کلاسی را کاهش دهد (گلو۳۲۴، کرمر و مولین۳۲۵، ۱۹۹۹؛ عطار، ۲۰۰۱؛ و ان جی، ۲۰۰۱؛ به نقل از بناوت و دیگران، ۱۳۸۴ ، ص ۱۱۴).
معلم نقش محوری ویژه‌ای در تعیین کیفیت و کمیت زمان آموزش در کلاس درس ایفا می‌کند. مطالعات اخیر (PROBE، ۱۹۹۹؛ EARC، ۲۰۰۳)، بر دلایل زیر تأکید دارند که این دلایل به نحوی مرتبط با آموزگارند و بر از بین رفتن زمان آموزشی کلاسی تأثیر دارند:
* انتظاراتی که معلمان علاوه بر نقش تدریسشان باید به آن عمل کنند، به عنوان فعالیت‌های غیر از تدریس برای مثال، سرشماری، تمرین، مشارکت در رویدادهای ورزشی و جشنواره‌های فرهنگی.
* تربیت معلم ضعیف به ویژه با توجه به مدیریت مؤثر زمان آموزشی.
* سطوح بالایی از فرسودگی کاری معلمان.
* ارجحیت دادن به رئوس مطالعات صوری و برنامه درسی سنگین.
* موقعیت پایین معلم در سیستم‌های آموزشی به شدت دیوان‌سالار. (،بناوت و دیگران، ۱۳۸۴ ، ص ۱۱۵).
غیبت معلم و تأثیر آن در کاهش زمان آموزشی:
بسیاری از ‌اندیشمندان و سیاستگذاران به موضوع غیبت معلم و تأثیرات آن به عنوان یک مسئله جهانی اشاره می‌کنند (جاکوبسون۳۲۶، ۱۹۹۱). با این همه، این موضوع تنها توجه تجربی محدودی را در کشورهای عضوسازمان همکاری و توسعه اقتصادی۳۲۷ و یا حتی توجه خیلی کمتری را در کشورهای کمتر توسعه‌یافته بخود معطوف کرده است. مطالعات جدید بسیاری با مدرک و سند، وسعت پدید? غیبت معلم را اثبات می‌کنند. بطور مثال در پاکستان علی۳۲۸ و رید۳۲۹(۱۹۹۴) دریافتند که تقریباً معلمان مدارس دولتی و خصوصی به طور متوسط از مدرسه غیبت داشته‌اند.
در یک منطقه از کنیا، معلمان ۲۸ درصد از زمان آموزش، زمانی که از آنها انتظار می‌رفت تدریس کنند از مدرسه غیبت داشته‌اند و چیزی بیش از ۱۲ درصد از این زمان را در مدرسه حضور داشته‌اند ولی از کلاس درس غیبت داشته‌اند (گلو، کرمر، و مولین، ۱۹۹۹، به نقل از بناوت و دیگران، ۱۳۸۴، ص ۱۱۷).
جدول ۲-۶: زمان آموزشی اختصاص یافته برای آموزش مهارتهای زندگی در مدارس متوسطه ایران
مصادیق مهارتهای زندگی
اجرای فعالیت‌های کلاسی
(تعداد جلسات و فعالیتها)
بحث و بررسی نظرات دانش‌آموزان
کل زمان آموزشی (برحسب ساعت)
شناخت خود (من که هستم و چه توانایی‌هایی دارم)
۳ جلسه (توانایی تجسم بصری علایق و استعدادها- حال و آینده من در تصاویر و واژه‌ها- من در نگاه دیگران)
۲ جلسه
۵/۷
ارزشهای فردی و خانوادگی (چه ارزشهایی برای من اهمیت دارند)
۳ جلسه (کسب ارزشهای خانوادگی- اولویت‌بندی ارزشها- انتخاب ارزشها)
۲ جلسه
۵/۷
انتخاب هدف (برای آینده چه هدفهایی دارم)
۳ جلسه (اهداف کوتاه‌مدت و تعهدات من، زندگی من، گذشته و آینده، تحقق هدفها و آرزوها)
۲ جلسه
۵/۷
تصمیم‌گیری (چگونه باید تصمیم بگیرم)
۳ جلسه (پیش‌بینی نتایج هر تصمیم، تصمیم‌گیری گام به گام)
۳ جلسه
۹
ارتباط مطلوب (چگونه می‌توانم با دیگران ارتباط مطلوبی برقرار کنم)
۵ جلسه (ارتباط غیرکلامی، توانایی گوش دادن، توانایی ابراز وجود، آزمودن توانایی ابراز وجود، شیوه‌های برقراری ارتباط مطلوب)
۳ جلسه
۱۲
مقابله با اضطراب (چگونه بر فشار روانی غالب آییم)
۴ جلسه (اضطراب و فشارهای روانی، تأثیر فکر من، آرامش روانی)
۲ جلسه
۹
۵/۵۲
منبع: برگرفته و تنظیم از کتاب مهارتهای زندگی، دفتر برنامه‌ریزی امور فرهنگی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش
سوابق پژوهشی۳۳۰ مربوط به آموزش مهارتهای زندگی
در این زمینه اکثر پژوهش‌ها مربوط به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روی رفتار فراگیران می‌باشد. در ادامه سوابق تحقیق در خارج و داخل کشور بررسی می‌شود.
تحقیقات و سوابق پژوهشی مربوط به خارج از کشور
۱- بوتوین و همکاران(۱۹۸۴،۱۹۸۰) اثر برنامه آموزش مهارتهای زندگی را بر مصرف الکل، سیگار و دارو بررسی نموده‌اند. این برنامه شامل آموزش مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری، اداره کردن خود، اضطراب و استرس بود. نتایج نشان داد که آموزشها در کاهش مصرف سیگار، الکل و دارو مؤثر بوده‌اند (سازمان بهداشت جهانی، ۱۳۷۷، ص۹۳).
۲- تحقیقی توسط بلاک۳۳۱، آمارو۳۳۲، شوارتز۳۳۳ و فلینکباف۳۳۴ تأثیر جنسیت را در برنامه‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که برنامه پیشگیری از سوء مصرف موادتأثیرات متفاوتی بر روی جنسیتهای متفاوت دارد. همچنین ۹۰ % مطالعات انجام شده در این زمینه گزارش کرده‌اند که برنامههای پیشگیری از سوء مصرف مواد اثرات قوی تری برای زنان نسبت به مردان دارد( بلاک و همکاران، ۲۰۰۱.به نقل از ادوارد ای.اسمیت۳۳۵ و دیگران).
۳- یک مؤسسه ملی ایالات متحده که مسئول مطالعه در مورد سوء مصرف دارو، بر روی جمعیت ۶۰۰۰ نفری از دانش آموزان ۵۶ مدرسه راهنمایی می‌باشد، اطلاعاتی را در زمینه میزان استفاده از داروها و مواد توسط دانش آموزان با ارائه آموزش مهارتهای زندگی به قرار زیر منتشر نموده است :
– سه ماه بعد از اجرای برنامه، استعمال سیگار نزدیک به ۶۷ % کاهش یافت.
– با آموزش مهارتهای زندگی استفاده از الکل نزدیک به ۵۴ % و مشروب خوری سنگین نزدیک به ۷۳ % کاهش یافت.
– استعمال دخانیات در روزی یک بسته، نزدیک به ۲۵ % کاهش یافت. (وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده۳۳۶، اداره خدمات بهداشت روانی و پیشگیری از سوء مصرف مواد۳۳۷، ص ۱).
۴. در مطالعه ای که توسط کلینگمن (۱۹۹۸) انجام گرفت آموزش مهارتهای زندگی در زمینه‌هایی مانند برقراری ارتباط صمیمانه، امور تحصیلی و شغلی، رفتارهای خود تخریبی، زندگی اجتماعی و بهداشت مؤثر بود (طارمیان، ۱۳۷۸).
۵. آموزش مهارتهای زندگی در پیشگیری از خشونت نیز کارایی داشته است. در یک برنامه پیشگیری از خشونت به ۱۳۵ دانش آموز مهارت حل مسأله آموزش داده شد. نتایج نشان داد که افراد شرکت کننده در برنامه در مقایسه با گروه کنترل با مشکلات اجتماعی کمتری روبه رو بوده و کمتر به راه حل‌های خشونت آمیز متوسل شده‌اند و عواقب منفی بیشتری برای خشونت مطرح کردند (گینز و همکاران، ۱۹۹۳؛ به نقل از صفرزاده، ۱۳۸۲).
۶. در یک تحقیق پیمایشی به محققان مؤسسه اسکاتلندی تحقیقات آموزشی مأموریت داده شد درباره موارد زیر به تحقیق بپردازند:
مهارتهای زندگی با اهمیت از نظر جوانان کدامها هستند؟ چگونه آنها این مهارتها را رشد می‌دهند؟ و این مهارتها بر زندگی آنها چه تأثیری دارد؟ نمونه آماری ۲۰۰ نفر از جوانان ۲۱- ۱۶ ساله بودند. یافته‌های تحقیق به قرار زیر است :
– عمده ترین مهارتهای زندگی عبارتند از: سواد و ارتباط، مهارتهای بین فردی و کار گروهی، محاسبه کردن، تفکر انتقادی و توانایی استدلال کردن، مهارتهای حل مسأله و استفاده ار تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات.
– اساسی‌ترین و مهمترین مهارتهای زندگی عبارت از مهارت ارتباطی و روابط بین فردی بودند.
– تجربه کار کردن، چه در مدرسه و چه در محیط کار را در رشد مهارتهای زندگی مؤثر دانسته بودند و همچنین خانواده را در رشد اولیه مهارتها بسیار مؤثر دانسته بودند.
– معتقد بودند که این مهارتها، زندگی شغلی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
– علی رغم زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی متفاوت و نیز سطح متفاوت تحصیلات و تجربهکاری، نقاط اشتراک فراوانی در دیدگاه‌های آنها وجود داشت. تنها تفاوت به جنسیت مربوط می‌شد که دختران گزارش کرده بودند رسانه‌ها خصوصاً تلویزیون و مجلات راه زندگی، در رشد مهارتهای زندگی آنها تأثیر بسزایی دارند (پاونی۳۳۸ و دیگران۱۹۷۷، به نقل از ادیب،۱۳۸۲ ، ص۹۱ ).
۷. پژوهش ارکارت۳۳۹ و همکاران (۱۹۹۱) که به صورت پژوهشی تجربی و کنترل شده اجرا شد،۲۵۳۰ دانش آموز در گروه کنترل و ۲۵۳۰ دانش آموز در گروه آزمایش را مورد بررسی قرار داد. گروه آزمایشی در مورد مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری و مراحل حل مسأله آموزش داده شدند. نتایج نشان داد که در گروه آزمایشی، مصرف سیگار، الکل و سایر مواد مخدر کاهش چشمگیری یافت.(سازمان بهداشت جهانی، ۱۳۷۷، ص ۹۳).
۸. یک مطالعه طولی ۶ ساله، در مورد پیامدهای برنامه پیشگیری اولیه و آموزش مهارتهای زندگی نشان داده که به دنبال آموزش این مهارتها، رفتارهای مناسب اجتماعی افزایش و رفتار‌های منفی و خود تخریبی کاهش می‌یابد (الیاس۳۴۰ و همکاران،۱۹۹۱؛ به نقل از همان منبع، ص۹۴).
۹. در برنامه ارتقای تواناییهای اجتماعی یل- نیوهون، مهارتهای زندگی از جمله مدیریت استرس، حل مسأله، تصمیم‌گیری و مهارتهای ارتباطی آموزش داده شد. نتایج پیشرفت چشمگیری را در گروه آزمایشی نشان داد. توانایی برنامه‌ریزی، انتخاب راه حل‌های مناسب برای زندگی، ارتباط با همسالان، کنترل شخصی و اجتماعی شدن آنها بطور معنی داری افزایش یافت. مطالعات بعدی نشان داد که این برنامه در زمینه‌های اختصاصی و پیشگیری از مصرف داروهای مخدر نیز مؤثر است و تمایل به استفاده از مواد مخدر را کاهش می‌دهد. افزون بر این نتایج به تأثیر مثبت این نوع آموزش در مهارت دانش‌آموزان در حل مشکلات بین فردی و مقابله با اضطراب دلالت دارند. بر اثر این آموزشها شرکت کنندگان می‌توانند تعارض‌های خود با همسالان را به طریق سازنده‌ای حل کنند، توانایی کنترل رفتارهای تکانشی در آنها افزایش می‌یابد و بین همسالان محبوبیت بیشتری بدست می‌آورند (کاپلان و همکاران ۱۹۹۲؛ به نقل از سازمان بهداشت جهانی، ۱۳۷۷، ص ۹۴).
اینپژوهش مبین تأثیر آموزش مهارتهای زندگی دربالا بردن سطح بهداشت روانی وپیشگیری اولیه است.
۱۰. اورکین و وندی۳۴۱ (۱۹۹۶) در گزارش تحقیقی تحت عنوان “بهبود مهارتهای زندگی دانش آموزان از طریق مداخله و تربیت کلاسی” بیان داشته‌اند که دانش آموزان مورد مطالعه در قبل از اجرای برنامه از نظر مؤلفه‌هایی مانند همکاری، پشتکار، حل مسأله و صمیمیت ضعف داشته‌اند. جامعه آماری دانش آموزان دوره ابتدایی از طبقه متوسط بوده‌اند. آنها پس از تدوین و اجرای چند برنامه مهارت زندگی نتیجه گرفتند که این برنامه‌ها بر رفتار دانش‌آموزان تأثیر مثبت داشته است.
۱۱. در یک مطالعه (راترام- بروس، ۱۹۸۹) تأثیر ۲۴ جلسه آموزش ابزار وجود را در ۳۴۳ دانش‌آموز کلاس چهارم تا ششم ابتدایی بررسی کردند. دانش‌آموزان به ۳ گروه تقسیم شده بودند: به گروه اول آموزش ابراز وجود، به گروه دوم آموزش اعتماد به نفس داده شد و یک گروه کنترل که هیچگونه آموزشی دریافت نداشتند. پس از آموزش، دانشآموزان به روشهای کارآمدتری برای حل مسائل دست یافتند و در مقایسه با گروه کنترل، رفتارهای پرخاشگرانه یا منفعلانه کمتری در آنان مشاهده شد.علاوه بر این، معلمان، شاگردانی را که در آموزش‌ها شرکت کرده بودند بعنوان افراد خوش رفتاری که از نظر تحصیلی هم پیشرفت بهتری دارند، ارزیابی کردند. همچنین معلمانی که یک سال بعد با این دانش‌آموزان سرو کار داشتند، این

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد درمورداحکام شرعی، طلاق
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید