دانلود پایان نامه

2-1-12-2 شداید دنیا؛ابزاری برای هوشیاری از غفلت از خدا: غفلت یکی از مهم ترین عوامل حسرت در روز قیامت است. عواملی که سبب غفلت انسان از یاد خدا می شود شامل عوامل ایجادی و عوامل زمینه ساز است.در قرآن(کهف/28)هواهای نفسانی و دلبستگی به دنیا و دنیاطلبی در کنار شیطان و وسوسه های آن(مائده/90،91) مهم ترین عوامل غفلت در انسان است.
با توکل بر خداوند، علل و اسباب پیروزی مؤثّر واقع می شوند و موانع رفع و محو می گردند. مهم تر از آن شخص توکل کننده ،بینش و آگاهی می یابد که در برابر دشمنان و مشکلات،احساس ضعف و خواری نکند،بلکه به یاری خداوندتوکل کرده و پیروزی و شکست را از خداوند بداند.(جعفری/1358: 401)البتّه قرار نیست توکل کننده همیشه از هر نوع گرفتاری و شکست در امان باشد، گاهی شداید و گرفتاری ها یی ایجاد می شود که او با توکل به خداجان خود را فدا می کند،مانند:اقدام امام حسین (علیه السلام) در ماجرای کربلا که همگان ایشان را نصیحت می کردند که محکوم به شکست هستی و از این اقدام خود صرفنظر نما. امام حسین (علیه السلام) در پاسخ همه این سخنان، در یک جمله فرمودند:«خداوند چنین خواسته است» این همان توکل برخدا است. معنای توکل او این نبود که پیروزی او تضمین و شکست دشمنش قطعی است. بلکه به این معنی بود که کار او به خواست خدا است،خواه پیروز شودخواه مغلوب گردد(بهرام پور/1383: 231،232)پس سخن اصلی در توکل این است که متوکل نباید از فشارهای مخالفان بترسد و از وظایف و عقاید خود صرفنظر نماید، بلکه باید هوشیارتر باشد. وظیفه ی خود را انجام داده و نتیجه ی کارش را به خداوند بسپارد.بنابراین توکل بر خداوند، سبب افزایش مقاوت در برابر مشکلات و حوادث سخت زندگی است.همان طور که امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«هر کس به خداوند تکیه کند،سختی ها و دشواری ها،برایش آسان می شود و از اسباب برایش فراهم می گردد».(محمّدی ری شهری/1367: 762)
2-1-13توکّل از دیدگاه عرفا و نویسندگان بزرگ
از دیدگاه عرفا، شخص متوکّل نباید سؤال و تدبیر و چاره جویی کند؛ زیرا این امور مانع تحقّق توکّل است، بلکه حتی در طریقت، تکیه بر معانی ای چون تقوا و دانش نیز جایز نیست.
2-1-13-1 سری سقطی: «توکّل آن است که بیرون آیی از حول و قوّت خویش، یعنی نه هر چه از تو ممنوع گردد، منع آن از خویشتن بینی، ونه هر چه بیابی، یافته به قوّت خویش بینی و اصل توکّل، کار خویش به حق سپردن است.» (رجایی بخارایی/ 1358: 146)
2-1-13-2 ابراهیم خواص: « وقتی در راه شام بُرنایی دیدم نیکو روی و پاکیزه لباس. مرا گفت: صحبت خواهی؟ گفتم : مرا گر گرسنگی باشد. گفت: به گرسنگی با تو باشم. پس چهار روز باهم بودیم فتوحی پدید آمد. گفتم فراترآ. گفت: اعتقاد من آن است که: آنچه واسطه در میان باشد نخورم.گفتم. یا غلام باریک آوریدی! گفت یا ابراهیم! دیوانگی مکن، ناقد بصیر است از توکّل به دست تو هیچ نیست. پس گفت: کمترین توکّل آن است که چون وارد ناقه بر شو پدید آید. حیلتی نجویی جز بدان که کفایت تو بدو است. (استعلامی/ 1391 : 525، 526)
2-1-13-3حمدون قصار: «توکّل چنگ زدن به درگاه الهی است».(صدری نیا/1388: 202)
2-1-13-4ابوالسعیدابوالخیر: «شیخ ابوالسعیدابوالخیر گفت» پرسیدند خواجه ابوالحسن که ایمان و توکل چیست؟ گفت: آنکه از پیش خود خوری و لقمه را خردخایی، با آرام دل و بدانی که آنچه تراست از تو فوت نشود.» (منوّر/1366: 202).
2-1-13-5 قطب الدین ابوالمظفر منصوربن اردشیر عبادی: «توکّل اعتماد کردن است به قضا و تمسک کردن است به فضل خداوند آن مقدار که بنده در طلب معیشت خود و کسب مهمات خود روزگار برد از لوازم و مهمات اوامر الهی محروم شود. دست از آمال خود بدارد و روی نصیب خود جستن بگرداند و یکباره اعتماد و اعتصام از خلق ببرد و بداند که جمله خلایق در قید عجز اسیرند و در دریای تحیر غرقه اند. توکّل بر درگاه خدا کند و اعتصام به تفضل او کند بنده را خداوند کفایت است.» (عبادی/1368: 100).
2-1-13-6 امام محمّد غّزّالی: «بدان که توکّل حالتی است از احوال دل، آن ثمره ی ایمان است به توحید و کمال لطف و معنی این حالت اعتماد دل است بر وکیل و استوار داشتن وی و آرام گرفتن به وی، تا دل در روزی نبندد، و به سببِ به خلل شدن اسباب ظاهر شکسته دل نشود؛ بلکه بر خداوند اعتماد دارد که روزی به وی می رساند و مثل این است که بر کسی دعوی باطل کنند تلبیس، وکیلی… تا آن تلبیس دفع کند. اگر وی را به چهار صفت وکیل ایمان بود، «در ترجمه احیاء: چون در او چهار کار اعتقاد کند، نهایت هدایت، و نهایت قوت، نهایت فصاحت و نهایت شفقت(غزّالی/1354: 540،568 )
