریافت می شه، شرکت فاکتوری رو واسه اجناس تحویل داده شده، ارسال می کنه.

سطوح فعالیت در مدیریت زنجیره تامین

شرکتا واسه اطمینان یافتن از این مسئله که زنجیره تامین به بیشترین حد کارایی ممکن رسیده و به بالاترین سطح رضایت مشتری با کمترین هزینه دست یافته ان، از فرآیندهای مدیریت زنجیره تامین و تکنولوژیای مربوطه استفاده می کنن. مدیریت زنجیره تامین از ۳ سطح فعالیتِ هدفمند، تاکتیکی و عملیاتی تشکیل شده و بخشای مختلف شرکت، بر این سطوح فعالیت تمرکز می کنن:

  • هدفمند: در این سطح، مدیریت شرکت تصمیمایی هدفمند در سطوح بالا و در مورد شکل سازمان انجام می کنه که به مواردی مثل اندازه و محل سایتای تولید، مشارکت با تأمین کنندگان، اجناس مورد نظر واسه تولید و بازارهای فروش مرتبطه.
  • تاکتیکی: تصمیمای تاکتیکی بر کارایی تمرکز دارن که با بررسیای هزینه-فایده در رابطه هستن و مسائلی رو دربرمی گیرند مثل: استفاده از بهترین روشای صنعتی، پیشرفت ی راه حل خرید با تأمین کنندگان مورد علاقه، کار کردن با شرکتای تدارکاتی واسه پیشرفت ی روشای حمل و نقل مقرون به صرفه و پیشرفت ی راه حلای انبارداری واسه کاهش هزینه ذخیره سازی موجودی کالا.
  • عملیاتی: تصمیما در این سطح، هر روز در کسب و کارایی انجام می شه که بر چگونگی حرکت اجناس در امتداد زنجیره تأمین اثر می ذارن. تصمیمای عملیاتی، ایجاد تغییر در برنامه تولید، توافقنامهای خرید با تأمین کنندگان، گرفتن سفارش از مشتریان و جابه جایی اجناس در انبار رو شامل می شه.


تکنولوژی مدیریت زنجیره تامین

اگه شرکتی توقع داره که از امتیازات مراحلِ مدیریت زنجیره تامینِ خود بهره مند شه، باید روی تکنولوژی سرمایه گذاری کنه. ستون اصلی خیلی از شرکتای بزرگ، نرم افزارهای خیلی گرون ی برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، مثل SAP و اوراکل بوده.

استفاده از نرم افزار در شرکتا، کل زنجیره تامین شرکت (از خرید مواد راحت تا خدمات گارانتیِ انواع فروخته شده) رو شامل میشه. پیچیدگی این نرم افزارها به صرف هزینه زیادی نیاز داره که فقط شامل هزینه پولی نیس و به زمان و منابع لازم واسه اجرای موفق یک نرم افزار در سطح سازمان هم نیاز داره. خرید نرم افزار مناسب به وسیله مدیریت ارشد و آموزش کافی پرسنل، اهمیت زیادی در موفقیت اجرای نرم افزار داره. حالا نرم افزارای ERP زیادی واسه انتخاب هست و باید گزینه ای رو انتخاب کرد که با نیازای کلی زنجیره تأمین شرکت، تناسب داره.

از زمان اجرا گسترده ی فناوریای اینترنتی، تموم کسب و کارا می تونن از امتیازات نرم افزارهای طبق وب و ارتباطات اینترنتی بهره مند شن. ارتباطات لحظه ایِ بین فروشندگان و مشتریان، به روزرسانیای به موقعِ اطلاعات رو ممکن کرده که اهمیت زیادی در مدیریت زنجیره تامین داره.



ایجاد راه حل لجستیک واسه مدیریت زنجیره تامین

معنی راه حل لجستیک در مدیریت زنجیره تامین

وقتی شرکت، راه حل لجستیکی رو ایجاد می کنه، سطح خدماتی رو تعیین می کنه که در اون سطح، سازمان لجستیکی شرکت بیشترین سودآوری و کاهش هزینه رو داره. از اونجا که زنجیره های تأمین، پیوسته در حال تغییر و تغییر هستن، ممکنه که شرکت چند راه حل لجستیک رو واسه خطوط محصول خاص، کشورهای خاص یا مشتریان خاص پیشرفت بده.

دلیل اجرای راه حل لجستیک در مدیریت زنجیره تامین

زنجیره تامین، پیوسته در حال تغییره و این تغییر می تونه بر هر سازمان لجستیکی تأثیر بزاره. شرکتا واسه اینکه بتونن خود رو با نرمیِ زنجیره تأمین موافق کنن باید یک راه حلِ لجستیکِ رسمی رو در سازمان پیاده کنن. از این راه شرکت می تونه اثر تغییرات نزدیک الوقوع رو شناسایی کنه و واسه اطمینان از کاهش نیافتن سطح خدمات، تغییراتی سازمانی یا عملکردی رو بسازه.

