دانلود پایان نامه

«گفتم سائل به داند از مسئول که هم مراد است و هم مرید،و هم مجاب است و مجیب. چون ضیاء سر من بدید، پس دل من ندا از رضای حق بشنید، و رقم خشنودی بر من کشید، و مرا منور گردانید و از ظلمت نفس و از کدورات بشریت درگذرانید. دانستم که بدو زنده ام و از فضل او بساط شادی در دل افکندم.»(همان : 158)
ذکر سوفیان ثوری -قدس الله روحه-«…و گفت: رضا قبول مقدورات به شکر».(همان : 175)
ذکر حارث محاسبی قدس الله روح «و گفت رضا آرام گرفتن است در تحت مجاری احکام».(همان: 206)
ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه «و گفت: راضی بودن و رضا آن است که از خدا بهشت نخواهی و از دوزخ پناه نطلبی».(همان: 211)
ذکر سهل بن التستری -قدس الله روحه العزیز-«و گفت عبودیت رضا دادن است به فعل خدای».(همان: 238)
«و پرسیدند از ابتداء احوال و نهایت آن، گفت: ورع اوّل زهد است و زهد اوّل توکّل و توکّل اوّل درجه عارف و معرفت اوّل قناعت است و قناعت ترک شهوات و ترک شهوات اوّل رضاست و رضا اوّل موافقت است».(همان : 239)
ذکر یحیی معاذ رازی- قدس الله روحه العزیز-«آن چشمه روضه رضا، همتی عالی داشت و و عظی شافی داشت، در علم و عمل قدمی راسخ او را بود. سخنی موزون و نفس گیرا داشت».(همان: 267،268)
ذکر یحیی معاذ رازی- قدس الله روحه العزیز- «و گفت در وقت نزول بلا حقایق صبر آشکارا گردد و در وقت مکاشفه مقدور حقایق رضا روی نماید.(همان: 274)
«و گفت به صدق توکّل آزادی توان یافت از بندگی، و به اخلاص استخراج جز توان کرد، و به رضا دادن به قضا عیش را خوش توان گردانید».(همان: 274)
«و گفت ذکر او جمله گناه را غرقه گرداند. خود رضای او چگونه بود؟ و رضای او غرقه گرداند آمال را. خود حب چگونه بود. و حب او در هشت اندازد.عقول را.خود ود او چگونه بود؟ و ود او فراموش گرداند هرچه دون است. خود لطف چگونه بود؟ پرسیدند به چه توان شناخت که خدای تعالی از ما راضی است یا نی؟ گفت : اگر تو راضی باشی از او نشان است که از تو راضیست. گفتند : آنگاه کسی بود که از او راضی نبود و دعوی معرفت او کند؟»(همان: 276)
منصور عمار قدس «و گفت پاکت آن خدایی که دل عارفان را را محل ذکر خود گردانید و دل متوکّلان را منبع رضا … گردانید».(همان: 301)
«گفتند عزیزترین خلق کیست گفت: درویش راضی».(همان: 327)
«و گفتند محبت داخل است در رضا و رضا نیز محبت از جهت آنکه دوست نداری مگر آنکه بدان راضی باشی و راضی نباشی مگر بدآنچه دوست داری».(همان: 331)
ذکر ابوسعید خراز «و گفت: موفق آن است که از غیر خدای نترسد و بغیر او امید ندارد و رضاء او بر هوای نفس خویش برگزیند».(همان: 348)
ابومحمّد رویم «و گفت رضا آن بود که اگر دوزخ را به دست راستش بدارند نگوید که از چپ می باید.و گفت: رضا استقبال کردن احکام است به دلخوشی».(همان: 353)
ابن عطا «و گفت : رضا نظر کردن دل است باختیار قدیم خدای در آنچه در ازل بنده را اختیار کرده است و آن دست داشتن خشم است.و گفت: رضا آنست که بدل بدو چیز نظاره کند یکی آنکه بیند که آنچه در وقت به من رسید مرا در ازل این اختیار کرده است و دیگر آنکه بیند که مرا اختیار کرد آن چه فاضلتر است و نیکوتر». (همان:358)
ابراهیم رقی«و گفت راضی آنست که سوال نکند و مبالغت کردن در دعا از شروط رضا نیست».(همان: 360)
ابوبکر وراق«و گفت مردمان سه گروه اند یکی امرا و دوم علما و سوم فقرا چون امرا تباه شوند معاش و اکتساب خلق تباه شود و چون علما تباه شوند دین خلق رو به نقصان نهد و چون فقرا تباه شوند زهد و همت در میان خلق تباه شود تباهی امرا جور و ظلم بود و تباهی علما میل دنیا بود و متابعت هوا و تباهی فقرا ترک طاعت وئ مخالفت رضا».(همان: 381)
ابوعلی جوزجانی«و گفت رضا سرای عبودیت است و صبر دوری و تفویض خانه ی وی و مرگ بر در است و فراغت در سرای و راحت در خانه».(همان:393)
ابوبکر کتانی «و گفت زاهد آن باشد که هیچ نیابد دلش شاد بود بنا یافتن آن وجد و جهد لازم گیرد و احتمال دل کند به صبر و راضی باشد بدین تا بیمرد».(همان: 396)
ابومحمّد جریری «و گفت هر که گوش به حدیث نفس کند در حکم شهوات اسیر گردد و باز داشته اندر زندان هوا و خدای تعالی همه فایده ها بر دل وی حرام کند هر که از سخن حق مزه نیابد وی را نیز اجابت نباشد و هر که بدون اجازه ی خویش رضا دهد خدای تعالی او را برکشد زیادت از غایت او».(همان: 402، 404)
منصور حلاج «و گفت در حال رضا اژدهایی است که آنرا یقین خوانند که اعمال هژده هزار عالم در کام او چون ذره است در بیابانی».(همان: 408)
شیخ ابوعمر و نجید«و گفت آفت بنده در رضاء نفس اوست بدانچه دروست و هر که در چشم خویش گرامی بود آسان باشد برو گناه او».(همان:502)
ابوبکر وسطی «و گفت هر چند بتوانید رضا را کار فرمائید چنان مباشید که رضا شما را کار فرماید که محجوب گردید. از لذت روئت و از حقیقت آنچه مطالعه کنید یعنی چون از رضا لذت یافت از شهود حق باز ماند». (همان: 513)
ابوالحسن حصری«نقلست که سحرگاهی نماز گزاردم ومناجات کردم و گفتم الهی راضی هستی که من از تو راضیم ندا آمد که ای کذب که اگر تو از ما راضی بودی رضاء ما طلب نکردی».(همان: 522)
ابوالحسن شهریاری کازرونی«و گفت که باید پیوسته به تحصیل علوم شرعی مشغول باشی که اهل طریقت و حقیقت را در همه حال از علوم گریز نیست بعد از آن چون علم آموختی از ریا و سمعت پرهیز کن و هر چه دانی پنهان مکن و پیوسته در طلب رضا، حق تعالی باش».(همان: 531)

مطلب مشابه :  سازمان های بین المللی

دسته‌ها: داغ ترین ها