دانلود پایان نامه

ابویعقوی نهر
«و گفت ارزق متوکّلان بر خداوند است می رسد به علم خدای بر ایشان می رود بی شغلی و رنجی و غیر ایشان همه روز در طلب آن مشغول و رنج کش. و گفت متوکّل بحقیقت آنست که رنج و مؤنت خود از خلق برگرفته است نه کسی را شکایت کند و از آنچه بدو رسد و نه ذم کند کسی را که منع کنندش از جهت آنکه نه بیند منع و عطا جز از خدای تعالی.(همان:68،69)
ابوحمزه خراسانی- و گفت: « توکّل آنست که بامداد برخیزد از شبش یاد نیاید و چون شب درآید از بامداد یادش نیاید.یکی وصیت خواست گفت: توشه بسیار ساز این سفر را که در پیش داری.»(همان :96)
ابوبکر کتانی و گفت:« توکّل در اصل متابعت علم است و در حقیقت کامل شدن یقین.»(همان:104)
ابومحمّد جریری«گفتند توکّل چیست گفت: به معاینه شدن اضطرار».(همان :113)
منصورحلاج- و گفت: «توکّل آن بود که در شهر کسی را داند اوّلی تر بخوردن از خود نخورد».(همان:118)
ذکر ابراهیم خواص
و گفت: «هر که توکّل کند در خویش درست آید در غیر نیز درست آید. و گفت : توکّل چیست ثبات در پیش محیی الاموات».(همان :132)
شیخ ممشاد «و گفت توکّل وداع کردن طمع است از هر چه به طبع و دل نفس بدان میل کند».(همان :135)
ابوعلی دقاق
درویشی گفت :«روزی به مجلس او درآمدم به نیت آنکه بپرسم از متوکّلان و او دستاری طبری بر سر داشت دلم بدان میل کرد گفتم ایها الاستاد توکّل چه باشد گفت : آنکه طمع از دستار مردمان کوتاه کنی و دستار در من انداخت».(همان :159)
ابراهیم شبانی – و گفت:« متوکّل سری است میان بنده و خداوند و واجب آن بود که به سروی مطلع نگردد جز خدا».(همان :215)
جعفر خلدی- او را پرسیدند از توکّل گفت:« توکّل ان است که اگر چیزی بود و اگر نبود دل در دو حالت یکسان بود بلکه اگر نبود طرب درو بود و اگر بود او طرب در او نبود بلکه استقامت است با خدای تعالی در هر دو حالت.(همان :238)
«مراد از توکّل تفویض امر است با تدبیر وکیل على الاطلاق و اعتماد بر کفالت کفیل «اَرْزاقَ عَمَّتْ نَعْماؤه وَ تَقَدَّسْتَ اَسْماؤُهُ». و این مقام بعد از رجاست. چه معامله ی تفویض و اعتماد با کسى رود که اوّل کرم او ملاحظه رفته باشد و توکّل نتیجه ی حقیقت ایمان است بحسن تدبیر و تقدیر «عزیزٌُ عَلیمٌ وَ عَلَى اَللّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ » (مائده/26)و این ایمانى بود در درجه ی یقین که صاحب آن بداند که جمله ی امور مقدّر و مقسوم‌اند به تقدیر مشیّت کامله و قسمت عادله و در آن به زیادت و نقصان تغییر و تبدیلى نه… چنانک ذو النون گوید التوکّل ترک تدبیر النّفس و الانخلاع من الحول و القوّه».( کاشانی/1389: 560،561)
و جنید گوید« التّوکّل ان تکون للّه کما لم تکن  فیکون اللّه لک کما لم یزل».(همان:560، 561)
وسرى گوید: «التّوکل الانخلاع من الحول و القوّه».(همان: 560،561)
و حمدون قصار گوید :«التّوکل هو الاعتصام باللّه».(همان:560، 561)
و گفته اند: «که مراد از توکّل عنایت است یعنی اعتماد بر حسن مشیت قدیمه، نه توکّل کفایت یعنی اعتماد بر صدق کفالت و کل کفایت داخل بود در توکّل عنایت من غیر کس…».(همان: 560، 561)
–در بررسی های انجام شده در متون نثر عرفانی4تا8 هجری از نظر تعریف لغوی واصطلاحی توکّل:
الف- به ترتیب عطاربا(36)، میبدی با(25)قشیری با(17) مورد؛بیشترین تعریف رااز«توکّل»ارائه داده اند.
ب- مرصادالعباد، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، کشف المحجوب و الانسان الکامل کمترین تعریف از توکّل را ذکر کرده اند.
ج- بیشترین تأثیر پذیری وبهره را عطار ،قشیری ومیبدی در آثارشان از تعریف توکّل داشته اند.
د- قشیری در (3) مورد از آرامش دل با توکّل یاد کرده است در حالی که خواجه عبدالله انصاری فقط به یک مورد اشاره کرده است.
ه- میبدی در بیش از (16) مورد از عبارات «کارها را باید به خدا سپردو به خدا در همه حال تکیه نمود». یاد کرده است و بیشترین تأثیر را از آیات قرآن پذیرفته است.
و- آنچه در این تعاریف بعد از تکیه کردن بر خدا ذکر شده رابطه توکّل با کار ، رزق ، روزی وآکل است .باید گفت قشیری و عطار در(12) نمونه با هم مشتر ک اند.
ز- قشیری «توکّلی» را که درست است، توکّل دانسته و می گوید :«توکّل هر که در خودش درست باشد در دیگری نیز درست خواهد بود». واین را خوب درک کرده است.ودر دو مورد با بهره گیری از قرآن کریم، گفته است که فقط باید به خدا توکّل نمود.در اوصاف اهل توکّل هم آورده است ،کسانی به بهشت می روند که این شرایط را داشته باشند:«…داغ نکنند، فال نگیرندو افسون نکنند وبنده خویش را به صفت بندگی حفظ کندوخویش را از صفت خدا بودن خارج سازد،اندوه نخورد و به آبادانی درون بپردازد و با صبر و شکر و توکّل دل به خدا بسپردو سرانجام او توکّلی را دارای اهمیّت می داند که در آن حیلت نباشد».

مطلب مشابه :  دانلود مقاله فرایند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت، اعضای هیأت علمی دانشگاه

دسته‌ها: داغ ترین ها