دانلود پایان نامه

«وَ عَلی اللهِ فَلْیَتوکّل الْمُومِنُون(122آل عمران) و بر خدای است پشتی مومنان و باوست سپردن کار ایشان.»(همان : 215 ،ج2)
«یعنی توکّل عبارتی است از معاملت خود با خداوند و درستی باطن اعتماد کردن با ی و چون کسی عمری اندر معالجت باطن کند عمری دیگر باید تا اندر معالجت ظاهر کند و دو عمر شایع شد هنوز از وی به حق اثری نباشد (نجم الدّین رازی/ 1389: 372)
«توکّل: در لغت به معنی تکیه کردن و اعتماد کردن بر کسی و اعتراف کردن به عجز خوداست.» (لغت نامه)
در اصطلاح اعتماد کردن است به آنچه در نزد خدای تعالی است و مایوس شدن است از آنچه در دست مردمان است.» (همان:767)
و عبادی در تعریف آن گفته است که: «توکّل اعتماد کردن است بر قضا و امساک نمودن است به فضل خداوند، آن مقدار که در طلب معیشت خود وکسب مهمات خود روزگار برد. از لوازم دین مهمات اوامر الهی محروم شود. هرگز تدارک نپذیرد و آن ثلمه هرگز منسد نگردد».( همان: 767 )
«در کشاف اصطلاحات الفنون آمده است: توکّل آن است که خدای را استوار داری در عهدها که کرده است. یعنی اعتقاد داری که هر چه قسمت توکرده است به تو رسد اگر چه جهان به دفع آن مشغول شوند. و هر چه به قسمت تو نکرده است به جد و جهدت اگر چه در جهان است به تو نرسد.» (همان: 767 )
«…و باقی آنچ از ارتفاع بماند در بند آن نشود که چیزی ذخیره کند برای سال دیگر، توکّل بر خدای کند که دهقانی خود عین توکّل است، زیرا که در تحصیل ارتفاع امید به کرم و لطف حق می باید داشت که هیچ مخلوق را در آن هیچ مدخل و مجال نیست.»( همان: 767)
–نسفی به بالاترین مراتب معرفت توجه کرده و آگاهی انسان را زمانی می دانست که به خدا برسد. او معتقد است که انسان کامل وارث انبیا است.از توکّل و ارتباط آن با یقین سخن می گوید.و متوکّل حقیقی و رابطه اش را با کسب و روزی و با مسبب الاسباب بیان می کند.
«بدان که توکّل کار خود به کسی گذاشتن است، و خدا می فرماید که هر که کار خود به من گذارد، من بسازم کارهای وی را «وَ مَنْ یَتوکّل عَلَی اللهُ فَهُو حَسْبَهُ اِنَّ اللهِ بالِغُ اَمْرُه».(عزیزالدّین نسفی/1388: 331،332)
«و گفت توکّل از طاعت خدایان بسیار بیرون آمده است و به طاعت یک خدای مشغول بودن، و از سببها بریدن و گفت : توکّل خود را در صفت بندگی داشتن است ، و از صفت خداوندی بیرون آمدن. و گفت: توکّل دست بداشتن تدبیر بود، و بیرون آمدن از قوت و حیلت خویش.»(عطار/ 1336: 124، 125 )
«گفتند توکّل چیست؟ گفت : آنکه طمع از جمله خلق منقطع گرداند.(همان : 125)
«آن شاگرد به بسطام آمد.با یزید او را گفت : پیر تو کیست؟ گفت: شقیق. شیخ گفت او چه گوید؟ گفت: شقیق. شیخ گفت: او چه گوید؟ گفت: شقیق از خلق فارغ شده است، و بر حکم توکّل نشسته ، و او چنین گوید که اگر آسمان روئین گردد، و زمین آهنین گردد، و هرگز از آسمان باران نبارد، و از زمین گیاه نروید، و خلق همه عالم عیال من باشد من از توکّل خود برنگردم.»(همان :139، 140)
«بایزید گفت: بنویسید بِسْمِ اللهِ الرَّحْمن الرَّحیم. بایزید این است. کاغذ فرانور دید و داد. یعنی هیچ است. چون موصوفی نبود، چگونه وصفش توان کرد تا بدان چه رسد که پرسند که او چگونه است یا توکّلی دارد یا اخلاصی که این همه صفت خلق است.و تخلفوا باخلاق الله می یابد نه به توکّل محلی شدن.»(همان:140)
«و گفت توکّل زیستن را به یک روز بازآوردن است و اندیشه فردا با که انداختن.»(همان : 156)
ذکر عبدالله مبارک رحمه الله علیه و گفت : «توکّل آن نیست که تو از نفس خویش توکّل بینی. توکّل آن است که خدای از تو توکّل داند.»(همان :172)
بشر حافی
«گفتند توکّل چیست گفت الثقه بالله باور داشت خدای در روزی».(همان:199)
«و گفت به صدق توکّل آزادی توان یافت از بندگی….»( (همان :272، 273)
ذکر حمدون قصار
«پرسیدند از توکّل گفت توکّل انست که اگر ده هزار درم ترا وام بود چشم برهیچ نداری نومید نباشی از حق تعالی بگزاردن آن.و گفت : توکّل دست به خدای زدن است.و گفت اگر توانی که کار خود به خدای بازگذاری بهتر از آنکه به حیله تدبیر مشغول شوی.»(همان : 296)
ذکر ابوسعید خراز
«و گفت توکّل اضطرابی است در بی سکون و سکونی بی اضطراب یعنی صاحب توکّل باید که چنان مضطرب شود در نایافت که سکونش نبود هرگز یا چنان سکونش بود در قرب یافت که هرگزش حرکت نبود.(همان : 39)
ابن عطا
«و گفت هر که توکّل کند بر خدای از برا یخدا و یا متوکّل بود بر خدای در توکّل خویش نه برای نصیب دیگر خدای کارش بسازد درین جهان و در آن جهان. گفت: توکّل حسن التجاست بخدای تعالی و صدق افتقارست بدو. و گفت : توکّل آنست که تا شدت فاقه در تو پدید نیاید بهیچ سبب باز ننگری و از حقیقت سکون بیرون نیائی چنانکه حق داند که توبدان راست ایستاده. و گفت معرفت را سه رکن بود هیبت و حیا و انس».(همان :62)
ابراهیم رقی
و گفت: «توکّل آرام گرفتن بود بر آنچه خدای تعالی ضمان کرده است.و گفت : آنچه کفایت است بتو می رسد بی رنج اما مشغولی و رنج تو در زیادت طلبیدن بود.و گفت کفایت درویشان توکّل است و کفایت توانگران اعتماد بر املاک و اسباب.»(همان :64)

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد آسیب های جسمانی، مجازات اسلامی

دسته‌ها: داغ ترین ها