تا به شکل قاطع نوع و میزان جنایت بر آن عضو را مشخص کنند تا در نتیجه برای آن دیه تعیین کنند.
اما، امروزه با توجه به پیشرفتهای چشمگیر علم پزشکی، امکان شناسایی دقیق این اعضا و میزان کارکرد و نقش آن‌ها در حفظ حیات انسان فراهم شدهاست، در نتیجه این ضرورت ایجاد میشود که به صورت دقیق‌تر و موشکافانه جنایات وارده نسبت به این اعضا مورد بررسی واقع شود و حکمی که به موازین و اصول شرع و مقاصد شریعت نزدیکتر است برای این اعضا صادر گردد؛ به ویژه که شیوهی زندگی انسان تغییر کرده و جنایت بر این اعضا بیشتر روی میدهد.
اهداف تحقیق
۱. بررسی سیر تاریخی دیه.
۲. تبیین مناط تعلق دیه به عضو.
۳. تبیین وجوه افتراق و اشتراک اعضای داخلی و خارجی.
۴. تبیین دیدگاه فقهای مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب امامیه در این زمینه و بیان دلایل و مستندات آنان.
۵. بررسی وضعیت حقوقی کشورهای اسلامی و رویه‌ی قضایی موجود در این زمینه و برخی دیگر از مباحث مربوطه از اهداف این پژوهش است.
سوالات تحقیق
۱. علت وضع دیهی مقدر و غیر مقدر (حکومت) چیست؟
۲. وجوه افتراق عضو داخلی با عضو خارجی کدام است؟
۳. آیا قیاس عضو داخلی بر عضو خارجی صحیح است؟
۴. وضعیت فقهی و حقوقی فقهای مذاهب خمسه و نظر حقوقدانان اسلامی نسبت به دیه‌ی اعضای داخلی به چه صورت است؟
پیشینهی تحقیق
در کتب فقهای متقدم، بحثی در مورد چگونگی دیه‌ی اعضای داخلی بدن وجود ندارد، تنها مبحثی که در آن جنایت بر عضو داخلی مورد توجه قرار گرفته مبحث جائفه است. در این مبحث برخی از فقهاء آسیب وارده بر اعضای داخلی بر اثر جراحت جائفه را معتبر شمرده‌اند و اعضای داخلی را به عنوان اعضایی مستقل که باید ضمان مستقل داشته باشند، مورد توجه قرار داده‌اند. اما، در میان معاصرین موضوع دیه‌ی اعضای داخلی تا حدودی مورد بررسی قرار گرفته است. مطالب و نوشته‌هایی که در این زمینه وجود دارد به شرح زیر است:
۱- کتاب «شرح اخصر المختصرات» تألیف«ابن جبرین». ایشان در این کتاببه صورت بسیار مختصر و بدون بیان ادله و نظر مذاهب، تنها به این مطلب اشاره می‌کند که در میان فقهای معاصردر مورد این مسئله اختلاف نظر وجود دارد و به بیان دیدگاه خود در مورد موضوع اکتفا می‌کند.
۲- «الشرح الممتع علی زاد المستقنع»:مؤلف این کتاب،«محمد صالح العثیمین» تنها به این امر اشاره می‌کندکه جنایت بر دو کلیه بر طبق قاعده‌ی اعضای یکی و دو تایی موجب دیه‌ی کامل است.
۳- «أحکام الجنایه علی طحال الآدمی»: در این مقاله که نوشته‌ی«محمد القحطانی» است حکم جنایت بر طحال در حالت عمد و خطا مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت به این نتیجه رسیده است که جنایت خطا بر طحال اگر موجب از بینرفتن آن شود دیه‌ی کامل دارد و اگر باعث زخمی شدن آن گردد ارش غیر مقدر ثابت می‌گردد.
۴- مقاله‌ی «دیه ما فی جوف الإنسان من الاعضاء» نوشته «أحمد الجعفری». در مورد تعلق یا عدم تعلق دیه‌ی مقدر به اعضای داخلی دو قول را مطرح می‌کند و در پایان قول به وجوب دیه‌ی مقدر را ترجیح می‌دهد. نقصی که در این مقاله وجود دارد این است که دیدگاه مذاهب خمسه را به طور کامل و تفصیلی بیان نمی‌کند.
