دانلود پایان نامه

(حافظ/ 1385: 219)
2-1-13-13حاج ملا احمدنراقی: «بدانکه کارهای بندگان و اموری که بر ایشان وارد می گردد بر دو قسم است: اوّل ـ امری که از قدرت و وسع ایشان بیرون است. دوم ـ آن که بیرون از قدرت ایشان نیست به معنی که از برای آن امر اسبابی چند هست که بنده متمکن از تحصیل آن اسباب و صول به آن امر یا دفع آن امر هست پس آنچه از قسم اوّل باشد مقتضای توکّل آن است که آن را حواله به رب الارباب نمائی و فکرهای دقیق و تدبیرات حقیه و سعی بی جا در خصوص آن نکنی. و اما آنچه از قسم دوم باشد پس سعی در خصوص آن با توکّل منافات ندارد به شرط آن که اعتماد را و به سی خود و اسباب و وسائط نباشد بلکه اطمینان و وثوق او به خدا بوده باشد پس هر که همچنین گمان کند که معنی توکّل ترک کسب و عمل و ترک فکر و تدبیر در امور خوداست مطلقا و خود را مهمل و بیکاره بر زمین افکند بسیار خطا کرده است. چه این عمل در شریعت مقدسه حرام است و شارع امر فرموده است ایشان را به طلب روزی با سبابی که خدای تعالی از برای آن مقرر فرموده و ایشان را به آن هدایت کرده از قبیل زراعت و تجارت و صناعت و غیر اینها و امر نموده است مردمان را که دفع اذیت را از خود کنند و خود را از چیزهای موذی محافظت نمایند.
گــفت پیغمبر بــه آواز بلند بــا تـوکّل زانـوی اشتـر ببنـد
گر توکّل میکنی درکـار کـن کشت کن پس تکیه برجبار کن( نراقی/1371: 589 ،590)
– بررسی اصطلاح «رضا »در متون نثر قرن 4 تا8 هجری
2-2 تعریف لغوی و اصطلاحی رضا
rezā در(ـ ع : رضاء)رضاء./ رضاء rezā ( ع.، ف.، رضا) 1- (اِمص ) خشنودی، خوشرویی 2- صلاح، صوابدید 3 ـ (…) رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدر، 4- (ض.)(ف.) خشنود، راضی. 11سه بودن. 1ـ خوش بودن، خشنود بودن . 2ـ راضی بودن (معین/1379: 165).رضا از(ر ض ی) به صورت ناقص یایی یا از (ر ض و) به صورت ناقص واوی است. (فراهیدی/1367: 57) در هر دو صورت در مقابل خشم است.(همان:324) و برخی آن را به معنای موافقت با میل و خواسته انسان دانسته اند.(مصطفوی/1360: 152) و در اصطلاح معنایی جدا از معنای لغوی ندارد و در میان عامه مردم به معنای موافقت دل با عملی از اعمال است، بدون این که ناراحت شود و احساس تضادی کند.(طباطبایی/1374: 510) و باز رضا در لغت به معنای خشنودی است و در اصطلاح عرفا، تسلیم محض در برابر خداست خدا و رضایت دادن به آن است در مقابل میل و انتخاب خود.(هاشمی ایلامی/1343 :223) در نز دعارفان عبارت از رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدر است. در نزد اهل سلوک تلذذ به بلوی است. و گفته اند رضا خروج از رضای نفس و آمدن در رضای حق است، نصیر الدین طوسی پس از استناد به آیه ی شریفه ی «لکیلا تأسوا، و مقتضای عدم انکار است. چه درظاهر و چه در باطن، و چه در دل و چه در قول، و چه در فعل. «الرضا استقبال الاحکام بالروح». یعنی استقبال حکم و قضاء الهی به خوشی و شادمانی و راحتی.(سجادی/1389 :416،419)
2-2-1 انواع رضا
اما بدان که کتاب و سنت به ذکر ناطق است وامت بر آن مجتمع اند؛ لقوله، تعالی: « رَضَی اللهُ عَنْهُمْ وَ رِضْوا عَنْهُ (المائده/119)». و قوله، – تعالی- : «لَقَدْ رَضَی اللهُ عَنْ المُومِنینَ اِذا یَبا یَعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهَ». (الفتح/18) و قوله، – علیه السلام-: «ذاقَ طَعْمَ الایمانَ مَن قَد رَضَیَ بِاللهِ رَبّا».و رضا بر دوگونه باشد:«یکی رضای خداوند از بنده، و دیگری رضای بنده از خداوند- تعالی و تقدس-. پس رضای خدوند- تعالی- مقدم است بر رضای بنده؛ که تا توفیق وی- جل جلاله- نباشد، بنده مر حکم ورا گردن ننهد و بر مراد وی– تعال و تقدس- اقامت نکند، از آن که رضای بنده مقرون به رضی خداوند است- عزوجل – و قیامش بدان است. و در جمله رضای بنده است و ای دل وی باشد بر دو طرف قضا». (عابدی/1392: 268)
توکّل خاصگان، رضا به تدبیر حق است و خلاصی از تدبیر (بندگی) خود ایشان و دست بر داشتن از این مدعا، که امور خود را برای اصلاح شأن خود تفویض کنند. و پی بردن بر این که مدبر (حق) کفایت ایشان را کرده است. و امورشان را از روی علم خویش بر مصالح ایشان، جاری داشته (می فرماید): «راضی و برخوردار از رضا».( مفید/1389: 92،94)
2-2-2 مراتب و درجات رضا
مرتبه عالی رضا هم تسلیم است که به توفیق الهی و در حدیث معراج، هنگامی که رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه‌وآله) از خدای متعال درباره بهترین اعمال سؤال کرد، خدای متعال فرمود: «لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَفْضَلَ عِنْدِی مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ». باب رضا (خشنودی و پسندگاری) «…و آن بر سه درجه است. درجه ی نخستین: رضای عامه است. و آن رضاست. به اینکه خدای، پروردگار است با نپذیرفتن بندگی هر چه پائین تر از اوست و این قطب آسیا سنگ اسلام است و شرک اکبر را بزداید. و آن درست شود به سه شرط: اینکه خدای عزوجل بنده را از هر چیز محبوب تر باشد، و از هر چیز تعظیم کردنی تر، و از هر چیز شایسته تر برای طاعت. درجه دوم رضاست: از خدای عزوجل و آیات تنزیل (قرآن مجید) از همین رضا سخن گوید و آن رضاست به هر چه قضا رفته و این از اوایل رهنمودی خاصه است. و آن درست شود سه شرط: یکسان بودن حالات نزد بنده. فرو افتادن خصومت با خلق. خلاصی از سوال نمودن و الحاح. درجه سوم: رضا است بر رضای خدای. آنگاه بنده نه ناخشنودی و نه خشنودی را از بهر خویش بیند.(این حال)، او را بیانگیزد، به ترک تحکم، و بریدن اختیار و (بلکه) به فرو افکندن تمییز، گرچه در دوزخش برند».(مفید/1389: 109،112)
از ابوالسری منصور بن عمار- رضی الله عنه-: «…و آن که به خودعارف بود شغلش خدمت و عبودیت و طلب رضا باشد. پس عارفان به خود را طلب عبادت ، ریاضت بود و عارفان به حق را عبادت، ریاست. این عبادت کند تا درجت یابد…»(عابدی/1392 : 194)
2-2-6حقیقت رضا
«اما حقیقت رضای خداوند-عزوجل- ارادت ثواب و نعمت و کرامت بنده باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر رمانهای وی و گردن نهادن مر احکام وی را. پس رضای خدوند- تعالی- مقدم است بر رضای بنده؛ که تا توفیق وی- جل جلاله- نباشد، بنده مر حکم ورا گردن ننهد و بر مراد وی– تعال و تقدس- اقامت نکند، از آن که رضای بنده مقرون به رضی خداوند است – عزوجل– و قیامش…» (عابدی/1392: 239،238)
«اما حقیقت معاملات رضا بسنده کاری بنده باشد به علم خداوند- عزوجل- و اعتقادی وی که خداوند –تعالی- در همه احوال بدو بیناست». و اهل این بر چهار قسمت اند: گروهی آنان که از حق –تعالی- راضی اند به عطا، و آن معرفت است. و گروهی آنان که راضی اند به نعما ، و آن دنیاست.و گروهی آنان که راضی اند به بلا، و آن محن گوناگون است.و گروهی آنان که راضی اند به اصطفا، و آن محبت است…» (همان:239،238)
روی « اِنَّ اللهَ لَیَسْتَحیی مَن ذی الشَیْبَهُ اِذا کانَ مَسْدوداً لُزوماً لِلْسَنَه اَن یَسْاَلهُ فَلا یُعْطیه». بماند اینجا قومی دیگر که حقیقت رضا بشناختند، و بحکم خدای تن در دادند، و تقدیر وی پسندیدند، و از ثناء الله با سوال از وی نپرداختند، نه تعرض دنیا کردند و نه عقبی خواستند.(میبدی/1371: 400)
شیخ ابوعثمان حیری را پرسیدند: «چه معنی را رضا بعد القضاء خواست؟ گفت رضاء پیش از قضاء عزم باشد بر رضا نه عین رضاء، و بعد از قضاء حقیقت رضا آن بود.» (همان: 37 ،ج2)
«…امّا حقیقت رضای خداوند – عزوجل – ارادت ثواب و نعمت و کرامت بنده باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر فرمانهای وی و گردن نهادن مر احکام وی را بر فرمانهای وی ».(روان فرهادی/1389: 92،94)
