دانلود پایان نامه

«و حقیقه التوکّل علی الله والمقام بشروط العبودیه علی حدالوفا »(میبدی/1371:،137ج4)
نسفی مانند قشیری حقیقت توکّل را بریقین به قدرت خدا بر روزی رساندن می داند.او نیز به یقین اشاره کرده است.توکل از نشانه های یقین است و توکل بر خدا از حدّ یقین است.یقین تلاش انسان را زیاد می کند . زندگی فردی و اجتماعی را دگرگون می سازد .
ای درویش ! «حقیقت توکّل آن است که بنده به یقین بداند که خدای تعالی قادر است بر روزی رسانیدن بندگان و با آن که قادر است ، وعده کرده است که روزی بندگان بر من است، وبه یقین بداند که خدای تعالی وعده خود خلاف نکند چون این ها به یقین دانست و اعتماد بر کرم و فضل خدای کرد دل وی آرام گرفت، و از وی نمی گردد، توکّل بنده تمام شد.»(نسفی /1388: 331-332)
نجم الدّین رازی حقیقت توکّل رانتیجه حقیقت بیان کرده است. او معتقداست که باید به خدایقین داشت که همان حسن نظراست.حضرت علی(ع) فرموده اند: « توکّل نتیجه ی یقین است». او خدا را مسبب الاسباب می داند، توکّل کسی که به مرتبه توحیدیان رسیده است.توحیدیان کسانی هستند که به مقام والای توکّل و ایمان به خدا رسیده اند.
«و توکّل نتیجه ی حقیقت است و به حسن تدبیر و تقدیر عزیز علیم. و این ایمانی بود در درجه ی یقین که صاحب آن بداند که جمله ی امور مقدم و مقوسم اند به تقدیر مشیت کامله و قسمت عادله و در آن به زیادت و نقصان تغیر و تبدیلی نه. و گفته اند مراد از این توکّل داخل بود در توکّل عنایت من غیر کس. و متوکّل حقیقی آن است که در نظر شهود او جز وجود مسب الاسباب وجودی دیگر نگنجد و توکّل او به وجود و عدم اسباب متغیر نگردد و این توکّل کسی بود که به ذروه مقام توحید رسیده باشد».(نجم الدّین رازی/ 1389: 768)
عطار علت رسیدن به خدا رادر مرتبه اعلای آن یعنی توکّل کردن به خدای تعالی به حقیقت بیان می کند. او حقیقت توکّل را قطع امید از غیر الله می داند. از غیر الله نترسد. حسن نظر به خدا داشته باشد.یقین به خدادر سختی هاو صداقت در فقر داشته باشد.وی می گوید متوکّل حقیقی آن ست که رنج مؤنت خود از خلق بر گیرد و از کسی شکایت نکند و از آنچه به او می رسد. ذم کسی را نکند.اگر کسی اورا منع کند همه چیز را از خدا بداند. او توکّل حقیقی را متعلق به ابراهیم خواص می داند.
ذکر ابوتراب نخشبی (قدس الله روحه)- و گفت: «سبب وصول به حق هفده درجه است. ادنای آن اجابت است و اعلای آن توکّل کردن به خدای تعالی به حقیقت . و گفت : توکّل آن است که خویشتن را در دریای عبودیت افگنی، دل در خدای بسته داری.اگر دهد شکر گویی و اگر بازگیرد صبر کنی.(عطار/ 1336: 265)
فضیل عیاض«… و بگفت حقیقت توکّل آنست که بغیر الله امید ندارد و از غیرالله نترسد».(همان:85)
ابن عطا -«و گفت هر که توکّل کند بر خدای از برا یخدا و یا متوکّل بود بر خدای در توکّل خویش نه برای نصیب دیگر خدای کارش بسازد درین جهان و در آن جهان. گفت: توکّل حسن التجاست بخدای تعالی و صدق افتقارست بدو. و گفت : توکّل آنست که تا شدت فاقه در تو پدید نیاید بهیچ سبب باز ننگری و از حقیقت سکون بیرون نیائی چنانکه حق داند که توبدان راست ایستاده. (همان/1390: 358)
ابویعقوب نهری
