دانلود پایان نامه

فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل (1-1): عوامل مؤثر بر احساس بیعدالتی 24
شکل (1-2): مدل نظری احساس عدالت و رابطه آن با گرایشهای سیاسی 68

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
ریشه‌یابی و توضیح واقع‌بینانه بروز پدیده‌ها و دگرگونی‌های جامعه‌ای چون ایران، بدون پرداختن به لایه‌های گوناگون فرهنگی و گرایش‌های مختلف اجتماعی از یک سو و شناخت عمیق عناصر و ارزش‌های قوام بخش از سوی دیگر، امری محتمل به نظر نمی‌رسد. در واقع ترکیب و درهم‌تنیدگی عوامل متعدد در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران سبب شده است که به رغم تکثر و تنوع زبانی، نژادی و مذهبی، نوعی همگرایی ارزشی و هنجاری در ایران پدید آید که خود به نحوی به بروز نوعی همسویی رفتاری منجر شده است. به این ترتیب، چنان که بیشتر پژوهشگران مسائل ایران خاطر نشان کرده‌اند، درک نمونه‌ای مانند ایران، در گرو مطالعاتی پردامنه و تحلیل‌هایی چندسویه است؛ مطالعه و تحلیل‌هایی که بتواند چنین وضعیتی را مبتنی بر قالب‌بندی‌ها و مفهوم‌سازی‌های بدیع، به شکلی علمی نشان دهد (سریع‌القلم، 1386: 10).
بنابراین در این فصل از پژوهش، که مربوط به کلیات تحقیق است، به طرح مسئله پژوهش، سوال‌ها و اهداف آن و ارائه تعریفی مقدماتی از گرایشهای سیاسی و عدالت- بهعنوان ارزشی اجتماعی- خواهیم پرداخت.
نکته قابل ذکر این است که در رابطه با احساس عدالت و گرایشهای سیاسی، مطالعات محدودی- خصوصاً در ایران- انجام شده است. بنابراین در پیشینه تحقیقات در ایران، صرفاً پایان‌نامهها مورد واکاوی قرار خواهند گرفت. تعداد معدودی مقاله پژوهشی نیز به طور مجزا درباره عدالت اجتماعی و یا در رابطه با گرایش سیاسی نگاشته شدهاند که به دلیل ارتباط محدود با مسئله پژوهش حاضر از ذکر آنها اجتناب گردید. کتابهایی نیز در زمینه سنجش ارزشها و نگرشها- برگرفته از پیمایشهای اجتماعی (نظیر محسنی، 1379)- نگارش یافته که متاسفانه حتی در بخش ارزشهای اجتماعی نیز به عدالت نپرداختهاند، همچنین گرایشها نیز مورد بیتوجهی واقع شدهاند. البته در پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سال 1379 این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است که به دلیل جنبه صرفاً آماری مباحث، از آوردن آن نیز پرهیز کردیم. در بخش پژوهشهای خارجی نیز صرفاً مقالات پژوهشی مورد بررسی قرار گرفت.
2-1 طرح مسئله
در جوامع مدرن و پیچیده امروزی یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی، نهاد یا نظام سیاسی است که نقش تعیین کنندهای در همه ابعاد جامعه ایفا می‌کند؛ در نتیجه از جوانب مختلف، زندگی انسانها را تحت تأثیر قرارمیدهد. به عنوان مثال، یکی از مهمترین نقشهای نظام سیاسی کنترل و توزیع منابع کمیاب اقتصادی و سیاسی در جامعه است، اما سیاستهای اتخاذ شده دولتها در این موارد، همه اقشار و طبقات جامعه را یکسان تحت تأثیر قرار نمی‌دهد: این سیاستها به بعضی از اقشار جامعه سود فراوانی رسانده، برخی دیگر را تحت فشار قرار میدهد. این وضعیت، اقشار و طبقات جامعه را به واکنش وامیدارد، بطوریکه برخی از افراد، از سیاستها و برنامههای دولت بسیار خشنود و راضی شده و نگرش و گرایش مثبت نسبت به آن نشان داده و از آن طرفداری می‌کنند. اقشار دیگر که سیاستهای دولت به آنها کمتر نفع می‌رساند، یا حتی آنها را تحت فشار قرار داده و به آنها آسیب میرساند از نظام سیاسی ناراضی شده و نگرش یا گرایش منفی نسبت به آن نشان می‌دهند. گروههای اخیر ممکن است احساس تبعیض و بی‌عدالتی کرده، خواهان تغییر در سیاستهای دولت و یا حتی خود نظام سیاسی شوند.
