دانلود پایان نامه

«ولنیجعلاللهللکافرین علی المؤمنینسبیلاً: خداوندهرگزبر (زیان) مؤمنان،برای کافرانراه (تسلطی) قرارندادهاست.»عزتواستقلالخودراحفظکندومتکیبهسایرین نباشد.

امامخمینی(ره) میفرمایند: «علوممطلقا،خصوصاعلوماسلامی،اختصاص به قشریدونقشرینداردوبانوانمحترمایران،درطولانقلابثابت کردندکههم دوش مردانمیتواننددرفعالیتهایاجتماعیوسیاسی،خدمات ارزشمندیبهاسلامنمایندو در تربیتوتعلیمدرجامعهپیشتازباشند». (موسوی الخمینی، 1387)
دونکتهاساسیدررابطهباگسترهعلومیکهزنحقآموزشآنهارادارد:
الف) اذنپدرومادر: درحقآموزشعلومیکهبیانشد،یکسریمسائلبایدلحاظ شود. برایمثال،طبقدیدگاهاجماعیمیانفقها،اذنپدرومادردرسفر،برایطلب دستهایاز علوم،شرطمیباشد (البتهجایگاهبحثوقتیاستکهدرشهرمحل سکونتفرد،آنعلم موجودنباشد). اگرسفربرایمعرفتعلمعینیماننداثبات خداوند،نبوت،امامتومعاد باشد،احتیاجیبهاذنپدرومادرنیستواگرسفر برایطلبعلومیباشدکهواجبکفایی هستندیااصلاًواجبنیستندمانندعلوم ادبی،اذنآندوشرطاست. (حرّ عاملی، 1409ق) البته پس از سن بلوغ برای فراگیری دانش نیازی به اذن ایشان نیست.
ب) اذنشوهر: دراسلام،دخترانوزنانبیشوهربرایکسبعلمومعرفتآزادی نامحدودیدارندولیزنانشوهرداربهحکمتقبلمسئولیتهاییدرزندگی، محدودیتهاییدارند،درعینحال،بهخاطراهمیتعلمومعرفتازآزادیواجبو مشروع برخوردارند.درمورداذنزوجآنچهمشهورفقهاپذیرفتهاندایناستکه فراگیریعلمبردو قسماست: یکقسم،سلسلهعلومیاستکهفراگیریآنهااز واجباتعینیاستودر فراگیریایندستهازعلوم،مردحقمنعنداردواگرمنع نمودموافقتشواجبنیستو خروجزوجهازمنزلبرایفراگیریاینعلوم،نشوز محسوبنمیشود. همهفقهامیگویند: اگرشوهر،خودبهموازینواحکامومعارف دینیدانااست،براوواجباستبههمسرش آموزشدهدوگرنهحقممانعتاز خروجزن،برایآموزشاینعلومندارد. اماقسمدیگر، علومیاستکهفراگیریآنها واجبکفاییاستواگرچنانچهدراینبخشازعلوم،دیگران بهحدکفایتنرسند، فراگیریاینقسمازعلوم همانند قسم اول،برزنواجبعینیمیشودوبازمرد،حق منعندارد؛در سایرموارد،مرد،حقمنعداردامازنمیتواندشرطکندوبگویدمنبااین شرط کارهایمنزلراانجاممیدهمکهاینمقدارازوقترابرایفراگیریعلوماختصاص بدهموایندراختیارخوداوست. چنانکهدرجریانازدواجحضرتزینب (س) با همسرش، درحینعقداینموضوعشرطشد. (نجفی، 1390)
ابنحجرعسقلانیدرکتابالاصابهفیتمییزالصحابهاز1522زنصحابی،درزمان پیامبر (ص) کهگروهیازآنهامصادرفقه،حدیث،تفسیر،تاریخوحقوقاسلاماندنام بردهاست. شیخصدوقنیزسهتناززنانبهنامهایبانومریسه،بانوصفیهوبانوبهجت کهازاسناد معتبرروایات،مشایخواساتیدحدیثاوهستندرادرکتبخویشنامبرده است. (نوری، 1347)مونسهایوبیه،شامیهتیمیهوزینببغدادینیزاززنانپیشتازدر رشتههای مختلفعلوماعمازقرآن،حدیث،فقهو … بودند.اززنان صحابیکهروایاتشنیدهازپیامبر (ص)رابرایمردمروایتمیکرد میتوانیمبهحضرت فاطمه (س) اشارهکنیم. (صفری، 1386)
