دانلود پایان نامه

3- 7- 4 کتاب تذکره الاولیا
این کتاب مشتمل است بر مقدمه و (72) باب که هر یک به زندگی، حالات، اندیشه ها و سخنان یکی از عارفان و مشایخ تصوف می پردازد، و ذکر مکارم اخلاق، مواعظ و سخنان حکمت آمیزشان در این کتاب آورده شده است. نخستین باب به حالات و سخنان جعفر صادق(علیه السلام) اختصاص یافته است، و باب هفتاد و دوم به حسین بن منصور حلاج(متوفی309). دست نویس های معتبر تذکره الاولیا تا قرن دهم هجری، شامل همین (72) دو باب است، اما پس از قرن دهم فصل های دیگری با عنوان «ذکر متأخران از مشایخ کبار» بر این کتاب افزوده شده که حالات و سخنان(25)تن از عارفان قرن های چهارم و پنجم را در بر دارد. در این کتاب از کسانی چون اویس قرنی، ابراهیم ادهم، رابعه عدویه، ابوحنیفه، شافعی، احمد حنبل، و محمّدباقر(علیه السلام) یاد شده است.
عطار در مقدمه ی کتاب نحوه ی گزینش و تألیف مطالب را به روشنی بیان کرده است. بنابراین مقدمه، نقل ها و روایت های تذکره الاولیا التقاطی از مطالب کتاب های دیگر است. از آثار صوفیانه مهم و مشهور مربوط به اواخر قرن چهارم تا پایان قرن ششم، چند اثر با احتمال زیاد ممکمن است مأخذ نقل های مولف تذکره الاولیا باشند، که عبارتند از: طبقات الصوفیه اثر عبدالرحمن سلمی نیشابوری، حلیه الاولیا ابونعیم اصفهانی، و رساله قشیریّه نوشته ی ابوالقاسم قشیری. کشف المحجوب هجویری نیز احتمالا از منابع عطار بوده فریدالدّین عطار برخی از مضامین آن را با عباراتی روان تر و رساتر آورده است.
در تذکره الاولیا سرگذشت نود و شش تن از اوّلیا و مشایخ صوفیه با ذکر مقامات و مناقب و مکارم اخلاق و نصایح و مواعظ و سخنان حکمت آمیز آنان آمده است.
عطار از کتب مقدم بر خود در ذکر مقامات صوفیه استفاده کرده است. شیوه ی نگارش این کتاب بر همان منوال است که در آثار منظوم عطار می بینیم، یعنی ساده و دل انگیز و خالی از تکلف است و عطار جز در مقدمه ی احوال هر یک از مشایخ که چند جمله ی متوازن مسجع بر همان منوالی که معتاد نویسندگان صوفیه این، آورده در بقیه کتاب نثری بروانی آب و به لطافت نسیم صبا دارد و این خود یکی از اسباب ترجیح تذکره الاولیا بر بسیاری از آثار دیگر پارسی گردیده است.
