دانلود پایان نامه

3 -6 -6 آثار نجم الدّین رازی
آثار نجم الدّین رازی معرف طریقه ی نجم الدّین کبری است و در واقع او توجّه خاصی به تألیف کتب پارسی برای پارسی گویان داشته است ودر باب اوّل مرصاد العباد به این مطلب اشاره نموده است:
بـا یـار نـو از غـم که باید گفت بــا او زبــان او سخن بــایــد گفت
لـاتفعل وافعل نکند چـندان سـود چون با عجمی کن و مکن باید گفت
مرموزات اسدی در مرموزات داودی 2-مناجات السائرین الی الله مقامات الطائرین بالله 3-بحرالحقایق و المعانی فی تفسیر بسع المثانی 4-رساله الطیور5-رساله عقل و عشق 6-سراج القلوب 7-حسرت الملوک و تحفه الحبیب8-رساله العاشق الی المعشوق است9-مرصاد العباد من المبدا الی المعاد
یادگار قرنی است که با کاهش نفوذ خلافت بغداد اندک اندک جاذبه ی زبان عربی عم کاهش می یافت، و زبان پارسی به صورت رایج ترین زبان تألیف و تصنیف در ایران و کشورهای مجاور در می آمد. نجم الدّین رازی آن را درباره ی علم و تصوف و اخلاق و سیر و سلوک و آداب معاش، به نام علاءالدین کیقباد تألیف کرده است و مهمترین اثر او به شمار می رود و نجم الدّین آن را در زمان پختگی و کمال عقل خود یعنی حدود پنجاه سالگی نوشته است.(همان:19)
3- 6- 7 سبک مرصادالعباد
این کتاب، با آنکه در قرن هفتم نوشته شده، اما بیشتر به شیوه و انشا و سخن وعاظ و مجلس گویان قرن ششم هجری شباهت دارد، در حقیقت نثر کتاب از نوع نثر غنی معتدل می باشد و اوّلین کتاب صوفیه است که به نثر فنی نوشته شده است و نثری در حدّ میانه ی سبک و روش خواجه عبدالله انصاری از جهت سجع های متوالی و عبارات پخته امام محمّد غزالی، بنابراین گاهی نثر از نوع مرسل است یعنی به شیوه ی نثرهای ساده علمی و اخلاقی قرن ششم و هفتم و گاهی دارای موازنه ها و سجع های پی در پی و قرینه سازی است، مانند نثر خواجه عبدالله و قاضی حمیدالدین و مشتمل بر اشعار نغز و طرح مطالب لطیف عرفانی و آیات و احدایث و رباعی های لطیف و اشعار عربی و فارسی که در واقع این آمیزش بین نظم و نثر، به متن کتاب موزونی خاصی بخشیده است. در مجموع می توان گفت که نثر نجم الدّین به آثار مجدالدّین و نجم الدّین کبری و عین القضات و احمد غزّالی و کشف الاسرار میبدی و رساله ی حالات و سخنان ابوسعید بسیار شباهت دارد. نجم الدّین در فصول کتاب اسامی مشایخ بزرگی چون: شهاب الدّین سهروردی، مجدالدّین بغدادی، امام یوسف همدانی… نام برده است که ارزش متن کتاب را بالا برده است.
این کتاب مورد توجه بزرگانی چون مولانا جلال الدین رومی(مولوی) و خواجه حافظ شیرازی بوده است و از آن بهره فراوان برده اند. به دلیلی زیاد بودن تعداد نسخ خطی این کتاب، تناقضاتی از جهت رسم الخط در آن دیده می شود، به عنوان مثال عدد شصت در یک عبارت یکبار با صاد و بار دیگر با «سین» نوشته شده است. (همان:22،23)
ریاحی در مقدمه مرصاد العباد ؛ مرصاد را گذرگاه معنی کرده است. رصد به فتح اوّل و سکون دوم) به معنی بر سر راه کمین کردن است در زبان فارسی گاهی رصدگاه به معنی کمینگاه دزدان و جای خطرناک آمده، و در قرآن شریف(نبأ/21) « ان جهنم کانت مرصادا» به همین معنی است اما به اعتبار اینکه به سر راه های خطرناک نگهبانان و پاسبانان و راهداران نیز مترصد راهند، مرصاد به معنی راهی که در او نگهبان باشد نیز آمده است. و در این آیه شریفه (فجر/14)« ان ربک لبالمرصاد، به این معنی دوم است. «… بنابراین در صفحه (16) در باره ی معنی نام کتاب می گوید: معنی نام کتاب چنین خواهد بود« راه بندگان (راهی که ایمن است و بوسیله ی نگهبانان طریقت و شریعن نگهبانی می شود)از آغاز تا انجام.موضوع کتاب نیز چنانکه خود می نویسد: «بیان سلوک دین و وصول به عالم یقین و تربیت نفس انسانی و معرفت صفات ربانی، است. در مقدمه ی مرصاد العباد، آقای محمّد امین ریاحی این کتاب را از نظر نثر ادبی فارسی، اهمیّت عرفانی، اصطلاحات عرفانی، تفسیر آیات، احادیث، احوال و سخنان بزرگان، نکات تاریخی و وضع اجتماعی عصر مؤلّف، اشعار، دوبیتی رازی و جنبه ی اخلاقی حائز اهمیّت دانسته است.(ریاحی/1368: 54،53)
3- 7 عطار نیشابوری
3-7-1زندگینامه