گاهیاوقات،پیامبر (ص) شخصاًبهآموزشزنانمیپرداختندوزناننیزسؤالاتخود رااز پیامبر (ص) میپرسیدند؛بهعنوانمثال،زینبعطارهازچگونگیآفرینشجهان پرسیدو رسولخدا (ص) نیزپاسخاورابهشرح بازگفت. (مهریزی، 1381)
2-1-3. فقه و کتابت زنان
کسب علم به ویژه علوم دینی یکی از فضایل بلکه فرایض به شمار میرود. در آیات قرآن کریم دانشمندان مورد ستایش قرار گرفتهاند.«یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات.» در احادیث صحیحه بسیاری به دانشآموزی بسیار توصیه شده بهطوری که ارزشمندی مردم را در سه مقام عالم یا متعلم یا دوستدار علم بودن خلاصه نموده و سایرین همج رعاع ( مردمی پست و بیهدف ) شمرده شدهاند.

همانطور که بیان شد از جمله علومی که باید کسب کرد احکام دینی است که فقها بر این وجوب اجماع دارند. (روح الله خمینی، 1386) زنان به عنوان افراد مکلف نیز مشمول این فتوا هستند. پس باید یا خود به تحصیل علوم دینی تا حد اجتهاد بپردازند یا قدرت تشخیص مجتهد اعلم را داشته و برای مراجعه به رساله عملیه مرجع تقلید خود و فهم صحیح احکام نزد فرد آگاهی آنها را بیاموزند و از سواد خواندن بهرهمند باشند. اشتغال به عبادات مستحب مانند تلاوت قرآن و خواندن ادعیه هم به سواد خواندن نیاز دارد.
افزون بر علوم دینی، رفع نیاز جامعه به تخصصهای زنان در مشاغل پزشکی، تدریس، آسایشگاههای معلولان ، سالمندان و… در زمان حاضر تنها با کسب علم از کودکی تا جوانی در خارج از منزل و همه روزه، امکان پذیر است.
علاوه بر این موارد، زن به عنوان یک انسان، حق فرهیختگی و بالفعل کردن استعدادهای بالقوه خود را دارد یکی از این استعدادها میل به دانایی و خروج از جهل و رسیدن به درجات علما و مشارکت در استقلال کشور اسلامی خود است.
با این توضیحات و این که دختران با رسیدن به سن بلوغ و تکلیف مختارند و هیچ حرمتی بر کسب علم وجود ندارد پس منعی در برابرشان به منظور فراگیری دانش نیست و برای این کار نیاز به اذن والدین ندارند.
با این وجود برخی از فقهای متقدم فتوا به کراهت آموزش نوشتن به زنان دادهاند شیخ مفید در احکام النساء میفرماید: «و یکره لهُن تَعلم الکتابه و قراءه الکتب» مستند ایشان روایت نبوی ذیل است:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« لاتنزلوا النساء بالغرف و لا تعلموهن الکتابه و علموهن المغزل و سوره النور» (کلینی، 1407) « زنان را در طبقه بالا سکونت ندهید و نوشتن را نیاموزیدشان بلکه ریسندگی و سوره نور را بیاموزیدشان».