عطار در آغاز کتاب برای تألیف آن علل متعددی ذکر کرده و نیز گفته است که کتاب خود را از کتب مختلف که در بیان احوال مشایخ وجود داشته است با رعایت اختصار فراهم کرده است: «چون از قرآن و احادیث گذشتی، هیچ سخن بالای سخن مشایخ از طریقت نه از بیانست، و از اسرارست نه از تکرارست، و از علم لدنیست، نه از علم کسبیست، و از جوشیدنست نه از کوشیدنست، و از علم لدنی ربی است نه از علم علمنی ابی است، که اینان ورثه ی انبیاء اند، (صلوات الله علیهم اجمعین). و جماعتی را از دوستان رغبتی تمام می دیدم به سخن این قوم، و مرا نیز میلی عظیم بود به مطالعه ی حال ایشان، و سخن بسیار بود، اگر همه را جمع می کردم دراز می شد، التقاطی کردم از برای خویش و از برای دوستان، و اگر تو نیز ازین بوده ی از برای تو، و اگر کسی سخن ایشان زیاده ازین خواهد در کتب متقدمان و متأخران این طایفه بسیار یافته می شود از آنجا طلب کند، … و اگر اینجا شرح این کلمات دادمی هزار کاغذ برآمدی، اما طریق ایجاز و اختصار سپردن است و سخن بود که در یک کتاب نقل شیخی بود و در کتابی دیگر از شیخی دیگر بخلاف آن، و اضافات حکایات و حالات مختلف نیز هم بود، آن قدر احتیاط که توانستم بجای آوردم ….»(صفا/1373: 1022)
3-7-5 سبک عطارنیشابوری
این کتاب پر ارزش در ذکر احوال و آثار عرفا سومین کتابی است که در ذکر مقامات صوفیه بزبان پارسی داریم، نخستین کتاب کشف المحجوب جلابی هجویری است و دومین ترجمه طبقات الصوفیه است در تذکره الاولیا سرگذشت نود و شش تن از اوّلیا و مشایخ صوفیه با ذکر مقامات ومناقب و مکارم اخلاق و نصایح و مواعظ و سخنان حکمت آمیز آنان آمده است، عطار از کتب مقدم در ذکر مقامات صوفیه استفاده کرده است شیوه نگارش این کتاب بر همان منوال است که در آثار منظوم عطار می بینیم، یعنی ساده و دل انگیز و خالی از تکّلف است و عطار جز در مقدمه احوال هر یک از مشایخ که چند جمله متوازن بر همان منوالی که معتاد نویسندگان صوفیه است، آورده است و در بقیه کتاب نثری بروانی آب و بلطافت نسیم صبا دارد واین خود یکی از اسباب ترجیح تذکره الاولیا بر بسیاری از آثار دیگر پارسی گردیده است آغاز کتاب برای تألیف آن علل متعددی ذکر کرده و نیز گفته است که کتاب خود را در کتب مختلف که در بیان احوال مشایخ وجود داشته است با رعایت اختصار فراهم کرده است: «چون از قرآن و احادیث گذشتی، هیچ سخن بالای سخن مشایخ طریقت نیست(رحمه الله علیهم)، که سخن ایشان نتیجه کار و حالست نه ثمره حفظ و قالت، و از عیانست نه از بیانست واز اسرارست نه از تکرارست»(همان:1022)
3-8 عزّالدّین محمود بن علی کاشانی
3-8-1 زندگینامه
مؤلّف کتاب مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه به‌طورى‌که در مقدّمه صفحه (131  چاپ حاضر) تصریح شده محمود بن على الکاشانى یعنى شیخ عزّالدّین محمود بن على کاشانى نطنزى است که از علما و عرفاى نامدار سده ی هشتم هجرى شاگرد نور الدین عبد الصمد بن على اصفهانى نطنزى متوفّى ( ۶٩٩ ) از مشایخ معروف سلسله ی سهروردیّه بوده و بنوشته ی کشف الظّنون در ذیل عنوان (التائیّه فى التصوّف) و همچنین در ذیل عنوان (عوارف المعارف) و نیز بضبط کتاب شاهد صادق تألیف محمّد صادق آزادانى اصفهانى در سال هفتصد و سى و پنج  ٧٣۵  هجرى قمرى وفات یافت. و اینکه در تاریخ گزیده صفحه( ٧٩٣ ) مى‌نویسد که شیخ عزّ الدّین نطنزى شارح قصیده ی ابن فارض در تصوّف یعنى همین عزّالدین محمود که شارح قصیده ی تائیّه ابن فارض است در عهد ابقا خان (ما بین سنوات  ۶۶٣ - ۶٨٠ ) در گذشت ظاهرا اشتباه است. زیرا که عصر زندگانى وى و مشایخ او که عن‌قریب شرح خواهیم داد با وفات او در زمان اباقا خان سازگار در نمى‌آید.
