دانلود پایان نامه

«…دل با او خطاب مى‌کند.
اذا شئت ان ارضى و ترضى و تملکى زمامی ما عشنا معا و عنانیا
الا فــارمـقی الـدّنیا بعینى و اسمعـى باذنى فیها و انطقى بلسانیا…
اگر می خواهی که من و تو از یکدیگر خشنود باشیم و تا زنده ایم زمام اختیار و عنان وجود من به دست مالکیّت تو باشد دنیا را با دیدهمن بنگرو به گوش من بشنو و با زبان من سخن بگوی و همچنانک رضاى نَفس اثر رضاى قلب است رضاى قلب اثر رضاى ربّ است. هرگاه که نظر رضوان الهى بدلى تعلّق گیرد صفت رضا در او پدید آید. پس علامت اتّصال رضوان الهى بدل بنده اتّصال رضاى بنده بود بدو و کلام سهل رحمه اللّه اذا اتّصل الرّضا بالرّضوان اتّصلت الطّمأنینه فطوبى لهم و حسن مآب عبارت از این معنى است. و چون رضاى بنده لازم رضوان الهى است اتّصال رضوان به محلّى بى‌اتّصال رضا صورت نبندد و از اینجاست قول رابعه با سفیان ثورى اما تستحیى ان تطلب رضا من لست عنه براض در مقابله ی دعاى او که اللّهمّ ارض عنّا.(همان : 564،565)
و ابن سمعون گفته است:«الرّضا بالحقّ و الرّضا عنه و الرّضا له فالرّضا به مدبرا و مختارا و الرّضا عنه قاسما و معطیا و الرّضا له الها و ربّا». (همان : 563،567)
–با بررسی «انواع رضا» در متون نثر عرفانی قرن چهار تاهشت هجری می توان گفت:
الف- قشیری با( 5)مورد از رضای بنده از خدا ،رضای بنده از بنده ،رضای خدا از بنده ،رضا دادن به قضای الهی با دل یاد می کند.در تقسیم انواع رضا او به چهار تقسیم اشاره می کند. به رضای قضای الهی تأکید بیشتری داردزیرا در دو قسمت از کشف المحجوب آنها را بیان می کند.
ب-خواجه عبدالله انصاری در(1)نمونه از رضای خدا به رضای خدا و رضای نفس یادمی کند.
ج-هجویری در(6)موردازانواع رضا سخن می گوید که عبارتند از:رضا به فقر ،رضا به عطا، رضا به نعمای دنیا، رضا به بلا …. هجویری مانند میبدی از رضایی سخن می گوید که در آن رضا؛ رضای خدا از رسول اکرم می باشد.وقتی همه ی عالم و موجودات در کسب رضای خداست، خداوند بلند مرتبه در کسب رضای رسول خویش است.
د-میبدی در (9) نمونه «انواع رضا» را بیان می کند که یک نمونه از آن«جلب رضای رسول اکرم»- صلی الله وعلیه وآله والسلم- از سوی خدا است؛ آن خدایی که عرش و فرش در تلاش و کسب رضایش می باشند، هم چنین از نمونه های جدیدی سخن می گوید که در آثار نویسندگان متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری بهندرت دیده می شود.مانند: رضا به مرگ عارفانه ، رضای پیش از قضا، نسیم و رایحه ی رضا به آل فرعون و….
ه-نسفی به رضای فرشتگان به حکم الهی و رضاو خشنودی معشوق اشاره می کند.
و-نجم الدّین رازی(5) نمونه از«انواع رضا» را ذکرمی کند.که جز یک مورد با نویسندگان دیگر قرن چهار تا هشت هجری مشترک ومشابه می باشد.رضا از خدا برای خدا، نمونه ای است که در آثار نویسندگان دیگر قرن چهار تا هشت هجری دیده می شود.
ز- عطار(27)نمونه«انواع رضا» را بیان می کند که به غیر از نمونه کمال رضای خدا ،رضا به روزی رسان (خدا) است. او رضاء به رضای خودرا که خدا فرموده است ،بیان می کند.در نمونه های دیگر مشابه با دیگر نویسندگان آورده است.
ح- عزّالدّین کاشانی در (4) نمونه به «انواع رضا» اشاره می کند.رضای متقابل بنده و خدا از هم، که در آثار نویسندگان دیگر دیده نمی شود.
با توجه به نمونه هایی که بیان شد،بیشترین تأثیر را به ترتیب عطار، میبدی، هجویری، نجم الدّین رازی، قشیری، عزّالدّین محمودبن علی کاشانی و خواجه عبدالله انصاری پذیرفته اند.نسفی از انواع «رضا» نمونه زیادی را ارائه نداده است. نمونه های بسیاری در این آثار «رضا به قضای الهی» می باشد. و از رضای دل در چند اثر یادمی شود. در کشف المحجوب از رضای دل مادر که خداوند آن را از زیارت کعبه واجب تر دانسته نمونه ایمی آورد.که تأکید بر یکی از نکات اخلاقی دینی در قرآن می باشد.کاربرد آیات قرآنی در این آثار زیاد نبوده است.