۵- مقالهی حاجی ده آبادی در سال ۱۳۸۲ با عنوان “قاعدهی دیهی اعضا در فقه امامیه و اهل سنت”. ایشان پس از طرح و بررسی مستندات قاعدهی دیه به این نتیجه رسیده است که اکثر علمای معاصر و مراجع شیعه معتقدند که به اعضای داخلی بدن دیه کامل تعلق میگیرد. اما نقصی که در این مقاله وجود دارد این است که موضوع دیهی اعضای داخلی را از دیدگاه اهل سنت و مذاهب چهارگانه به طور دقیق و تحقیقی بررسی نکرده است.
بنابراین میتوان ادعا کرد که مطالعهی تطبیقی در زمینهی دیهی اعضای داخلی در مذاهب خمسه و بیان ادله و استنادات آنان و ترجیح و تضعیف آرای آنان موضوعی است که تاکنون به آن پرداخته نشدهاست. آن چه از نصوص اهل سنت بر میآید این است که مهمترین علت وجوب دیهی مقدر در اعضایی که در مورد آن‌ها نص وارد شده این است که آن عضو دارای منفعت باشد و نقصان منفعت در خلقت آدمی نوعی ضرر است که طبق قاعده لاضرر منع شدهاست؛ البته علل دیگری هم به عنوان علت وجوب دیه ذکر شده است، از جمله زیبایی، و اینکه عضو از تمامیت خلقت آدمی باشد و قطع کردن آن باعث ایجاد درد شود و در جنایت بر آن خطر مرگ وجود داشته باشد و این‌که زیان وارده باعث ورود آسیب بدنی، روحی، روانی و عاطفی گردد. پس بر این اساس هر عضوی که این علت در آن تحقق یابد دیهی مقدر در آن واجب میشود، در غیر این صورت حکومت یا ارش غیر مقدر به آن تعلق میگیرد. لازم به ذکر است که جمهور فقهای اهل سنت قیاس در مقدرات را زمانی که علت صحیح و قابل تعدیه باشد جایز دانستهاند. همچنین با توجه به اصول فقه شیعه و قوانین و مقررات حاکم بر دیات ظاهراً اعضای داخلی بدن از دیدگاه آن‌ها دیه‌ی مقدر دارند.
روش تحقیق
روش انجام شده در این تحقیق مبتنی بر روش تحلیلی _ توصیفی است، بدین صورت که اطلاعات لازم از قرآن، سنت و منابع معتبر فقهی و اصول فقه و قوانین جمع آوری شده و پس از بررسی و تجزیه و تحلیل داده‌ها، حکم فقهی بیان شده است.
ساختار تحقیق
تحقیق حاضر شامل مقدمه و چهار فصل است. فصل اول با عنوان «تحلیل مفاهیم و کلیات» به تحلیل مفاهیم مرتبط با موضوع تحقیق، از جمله مفهوم دیه و مفاهیم مرتبط با آن، مفهوم عضو، عضو داخلی، جوف و جائفه می‌پردازد، همچنین مشروعیت دیه و حکمت تشریع و پیشینه‌ی تاریخی آن را مورد بررسی قرار داده است. فصل دوم با عنوان «اسباب و علل وجوب دیه، ارش مقدر و حکومت» اسباب دیه، ارش و حکومت، از جمله قتل و جنایت بر کمتر از نفس و علل وجوب دیه، ارش و حکومت را مورد بررسی قرار می‌دهد. فصل سوم با عنوان «دیدگاه فقهاءو دلایل آن‌ها درباره دیه‌ی اعضای داخلی و رویه‌ی حقوقی موجود در کشورهای اسلامی» دیدگاه فقهاء در خصوص تعلق یا عدم تعلق دیه‌ی مقدر به اعضای داخلی بدن و دلایل و مستندات آن‌ها را مورد بررسی قرار داده است. و در نهایت فصل چهارم، که در آن رأی راجح از میان آراء مذاهب بیان می‌شود.
فصل اول
تحلیل مفاهیم و کلیات
۱-۱- مفهوم دیه
برای روشن شدن مفهوم دیه، لازم است، معنای آن را در لغت، مصطلح فقهاء و قانون بررسی کرد.