در نتیجه، اقشار مختلف جامعه در اثر سیاستهای مربوط به نحوه توزیع منابع و عوامل متعدد دیگر به گرایشهای سیاسی مختلفی نظیر اصلاح‌طلبی، محافظهکاری و افراطگرایی تمایل مییابند، که رفتارهای شهروندان را متأثر می‌سازد. بر همین اساس، مطالعه گرایشهای سیاسی مردم برای مجریان و دستاندرکاران برنامهریزی اجتماعی اهمیت و فایده چشمگیری دارد. علاوه بر این، به منظور پیش‌بینی رفتار شهروندان نیز مطالعه گرایشهای سیاسی آنان اهمیت بسزایی دارد. به علت همین گرایش‌های مختلف است که در جوامع امروزی احزاب و گروههای سیاسی مختلفی با گرایشها و ایدئولوژیهای سیاسی مختلف چون احزاب رادیکال، اصلاح طلب و محافظه کار و غیره شکل می‌گیرد و بخشی از مردم از هرکدام از آنها طرفداری می‌کنند.
همانطور که گفته شد، عوامل متعددی بر شکلگیری گرایش سیاسی افراد تاثیرگذارند: عواملی چون سن، جنسیت، تمایل به سنتگرایی/تجدد، نوع رسانههای مورد استفاده، گروههای مرجع و عوامل متعدد دیگر بر نوع گرایش سیاسی افراد نسبت به نظام سیاسی حاکم، که همه آنها در یک تحقیق قابل بررسی نمیباشد. از اینرو تمرکز پژوهش حاضر بر احساس عدالت و تأثیر آن بر گرایشهای سیاسی افراد است. به عبارت دیگر، متغیر مستقل اصلی پژوهش احساس عدالت از سوی مردم و متغیر وابسته اصلی انواع گرایش‌های سیاسی افراد است.
میتوان گفت؛ عدالت، از اساسیترین مفاهیم در حقوق انسانی و یکی از عالیترین ارزشهای زندگی بشری است؛ بطوری که میتوان از آن بهعنوان فضیلت اولیه و اساسی نام برد. عدالت ایجاد رابطهای خاص میان اهداف عالیه انسانی و نوع زندگی انسانها مثل رفاه، معرفت و بهرهبرداری از مواهب جامعه چون ثروت و منزلت است. عدالت صرفاً مفهومی نظری و فلسفی نیست، بلکه پدیده‌ای است که معطوف به عمل است (شریفزادگان، 1386: 11). بهطور کلی از عدالت تاکنون تعاریف متعددی ارائه شده است. آشوری معتقد است عدالت «اصلی است حقوقی و سیاسی که به موجب آن در همه امور اجتماعی با همه باید یکسان رفتار شود، مگر در آنجا که برای رفتارِ استثنایی در مورد برخی افراد و گروهها دلایل کافی وجود داشته باشد» (مردانی، 1386: 8).
موضوع عدالت از جمله مسائلی است که از دیرباز متفکران، اندیشمندان و عامه مردم را به خود مشغول کرده است. گرچه حساسیت آن در جوامع و دورانهای مختلف متفاوت بوده ولی میتوان این حساسیت را به لحاظ تاریخی و مکانی به سطح وسیعی تعمیم داد. مسأله عدالت، مربوط به چگونگی توزیع پاداشها، امتیازات و همه چیزهای مطلوبی است که در جوامع وجود دارند و انسان‌ها مایلند آنها را به دست آورند. شیوه خاصی که به موجب آن این امتیازات، منابع و مطلوبیت‌ها (ثروت، قدرت، منزلت) توزیع میشود بازتاب گستردهای بر روی افراد و جامعه دارد. لذا جوامع مختلف قواعدی بهوجود میآورند که شیوه توزیع قدرت، ثروت و پاداشها براساس آن تعیین میشود و مردم نسبت به این قواعد واکنش‌های مختلف نشان می‌دهند (یعقوبی، 1388: 15). اما مسئله صرفاً نحوه توزیع عینی منابع نیست بلکه درک و احساس عدالت یا بی‌عدالتی و واکنش عاطفی مردم نسبت به آن قواعد نیز اهمیت بسزایی دارد. حتی شاید بتوان گفت، مهمتر از عدالت (بیعدالتی) عینی و واقعی، احساس ذهنی اعضای جامعه و ادراک آنها از عدالت (بیعدالتی) است که زمینه را برای گرایشهای متفاوت سیاسی فراهم میسازد. درواقع، افراد به ارزیابی قواعد موجود در جامعه می‌پردازند و در مورد عادلانه یا ناعادلانه بودن آنها قضاوت و ارزیابی کرده، متناسب با آن نسبت به نظام سیاسی و جامعه جهتگیری احساسی و عاطفی میکنند. بنابراین عامل مهم آن است که افراد چه تصوری از عدالت دارند و چه مولفهها و مشخصههایی را برای یک جامعه عادلانه در نظر دارند.
