دانلود پایان نامه

تاریخ وفات این مرد بزرگ (همچون ولادتش)معلوم نیست،نظرات زیادی درباره ی تاریخ وفات او بیان کرده اند: هرمان اته عقیده دارد که هجویری از معاصران قشیری است و در این که قشیری به سال(465)درگذشته، اختلافی نیست و از طرفی هجویری در اواخر کشف المحجوب از وی با جمله ی دعایی «رحمه الله علیه» یاد می کند بنابراین باید تاریخ مرگ هجویری را بعد از (465)دانست.با توجه به مطالب «تذکره ی علی هجویری» و استدلال هرمان اته و مجله ی هلال شماره ی( 3،1332) و سه قطعه شعری که به عنوان ماده ی تاریخ بر در و دیوار مزار هجویری نقش شده است، می توان گفت که تاریخ وفات هجویری سال(465) یا کمی بعد از آن است.(هجویری/1389: 12،13)
3-3-5 سبک کشف المحجوب
مشهورترین تالیف جلابی هجویری (مستوفی در 465 ه.ق) و از معتربرترین و قدیمی ترین کتب صوفیه است. « شیوه ی نگارش کتاب بر روی هم ساده است جز آنکه هجویری به نسبت با معاصران خود مفردا و ترکیبات عربی بیشتری به کار برده است، مخصوصا ترکیبات و اصطلاحاتی که میان صوفیان رایج بوده علاوه بر این در کتاب وی به نمونه هایی از «نثر موزون» نیز باز می خوریم».
هجویری در کشف المحجوب مدام اسم خود را می آورد و علت آن را ممانعت از سرقت کتاب ذکر می کند. جهت آشنائی با نثر و تاریخچه ی سرقات ادبی، عبارات او در زمینه نقل می شود: « انچه به ابتداء کتاب نام خود اثبات کردم مراد از این دو چیز تواند بود یکی نصیب خاص و دیگری نصیب عام. آنچ نصیب عام بود آن است که چون جهله ی این کتاب نو بینند کی نام مصنف آن به چند جای بر آن مثبت نباشد نسبت آن کتاب به خود کنند و مقصود مصنف از آن بر نیاید، کی مراد جمع و تالیف و تصنیف کردن بجز آن نباشد کی نام مصنف به آن کتاب بازنده باشد و خوانندگان و متعلمان وی را دعای خیر گویند کی مراد این حادثه افتاد به دوبار، یکی آنکه دیوان شعرم کسی بخواست و باز گرفت و اصل نسخه جز من آتن نبود. آن جمله را بگردانید و نام من از سر آن بیفکند و رنج من ضایع کرد تاب الله علیه! و دیگر کتابی کردم و هم اندر طریقت تصوف نام منهاج الدین یکی از مدعیان رکیکه گرای گفتار او نکند و نام من از سر آن پاک کرد به نزدیک عوامل چنان نمود که وی کرده است، هر چند خواص بر آن قول بر وی خندیدندی، تا خداوند تعالی بی برکتی آن بدو در رسانید و نامش از دیوان طلاب درگاه خود پاک گردانید. . . » با این همه شیخ بزرگوار عطار بسیاری از مطالب کشف المحجوب را بدون ذکر مأخذ (جز در دو مورد) در کتاب تذکره الاولیا درج کرده است. (شمیسا/ 1377: 36،35).
