یادگیری انتخاب شده باید به دانش‌آموزان اجازه دهد که با جنبه‌های دیگر برنامه درسی نیز ارتباط حاصل کنند. به عبارت دیگر فعالیت‌های یادگیری ، مکمل و تقویت کننده عناصر دیگر برنامه درسی باشد.
۷. امکان بهره‌گیری از تجارب گوناگون فراهم شود. چون نه تنها نیل بر هدفها را آسان می‌کند، بلکه میدانی برای بروز خلاقیت معلم نیز به وجود می‌آورد.
۸. فعالیت‌های یادگیری باید زمینه و امکان تحقیق برای فراگیر را فراهم سازد و برای انجام آن انگیزه و عواطف لازم را به وجود آورد (ملکی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۵).
راهبردهای تدریس۲۰۸
برای اجرای مطلوب برنامه لازم است در فرایند برنام? درسی در مورد راهبردهای تدریس مناسب و هماهنگ با هدفها و محتوای برنامه درسی تصمیم‌گیری شود. برنامه‌ریزان درسی ممکن است یک روش تدریس را برای هم? برنامه درسی در نظر بگیرند و یا ممکن است از چند روش به صورت ترکیبی استفاده کنند. انتخاب روش ترکیبی راهبردهای تدریس به دو دلیل عمده توصیه می‌شود: اولاً یک روش خاص ممکن است برای انتقال نوع معینی از دانش مناسب باشد؛ در حالی که برای انتقال انواع دیگر دانش‌ها نامناسب است. ثانیاً، بعضی از دانش‌آموزان ممکن است با یک روش خاص با سهولت بیشتری مطالب را بیاموزند، در حالی که دانش‌آموزان دیگر ممکن است با روش دیگری بهتر قادر به آموختن باشند (ملکی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۶).
اهمیت و ضرورت بکارگیری روشهای فعال در تدریس۲۰۹
یکی از مهمترین دلایل لزوم بکارگیری روشهای فعال در تدریس، حجم گسترده اطلاعات و یافته‌های بشری است. امروزه انسان در پرتو تکنولوژی هر لحظه بر اطلاعات و یافته‌های خود می‌افزاید. در چنین وضعیتی آیا می‌توان با استفاده از رویکردهای تدریس معلم‌محوری، تمامی اطلاعات مکتسبه را از طریق کتب درسی به دانش‌آموزان منتقل کرد؟ حقیقت امر آن است که نه چنین امکانی وجود دارد و نه ضرورتی. امروزه بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت بر این باورند که به جای تأکید بر اطلاعات و حقایق و ارائه آنها، باید شیوه یادگیری را به دانش‌آموزان آموخت. تحقق چنین امری فقط از طریق پرورش مهارتهای یادگیری در دوران تحصیل امکان‌پذیر می‌شود و این خود مستلزم بکارگیری روشهای فعال در تدریس است.
نکته دوم در خصوص روشهای فعال در تدریس این است که دانش‌آموزان در مدرسه بایستی برای مواجه شدن با مسائل و مشکلات زندگی آماده شوند. استفاده از روشهای غیرفعال و حفظی نمی‌تواند چنین مقصدی را محقق سازد. همانطور که آیزنر۲۱۰ می‌گوید “یادگیرندگان در صحن? واقعی زندگی با برنامه‌های درسی تعریف شده و یکسانی برخورد نمی‌کنند.” بنابراین وظیفه اساسی برنامه‌ریزان و معلمان، پرورش توانایی حل مسائل و مشکلات زندگی واقعی در بچه‌ها می‌باشد. با توجه به چنین برداشتی معلمان بایستی با بکارگیری مشارکت دانش‌آموزان و درگیر کردن آنها در مسائل و موضوعات مختلف، روحی? برخورد با مشکلات و نحوه حل آنها را در آنان پرورش دهند. این هدف اساسی جز در سایه استفاده از روشهای فعال در تدریس امکان‌پذیر نیست (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱، ص ۱۵۲).
اصول تعیین و سازماندهی راهبردهای تدریس:
الف) اصول مبتنی بر روانشناسی جدید:
– روش تدریس باید علاقه فعلی دانش‌آموزان را مورد توجه قرار دهد و رشد علایق آینده او را برانگیزاند.
– روش باید دانش‌آموز را برای دستیابی به هدفهای ارزشمند تربیتی تحریک کند. به طریق مختلف می‌توان دانش‌آموز را برای نیل به هدفها به فعالیت وادار کرد. یکی از آنها این است که فعالیتها با ویژگی‌های رشد و علایق او همسو باشند.
– روش باید فرصت‌هایی را برای فعالیت‌های خلاق پنهان دانش‌آموز فراهم سازد.
– روش باید برای تفاوتهای فردی در توانایی‌ها و علایق و زمینه‌های دانش‌آموزان پیش‌بینی‌های لازم را به عمل آورد.