عزّ الدّین محمود با کمال الدین عبد الرزاق کاشانى مؤلّف شرح منازل السّائرین و اصطلاحات صوفیّه که بنوشته ی مجمل فصیحى خوافى در سوم محرّم هفتصد و سى و شش  (٧٣۶ ) هجرى فوت شده است   هر دو از شاگردان طریقت دو شیخ معروف یکى نور الدین عبد الصمد بن على نطنزى اصفهانى متوفّى ( ۶٩٩ ) و دیگر شیخ ظهیر الدین عبد الرحمن بن شیخ نجیب الدین على بن بزغش شیرازى متوفّى رمضان ( ٧١۶ ) بودند.( کاشانی/1389: 21، 24)
شیخ خرقه و ارادت ایشان همان نور الدین عبد الصمد است امّا شیخ ظهیر الدّین ظاهرا شیخ صحبت و خدمت ایشان بوده و شاید خرقه ی تبرّک هم از دست او پوشیده باشند و بهر تقدیر مسلّم است که بواسطه ی تقدّم کسوت بر عزّ الدّین محمود و کمال الدّین عبدالرزّاق در عالم طریقت تقدّم رتبت داشته است و ازین جهت او را شیخ مى‌خوانده‌اند.
نورالدین عبدالصمد از بزرگان عرفاى قرن هفتم هجرى است که اصلا از مردم اصفهان بوده و در نطنز اقامت داشته و بقعه و خانقاه وى هم اکنون در نطنز باقى و از ابنیه و عمارات بسیار ممتاز اوائل قرن هشتم هجرى بشمار مى‌رود و شرح و تصویر آن در کتاب آثار ایران از نشریّات اداره ی کلّ عتیقات چاپ شده است. قسمتى از کتیبه ی بقعه ی نور الدّین عبد الصّمد بدین قرار است:
«هذه القبّه المشرّفه مزار الشّیخ الرّبّانى نور الملّه و الدّین عبد الصّمد بن علىّ الاصفهانى المقیم بنطنز امر ببنائها الصّاحب الاعظم زین الدنیا و الدّین خلیفه الماسترى فى سبع و سبعمائه» شیخ نور الدّین عبد الصّمد با شیخ ظهیر الدین عبد الرّحمن هر دو از مریدان و شاگردان طریقت شیخ نجیب الدّین على بن بزغش شیرازى متوفّى شعبان ( ۶٧٨ )  بودند و شیخ نجیب الدّین از شاگردان و تربیت ‌یافتگان معروف شیخ شهاب الدّین سهروردى (539-632) مؤلّف عوارف المعارف بود، شیخ عزّ الدین محمود کتاب عوارف المعارف را بدو واسطه از مؤلّفش شیخ شهاب الدّین سهروردى روایت مى‌کرد چنانکه خود در اجازه نامه ی بعض شاگردانش مى‌نویسد: و انا اروى کتاب عوارف المعارف عن شیخى و مولاى نور الدّین عبد الصّمد بن علىّ الاصفهانى و عن شیخنا العالم ظهیر الدّین عبد الرّحمن بن علىّ بن بزغش الشیرازى و هما عن شیخهما الامام العارف نجیب الدّین علىّ بن بزغش الشیرازى و هو عن شیخه قطب العارفین مصنّف الکتاب. کمال الدّین عبد الرزّاق کاشانى هم در کتاب تأویل الآیات مى‌نویسد: «و قد سمعت شیخنا المولى نور الدّین عبد الصّمد» . در مجمل فصیحی می نویسد که کمال الدّین عبدالرزّاق کاشانی خرقه از دست نورالدین عبدالصّمد گرفت و او از دست شیخ نجیب الدّین علیّ بن بزغش، در کتاب نفحات الانس و شدّالازار تالیف معین الدّین جنید شیرازی ترجمه ی حال نجیب الدیّن علی بزغش و پسرش ظهیرالدّین عبدالرّحمن نوشته شده است. در ترجمه حال ظهیر الدّین می گویند که چون متولّد شد شیخ شهاب الدّین سهروردی رقعه ای از خرقه ی خود برای پدرش نجیب الدّین فرستاد تا بر تن ظهیر الدّین کرد و بنابراین ظهیرالدّین اوّل بار خرقه از دست شیخ شهاب الدّین پوشید. مطابق این گفتار معلوم می شود که ولادت ظهیر الدّین قبل از ششصد و سی دو (632هـ) سال وفات شیخ شهاب الدّین سهروردی است و چون وفات ظهیرالدّین