4-2-2 مراتب و درجات رضا در متون نثر عرفانی قرن چهارتا هشت هجری
خواجه عبدالله انصاری رضا را سه درجه می داند: اوّل رضای عامه.درجه دوم رضابه هر چه از قضای رفته از خدای عزوجل؛ که قرآن عظیم نیز به آن اشاره کرده است و از رهنمود های خواص است. درجه ی سوم رضا بر رضای خدا است.
باب رضا(خشنودی و پسندگاری)
«…و آن بر سه درجه است. درجه ی نخستین : رضای عامه است. و آن رضاست. به اینکه خدای، پروردگار است با نپذیرفتن بندگی هر چه پائین تر از اوست و این قطب آسیا سنگ اسلام است و شرک اکبر را بزداید. و آن درست شود به سه شرط : اینکه خدای عزوجل بنده را از هر چیز محبوب تر باشد، و از هر چیز تعظیم کردنی تر، و از هر چیز شایسته تر برای طاعت. درجه دوم رضاست: از خدای عزوجل و آیات تنزیل (قرآن مجید ) از همین رضا سخن گوید و آن رضاست به هر چه قضا رفته و این از اوایل رهنمودی خاصه است. و آن درست شود سه شرط : یکسان بودن حالات نزد بنده. فرو افتادن خصومت با خلق. خلاصی از سوال نمودن و الحاح. درجه سوم : رضا است بر رضای خدای . آنگاه بنده نه ناخشنودی و نه خشنودی را از بهر خویش بیند. (این حال) ، او را بینگیزد، به ترک تحکم ، و بریدن اختیار و (بلکه) به فرو افکندن تمییز، گرچه در دوزخش برند».(خواجه عبدالله انصاری/1389: 109،112)
هجویری عارفانی را که به حق عارف اند و مشغول به خدمت وعبادت اند و طالب رضای خدا هستند دارای مراتب و درجات می داند.
از ابوالسری منصور بن عمار-رضی الله عنه- «… و آن که به حق عارف بود شغلش خدمت و عبودیت و طلب رضا باشد.پس عارفان به خود را طلب عبادت ، ریاضت بود و عارفان به حق را عبادت ، ریاست. این عبادت کند تا درجت یابد…».(هجویری /1392: 194)
میبدی مراتب اهل رضا را مانند اهل بهشت یکسان نمی داند.رضای خداوند از بندگان مسلمانش را مانند سرایی می داندکه دارای درهایی است تا آن درها باز نشوند به درجات و مراتب نمی رسند.آن درگاه ها این است اوّل ادای فرایض و واجبات. دوم دوری از هر چیزی که خداوند حرام دانسته است.و این اسلام مورد رضای خداوند است. امروزه ما مسلمانان نیز به چنین مفاهیمی معتقد هستیم. آن که باید واجبات دینی را به درستی و مطابق با سنت انجام دادو حرام خدا را حرام وحلال خدا را حلال دانست و به آن ها عمل کرد.
«آن گه سرانجام اهل رضا و خوشنودی حق بیان کرد، گفت: هم درجات عند الله – اهل درجات عند الله.اشارتست که : اهل بهشت همه یکسان نیند، بلکه درجات ایشان متفاوت است، و منازل ایشان مختلف بقدر اعمال و معارف.(میبدی/1371 : 288 ،ج 2)
«گفته اند این اسلام پسندیده الله است. و «رضیت لکم الاسلام» بوی اشارت است بر مثال سرایی است که از راه گذر آن بر چهار درگاه است، و پس از آن در گاهها چهار قنطره است، و پس از آن قنطره ها درجات و مراتب است، تا درگاهها باز نبرند و بدرجات و مراتب نرسند. اوّل درگاهی که بر راه گذر آنست اداء فرایض است. دوم اجتناب محارم».(همان : 26 ،ج3)
عطار مرتبه رضا را بالاتر از زهد می داند و قانع به رضا را به جای ورع و زهد بیان می کند. قناعت را اوّل مرتبه ی رضا می داند.او ترک شهوات را اوّل رضاذکر نموده است.رضا رااوّلین مرتبه ی موافقت آورده است. در مقایسه با صبر و رضا؛رضا را درجه ومرتبه عارفان می داند.
بشر حافی گفت: «رضی الله عنه ،از او پرسیدم که زهد فاضلتر یا رضا؟ گفت: رضا فاضلتر از آنکه راضی هیچ منزل طلب نکند بالای منزل خویش».(عطار: 70)

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد حقوق :نواحی روستایی

دسته‌ها: داغ ترین ها