بحث از مسائل و مجادلات صوفیان به واسطه روشنایی های زیادی که مؤلّف از تجارت شخصی خود بر آنها افکنده، در کتاب جاندارتر شده، از این نظر کشف المحجوب سخت تر از رساله ی قشیریّه است، چه این کتاب هر چند از لحاظ جمع آوری مجموعه ای از گفتارهای، حکایات، تعریفات ارزشمند است، ولی تا حدودی از یک شیوه ی صوری و فرهنگستانی متداوّل و مطابق با روح دینی پیروی می کند، در حالی که هر کس کشف را مطالعه کند می تواند از راوی اصطلاحات مرسوم و متداوّل، یک چاشنی کاملاً حکمی مطابق با ذوق ایرانی کشف کند. کشف المحجوب، از آثارتعلیمی صوفیه و متعلق به دوره نخستین نثر فارسی است، مخصوصاَ که نویسنده بر آن است تا سؤالاتی را که به ظاهر از او پرسیده اند، به تناسب دریافت شنونده خویش پاسخ گوید، بنابراین، انتظار آن است که نوشته او از نمونه های روشن نثر قرن پنجم باشد، از نظر موضوع مصطلحات تصوّف، تقریباً، به تمامی عربی و از قرآن مأخوذند و در زبان فارسی معادل و جانشین فعالی نیافته اند، مانند دوستی آن قابلیت معنایی را پیدا نکرده اندکه با تمام معنی با محبت برابری کنند. نثر کشف المحجوب آشکارا گونه های متفاوتی دارد و این تنوع با احوال نویسنده و موضوع سخن نیز تناسبی یافته است. ساختار کهن بیشتر عبارات و جملات و وجوه خاص بعضی از افعال که با گونه زبانی مؤلّف و روزگار حیات او در پیوند است و وجه مشترک و سبک بسیاری از آثار دوره سامانیان و غزنویان محسوب می شود. (همان:41، 43)
این کتاب از حیث سبک بالاتر و اصیل تر و به دوره ی اوّل نزدیک تر است تا سایر کتب صوفیه و می توان آن را یکی از کتب طراز اوّل شمردکه هر چند در قرن پنجم تألیف شده و بیش از کتب قدیم دستخوش تازی و لغت های آن زبان است. امّا باز نمونه ی سبک قدیم را از دست نداده و روی هم رفته دارای سبک کهن است. افعال و لغات کهنه و غریب و استعمالات دوره ی اوّل به تمام در این کتاب دیده می شود و از این گذشته اصطلاحات خاص نیز از خود داردکه غالب آنها بعد از این در کتب تصوف مصطلح گردیده است. مانند بشولیدن وقت: متفرق ساختن/پای جامه:/پای افزار… . (بهار/ 1337 :187)
3 -4 ابوالفضل رشید الدین میبدی
3-4-1زندگینامه
با توجه به مطالعات انجام شده در برخی از کتب مثل ریحانه الادب، طبقات المفسرین، روضات الجنات و… برای شناخت ابوالفضل رشیدالدین میبدی مؤلّف تفسیر کشف الاسرار فردی گمنام است امّا اوّلین کسی که نام او را در زمره مؤلّفان آورده حاجی خلیفه است که از طریق تحفه الصلاه ملاحسین کاشفی سبزواری معروف به واعظ از تألیف وی با اطلاع شد این کتاب شناس معروف اهل تسنّن در کتاب کشف الظنون می نویسد: «کشف الاسرار للامام رشید الدین ابی الفضل احمدبن ابی سعید المیبدی ذکره الواعظ فی تحفه الصلاه» آگاهی دقیق و زیادی از زندگی این عارف قرن ششم هجری در دست نیست در شهر «میبد» اطراف استان یزد متولّد شده است. وی فرزند جمال الاسلام ابوسعیدبن متوّفای(480)هجری قمری است.پدر میبدی بنا به روایات از دانشمندان، مردان نیکو کار و عابدان اهل راز بود. و مزارش تا عهد صفویه برقرار و مورد اعتنا و توجه خاص و عام بوده است. میبدی در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است.به جهت رواج فضل وفضیلت در خاندانش، مقدمات علوم دینی را خوانده ،شوق آموختن و اندوختن او را به هرات که در آن روزگار از رونق علمی و دینی بهره مند بوده کشیده است.دور نیست که با یک واسطه از محضر درس و فیض حضور خواجه عبدالله انصاری ، این عارف بزرگ بهره برده باشد.وکتاب ارزشمند کشف الاسرار را از باقی گذارد.علی اصغر حکمت در باب این تفسیر می نگارد:« از مطالعه و تفحص در این نسخ معلوم شد که کتاب مذکور خزانه ایست آگنده به لئالی و جواهر، مشتمل بر تفسیر قرآن شریف به سبک مفسرین عامه، و محتوای بر قرائات و اختلاف آنها، و شأن و نزول آیات، و بحث در احکام فقهیه، و تأویلات عرفانی به سبک صوفیه عظام که جابجا با قوالی چند از خواجه انصار مزین است. از لحاظ ادبی هزار فایده علمی، ادبی و لغوی و تاریخی را بپارسی زبانان تقدیم میداردو صد ها لغات و اصطلاحات رائج در قرن پنجم و ششم هجری که دوره اوج ادبیات فارسی بوده است در این گنجینه وجود دارد». (انصاری/1371: 1)