همچنین در کتب حدیث شیعه؛ مانند کافی و من لا یحضر و همچنین «حاکم» درکتاب «المستدرک» خود از قول پیامبر(ص) آورده، به زنان نوشتن یاد ندهید: «لا تعلّموهن الکتابه»
به همین سبب تا نسل قبل از ما، اغلب زنان خانوادههای مذهبی که موفق به کسب علم شده بودند تنها خواندن را میدانستند و از قدرت نوشتن محروم بودند در زمان حاضر نیز در برخی جوامع یا خانوادهها این رسم جاری است. این محرومیت در واقع ناشی از فهم نادرست والدین و حتی بزرگان ما از حدیث شریف مذکور بود،بنابراین این سؤال مطرح است که؛این حدیث را چگونه می‌‌توان توجیه و تفسیر نمود؟
این حدیث از امام باقر و صادق ( علیهما السلام ) با سند آبایی از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است و راویان طبقه اول : سکونی (اردبیلی، ) و اسماعیل بن ابی زیاد (اردبیلی، 1408ق) که اولی ضعیف و دومی مشترک بین ثقه و ضعیف است پس روایت قابل استناد نیست. با این حال نقل آن در چهار منبع حدیثی آن را تا سرحد شهرت رسانده است. ابن ابی الحدید این عبارت را گفتار عمر بن خطاب برشمرده است. باید گفت که آیه الله خوئی، اسماعیل بن أبی زیاد را همان سکونی شعیری دانسته و او را فردی موثق و طریق وی را صحیح میداند. (خوئی، 1369)
این حدیث دارای چند متن مختلف و در مجموع توصیههای تربیتی درباره زنان است:
1 . در لب اللباب از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ):« لاتسکنوا النساء الغرف و لاتعلموهن الکتابه و استعینوا علیهن بالعری و اکثروا علیهن من قول لا فان نعم یغویهم علی المساله». (مجلسی، 1404)
2. سکونی از امام صادق ( ع) فرمود که رسول خدا ( ص) فرمودند: «لاتنزلوا النساء بالغرف و لا تعلموهن الکتابه و علموهن المغزل و سوره النور»
3. اسماعیل بن ابی زیاد از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لاتنزلوا النساء فی الغرف و لا تعلموهن الکتابه و لاتعلموهم سوره یوسف و علموهن المغزل و سوره النور». (شیخ صدوق، 1420)
همانطور که میبینیم این احادیث مشتمل بر توصیههای مستحب مانند آموزش ریسندگی و امر و نهیهای موجود در آن متوجه اولیاست نه خود زنان، و حکمت این توصیهها دور کردن زنان از فساد جنسی است. زیرا در سوره نور از کیفر زنا و آیات حجاب و حفظ فرج از نگاه و در سوره یوسف قصه عشق ورزی زن فرمانروای مصر به یوسف سخن به میان آمده است که آموزش سوره نور انگیزه دوری از زنا و حفظ حجاب را در زن تقویت میکند ولی آموزش سوره یوسف موجب تحریک جنسی او و احتمال وقوع در فساد زن را بیشتر میکند.
عبارت «لاتسکنوهن الغرف» نیز بر دور کردن زن از نظر نامحرم که معمولا طبقه بالا بر کوچه و خیابان و طبقات پایین منزل همسایگان مشرف است و این گونه نظرها زیادند تأکید دارد.
عبارات «استعینوا علهین بالعری» با برهنه گذاشتن زنان بر آنان کمک بگیرند. «علموهن المغزل» انگیزه او را بر خروج از خانه کاهش میدهد. زیرا وقتی لباسش به ویژه فاخر باشد و از طرفی در خانه با اشتغال به ریسندگی بیکار نمیماند و درآمدی نیز دارد، تمایلی به خروج ازخانه نشان نمیدهد.
عبارت «اکثروا علیهم من قول لا فان نعم یغریهم علی المساله» او را از مطالبات مستمر در همه خواستهها از جمله بیرون رفتن منصرف میکند.
بنابراین میتوان گفت عبارت «لاتعلموهن الکتابه» نیز به منظور دور کردن او از فساد جنسی و ارتباط با نامحرم گرچه مکاتبهای، گفته شده است و میدانیم حتی در زمان ما اینگونه مکاتبات سرچشمه فساد جنسی و در موارد بسیاری منجر به زنا و خیانت به شوهر میشود.