2-1-13-7 عطار نیشابوری: «پی کردن زبان است و خلق را به از خود خواستن، از خویش فنا شدن و به ترک جان گفتن، از همه چیز در گذشتن و در جانان آویختن:
توکّل چیست پی کردن زبان را زخود به خاستن خلق جهان را
فنا گشتن دل از جان بر گرفتن همه انداختن آن برگرفتن(ب / 2835).(صارمی/1373: 147)
عطار توکّل را؛ به اراده ی خود در خویش تصرف کردن، مایه ی اضطرار و خواری و بی ادبی و بی قراری است، و سالک را گزیر نیست جز آنکه کار به حق – تعالی- باز گذارد و از این همه وارهد:
خواهی که از اضطرار و خواهی برهی و زبی ادبی و بیقراری برهی
تا چند به خود کنی تصرف در خویش گر کار بدو باز گذاری برهی (همان:105)
2-1-13-8 نجم الدین کبری:«توکّل میوه درخت یقین است باندازه قدرت و تنومندی آن درخت، و اعتماد بحق است در وعد و وعید تا آنجا که اگر چیزی از او فوت شود تأسفی بر آن نخورد و از آن چه بدو رسد سخت شادمانی نکند، بلکه همه امور را به اصل برگرداند چه او مرید است به اراده حق« فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ »(الزلزال:آیه 7-8)پس اگر بدی باو کردند یا نیکی در باره اش نمودند، خدای را وکیل سازد، چه او عارف به هر گونه جزا و ثواب ست، و آن چه گفتم ترجمه آن را در کلام حق باید دید که فرموده است: « مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى… لِکَیلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ » (حدید/22-23).(گوهرین/1368: 317،318)
2-1-13-9عبدالله بن علی سراج: التوکّل طرح البدن فی العبودیه و تعلق القلب بالربوبیه، و الطمانینه الی الکافیه، فان اعطی شکر، و آن منبع صبر، راضیا موافقا للقدر. یعنی توکّل افکندن بدن به بندگی خداوند است و وابستگی قلب به پروردگار و اطمینان به بسندگی خداوند. اگر بدو نعمتی بخشید شکر کند و اگر از نعمتی باز داشت صبر کند در حالی که راضی و موافق با قدر است.( غزّالی/ 527:1364)
2-1-13-10عزیزالدّین نسفی:«فاعرض عنهم» روی بگردان یا محمّد از مکافات ایشان،« وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا».(نساء/81) و اعتماد بر خدای تعالی کن در مکافات ایشان، و بسنده است خدای تعالی دفع کننده آفات ایشان.(جوینی/1390: 176)
2-1-13-11 مولوی: مولانا از معتقدین به اختیار است و نظر او از توکّل این است که در عین کسب و کار و کوشش، خدا را هم نباید فراموش کرد. و این جهد و کوشش ها نباید حجاب راه خداپرستی شود بلکه باید به اسباب و علل این کارگاه هستی آشنا نیست و به انچه در پرده غیب بی او می زنند دسترسی ندارد، پس باید در عین جهد و کوشش دست از توکّل بر ندارد و این مطلب را با عقاید جبریانه که دسترسی ندارد؛ پس باید در عین جهد و کوشش دست از توکّل بر ندارد و این مطلب را با عقاید جبریانه که نتیجه اش انعزال و گوشه نشینی و ترک اسباب است فرق بسیار است.» (گوهرین/1388: 303،306).
آن که بیند او مسبب را عیان کجا نهد دل بر سببهای جهان(زمانی/ 1392: 925)
2-1-13-12عزّالدّین محمودبن علی کاشانی: «مراد از توکّل تفویض امر است با تدبیر وکیل علی الاطلاق و اعتماد بر کفالت کفیل ارزاق عمّت نعماؤه و تقدّست اسماؤه. و این مقام بعد از رجاست. چه معامله ی تفویض و اعتماد با کسی رود که اوّل کرم او ملاحظه رفته باشد و توکّل نتیجه ی حقیقت ایمان است. به حسن تدبیر و تقدیر عزیز علیم ». (عزّالدّین کاشانی/1389: 296،297) و گفته اند: مراد از این توکّل عنایت است یعنی اعتماد بر حسن نیت قدیمه، نه توکّل کفایت یعنی اعتماد بر صدق کفالت داخل بود در توکّل عنایت من غیر عکس. و متوکّل حقیقی آن است که در نظر شهود او جز وجود مسبب الاسباب وجودی دیگر نگنجد و توکّل او به وجود و عدم اسباب متغیر نگردد و این توکّل کسی بود که به ذروه ی مقام توحید رسیده باشد. (همان:296 ،297) پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «هر کسی مایل است که پرهیزگار ترین مردم شود، پس باید توکّل بر خدا کند ». (نوری/ 1364،288)
تکیه بر تقواو دانش در طریقت کافری ست راهرو گر صد هنر دارد توکّل بایدش
حـبیبـــا در غـــم ســودای عــشقت توکّلنا عـلی رب العبـــادی ( ب/334)
بـر در شاهم گدایی نکته ای در کــار کـرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود (ب/223)
به جـان دوست که غم پرده بر شنا نــدرد گــر اعتماد بر الطاف کارساز کنید (ب/115).

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ مقالهتوسل به زور

دسته‌ها: داغ ترین ها