فریدالدّین محمّد نیشابوری که با نام عطار یا شیخ عطار شناخته ایم. از شاعران پر مایه ی زبان فارسی، واز مردم ارجمند خراسان در سده ی ششم و آغاز سده ی هفتم هجری بوده است. پزشک و داروفروش بوده و او را به سبب همین پیشه دارو فروشی، عطار خوانده اند. هنوز در سرزمین ما واژه عطار بدین معنی بکار می رود. شاید روزی که این فرزند، در خانواده ابراهیم نیشابوری دیده به جهان گشود کسی گمان نمی کرد که پس از صد ها سال در سرزمین ما واژه عطار بدین معنی به کار می رود. شاید روزی که این فرزند، در خانواده ی ابراهیم نیشابوری، دیده به جهان گشود. کسی گمان نمی کرد که پس از صدها سال، ما از او و بلندی فکر و گشودگی بیتش سخن گوییم، امّا هنگامی که او کتاب اسرارنامه اش را می سرود هنوز ابراهیم زنده بود. مادر عطار زنی پارسا و پاکدل بوده است و گویا پرورش روحانی او فریدالدّین را «عطار» کرده است. در سرآغاز کتاب خسرونامه ی عطار یاد این مادر را با سوز دل می بینیم.
در آغاز تذکره الاولیا، می خوانیم که عطار از کودکی به مکتب عرفان و سخن عارفان دل بسته و شور حقیقت جویی در جانش آتش زده است. از همان روزهای جوانی آثار صوفیان بزرگ را می خوانده و نکته های باریک آنها را برای خود یاد داشت می کرده. در سرزمین ما همیشه برای مردان بزرگ افسانه سازی می کرده اند. عطار هم از این رهگذر بی بهره نمانده است- گویا ما همواره گمان- کرده ایم که هیچ کس با گذران طبیعی مردی ناموری نخواهد شد و یک دگرگونی بالاتر از عادت بایسته است تا مردی بزرگ بسازد. باری نوشته اند:
«عطار یک پیشه ور دنیادوست بود. روزی درویشی به داروخانه ی او آمد و چیزی خواست . عطار- که سرگرم بازار خویش بود- روی خوشی نشان نداد. درویش گفت: «تو با این دلبستگی به دنیا چگونه خواهی مرد؟». پاسخ داد: «همانگونه که تو خواهی مرد!» درویش کاسه چوبین خود زیر سر نهاد و خوابید و مرد. عطار با دیدن این بازی شورانگیز تکان خورد، و سرمایه ی خود را تاراج داد و به این و آن بخشید و صوفی شوریده سری شد.
گرایش عطار به این مکتب ناگهانی نبوده است او در سایه ی پرورش روحانی مادر و شاید هم پدرش دوستدار حقیقت شده، چنانکه خود گفته است از کودکی جویای اندیشه ها و سخنان مردان این مکتب بوده است، و هرگز چنان خود را فراموش نکرده که داروخانه اش را به تاراج دهد و سر به بیابان بگذارد. بلکه در گوشه ی همان همان داروخانه ساعت های فراغت را به خواندن و نوشتن می گذرانده و دو کتاب مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه به نظم درآورده است. گمان می گنم عطار از کسانی بوده است که برای آنها زندگی سالم این جهانی با سیر به سوی حقیقت منافات دارد،ومی پندارند که انسان خردمند و روشن بین به خوبی می تواند آسایش خود را با پاکدلی و حقیقت بینی و خداشناسی همراه و هماهنگ سازد، و در عین آسودگی جان و تن، وجدان آسوده ای نیز داشته باشد، و بتواند به دیگران هم سود برساند.
زندگی عطار برای فرهنگ ایرانی بسیار سودمند بوده و سودش نوشته و سروده های بسیار اوست. هشت کتاب از او در دست است و کتابهای بسیاری را هم به نام او کرده اند، امّا از او نیست. کتابهای او بیشتر به شعر است که به صورت داستان های دل انگیز از سرگذشت صوفیان بزرگ به نظم آمده است.(استعلامی/1352: 16،24)
3 -7- 2 وفات عطار نیشابوری
عطار زندگی درازی یافت، و با اینکه درست نمی دانیم در چه سالی به دنیا آمد، در همه جا می خوانیم که به سالخوردگی رسید. درباره ی چگونگی درگذشت او نیز داستانهایی گفته اند که همه ی آنها می تواند ساخته و پرداخته ی تخیّل باشد، اما نشانه های تاریخی و روایت ها، پس از حمله ی مغول به نیشابور، اثری از عطار به دست نمی دهد و ظاهرا این روایت درست است که عطار در کشتار همگانی مردم نیشابور به سال (618ه.ق) از این جهان رفته است.استاد فروزانفرمی گوید:«چون فتح و قتل وعام نیشابور به تصریح عطاملک جوینی در روز شنبه پانزدهم صفر سال(618)هجری اتفاق افتاد و تا پانزده روز طول کشید پس شهادت شیخ التحقیق در نیمه ی دوم همان سال به وقوع پیوست.(مشکور/1387: 23) آرامگاه این شهید همیشه زنده ی ادب فارسی در نیشابور زیارتگاه شیفتگان عرفان و دانش است.