«و گفت ارزق متوکّلان بر خداوند است می رسد به علم خدای بر ایشان می رود بی شغلی و رنجی و غیر ایشان همه روز در طلب آن مشغول و رنج کش. و گفت متوکّل بحقیقت آنست که رنج معونت خود از خلق برگرفته است نه کسی را شکایت کند و از آنچه بدو رسد و نه ذم کند کسی را که منع کنندش از جهت آنکه نه بیند منع و عطا جز از خدای تعالی. و گفت حقیقت توکّل ابراهیم خلیل را بود که جبرئیل علیهم السلام گفت: هیچ حاجت هست گفت: بتونه زیرا که از نفس غایب بود بخدای تعالی تا با خدای هیچ چیز دیگرندید. و گفت اهل توکّل را در حقایق توکّل اوقاتی است در غلبات که اگر در آن اوقات بر آتش بروند خیر ندارند از آن و اگر ایشان را در آن حالت در آتش اندازند هیچ مضرت بر ایشان نرسد و اگر تیرها بدیشان اندازند و ایشان را مجروح گردانند الم نیابند از آن وقت بود که اگر پشه ی ایشان را بگزد بترسند و باندک حرکتی از جای بروند.»(همان /1390: 364-365)
–در بررسی «حقیقت توکّل» در متون نثر عرفانی4تا8 هجری قمری:
الف-قشیری گفته است حقیقت توکّل از راست می داند و می گویدوقتی انسان به راستی روزی دادن باور کند یعنی حقیقت رازق واقعی را و وجود خداوند رابه درستی بپذیرد.آن زمان است که در زندگی خویش نیز پیروز خواهد بود.به یک مورد اشاره کرده است.
ب- نسفی می گوید: حقیقت توکّل در قدرت بی منتهای خداوند در روزی رساندن به بندگان است.او نیز به یک نمونه اشاره کرده است.
ج- نجم الدّین رازی از حقیقت توکّل سخن گفته است .آن که توکّل حسن تقدیر عزیز علیم است.او به تقدیرخدا اشاره کرده است.
د- عطاررسیدن به حق را در هفده درجه می داند و حد اعلای توکّل را به خدای تعالی به حقیقت و درستی می داند.حقیقت توکّل رادر ناامیدی به غیر الله می داند و این که انسان از غیر الله نترسد. او توکّل را خارج نشدن از حقیقت سکون دانسته است.وهم چنین عطار می گوید متوکّل بایدرنج مؤنت خویش را از خلق بر گیرد.
ه-قشیری، میبدی، نسفی، عزّالدّین محمود بن علی کاشانی نجم الدّین رازی و عطار درباره حقیقت توکّل در آثار خویش اشاره کرده اند .در تذکره الاولیا با آوردن چهار نمونه تأثیر بیشتری را پذیرفته است.
و-«حقیقت توکّل» نیز مانند «مراتب و مقام توکّل» زیاد مورد توجه قرار نگرفته است.تأثیر آیات قرآنی نیز به دلیل نمونه های محدود در آنها بسیار کم بوده است.
-بررسی اصطلاح «رضا» در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری
4-2 تعریف لغوی و اصطلاحی رضا
«و سخن بسیار گفته اند اندر رضا و هر کس از حال خویش و شرب خویش خبر داده اند و چنان که در عبارت مختلف اند در شرب و نصّیب متفاوت اند. اما شرط علم که از آن چاره نیست راضی به خدای، آن بود که بر تقدیر خدای اعتراض نکند».(قشیری/1388: 306)
استاد ابوعلی گفتی :«رضا نه آن است که بلا نبیند و نداند ، رضا آن بود که بر حکم قضا اعتراض نکند و بدان که بر بنده واجب است رضا دادن به قضا که امر کرده اند به رضا بدو، برای آن که نه هر چه بر بنده قضا کرده اند واجب است برو رضا دادن بدان چون معصیت ها که قضاست و محنت های مسلمانان از هرگونه ..»(همان: 306)
ابوسلیمان (دارانی) گوید:«چون از شهوات بیرون آید او راضی باشد.».(همان: 353،354)
نصر آبادی گوید :«هر که خواهد که به محل رضا برسد بگو آن چه رضای خدای در آن است بر دست گیر».(همان: 353،354)
رویم گوید :«رضا آن بود که اگر دوزخ بر دست راست وی بداشته باشند نگوید که به جانب چپ می باید».(همان: 354،355)
ابوبکر طاهر گوید:«رضا بیرون کردن کراهیت است از دل تا اندر دل جز شادی (نباشد).(همان: 354،355)

مطلب مشابه :  بررسی سوالات کنکور 98

دسته‌ها: داغ ترین ها