2-2-4 مقام رضا
قرآن مجید از دارندگان مقام رضا تعریف و تمجید کرده است: «رَضی الله عَنْهُمْ وَ رَضُوا عِنْدَ اوّلئِکَ حِزبُ اللهَ الا اِنَّ اللهَ هُمْ المُفْلِحُونَ ». (مجادله/ 22) «الهی رَضیً بِقضائِکَ، صبراً علی بلائِکَ تسلیماً لا مرُک لا معبودَ لی سِواکَ» (زین العابدین /1388: 360 ) «آنچه از جانب تو به من رسیده، چنان نیکو و زیبا می بینم که نسبت به آن در کمال خشنودی و رضایم، و بر امتحانات صابر و در برابر امر تسلیم که مرا معبودی و محبوبی و معشوقی جز تو نیست». خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند، اینان حزب خدا هستند، آگاه باشد که بی تردید حزب خدا همان رستگارانند. «رَضیَ الله عَنهُم وَ رَضوا عَنه ذلِکَ لِمَن خشیَ رَبُّه ». خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این (پاداش) برای کسی است که از پروردگارش بترسد. (مجلسی/1389: 115 )
2-2-2رضا در قرآن
در قرآن کریم در آیات بسیاری صیغه های مختلف ماده (رضی) به خداوند نسبت داده شده و از اصطلاحاتی مانند:«رِضوانُ الله».(حدید/27) و «رَضَی الله»(مجادله/22) استفاده شده است و به عنوان صفتی از اوصاف الهی بر شمرده شده است. «رَضَی اللهُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنه ذالِکَ لِمَن خَشِیَ رَبِّه».(البیّنه/8) «هم» خدا از آنها خشنود است و «هم» آنها از خدا خشنودند و این «مقام والا» برای کسی است که از گروردگارش بترسد. در قرآن رضایت در باره خداوند با آنچه در باره بندگان است متفاوت می باشد و در باره رضایت و غضب خداوند نظرات مختلفی وجود دارد و در علم کلام مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است، برخی آن را به معنای عقاب و ثواب می دانند.(قرشی/1377: 201) قرآن کریم از سالکانی که به مرحله رضا بار یافته اند چنین تعبیر می کند. خشیت هم محصول علم و معرفت است: «اِنَّما یَخشِی اللهُ مِن عِبادهِ العُلَما».(فاطر/28) و با محبت هم جمع می شود؛ وقتی انسان خدا را مبدأ حکمت و رحمت بشناسد، از او هراسناک است که مبادا کاری را بر خلاف حکم حکیمانه او انجام دهد تا خدای حکیم بر اساس حکمتش او را مؤاخذه کند. چون خداوند حکیم هرگزحکمت را رها نمی کند و هیچ وسیله ای، نیز حکمت او را دگرگون نمی کند: «یا مَن لا یَغَیِّرُ حِکمَتِه الوَسایِل»؛ یعنی، نمی شود با توسّل به وسایل، کاری کرد که خدا بر خلاف حکمت، کاری انجام دهد یا چیزی راترک کند. و قهراً انسان به چنین خالقی دل می بندد و محصول این دلبستگی هم رضای به کار اوست. وآیه« رَضَی اللهُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنه ذالِکَ لِمَن خَشِیَ رَبِّه». مقام رضا به خشیت ارتباط می دهد و خشیت را در آیه« اِنَّما یَخشِی اللهُ مِن عِبادهِ العُلَما» به معرفت وابسته می داند. بنابراین، معرفت است که زمینه این گونه مسائل را فراهم می کند. قرآن در زمینه رضا می فرماید: «فَلا وَرَبُّک لا یؤمِنُونَ حَتّی یَحْکُمُوکَ فیما شَجَرِ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدوا فی اَنْفُسِهِم حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسلیماً».(نساء/65) سوگند به پروردگارتو ،اینها هرگز ایمان نمی آورند مگر این که به جایی برسند که در همه اختلاف های فکری، اخلاقی، مالی و… تو را حکم قرار دهند.(صدری نیا/1388: 379،380) چنین مرتبه‌ «رضا» به معنای خشنودی به خواست خدا خوانده می شود. و خدا گفت: «هَلْ جَزاءُ الاِحسانُ الاالاحسان» (رحمن/60). آیا پاداش نیکی جز نیکی است.( غزّالی/1354: 598) مهم ترین نتیجه رضایت که قرآن کریم به آن توجه کرده است احساس خوشبختی ای است که خداوند برای بنده خود به وجود می آورد.