3-4-2کشف الاسرار
در سال (530) یعنی نیم قرن پس از از زندگانی پیر هرات، امام احمد میبدی تفسیر قرآن کریم را به نام کشف الاسراروعده الابرار تألیف کرد که متکی به تعلیمات و تفسیرخواجه عبدالله انصاری معروف به پیر هرات است. به علاوه ترجمه لفظی و شرح عرفانی از شیخ السلام، مناجات ها و اندرزها و لطایف نیز در آن آمده است. در شرح این کتاب از کشف الاسرار استفاده به عمل آمده است: «از آنجا که هر باب منازل السّائرین با ذکر یکی از آیات مبارکه ی قرآن مجید آغازشده است بنابراین در آغاز شرح ترجمه کامل آن آیه را داده ایم . در این جا (شرح) خواستیم متن کامل ترجمه آیه و حتی در صورت لزوم ترجمه آیه یا آیات ماقبل و مابعد را بیاوردیم، تا آنکه خواننده در نگاه اوّل دریابد، که آیه ذکر شده در آغاز هر باب منازل السّائرین، در قرآن کریم در بیان چه مطلبی آمده است. در بعضی موارد از تفسیر کشف الاسرار چند سطر از تفسیر آن آیه را در شرح آوردیم تا برای خواننده امکان دریافت مطالب آن علی الفور میسر شود. اگر خواننده مایل باشد، می تواند به اصل تفسیر خواجه عبدالله انصاری که در ده جلد به چاپ رسیده است مراجعه کند.(صفا/1373: 930)
3-4-3 وفات میبدی
تاریخ وفات میبدی به طور دقیق روشن نیست و مزار او هم معلوم نشده است؛گرچه در برخی از نوشته ها مزار اورا در سلطان رشید میبد که با فرم معماری قرن ششم همراه است،معلوم کرده اند.آن چه مسلّم است این است که وی در آغاز کتاب کشف الاسرارتصریح می کند که در سال (520) هجری به نوشتن تفسیر شروع کرده است پس دوران حیات علمی وی نیمه اوّل سده ششم خواهد بود. پس ازآن چند سال برآن«عمر گذشته، وچند سال ازعمر او گذشته،کجا وفات یافته…مشخص نیست. (اینترنت/ 1391/11/2)

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درباره قصاص

3-4-4 سبک میبدی
کشف الاسرار و عده الابرار از جمله مهمترین تفاسیر پارسی در اوایل قرن ششم هجری است. این کتاب عظیم صحائف پاره ای از نسخ آن از دو هزار متجاوز است، بدست ابوالفضل رشید الدین المیبدی که در نیمه ی اوّل قرن ششم هجری می زیسته است، تالیف شد و تا تاریخ تألیف آن سال (520 ) هجریست یعنی در اوایل این سال مولف شروع به تحریر کرد و معلوم نیست چند سال بدین کار دشوار سر گرم بوده است. وی در تألیف کتاب خود در حقیقت بشرح کتاب خواجه عبدالله انصاری در تفسیر قرآن نظر داشته یعنی همان کتاب تفسیری که سیوطی بدان اشاره کرده است. هچنان که مؤلف خود گفته است در کلام خواجه انصاری به نشر و بسط پرداخته است، در بسیاری از موارد ضمن ذکر کلام خواجه اسم او را آورده و ازو به «پیر طریقت» و «عالم طریقت» و «پیر طریقت و جمال اهل حقیقت شیخ الالسلام انصاری» یاد کرده و از نقل قول شیخ در همین موارد می توان دریافت که بسی از عبارات دیگر که همان شیوه ی انصاری را دارد هم از کلام انصاری است و در حقیقت میبدی کلام او را توسعه داده و بنشر و بسط ؟آن مبادرت جسته است. در مورد ذیل بنقل کلام خود از اصاری تصریح می کند: «پیر طریقت و جمال اهل حقیقت شیخ الاسلام انصاری سخنی نغز گفته در کشف الاسرار »الف» و پرده غموض از آن بر گرفته. گفت الف امام حروفست، در میان حروف معروفست، الف بدیگر حروف پیوند ندارد، دیگر حروف با الف پیوند دارد، الف از همه بی نیازست، همه ی حروف را بالف نیازست، الف راستست، اوّل و آخر یکی، یک رنگ و سخنها رنگارنگ…» و باز درین مورد : « عالم طریقت عبدالله انصاری -قدس الله روحه- گفت: «الهی ای مهربان فریاد رس، عزیز ان