عوامل درگیر در پیشرفت ی راه حل لجستیک

هر شرکت می تونه پیشرفت ی راه حل لجستیک رو با توجه به ۴ سطح متفاوت سازمان لجستیک خود، شروع کنه:

  • هدفمند: راه حل لجستیک باید با بررسیِ اهداف شرکت و تصمیمای زنجیره تامینِ هدفمند، به این مسئله بده که سازمان لجستیک چیجوری به رسیدن به اون اهداف سطح بالا کمک می کنه.
  • ساختاری: راه حل لجستیک باید به بررسی مسائل ساختاریِ سازمان لجستیک بده، مثل تعداد مناسب انبارها و مراکز پخش یا اینکه چه کالاهایی باید در کارخانه تولیدی خاصی، تولید شه.
  • عملکردی: راه حل باید به بررسی این مسئله بده که چیجوری باید هر کارکرد جدا از هم در سازمان لجستیک، به بالاترین سطح عملکردی برسه.
  • اجرایی: مسئله مهم در پیشرفت ی هر راه حلِ لجستیکِ موفق، چگونگی اجرای اون راه حل در سراسر سازمانه. برنامه لازم واسه اجرای راه حل، شاملِ پیشرفت یا پیکربندی سیستم اطلاعات، معرفی سیاستای جدید و روش ها و پیشرفت ی برنامه مدیریت تغییره.


مؤلفهای مهم در پیشرفت ی راه حل لجستیک

در زمان بررسی ۴ سطح سازمان لجستیک، باید تموم مؤلفهای عملیات مورد بررسی بگیره تا مشخص شه که صرفه جویی در هزینه های پنهون قابل دستیابیه یا نه. بخشای ترکیبی متفاوتی واسه هر شرکت هست، ولی این فهرست دست کم باید شامل موارد زیر باشه:

  • حمل و نقل: راه حلای فعلی حمل و نقل، به بالا رفتن سطح خدمات کمک می کنه؟
  • برون سپاری: از چه نوع برون سپاری در پیرو لجستیک استفاده شده؟ مشارکت با شرکتِ لجستیکِ ثالثی موجب بهبود سطح خدمات می شه؟
  • سیستمای لجستیک: سیستمای لجستیک فعلی، سطحی از داده ها رو فراهم می کنن که واسه اجرای موفق راه حل لجستیک لازمه، یا سیستمای جدیدی مورد نیازه؟
  • رقبا: بررسی کنین که رقبای شما چه خدماتی عرضه می کنن. تغییر خدمات مشتریان، موجب بهبود سطح خدمات می شه؟
  • اطلاعات: اطلاعاتی که در سازمان لجستیک مورد استفاده قرار میگیره، اطلاعاتی لحظه ای و درسته؟ اگه اطلاعات نادرست باشه، تصمیمایی که طبق اونا گرفته می شه هم نادرست هستش.
  • مرور راه حل: اهداف سازمان لجستیک، هم جهت با اهداف و راه حلای شرکته.

واسه شرکتایی که سعی می کنن تا سطح خدمات رو با وجود تغییرات ایجاد شده در زنجیره تأمین، در بالاترین حد نگاه دارن، وجود راه حل لجستیکی که به طور موفق اجرا شده باشه، اهمیت زیادی داره.

هدف از هر راه حل لجستیک یا زنجیره تامین، اطمینان یافتن از این مسئله که شرکت به مشتریان خود، در زمانِ نیاز، چیزی که رو که می خوان، ارائه می ده و با کمه کم هزینه ممکن به این اهداف دست پیدا میکنه. با دنبال کردن این دستورالعملا می تونین اطمینان پیدا کنین که لجستیک شما طبق نیازای مشتریان، اهداف مربوط به میزان موجودی و اهداف کاهش هزینه های شرکته.

شما باید به طور منظم، راه حل لجستیک شرکت خود رو بازنگری کنین، چون زنجیره های تامین و اولویتای زنجیره تامین متغیره. مثلا اگه تأمین کنندگان شما بیشتر در اروپا بودن و حالا (به دلیل تغییر در زنجیره تامین) تأمین کنندگان شما بیشتر در آسیا قرار دارن، باید راه حل لجستیک فعلی خود رو مورد بررسی بذارین. شاید ارائه دهندگان خدماتِ حمل و نقل و باربری که در گذشته با اونا کار می کردین، حالا شرکای هدفمند مناسبی واسه زنجیره تامینِ جدیدِ شما نباشن. شما باید هدف خود از سطح خدمات رو مشخص کنین و چشم انداز لجستیک فعلی تون رو ترسیم کنین. به اهدافی که واسه سطح خدمات تعیین کرده بودین، دست پیدا کرده این؟ اگه اینجور نیس، زمان اون رسیده که نگاه دقیق تری به راه حل لجستیک خود بندازین.

برگرفته از: thebalance.com thebalance.com


]]>