– روش باید امکان تحقق یادگیری به معنای وسیع را فراهم سازد. یادگیری به معنای وسیع دارای سه بعد است. شناخت۲۱۱، گرایش۲۱۲ و مهارت۲۱۳. دانش‌آموز باید نسبت به موضوع یادگیری شناخت حاصل کند، گرایشهای مثبت بدست آورد و مهارتهای عملی مربوط به آن را کسب کند. اگر فقط به یکی از این سه بعد توجه شود یادگیری مؤثر تحقق نمی‌یابد.
ب) اصول مبتنی بر عملکردهای اجتماعی۲۱۴:
– روش باید امکان لازم را برای مشارکت دانش‌آموزان در حل مسایل زندگی در مدرسه فراهم سازد. زندگی در مدرسه نمونه‌ای از زندگی در جامعه است. اگر دانش‌آموز امکان مشارکت در حل مسایل مدرسه را پیدا کند در مواجهه با مسایل زندگی اجتماعی خود توانایی بیشتری به دست می‌آورد.
– روش باید فرصت‌های توسعه فرایندهای گروهی را برای دانش‌‌آموز فراهم سازد. زندگی در گروه صلاحیت و مهارت لازم دارد. این صلاحیت تنها با مطالعه فواید زندگی گروهی و چگونگی روابط در گروه حاصل نمی‌شود. فرد باید زندگی در گروه را در عمل تمرین کند و با رعایت برنامه‌های گروهی توانایی برقراری روابط منطقی با اعضای گروه را بدست آورد.
– روش باید فرصتهایی را برای تصمیم‌گیری و قبول مسؤولیت‌ها فراهم سازد. برای مثال وقتی که دانش‌آموزی رهبری گروهی را در انجام کار گروهی به عهده می‌گیرد قبول مسؤولیت و تصمیم‌گیری را تمرین می‌کند. قدرت تصمیم‌گیری در انجام امور و روحی? قبول مسؤولیت به تمرین و مهارت نیاز دارد.
– روش باید فرصتهایی برای رشد تدریجی توانایی هدایت خود۲۱۵ در دانش‌آموز به وجود آورد.
– هدایت خود دارای دو جنبه است. یکی هدایت خود در انجام امور زندگی است؛ یعنی فرد بتواند مسایل زندگی خود را بشناسد و برای حل آنها از روشهای مناسب استفاده کند. جنب? دیگر به گردآوری اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه منابع اطلاعات مربوط است. بنابراین روش تدریس همان روش تحقیق تلقی گردد و توانایی کاوشگری را در فرد تقویت نماید (ملکی، ۱۳۸۲، صص ۷۷-۷۴).
روش‌های تدریس مهارتهای زندگی
آموزش مهارت‌های زندگی، آموزشی فعال۲۱۶ و مبتنی بر تجربه۲۱۷ است. در یادگیری منفعل۲۱۸، معلم فقط انتقال دهند? اطلاعات به دانش‌آموز؛ و دانش‌آموز فقط گیرنده اطلاعات است. درحالیکه در آموزش مهارت‌های زندگی، معلم و شاگرد در یک فرایند پویای یادگیری شرکت می‌کنند. در این یادگیری از شیوه‌های مختلفی مثل فعالیت در گروههای کوچک یا گروههای دوتایی، بارش فکری، ایفای نقش، بازی و بحث و مناظره استفاده می‌شود (سازمان جهانی بهداشت، ۱۳۷۹، ص ۲۸).مطالعات و پژوهش‌های فعلی نشان می‌دهند که دانش‌آموزان از طریق تجربه بیشتر می‌آموزند. وقتی به هنگام آموزش به آنها فرصت تجربه کردن و فعالیت داده شود، یادگیری آنها به مراتب افزایش می‌یابد. به خصوص هنگامی که یادگیری مهارت‌ها مدنظر باشد و فرد باید به توانایی رفتار دست یابد. از اینرو برنامه آموزش مهارتهای زندگی به خاطر اهداف آموزشی خاصی که دارد (ایجاد نگرش، تغییر نگرش، بهبود سطح/ بهداشت روان و…) بر مبنای آموزش شیوه‌های فعال می‌باشد (نیک‌پرور، ۱۳۸۳، ص ۴۳).تحقیقات و تئوری‌ها نشان می‌دهند که یک رویکرد مهارتهای زندگی با کاربرد روشهای تدریس تعاملی۲۱۹ نه تنها مؤثر واقع می‌شود، بلکه آن مهارتها از طریق تعامل، ایفای نقش، بحث آزاد، فعالیت در گروههای کوچک باعث می‌شود تا فراگیران در فرایند پویای یادگیری شرکت کنند (PAHO220، ۲۰۰۱، ص ۲۶).برخی تحقیقات برنامه‌ای روشهای تعاملی را به عنوان یک مؤلفه مهم موفقیت در برنامه‌ها از سایر روشها جدا کرده‌اند. تحقیقی در قلمرو پیشگیری از سوء مصرف مواد دریافته است که برنامه‌های تعاملی به طور معنی‌داری مؤثرتر از برنامه‌های غیرتعاملی بودند (توبلر۲۲۱، ۱۹۹۲، به نقل از PAHO، ۲۰۰۱، ص ۲۷).تئوری یادگیری اجتماعی۲۲۲ برخی از پایه‌های نظری را فراهم می‌سازد که توضیحاتی درباره اینکه چرا روشهای تدریس تعاملی مؤثر واقع می‌شوند ارائه می‌کند. پژوهش بندورا۲۲۳، دریافته است که افراد بوسیله مشاهد? دیگران یاد می‌گیرند که چه کاری را انجام دهند و چگونه عمل کنند، و رفتارها بوسیل? پیامدهای مثبت و منفی که برای یادگیرنده در نظر گرفته شده است، تقویت می‌شوند (بندورا، ۱۹۷۷، به نقل ازPAHO ،۲۰۰۱، ص ۲۷).علاوه بر این حفظ رفتارها به وسیله تمرین تقویت می‌یابد: وقتی افراد واکنش‌ نمونه‌های الگو قرار داده شده را بطور ذهنی مرور می‌کنند یا عملاً انجام می‌دهند،احتمال کمتری وجود دارد که آن را فراموش کنند (PAHO ،۲۰۰۱، ص ۲۷).
الگویی از توسعه مهارتها در شکل (۲-۱) نشان داده شده است:
ارتقاء مفاهیم مهارتها۲۲۴
– تعریف مفاهیم مهارتها
– تولید نمونه‌های مثبت و منفی
– تشویق تمرین کلامی
– تصحیح کردن ادراکات اشتباه
ارتقاء اکتساب مهارت و عملکرد۲۲۵
– فراهم آوردن فرصتهایی برای تمرین هدایت شده
– ارزیابی عملکرد
– ارائه بازخورد و توصیه‌هایی برای اعمال صحیح
ترویج حفظ / تعمیم مهارت۲۲۶
– فراهم آوردن فرصتهایی برای تمرین هدایت شده (خودرهبر)
– رواج خودارزیابی و تنظیم و تعدیل مهارت
تئوری ساخت گرایی یک توجیه جایگزین برای دیدگاه رفتاری ارائه می‌کند. ویگوتسکی۲۲۷ استدلال می‌کند که تعامل اجتماعی و درگیری فعال کودک در حل مسأله همراه با بزرگسالان و همسالان اساس رشد دادن ذهن می‌باشد. او همچنین آن را به عنوان یک گام اضافی در اینکه تعامل می‌تواند مشارکت نوجوان را در فعالیت‌های فرهنگی و هنجارهای اجتماعی تسهیل کند، فرض می‌کند.
بعنوان مثال ایفای نقش درباره حل کردن یک موقعیت تعارض، می‌تواند هم مهارت ایفای نقش کردن نوجوان را افزایش دهد و هم می‌تواند هنجارهای اجتماعی مثبت را درباره حل مسالمت‌آمیز تعارض از طریق درگیر نمودن گروهی از همسالان تقویت کند (می‌یر و فارِل۲۲۸، ۱۹۹۸؛ به نقل از PAHO ،۲۰۰۱، ص ۲۷).
به طور کلی روشهای اکتساب مهارتها شامل یادگیری مشارکتی، حمایت همسالان، فرصت‌های مستمر برای تمرین، بازخورد صحیح، انتقاد سازنده و الگو قرار دادن مهارتها بوسیله همسالان و بزرگسالان، ایفای نقش، تحلیل موقعیت۲۲۹، کار در گروههای کوچک، مباحثه، شرح یکایک۲۳۰، نقشه تصمیم یا درخت مسئله۲۳۱، تحلیل محتوایی متون، آرام‌بخشی و تمرینهای اعتمادساز، بازیها (PAHO ،۲۰۰۱، ص ۲۷).
استراتژی مطلوب آموزش مهارهای زندگی
با توجه به دامنه وسیع مهارتهای زندگی، استراتژی مطلوب آموزش مهارت‌های زندگی، ایجاد فرصت یادگیری و اکتساب این مهارتها، برای تمام کودکان و نوجوانان از طریق مدارس است. آموزش مهارتهای زندگی، توانایی‌های یادگیری را که در ایجاد رفتارسالم، روابط بین فردی مثبت‌تر و سلامت روان نقش مهمی دارند، افزایش می‌دهد. بسیار مطلوب است که این آموزش‌ها در سنین پایین قبل از ایجاد

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعمدیریت سود، هموارسازی سود، صاحبان سهام، نرخ رشد
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید