سهام ۵۴
جدول (۲-۳): خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سود ۸۵
جدول (۲-۴): خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه سیاست های تقسیم سود ۸۷
جدول (۳-۱): مدل مفهومی تحقیق ۹۷
جدول (۴-۱): شاخص های توصیفی متغیرها ۱۰۸
جدول (۴-۲): آزمون F لیمر برای انتخاب داده های تابلویی در برابر داده های تلفیقی ۱۱۰
جدول (۴-۳): آزمون هاسمن برای انتخاب الگوی اثرات ثابت در برابر الگوی اثرات تصادفی ۱۱۰
جدول (۴-۴): خلاصه مدل رگرسیونی الگوی اثرات تصادفی متغیرهای اقلام تعهدی ۱۱۱
جدول (۴-۵): آزمون کولموگروف- اسمیرنف (KS) سود تقسیمی ۱۱۳
جدول (۴-۶): آزمون کولموگروف-اسمیرنف سود تقسیمی تبدیل شده ۱۱۴
جدول (۴-۷): آزمون کولموگروف-اسمیرنف (KS) تغییرات سود تقسیمی ۱۱۵
جدول (۴-۸): آزمون کولموگروف-اسمیرنف تبدیل لگاریتمی تغییرات سود تقسیمی ۱۱۵
جدول (۴-۹): بررسی نرمال بودن توزیع متغیر وابسته ۱۱۶
جدول (۴-۱۰): آزمون ایستایی (پایایی) متغیرهای پژوهش ۱۱۷
جدول (۴-۱۱): آزمون F لیمر برای انتخاب داده های تابلویی در برابر داده های تلفیقی ۱۲۰
جدول (۴-۱۲): آزمون هاسمن برای انتخاب الگوی اثرات ثابت در برابر الگوی اثرات تصادفی ۱۲۱
جدول (۴-۱۳): ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای فرضیه اول ۱۲۲
جدول (۴-۱۴): نتایج آزمون فرضیه اول بر اساس ضریب همبستگی پیرسون ۱۲۳
جدول (۴-۱۵): خلاصه مدل خطی فرضیه اول و آزمون دوربین- واتسون ۱۲۳
جدول (۴-۱۶): تحلیل واریانس مدل رگرسیونی فرضیه اول (ANOVA) ۱۲۴
جدول (۴-۱۷): ضرایب رگرسیونی فرضیه اول ۱۲۵
جدول (۴-۱۸): بررسی همخطی بین متغیرهای مستقل در فرضیه اول ۱۲۶
جدول (۴-۱۹): آزمون F لیمر برای انتخاب داده های تابلویی در برابر داده های تلفیقی ۱۲۸
جدول (۴-۲۰): ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای فرضیه دوم ۱۲۹
جدول (۴-۲۱): نتایج آزمون فرضیه دوم بر اساس ضریب همبستگی پیرسون ۱۳۰
جدول (۴-۲۲): خلاصه تحلیل رگرسیونی فرضیه دوم ۱۳۰
جدول (۴-۲۳): تحلیل واریانس مدل رگرسیونی فرضیه دوم (ANOVA) ۱۳۱
جدول (۴-۲۴): ضرایب رگرسیونی فرضیه دوم ۱۳۲
جدول (۴-۲۵): بررسی همخطی بین متغیرهای مستقل در فرضیه دوم ۱۳۳
جدول (۴-۲۶): خلاصه یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها ۱۳۴
جدول (۵-۱): خلاصه یافته های تحقیق ۱۴۱
فهرست نمودارها:
نمودار (۲-۱): انواع هموارسازی سود ۳۶
نمودار (۲-۲): مکاتب فکری در مورد تقسیم سود ۶۷
فهرست شکل ها:
شکل (۴-۱): پراکنش باقیمانده ها در مقابل مقادیر پیش بینی ۱۱۲
شکل (۴-۲): برآورد پارامتر λ در داده های سود تقسیمی برای تبدیل نرمال ۱۱۴
شکل (۴-۳): ناحیه رد و قبول فرض صفر در سطح اطمینان ۹۵% ۱۱۸
شکل (۴-۴): نمودار پراکنش بین متغیرهای شامل در مدل رگرسیونی فرضیه اول ۱۲۱
شکل (۴-۵): نمودار باقیمانده ها در مقابل مقادیر برازش شده ۱۲۷
شکل (۴-۶): نمودار پراکنش متغیرهای مربوط به مدل رگرسیونی فرضیه دوم ۱۲۸
شکل (۴-۷): نمودار باقیمانده ها در مقابل مقادیر برازش شده ۱۳۴
چکیده
در پژوهش حاضر رابطه بین مدیریت سود و سیاست های تقسیم سود در شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور نمونه ای از شرکت های حاضر در بورس که صورت‏های مالی و گزارش فعالیت هیات مدیره مربوط به پایان سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ را منتشر کرده بودند، به روش حذف سیستماتیک انتخاب و با توجه به محدودیت های تحقیق در نهایت شامل ۷۰ شرکت گردید. اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از مدل تعدیل شده جونز (۱۹۹۵)، که در مطالعات قبلی (هاشمی و بهزادفر ، ۱۳۹۰ ، آقایی و دیگران ، ۱۳۹۱) نیز به کار رفته است به عنوان شاخصی برای اندازه‏گیری مدیریت سود در شرکت‏ها تعیین گردید و به منظور سنجش سیاست‏های تقسیم سود، از