با توجه به توضیحات فوق سؤال اصلی پژوهش آن است که: احساس عدالت یا بی‌عدالتی چه تأثیری بر گرایشهای سیاسی افراد در ایران دارد؟ این گرایشهای سیاسی، آنان را به انجام یا خودداری از انجام چه نوع رفتارهایی سوق می‌دهد؟ برمبنای این سؤالات اصلی، می‌توان سؤالات فرعی زیر را طرح کرد: میزان احساس عدالت در جامعه ما در چه سطحی است و چگونه در جامعه توزیع شده است؟ آیا تأثیر احساس عدالت بر گرایشهای سیاسی در اقشار و طبقات مختلف جامعه (بالا، متوسط، پایین) به یک صورت است؟ آیا احساس عدالت در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به یک اندازه تأثیرگذار بوده است؟ آیا رضایتمندی اجتماعی عاملی تأثیرگذار بر گرایش سیاسی افراد است؟ آیا متغیرهایی نظیر جنسیت، تحصیلات، قومیت و شغل برگرایش سیاسی افراد مؤثر است؟
3-1 اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش، بررسی رابطه احساس عدالت با گرایش سیاسی افراد است، تا با شناخت چگونگی آن بتوان زمینههای افزایش احساس عدالت در جامعه را فراهم نمود. البته در این زمینه اهداف فرعیتری نیز مورد توجه قرار میگیرد، از جمله: تعیین میزان احساس عدالت در میان افراد مختلف جامعه؛ تعیین چگونگی توزیع احساس عدالت در اقشار و طبقات مختلف، در زمینههای مختلف اجتماعی؛ گونهشناسی گرایش سیاسی در میان افراد مختلف جامعه و ایجاد مقیاسی به منظور اندازهگیری گرایشهای سیاسی، در جامعه ایران.
4-1 ضرورت و اهمیت موضوع
در واقع گرایشهای افراد یکی از زیرساختهای اصلی فرهنگ است و رفتار فرد و اجتماع، متاثر از آنهاست. بنابراین بررسی گرایشها به منظور مدیریت و برنامهریزی بهتر جامعه در زمینههای مختلف، الزامی به نظر میرسد. از اینرو در مطالعه حاضر به بررسی گرایشهای سیاسی افراد خواهیم پرداخت. علاوه بر این از آنجا که در کشور ما عدالت و فضیلتهای اخلاقی در ابعاد فردی و اجتماعی آنها همواره مورد توجه نظام سیاسی کشور بوده است، بینش و آگاهی در مورد روابط این دو مقوله اهمیت بسزایی دارد. زیرا از سویی اسلام مکتب عدل و اعتدال است و امت اسلامی، امت میانه و وسط است و نظام آن عادلانه (جهانشاهی، 1389: 12) و از سوی دیگر در جامعه ایران عدالت از جمله ارزشهایی است که از همان ابتدای انقلاب بهعنوان یکی از اهداف اساسی و اولیه انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. از اینرو این موضوع اهمیت دارد که بدانیم افراد جامعه نسبت به مقولاتی چون عدالت چه احساسی دارند و متناسب با آن، چه نوع گرایش سیاسی خواهند داشت. در نهایت، درباره اینکه در چه نقطهای قرار داریم، آگاهی نسبی به دست میآید و میتوان طرح و برنامه بهتری برای فردای جامعه ترسیم کرد، جامعهای بر محورعدالت. در ادامهی این فصل بطور مختصر به دو مفهوم گرایش‌های سیاسی و احساس عدالت می‌پردازیم:
الف: گرایشهای سیاسی
گرایش به معنای جهتگیری کلی و ارزشگذاری نسبت به موضوع معینی نظیر موافقت یا مخالفت نسبت به چیزی، درست یا غلط پنداشتن و… است (آلافیلیپ، 1379: 33). آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت گرایشهای سیاسی افراد است. گرایشهای سیاسی متفاوتی در هر جامعهای وجود دارد که پیامدهای گستردهای برای کشور و سرنوشت آن خواهد داشت. بنا به گفتهی مانهایم آنچه برای هر جامعهای اهمیت بنیادی دارد، عبارت است از بازشناخت انواع گوناگون شناسایی، همچنین تجزیه و تحلیل تغییر جهتهای حاصل در مناسبات اجتماعی که از راه شناسایی حاصل می‌شود. فهم کامل نمودهایی از این دست به ایجاد مفهوم و دریافت دقیقتر نقش عقاید در جنبشهای سیاسی و اجتماعی میانجامد (مانهایم، 1355: 19). پس یکی از کاستی‌های زمان خود را باید این بدانیم که آن شیوههای اندیشهای که به واسطهی آنها به قطعیترین تصمیمهای خود می‌رسیم و به یاری آنها در پی تشخیص و هدایت سرنوشت سیاسی و اجتماعی خویشتنایم، همچنان ناشناخته و به همین سبب دور از دسترس کنترل عقلی و سنجش باقی ماندهاند (مانهایم، 1355: 21). از اینرو رسالت پژوهشگر در این پژوهش، گونهشناسی گرایشهای سیاسی افراد در جامعهی ایران است تا به این طریق راهی برای هدایت سرنوشت سیاسی و اجتماعی سرزمینمان بیابیم. بنابراین همانطور که ذکر شد در هر جامعهای (متناسب با شرایط و فرهنگهای متفاوت) گرایشهای سیاسی مختلفی نظیر محافظهکاری، رادیکالیزم، لیبرالیسم و غیره نیز وجود دارد. در ابتدا به طور مختصر به دیدگاه مانهایم در رابطه با گرایشهای سیاسی میپردازیم: وی با عناوین ایدئولوژی و اوتوپیا به محافظهکاری و لیبرالیسم اشاره میکند. به گفتهی مانهایم از یک سو گرایش به نگاهداشت وضع موجود و از سوی دیگر، گرایش به دگرگونسازی وضع موجود احساس میشود. اقدام به نگاهداشت، موجب ایجاد «ایدئولوژیها» میگردد؛ تا اندیشه را با آرمانی جلوهگر ساختن و تأکید فزونمایه بر عوامل ایجادکنندهی ایستایی و ثبات به خطا افکند. توجه به تغییر نیز بنیاد پیدایش «اتوپیا» است که هم بر آینده ارج مینهد و هم عوامل رهبریکننده به دگرگونی را گرامی میدارد (مانهایم، 1355: 6). حال به منظور درک عمیقترگرایشهای سیاسی ناگزیریم به بحث احزاب و ایدئولوژیهای سیاسی نیز بپردازیم چراکه؛ حمایت از احزاب سیاسی متفاوت، نمود عینی گرایشات سیاسی افراد است.
منظور از حزب سیاسی؛ گروهی سازمانیافته از مردم با حداقل عقاید و هدفهای سیاسی مشترک است که در تکاپوی تأثیرگذاری در سیاست عمومی هستند. احزاب سیاسی نقش حیاتی در ساختار دموکراسی دارند. دموکراسی بدون احزاب سیاسی غیرقابل تصور است، اما ممکن است احزاب سیاسی در کشوری وجود داشته باشند که فاقد دموکراسی است (Motlosa & Shale, 2008: 6). ایدئولوژیهای حزبی نیز به فلسفه اجتماعی یا بینش و دیدگاه جهانی اشاره دارد که به واسطه آن موقعیتهای سیاسی، برنامهها و بیانیههای احزاب حمایت میشوند. ایدئولوژیهای سیاسی، تأثیرگذار و الهام بخش کنش سیاسی افراد هستند (Motlosa & Shale, 2008: 8). در یک دستهبندی میتوان احزاب سیاسی را بر روی طیفی از راست به چپ قرار داد. در زیر به ایدئولوژیهای هریک اشاره میکنیم: ایدئولوژیهای سیاسی جناح راست عبارتند از: تمایل به اقتدار، اهمیت سلسله مراتب، نظم، وظایف، سنت و ملیگرایی. در سوی دیگر، جناح چپ قرار دارد با ایدئولوژیهایی چون: تمایل به آزادی، برابری، پیشرفت، اصلاحات و تمایلات و احساسات بینالمللی. در ادامه به ایدئولوژیهای هریک از گرایشهای سیاسی فاشیسم، محافظهکاری، لیبرالیسم و سوسیالیسم اشاره میکنیم.
ایدئولوژیهای سیاسی

دسته‌ها: داغ ترین ها