2-2-6 پاداش اهل رضا در قرآن
2-2-6-1 یقین اهل رضا:یقین در دین به منزله سرمایه است و ایمان متوقف به آن می باشد سایر علوم شاخ و برگ آن است و رستگاری در آخرت بدون یقین حاصل نمی شود.(طربحی/1371: 331) باید گفت یقین در لغت علم است که نقطه مقابل شک می باشد و طبق آن چه از اخبار و روایات استفاده می شود به مرحله عالی ایمان «یقین» گفته می شود. (مکارم شیرازی/1371: 331) و در اصطلاح، یقین اعتقاد باور محکم و استواری است که مطابق با حقیقت باشد و به هیچ وجه امکان زوال و احتمال خلاف در او راه ندارد.(طوسی/1382: 273) به طوری که انسان همه چیز را از مسبّب الاسباب بداند و به اسباب توجه نکند بلکه واسطه ها را مسخّر حق و فاقد هر حکم و قدرت بداند و کسی که بر این اعتقاد باشد دارای یقین است.(فیض کاشانی/ 1372 : 273) و این جاست که باید گفت که اهل رضا توانسته اند به یقین دست یابند. البتّه اهل یقین در مرحله اوّل با ایمان معرفت و سپس یقین(دیلمی/1376: 332) و بالاترین درجه آن یعنی خشنود بودن به قضای الهی- هر چند نا خوشایند- دست یافته اند(حرّانی/1380: 258) در حدیثی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و السلم) روایت شده که فرمود که جبرئیل گفت: «مؤمن برای خدا کاری می کند که گویا او را مشاهده می نماید و اگر خداوند او را مشاهده نمی کند خداوند او را می نگرد و یقین کند که هرچه به او می رسد باید می رسید و خطا نمی کرد و هرچه به او اصابت نمی کند باید هم اصابت نمی کرد.(مجلسی/1378: 615) اهل یقین مانند اهل رضا در ظاهر و باطن خدا را عبادت می نمایند.
2-2-6-2 تسلیم قضای الهی : بدان که مقام تسلیم به معنای رضا نزدیک است و در درجه ای بالاتر از رضا قرار دارد. زیرا تسلیم عبارت است از ترک کردن طلب و سپردن همه امور به خدا، بدون آن که به آن ها وابستگی داشته باشد، و می توان گفت به آن حتی بالاتر از رضا است، در مرتبه تسلیم موافقت و مخالفت وجود ندارد و همه آن به خدا واگذار شده است.(طوسی/1382: 110) در سوره(نساء/65) «و سَلَّمُوا تَسْلیماً» مؤمن نه تنها از رخدادهای ناگوار احساس دلتنگی نمی کند، بلکه اصلاَ خواسته ای ندارد. اگر او «دل» را در اختیار خود داشته باشد، می تواند نهال آرزو را در آن برویاند، ولی اگر دل را به خدا سپرده باش، دیگر چیزی در اختیار او نیست که در آن نهالی غرس کند. ازاین رو خداوند در باره چنین سالکان صالح می فرماید: «و سَلَّمُوا تَسْلیماً »تسلیم ،تنها این نیست که مؤمنان به رسول گرامی بگویند«یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوصَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلَّمُوا تَسْلیماً »( احزاب/ 56) آمده است که بگویید «اللهم صل علی محمّد و آل محمّد» و صلوات و سلام را بر رسول گرامی و خاندان گرامی او اهدا کنید، اما این یک تسلیم لفظی و عبادت «جارحه » ای است و آن چه مهم است تسلیم در برابرمحکمه عدل است؛ یعنی انسان، نسبت به خداوند، مالک چیزی نباشد و خود را به انقیاد به خدا بسپارد.(جوادی آملی/1388: 384) باید از این روایت درس بگیریم و به خود کمک کنیم که به آنچه خدا می‌خواهد راضی باشیم و اگر خواسته‌ای هم داریم آن را به صلاح ‌دید خدا مشروط کنیم. هم‌چنین از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است که حضرت فرمود: «اگر کسی به قضای الهی راضی باشد قضا بر او خواهد آمد و خدا اجر او را بزرگ قرار دهد و اگر کسی نسبت به قضای الهی گله‌مند باشد قضا بر او واقع خواهد شد و خدا اجر او را از بین خواهد برد».

مطلب مشابه :  پایان نامه فناوری اطلاعات و ارتباطات، رضایت مشتری و کیفیت خدمات

دسته‌ها: داغ ترین ها