3- 7- 3 آثار عطار نیشابوری
آثار عطار از جمله آثاریست که درتعداد آنها اختلاف نظرهایی وجود دارد. حتی برخی، تعداد آثار او را به عدد سوره های قرآن به عدد صدو چهارده می دانند. «در میان کتب متعدی که به عطار نسبت داده اند آثاری بدون تردید از عطار است، همان هایی است که خود شیخ عطار در خسرونامه از آنها نام برده است. آثار عطار عبارتند از: 1-مصیبت نامه 2-الهی نامه 3-اسرارنامه 4- مختارنامه 5 – مقامات طیور 6-خسرونامه 7 – دیوان غزلیات و قصاید 8- جواهر نامه 9-شرح القلب 10- چون تذکره الاولیا که به نثر است را به این نه کتاب بیفزاییم آثار مسلم عطار به ده کتاب بالغ می شود. از دو کتاب جواهر نامه و شرح القلب اثری پیدا نیست.
اثر اغلب شعرا و نویسندگان برجسته، همچون عطار، آئینه تمام نمای محیط و زندگی آنان است. این قشر متفکّر و دلسوز، در تحلیل شرایط زندگی اجتماعی مردم از سایر افراد جامعه تیزبینانه تر عمل می کرده آمد. فریدالدّین عطار نیز به عنوان یک آزاد اندیش که به شغل دارو فروشی و طبابت نیز اشتغال داشت. به دلیل اینکه یکی از مردم و در تعامل بسیار نزدیک و مدام با آنان بوده است. در تبیین شرایط زندگی مردم زمان خود احساس مسئولیّت زیادی می کرده است.
در این زمان، شاهد به حکومت رسیدن غلامان ترک نژادی هستیم که جهالت و نادانی، فساد و غلام بارگی، شراب خواری و بی همتی، تنها مایه ی حکومتشان است و از برکت چنین حکومت هایی، قتل و غارت و اسارت زنان وکودکان بی گناه، جزء لاینفک زندگی مردم شده است. شهرها هراز چندگاه بین امیران دست به دست می شدند و در پی هر حمله، بازار قتل و غارت رونق دوباره می گیرد.
عطار که با نگاهی نقادانه و در عین حال دردمندانه احوال روزگار خویش را مورد کنکاش قرار می دهد و نسبتاً به مسائل سیاسی و اجتماعی روزگار خویش نیز آگاهی کافی دارد، وظیفه خود می داند که ظلم هیأت حاکمه، و در عین حال جهل مردم زمانه را افشا نماید.او به دلیل وجود حربه تهمت و کشتار در دست اربابان زر و زور ترجیح می دهد برای رسیدن به اهداف خود از شیوه ی غیر مستقیم استفاده نماید.
عطار از بین شیوه های مختلف انتقاد غیر مستقیم، بیشتر ترجیح می دهد از شخصیت هایی که در بین مردم از محبوبیّت عام برخوردارند، بهره گیرد، دکتر زرّین کوب معتقدند که، « به هردلیل … در واقع سخنگویان جناح معترض جامعه بوده اند که اختفا در زیر سپر جنون آنان را از تعقیب و آزار اهل قدرت و مدعبان ایمن داشته است».(زرّین کوب/ 1378 : 249).
عطار با استفاده از این حربه به جنگ با ظلم ستم قدرتمند پرداخته است. عطار جزو آن دسته از نام آوران عرصه عرفان است که نه تنها زبان به مدح نالایق و ناکسان نگشود. بلکه با نگاهی نقادانه، زشتی های اخلاقی و ظلم و فساد و ستم را با نشتر قلم مجروح می ساخت. وی معتقد است جایی که ظلم و ستم بر آنجا حاکم باشد. برکت از همه چیز خواهد رفت. او در حکایت دنبه خواستن بهلول از پادشاه و شلغم فرستادن پادشاه فرستادن پادشاه به جای دنبه، بی برکتی سرزمینی را که ظلم بر آن حاکم است از زبان بهلول چه زیبا بیان می دارد و با بیان این سخن از جانب بهلول به پادشاه که از وقتی که تو پادشاه شده ای دنبه ای هم چربی خود از دست داده اند، او و اعمال نادرستش را عامل بی برکتی عنوان می کند.

مطلب مشابه :  تور کیش و  رستوران های موزیکال جزیره  

دسته‌ها: داغ ترین ها