نسبت سود سهام پرداختی و مدل کاملا تعدیل شده لینتنر (۱۹۵۶) استفاده شد. فرضیه‏های پژوهش با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که بین دامنه اتکا به فعالیت های مدیریت سود و نسبت پرداخت سود سهام رابطه معنی داری وجود ندارد. نتیجه دیگر اینکه بین فعالیت های مدیریت سود در شرکت‏هایی که تغییرات سود تقسیمی پایداری دارند رابطه معنی‏داری وجود دارد. به عبارت دیگر، در این‏گونه شرکت ها، مدیریت سود نسبت به سایر شرکت ها بیشتر است. یافته های پژوهش در انطباق با تحقیق جهانزیب و همکاران (۲۰۱۲) که مدیریت‏ سود و سیاست های تقسیم سود در بورس کراچی در پاکستان را مورد بررسی قرار دادند و نیز منطبق با تحقیق تحقیق تهرانی و ذاکری (۱۳۸۸) که به بررسی رابطه بین کیفیت سود و سود تقسیمی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند است، اما با تحقیقات پورحیدری و دیگران (۱۳۸۸) و خدادادی و جان جانی (۱۳۹۰) که به ارزیابی مدیریت سود و سودآوری در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند، مغایر است.
کلید واژه: مدیریت سود، سیاست های تقسیم سود، اقلام تعهدی اختیاری، مدل تعدیل شده جونز
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
وجود بازارهای سرمایه، یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی می باشد. بازارهای سرمایه و شرکت های سهامی این امکان را فراهم می آورند که تعداد زیادی از صاحبان سرمایه، با سرمایه های کوچک و بزرگ، در یک واحد اقتصادی مشارکت کنند و به این ترتیب، مشکل تأمین سرمایه های کلان برای ایجاد طرح های صنعتی بزرگ برطرف می گردد. هر کشوری می تواند با ایجاد بازار بورس مطمئن و امن، سرمایه های سرگردان جامعه را جمع آوری کرده و آن را در مسیرهای تولید و ایجاد ارزش افزوده هدایت کند و از طریق این ارزش افزوده (حقوق، سود سهام و سهم دولت به عنوان مالیات و غیره) گامی به طرف توسعه اقتصادی کشور بردارد. پژوهش هایی که در مورد مسائل مختلف مربوط به بورس صورت می گیرد، می‏تواند نقاط ضعف و قوت را مشخص نموده و کمک شایانی به سازمان بورس اوراق بهادار در ایفای نقش بزرگی که به عهده دارد بنماید، همچنین این پژوهش ها می تواند به تصمیم گیری صحیح سهامداران کمک کند و تخصیص بهینه منابع اقتصادی، به نحو مطلوب تری صورت گرفته و وضع سرمایه گذاری بهتر گردد.
سود متشکل از اقلام نقدی و تعهدی است و اقلام تعهدی سود تا حدود زیادی در کنترل مدیریت هستند و وی میتواند برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت و افزایش قابلیت پیش بینی سودهای آینده در اقلام تعهدی سود دست برده و به اصطلاح امروزی سود را مدیریت کند. به بیان دیگر، مدیران تلاش می‏کنند تا با انتخاب روشهای مجاز حسابداری، نتایجی قابل پیش بینی و ثابت خلق کنند. زیرا اغلب سرمایهگذاران و مدیران اعتقاد دارند شرکتهایی که روند سودآوری مناسبی دارند و سود آنها دچار تغییرات عمده نمیشود نسبت به شرکتهای مشابه، ارزش بیشتر و قابلیت پیشبینی و مقایسه بیشتری دارند. از سوی دیگر، با توجه به تئوری نمایندگی مدیران می توانند از انگیزه لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردار باشند. مدیریت سود، برآیند درجه‏ای از قابلیت انعطاف و اعمال نظری است که مدیران در گزارشگری خود دارند. مدیران ممکن است از این قدرت خود برای مدیریت فرصت طلبانه سود یا انتقال اطلاعات محرمانه درباره عملکرد آتی شرکت استفاده نمایند. بیشتر محققین دریافته اند که مدیریت سود با انگیزه گمراه کردن استفاده کنندگان از صورت های مالی و یا انحراف از نتایج قراردادی که بستگی به سودهای حسابداری دارد انجام می شود. معمولا سود به عنوان عاملی برای تدوین سیاست های تقسیم سود و راهنمایی برای سرمایه گذاری و بالاخره عاملی برای پیش بینی به شمار می آید.
مدیران، تحلیل گران و سرمایه گذاران بیشترین توجه خود را به سود گزارش شده شرکت ها اختصاص داده‏اند. مدیران، از حفظ روند رو به رشد سود منتفع می شوند، زیرا پاداش آن ها به میزان سود شرکت ها بستگی دارد. مدیریت سود به یکی از عوامل موثر در رسوایی اخیر برخی شرکت های بزرگ دنیا تبدیل شده است، از این رو از آن، به عنوان یک عامل زیان بخش برای شرکت ها قضاوت می شود. انرون و ورلدکام۱ هر کدام به نحوی با فرصت هایی از مدیریت سود مواجه شدند که منجر به ورشکستگی آنان شد به طوری که از آنها به عنوان بزرگترین ورشکستگی در تاریخ ایالات متحده یاد می شود. به هر ترتیب برخی معتقدند که مدیریت سود می تواند سودمند باشد چرا که آن، با انتقال اطلاعات خصوصی به سهامداران و دولت، ارزش اطلاعات را بالا می برد.
۱-۲- بیان مسئله
در سال های اخیر در حوزه تحقیقات حسابداری، موضوع مدیریت سود مورد توجه حسابداران قرار گرفته است. پژوهشگران عموما بر این باورند که مدیران به منظور نشان دادن تصویری ثابت از روند سودآوری در چارچوب منعطف اصول و روش های حسابداری، به مدیریت سود دست می زنند. بنابراین به نظر می رسد مدیران شرکت هایی که عملکرد اجرایی ضعیف دارند و از آن ها عملکرد اجرایی ضعیف یا خوب در آینده انتظار می رود، با مصلحت اندیشی درآمد شرکت را افزایش یا کاهش می دهند تا با تهدید از دست دادن شغل‏شان مبارزه کنند. تا کنون تعریف واحدی از مدیریت سود صورت نگرفته است. دی جورج۲ (۱۹۹۹) مدیریت سود را نوعی دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت، جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای بعضی از تصمیم‏های خاص، مثل برآورد روند سودهای قبلی برای پیش بینی سودهای آتی تعریف کرده است. بطور کلی مدیریت سود به عنوان اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مدیریت جهت رسیدن به اهداف خاص در چارچوب رویه های حسابداری تعریف می شود (اسکات۳ ، ۲۰۰۳). حداکثر سازی سود و شیوه توزیع آن از جمله موضوعات مهمی هستند که مدیریت هر واحد تجاری باید بررسی و تفکر در مورد آن ها را به عنوان مهم ترین وظیفه خود در نظر داشته باشد. اگر یک واحد تجاری در تحصیل سود و برنامه ریزی وجوه نقد ناموفق بوده و قدرت بازپرداخت دیون و تعهدات در هنگام سررسید و توزیع سود سهام به موقع را نداشته باشد، قطعا قادر به نیل به اهداف مورد نظر نبوده و تداوم فعالیت آن زیر سوال خواهد رفت.
محرک های اساسی پدیده هموارسازی سود سهام که ابتدا لینتنر۴ (۱۹۵۶) آن را مطرح کرد، هنوز شناخته نشده است. با وجود آن که مدل لینتنر بهترین توضیح ارائه شده از فرآیند تعیین سود سهام است، اما توجیه نظری ندارد. علاوه بر این درک درستی از علت تغییر سود سهام وجود ندارد، به ویژه زمانی که شرکت ها سود تقسیمی را افزایش می دهند. موضوع سیاست تقسیم سود سال ها است که موضوع جالب و بحث برانگیز در مدیریت مالی می باشد که تا کنون پاسخ مشخصی برای آن ارائه نشده است، تا جایی که فیشر بلک۵ (۱۹۷۶) از آن به عنوان معمای سود سهام یاد می کند

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد درموردقانون مجازات، مجنی علیه، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید