نحوه پاسخ به سوالات مخاطبان در سخنرانی و پرزنتیشن به احتمال زیاد یکی از دغدغه‌های سخنرانان تازه کار است.
و اگر هم سخنران یا مدرس نخواد این سوال رو بپرسه معمولا مخاطبان به این سمت می‌روند که بخواهند از مدرس سوالاتی رو بپرسند و به اجبار یک جلسه پرسش و پاسخ به وجود خواهد اومد.
خب خیلی از مدرسین و سخنرانان رو می‌شناسم که وقتی به انتهای جلسه می‌رسند صحبت رو جمع بندی می‌کنند و سریع از کلاس یا سالن خارج می‌شند (به عبارت دیگه از دست مخاطبین در می‌روند)
این اصلا راه حل درستی برای مواجهه نشدن با سوال مخاطبین نیست و شخص مدرس یا سخنران رو خیلی غیرحرفه‌ای و یا بهتره بگم ترسو نشون می‌ده که از دست سوالات مخاطبان در می‌ره.

اصلا چرا مخاطبین سوال می‌پرسند
به نظر من دلیل اینکه مخاطبین از ما سوال می‌پرسند این هست که:
۱- واقعا یک سوال ذهن‌شان را مشغول کرده و قصد دارند که با پرسیدن سوال از ما راه حل و جواب آن سوال را پیدا کنند.
خب این سوالات، سوالاتی هستند که هم ما از آن استقبال می‌کنیم و هم مخاطبین دیگر، چرا که ممکن است سوال خیلی از مخاطبین دیگر هم باشد.
اگر سوال در حوزه تخصصی ما بود و جواب آن را می دانستیم که چه عالی، اما اگر سوال در حوزه تخصصی ما هست و جواب را نمی‌دانیم باید به مخاطب بگوییم که جواب را نمی‌دانیم اما تحقیق می‌کنیم و جواب سوال شما رو در جلسه آینده بیان می کنم یا با هر طریق دیگه به سوال شما پاسخ می‌دهم.

۲- می‌خواهند شخصیت و دانش ما را به چالش بکشند.
اگر این چنین باشد که باید آن را مدیریت کنیم، معمولا مخاطب‌ها در این‌جور مواقع متوجه می‌شوند که طرف مقابل قصدش از پرسیدن سوال چیست و در اینجا ما می‌بایست به صورت قاطعانه برخورد کنیم.
جالب است بدانید که وقتی با شخص خاطی به صورت قاطعانه برخورد می‌کنیم معمولا مخاطب‌های دیگر از این طرز برخورد ما لذت می‌برند.

یادم میآد که چهار یا پنج سال پیش در جایی برای سخنرانی رفته بودم در انتهای جلسه شخصی دستش رو بلند کرد برای سوال کردن.
همینطور که داشت سوالش رو می‌پرسید کاملا احساس کردم که قصد تخریب من رو داره و از طرفی هم سوالش هیچ ربطی به مبحث اون کلاس نداشت.
اجازه دادم که سوالش کامل تموم شد و در آخر به ایشون گفتم که سوال خیلی خوبی پرسیدید اما مرتبط با موضوع جلسه ما نیست و از اونجا که فرصت‌مون برای اتمام این جلسه کم هست در انتهای این جلسه باهم صحبت می کنیم.
این یک صحبت قاطعانه برای برخورد کردن با این فرد بود.
خب از اونجا که اون فرد می‌خواست من رو در بین جمع تخریب کنه و نتوانست این کار رو انجام بده در انتهای جلسه هم برای صحبت کردن حاضر نشد و رفت.
پس ما می‌توانیم در این جور مواقع به صورت قاطعانه صحبت کنیم و اختیار جلسه رو در دست بگیریم، در هنگام قاطعانه صحبت کردن نه به طرف مقابل بی احترامی شده و نه ما زیر سوال می‌ریم.

پیش‌بینی سوالات مربوطه
متاسفانه خیلی از مدرسین و سخنران‌ها رو می‌بینم که با وجود اینکه هر سری به خاطر یک‌سری سوالات به چالش کشیده می‌شند باز هم دست به هیچ کاری نمی‌زنند.
این ربطی به حرفه‌ای بودن یا نبودن نداره.
اگر سوالی واقعا در حوزه تخصصی ما باعث می‌شه که ذهن مخاطب ما رو درگیر خودش کنه ما باید بریم و این سوالات رو پیدا کنیم و از طرفی هم جواب خوب و واضحی برایش پیدا کنیم.
و اگر هم نیاز هست که ما خودمان را به روز نگه داریم، حتما حتما باید این کار رو از طریق مطالعه و یا آموزش‌های تکمیلی انجام دهیم.
این که هر سری از یک سوارخ گزیده بشیم اصلا جالب نیست و ما بعنوان یک سخنران یا مدرس باید سوالات احتمالی را در حوزه تخصصی خودمون پیدا کنیم و به آونها جواب واظحی بیان کنیم.
اگر پیدا کردن این سوالات کمی سخت هست می‌توانید از دوستان و هم رشته هایی خودمان کمک بگیریم تا سوالات این‌چنینی را استخراج کنیم.
به شما قول می‌دم اگه برای هر سوالی که پیدا می‌کنید ده تا پانزده دقیقه زمان بزارید برای یافتن راه حلش می‌تونید این چالش رو به یک فرصت برای خودتون تبدیل کنید و دیگه هم از این حراس نداشته باشید که اگه از من فلان سوال رو بپرسند و نتونم جواب بدم چی میشه.
شاید یکسری سوالات باشه که ما از اونها متنفر باشیم، به هر حال باید سراغ این‌جور سوالات هم رفت تا خیلی قدرتمند ظاهر بشیم.
پس فقط کمی زمان بزارید و جواب یکسری سوالات رو برای خودتون در بیارید. 🙂
علاوه بر این ممکن هست که مخاطب‌ها کارهای عجیب و غریبی انجام بدند. ما حتی می‌تونیم پیش‌بینی این کارهای عجیب و غریب هم انجام بدیم.
البته در بیشتر مواقع ثابت شده، هیچ وقت بدترین چیزی که فکر می‌کنیم، اتفاق نمی‌افته.
مثلا تا حالا چند بار دیدیدیا برای شما اتفاق افتاده که مخاطب ها به سخنران گوجه فرنگی پرت کنند؟ (این‌ها ساخته ذهن ماست و از طرفی هم توی این فیلم‌ها زیاد این موضوع رو مشاهده کردیم)
به هر حال ما باید یکسری اتفاقات پیش‌بینی نشده رو برای خودمون مشخص کنیم و یک راه حل برایش پیدا کنیم.

مطلب مشابه :  انتقال و توزیع دانش

به پاسخ دادن تمایل نشان دهیم
توی خیلی از کلاس‌ها دیدم که وقتی مدرس می‌پرسه، کسی سوالی نداره؟
همچین با یک اخم و زبان بدن بسته‌ای می‌پرسه که اگه واقعا کسی سوالی داشته باشه جرات نکنه سوالش رو بپرسه.
پس این‌که اصلا تمایلی به پاسخ دادن به سوالات نداشته باشیم اصلا خوب نیست و باعث می‌شه که مخاطب رضایت کافی رو از کلاس نداشته باشه.
ما در زمانی که می‌خواهیم این سوال رو پرسیم که آیا کسی سوالی نداره؟
بهتره که چهرمون یک چهره گشاده و زبان بدنی باز داشته باشیم نه اینکه مثل بُرج زهر مار بپرسیم کسی سوالی نداره؟
اگر هم برای تدریس یا سخنرانی پشت میز نشسته‌ایم خوبه که از پشت میز پاشیم و یا از روی سن بیاییم پایین و برای جواب دادن به سوالات خودمون رو آماده کنیم.
این طرز زبان بدن و رفتار به مخاطب نشون می‌ده که من آماده برای پاسخگویی هستم.

به سوال کننده احترام بگذاریم
متاسفانه خیلی از مدرسین و سخنران‌ها رو می‌بینم که به مخاطبین در زمان پرسیدن سوالات (مخصوصا سوالاتی که خیلی بدیهی هست و یا در مورد اون موضوع به طور مفصل در اون جلسه صحبت کردند) بی احترامی می‌کنند.
مثلا با این کار می‌خواهند به مخاطب بگن که ما جواب این سوالی که پرسیدی رو چند دقیقه قبل دادیم و این تو بودی که خوب گوش ندادی.
توی این جور مواقع بهتره که خیلی خوب و واضح به سوال مخاطبمون جواب بدیم و طرف رو زیر سوال نبریم.
شاید در ظاهر ما طرف مقابل رو با تحقیر کردنمون بردیم زیر سوال اما در واقع ما خودمون رو با تحقیر کردن طرف مقابل کوچیک می‌کنیم.
این یک اصل هست که ممکنه مخاطبین در یکسری زمان‌ها حواسشون از صحبت‌های ما پرت بشه و به یک چیز دیگه فکر کنند و صحبت‌های ما رو در چند لحظه نشنوند.
پس این‌که بخواهیم مخاطب رو زیر سوال ببریم اصلا خوب نیست.

 

 

دسته بندی : داغ ترین ها