کس، کش با تو یک نفس در دو جهان بس». «ای پیش از روز و جدا از هر کس، رهی را درین سور هزار مطرب نه بس!» در بسیاری از موارد دیگر نامی از خواجه نیست لیکن آهنگ کلام را بگوش می آید و در بین موارد باید گفت یا عین سخن خواجه است که با تصرفاتی مورد استفاده قرار گرفته است و یا میبدی خواسته است در شیوه ی کلام دنبال خواجه گام نهد مثلاً درین مورد: «ختم الله علی قلوبهم : یکی را کهر بیگانگی بر دل نهادند تا در کفر بماند، یکی را مهر سرگردانی بر دل نهادند تا در فترت بماند، ان بیگانه ایست رانده و سر راه گم کرده، و این بیچاره ایست در راه بمانده و بغیر دوست از دوست بازمانده»و مانند این عبارات : « فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا، اینست بیماری که آنرا اکراه نه، و اینست دردی که آنرا درمان نه، و اینست شبی که آنرا بام نه، زارتر از روز منفاقان روز کیست، که از ازل تا ابد در بیگانگی زیست، امروز در عذاب نهانی و فردا در حسرت جاودانی ….»نوبت اوّل از تفسیر هر سوره که درین تفسیر آمده مانند همه ی تفسیرهای قدیم فارسی از حیث لغوی قابل توجه و استفاده ی بسیار است. در نوبت دوم همچنانکه مؤلّف وعده کرده است از ذکر احکام و اخبار و آثار و موادری که در ان باره میان مفسران عامه شهرت داشت غفلت نشده است، و نوبت سوم پر است از تأویلات صوفیان درباره ی آیات بنابه روشی که پیش از این گفته ایم، و این قسمت مخصوصا از حیث انشاء لطیف و امثال و شواهد از شعر عربی و پارسی از همه قسمتهای دیگر این کتاب عظیم بیشتر قابل توجه است. ازین کتاب نسخی در کتابخانه های ایران و خارج موجود است و قسمتی از آن بنفقه ی دانشگاه تهران و بتصحیح آقای علی اصغر حکمت استاد دانشگاه تهران طبع شده است. (صفا/1373:930،932) در قرن ششم، توجه مؤلّف کشف الاسرار و عده الابرار یعنی ابوالفضل رشیدالدین میبدی را به خود جلب کرد و تفسیر عظیم خود را بر اساس آن نگاشت. میبدی در حقیقت تفسیر خواجه عبدالله انصاری را اساس کار خود قرار داد و آن را به پارسی شرح کرد. مؤلّف در کلام خواجه انصاری به شرح و بسط پرداخته است وی در بسیاری از موارد ضمن ذکر کلام خواجه، اسم او را آورده و از او به «پیر طریقت» و «عالم طریقت» و «پیر طریقت و جمال اهل حقیقت شیخ الاسلام انصاری» یاد کرده و از گفته های شیخ در همین موارد می توان دریافت که بسیاری از عبارات دیگر- که همان شیوه ی انصاری را دارد- هم از کلام انصاری است. میبدی در تألیف این کتاب نخست هر آیه از آیات قرآن را به پارسی ساده و وران ترجمه کرده و آنگاه تفسیر آیه و وجوه معانی و قراآت مشهور و سبب نزول و بیان احکام و ذکر اخبار و آثار و نوادری را که تعلق به آن آیه دارد، می آورد و بعد از آن به ذکر رموز عارفان و اشارات صوفیان، تأویلات بسیار و توضیحات خارج از حد در کتاب آورده که آن را به عظمتی که می بینیم، در آورده است. (همان: 931،932)
3 -5 عزیزالدین نسفی
3-5-1زندگینامه
رایج ترین صورت نام عارف مورد بحث ما، که در آثار وی دیده می شود، عزیز ابن محمّد النسفی است در همه نسخه های خطی رسالات منشره در اینجا، دررساله های مقصد، زبده تاحقایق و کشف الصراط نیز چنین است. کتاب التنزیل در اینجا وضعی ویژه دارد. در دو نسخه دست نویس ولی الدین به شماره (1685 و 1767) نام مصنف را نمی توان یافت و فقط گفته شده است. این کتاب از عزیز به عزیز است. در نسخه های خطی شهید علی پاشا (1368) و قاهره این عبارت آمده است. زندگانی وی در حول دو محور در گردش بوده است، که در عهد او دو مرکز زندگی ایران بوده اند: ماوراء النهر و فارس، بخارا و شیراز، نسف و ابر کوه. در بین این دو قطب، خراسان قرار دارد که وی در آنجا در محضر استادی تلمذ کرده که برای اندیشه ی وی سرنوشت ساز بوده است. از جانب دیگر، می دانیم که وی با صوفیان و فیلسوفان حشر و نشر کرده و در بخارا در عالم تصوّف استادی و شیخی داشته، و افزون بر این تحصیلات پزشکی نیز کرده است، با این وصف نسبت وی با سعدالدین حمویه مسلّم تر می نماید. در میان نویسندگان صوفی و عارف، عزیز نسفی یکی از قدیمی ترین کسانی است که در اروپا معروف می باشد او اهل نسف بوده که خود بارها آن را «دوکشور خود» خوانده است. فریتس مایر محل اقامت وی را بخارا دانسته در عهد او دو مرکز زندگی ایران بوده اند: ماوراءالنهر و فارس، بخارا و شیراز، نسف و ابرکوه، در بین این دو قطب، خراسان قرار دارد که وی در آنجا در محضر استادی تلمّذ کرده که برای اندیشه اش سرنوشت ساز بود است. و از طرفی وی با صوفیان و فیلسوفان حشر و نشر کرده و در بخارا در عالم تصوّف استادی و شیخی داشته افزون بر این تحصیلات پزشکی نیز کرده است، با این وصف نسبت وی با سعدالدین حمویه مسلم تر می باشد. از جزئیات زندگانی وی و تواریخ حوادثی که بر او گذشته است اطلاعات دقیقی در دست نیست. آنچه مسلّم می نماید این است که دوران زیست و فعالیت او در سیر و سلوک و تألیف و تصنیف سده ی هفتم هجری بوده است. مناسبات نسفی با سعد الدّین حمویه (متولد سال 587 هجری) (متوفی در سال 650) یکی از عارفان ایرانی است که در نخستین نیمه سده ی هفتم بیش از دیگران مورد توجه و عنایت جامعه بوده است. و از مریدان حمویه بود. (نسفی/1388: 1)
3-5-2 چند نکته تاریخی از زندگی عزیزالدّین نسفی
فریتس مایر محل اقامت وی را بخارا دانسته و گفته است که چگونه وی در ماه رجب سال (671) به ترک شهر خویش برای همیشه برانگیخته شد. کشف الحقایق حاوی دو تاریخ است، یکی تاریخ فرار مؤلّف از بخارا در سال (671)، دیگری تاریخ خواب دیدن او، در روز اوّل جمادی الاوّل(680)، در ابر کوه می توان تاریخ سال (700) هجری را نیز بر آن ها افزود، تاریخی که در نشر آن نوشته ممکن می شود ولی مربوط به آینده است». رساله چهارم انسان در سال (680) هجری در شیراز نگارش یافت. برخی از نگاشته های دیگر درست نام محل تصنیف را ذکر کرده است نه تاریخ آن را. (همان:3)
3-5-3 آثار نسفی
1-مقصد الاقصی که حاوی و حاکی از سخنان و عقاید خود اوست 2-زبده الحقائق3-کتاب التنزیل یا بیان التنزیل4-مجموعه رسائل او موسوم به الانسان الکامل (کتاب حاضر) 5-منازل السائرین 6-اصول و فروع7 -سرانجام کشف الحقائق که شاهکار وی می باشد. این کتاب را دانشمند و پژوهشگر عارف و وارسته دکتر احمد مهدوی دامغانی با مقدمه مبسوط و حواشی کشاف تصحیح و تنقیح کرده و در سال (1344) هجری خورشیدی در بنگاه ترجمه و نشر و کتاب طبع و نشر شده است. (همان:4)
3- 5 -4 الانسان الکامل
رسیدن نسفی به ایده انسان کامل در واقع اساسی ترین نتیجه تفکرات وی است. نسفی از آنجا که خصلتی مرتبه ای برای معرفت در نظر می گیرد، فردی را که توانسته به بالاترین میزان عرفت دست یابد به عنوان انسان کامل معرفی می کند. با توجه به واحد بودن منبع معرفت وجود (خداوند) در نزد نسفی، کسی که در معرفت به مراتب بالا رسیده است، از لحاظ وجودی نیز در مرتبه ی تکامل نسبی قرار می گیرد.انسان کامل نسفی در واقع از خصلت مرتبه ای بودن معرفت شناسی وی استخراج می شود.(فدایی مهربانی/ 1386: 51 )
مفهوم کمال و انسان کامل نسفی که محوری ترین مبحث وی است. به لحاظ سیاسی نیز قابل بررسی است. اهمیت سیاسی مبحث کمال در نظر نسفی در بازگشت سالک کامل از دیدار خداوند متحقق می شود. انسان کامل از آنجا که تمامی مراحل معرفت را پشت سر گذاشته است بیش از هر کسی می داند که صلاح مردم در چیست ؟ زیرا وی به بالاترین درجه معرفت رسیده است. انسانی که به اوج قلعه معرفت رسیده است، انسان کامل خوانده می شود و خلایق نیازمند هدایت و رهبری انسان کامل و به بیان نسفی«خلیفه الله» هستند. (همان:51)

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع برنامه ریزی منطقه ای، آذربایجان شرقی

دسته‌ها: داغ ترین ها