هم به نوشته ی شدّالازار و نفحات الانس در( 716) واقع شده حدّاقل 84 سال عمر. تجزیه نکات و دقائق صرفى و نحوى و معانى و بیانى نخست ترجمه و سپس شرح و تحقیق نموده است. این شرح در تهران به سال( ١٣١٩ ) هجرى قمرى چاپ شده امّا به اشتباه آن را به کمال الدّین عبد الرّزاق کاشانى نسبت داده‌اند، از جمله دلائل اینکه شرح مطبوع از عزّالدّین محمود مى‌باشد این است که قسمتى از عبارات آن شرح را که با کتاب چاپ شده کاملا مطابق است جامى در نفحات الانس نقل کرده و از این رهگذر دلیلى براى معرّفى کتاب و انتساب آن به عزّالدّین محمود بدست داده است. نفحات الانس در ترجمه ی عزالدّین محمود مى‌نویسد «وى صاحب ترجمه ی عوارف است و شارح قصیده ی تائیّه ی فارضیّه و بسى حقائق بلند و معارف ارجمند در این دو کتاب درج کرده است و قصیده را شرح مختصر مفید نوشته است و کشف معضلات و حلّ مشکلات آن کرده است به مقتضاى علم و عرفان و ذوق و وجدان خود بى‌آنکه مراجعت کند بشرح دیگر چنانکه در دیباچه ی آن مى‌گوید: و لم ارجع فى املائه الى مطالعه شرح کیلا یرتسم منه فی قلبى رسوم و آثار تسدّ باب الفتوح و تتشبّث بأذیال الرّوح فأتلو تلو الغیر و أحذو حذوه فی السّیر و دأبى فی التّحریر تفریغ القلب من مظانّ الرّیب و توجیه وجهه تلقاء مدین الغیب استنزالا للفیض الجدید و استفتاحا لابواب المزید   ».
دلیل دیگر که بر خود نگارنده در طىّ مطالعه و ممارست متمادى در مصباح- الهدایه و شرح تائیّه و آشنا شدن با سبک فکر و تعبیرات مؤلّف آنها عزّالدّین محمود معلوم شده و انتساب شرح مزبور را به عزالدّین محقّق ساخته این است که دو کتاب مزبور با اینکه یکى فارسى و دیگر عربى است در سبک عرفانى و طرز فکر و اسلوب تعبیرات و استعارات طورى موافق است که احیانا یکى ترجمه ی دیگرى مى‌نماید و به خوبى نشان مى‌دهد که هر دو ریخته ی یک قلم و ساخته و پرداخته ی یک ذوق و اندیشه است. (همان:21، 23)
3-8-2 آثار عزّالدّین محمود بن علی کاشانی
عزّالدّین محمود در علوم متداوّله عصرخویش مخصوصاَادبیّات و فلسفه و عرفان و کلام و حدیث مانند دانشمندمعاصر هم شهری و هم مسلکش کمال الدّین عبدالرزّاق کاشانی تسلّط و تبحّر کامل داشت.از آثار معروف او دو تألیف مهم در دست است : 1-کتاب مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه به فارسی است. 2-شرح قصیده تائیّه ابن فارض به عربی به نام کشف الوجوهالغمر لمعانی نظرالدر که از شروح بسیار معروف و ممتاز تائیّه است و کاملاَ ادیبانه و عالمانه شرح شده است و از احاطه کامل شارح در فنون ادبیّه و فلسفه و عرفان حکایت می کند. (همان:25)
3- 8- 3 مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه
مهم‌ترین تألیفات شیخ عزّ الدّین محمود بن على کاشانى متوفى ( ٧٣۵  )کتاب حاضر موسوم به مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه است که بى‌شبهه یکى از آثار گرانبهاى نثر فارسى و ذخایر ادبى و غنائم ملّى ما متعلّق بقرن هشتم هجرى مى‌باشد و خوشبختانه از دستبرد حوادث مصون مانده تا بدست ما رسیده و در موضوع خود که عبارت از تصوّف و اخلاق باشد در میان آثار فارسى قرن هفتم ببعد ممتاز و منحصر بفرد است.