بنابراین همان‌گونه که آیات قرآن کریم باید با توجه به «شأن نزول»، «مطلق و مقید»، «عام و خاص»، «ناسخ و منسوخ» و … مورد تفسیر و تبیین قرار گیرد، روایات وارده از سوی پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نیز تمام این جهات را دارا می‌باشند که برای درک معنای واقعی آنها، باید تمام این موارد لحاظ شود؛از این‌رو اندیشمندان شیعی با در نظر گرفتن اینکه قرآن کتاب مقدس مسلمانان، یگانه کتابی آسمانی است که با گلواژه (اقرأ) که امر به خواندن است، آغاز شده است و روایاتی که به طور مطلق و یا حتی با نام بردن از بانوان، همگان را تشویق به علم آموزی نموده است.و با عنایت به شأن صدورروایت یاد شده از پیامبر اکرم(ص)، معنای این روایت را تعدیل نموده و آن‌را مقید به شرایط زمانی و مکانی خاص و نسبت به افرادی خاص دانسته‌اند و چنین گفته‌اند:
چون در زمان رسول خدا(ص) بیشتر خانه‌هایی که دارای طبقات بودند حصار و حجابی نداشتند و اگر زنان در آنجا ساکن می‌شدند در معرض چشم چرانی قرار ‌گرفته و یا خود به چشم چرانی می‌پرداختند؛ از این‌رو نشاندن زنان در طبقات فوقانی مورد نهی قرار گرفته است. هم‌چنین دلیل عدم آموزش نگارش به بانوان، جلوگیری از برخی سوء استفاده‌ها اعلام شده چون ممکن است برخی از آنان برای مردان اجنبی نامه نگاری کرده و مردان بیگانه نیز با سوء استفاده از این نامه هم مرد و هم زن را به فتنه و دردسر بیندازند. (مجلسی، 1406ق)چنانچه دلیل نهی زنان از آموختن سوره یوسفنیز جلوگیری از فتنه اعلام شده است. (مجلسی، 1406ق)
بر این اساس میتوان گفت: نواهی و اوامر موجود در این احادیث، از نوع نهی از مقدمه حرام است و طبق قواعد اصولی اجتناب از مقدمه حرامی که اختیار و اراده فاعل میان آن و ذی المقدمه (فعل) حرام فاصله انداخته و فاعل قصد ارتکاب آن را نداشته باشد، واجب نیست و آموزش آن کتابت در این حدیث از این نوع است حتی برای مردان.
البته می‌توان گفت: در آن زمان، نوشتن و خواندن قابل تفکیک بود؛ یعنی می‌شد افرادی با‌سواد باشند، اما توانایی نوشتن را نداشته باشند. بنابراین یاد ندادن نگارش به بانوان منافاتی با علم آموزی آنان نداشت و این روایت با روایاتی که تشویق به آموختن علم کرده‌اند در تعارض و تناقض نخواهد بود. مؤید این گفتار، بخش آخر روایت است که می‌فرماید به آنان سوره نور را بیاموزید.
بنابراین روایت مورد استناد از آموختن علم نهی نکرده، بلکه از یاد دادن نوشتن، در صورتی که موجب سوء استفاده و به فتنه افتادن شود نهی کرده است؛ لذا امروزه با توجه به تغییر شرایط و پیوند دانش و نگارش به گونه‌ای که جدایی بین آنها غیر قابل تصور است، نه تنها یاد دادن کتابت به زنان دارای کراهت نیست، بلکه مشمول روایات تشویق کننده به فراگیری علم و دانش می‌شود و دارای استحباب نیز خواهد بود.
علاوه بر آن، شاید مراد حدیث منع از آموزش نگارش نباشد، بلکه مراد، آن باشد که شغل کتابت – که در آن زمان شغل مرسومی بوده و در غالب موارد، مورد نیاز مردان بوده و مردان درگیر آن بودند – را به بانوان نیاموخته و آنان را وارد شغلی مردانه نکنید، بلکه مشاغلی را به آنان بیاموزید که کمکی برای پایبند نمودنشان به خانه و خانواده و تربیت فرزند

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع برنامه ریزی منطقه ای، ویژگی های فرهنگ
دسته‌ها: داغ ترین ها

دیدگاهتان را بنویسید