اشخاصى که متعرّض ترجمه حال عز الدّین محمود شده‌اند از قبیل جامى در نفحات الانس و مرحوم نایب الصّدر در طرائق، الحقائق، یا به معرّفى کتاب مصباح الهدایه پرداخته‌اند مانند حاجى خلیفه در کشف الظنون، عموما عز الدّین محمود را در جزو مترجمان و شارحان و کتاب او را جزو شروح و ترجمه‌هاى فارسى عوارف المعارف ضبط کرده‌اند، و حال آنکه این کتاب بتصریح خود مؤلّف در مقدّمه و از روى مطابقه ی دو کتاب با یکدیگر کتاب مستقلّى است در تصوّف که اکثر اصول و فروع عوارف المعارف را شامل و متضمّن است، باین طریق که مؤلّف آن در درجه ی اوّل بکتاب عوارف نظر داشته و کتاب مصباح الهدایه را چنان پرداخته که متضمّن رئوس مطالب مهمّ عوارف درآمده امّا در نقل حکایات و روایات سلسله ی اسانید را که سهروردى آورده حذف کرده و مطالب را نیز بترتیب کتاب عوارف المعارف نیاورده بلکه خود در تبویب و ترتیب فصول طرزى مخصوص انتخاب نموده که با ترتیب عوارف المعارف کاملا فرق دارد و نیز مطالبى از خود بر افزوده است و ما در فصل دیگر راجع بمآخذ و مصادر مصباح الهدایه بتفصیل در این‌ باره سخن خواهیم گفت. جامى علاوه بر اینکه در ترجمه ی حال عز الدّین نوشته است که ترجمه ی عوارف المعارف کرد در دیباچه ی نفحات الانس نمونه‌هاى مفصّلى را از کتاب مصباح الهدایه بدست داده و این کتاب ظاهرا قدیم‌ترین مأخذى باشد که عبارات مصباح الهدایه در آن بعین نقل شده است. منقولات جامى در مقدّمه ی نفحات عبارت است از:
 ١ -قریب بتمام فصل اوّل از باب سوم «معرفت عبارت است از باز شناختن الخ» صفحه ( ۶ ) نفحات و صفحه ( 220 - 222 ) مصباح الهدایه چاپ حاضر.
 ٢ -فصل دهم از باب سوم «بدانکه مراتب طبقات مردم الخ» صفحه ( ٧ - ١۴ ) نفحات و صفحه( 258 - 269) مصباح الهدایه.
 ٣ -قسمتى از فصل دوم از باب اوّل «توحید را مراتب است الخ» صفحه( ١۴- ١٨) نفحات و صفحه( 147 - 151) مصباح الهدایه.
ناگفته نگذریم که در مثنوى طریقت‌نامه عماد فقیه پیشتر و بیشتر از نفحات اقتباس از مصباح الهدایه شده امّا نقل بمعنى است نه عین عبارات چنانکه بعد از این بیاید.
کتاب مصباح الهدایه مشتمل است بر ده باب و هر بابى ده فصل که مجموع یک ‌صد فصل مى‌شود: باب اوّل در اعتقادات  ٢ - علوم  ٣ - معارف  ۴ - اصطلاحات صوفیان  ۵ - مستحسنات متصوّفه  ۶ -آداب  ٧ - اعمال  ٨ - اخلاق  ٩ - مقامات  ١٠ - احوال.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق با موضوع : حقوق کیفری ایران

دسته‌ها: داغ ترین ها