۱-۱-۱- معنای لغوی دیه
«دیه»، مصدر «وَدَى الْقَاتِلُ الْقَتِیلَ» و از ریشهی «وَدی» گرفته شده است. فاء الفعل آن یعنی حرف «و» حذف شده و به جای آن، حرف «ه» نهاده شده است. هرگاه گفته شود: «وَدَى الْقَاتِلُ الْقَتِیلَ» یعنی قاتل خون بهای مقتول را به صاحب خون پرداخت کرد.۱ همچنین هرگاه گفته شود: «اتَّدَى وَلِیُّ القَتِیل» یعنی ولی دم به دیه راضی شد و از خون قاتل درگذشت.۲ بنابراین دیه از لحاظ لغوی مالی است که به عنوان بدل نفس مقتول، به ولی دم پرداخت میشود.
در کلام عرب کلمه‌ی عَقل نیز در معنای دیه بکار رفتهاست، وقتی گفته می‌شود: «عَقَلَ الْقَتِیلَ عقلاً» یعنی دیه‌ی مقتول را داد. از جمله معانی عقل «حجر و منع» است.۳ دلیل این‌که دیه را عقل نام نهاده‌اند آن است که وضع دیه مانع می‌شود که مردم همدیگر را به قتل برسانند.۴ معنای دیگر عقل، «بستن زانوی شتر» است زیرا در زمان جاهلیت، معمولاً شتر به عنوان خون بها پرداخت می‌شد و اقوام قاتل هنگام شب شتران دیه را جلوی خانه‌ی اولیای مقتول می‌بردند و زانوی شتران را در آنجا می‌بستند و صبح که اولیای مقتول از خانه خارج می‌شدند شتران زانو بسته را در کنار خانه‌ی خود می‌دیدند.۵
۱-۱-۲- معنای اصطلاحی دیه
لفظ «دیه» در قرآن کریم دو بار و به صورت نکره آمده است: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا».۶ (هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمن دیگری را بکشد مگر از روی خطا، کسی که مؤمنی را به خطا کشت باید که بردهی مؤمنی را آزاد کند و خون بهایی هم به کسان مقتول بپردازد مگر این که آن‌ها در گذرند، اگر هم کشته مؤمن و متعلق به کافرانی بود که میان شما و ایشان جنگ و دشمنی بود، آزاد کردن برده مؤمنی دیه‌ی او است و اگر کشته از زمرهی قومی بود که میان شما و ایشان پیمانی برقرار بود، پرداخت خون بها به کسان مقتول و آزاد کردن بردهی مؤمنی دیهی او است، اگر هم دسترسی نداشت باید دو ماه پیاپی و بدون فاصله روزه بگیرد. خداوند این را برای شما توبه مقرر داشته است و خداوند آگاه از بندگان خود و کار بجا است در آنچه که مقرر می‌دارد).۷
در احادیث نبوی نیز لفظ دیه وارد شده بدون این‌که ماهیت آن تبیین شود. از جمله احادیثی که در آن‌ها لفظ «دیه» بکار رفته است، میتوان به این چند حدیث اشاره کرد: «مَنْ قُتِلَ لَهُ قَتِیلٌ فَلَهُ أَنْ یَقْتُلَ، أَوْ یَعْفُوَ، أَوْ یَأْخُذَ الدِّیَهَ»:۸«اولیای مقتول (در قتل عمد) این اختیار را دارند که قاتل را قصاص کنند یا او را عفو کنند یا دیه بگیرند»،«مَنِ اطَّلَعَ فِی بَیْتِ قَوْمٍ بِغَیْرِ إِذْنِهِمْ فَفَقَئُوا عَیْنَهُ، فَلَا دِیَهَ لَهُ، وَلَا قِصَاصَ»:۹«هر کس که بدون اجازه به داخل خانه فردی نگاه کند و صاحب خانه چشم او را در آورد، دیه و قصاص ندارد»، «فِی دِیَهِ الأَصَابِعِ الیَدَیْنِ وَالرِّجْلَیْنِ سَوَاءٌ، عَشْرٌ مِنَ الإِبِلِ لِکُلِّ أُصْبُعٍ»:۱۰«دیه‌ی انگشتان دست‌ها و پاها یکسان است، هر انگشت ده شتر (دیه) دارد»،ابو هریره روایت می‌کند: «اقْتَتَلَتِ امْرَأَتَانِ مِنْ هُذَیْلٍ، فَرَمَتْ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى بِحَجَرٍ فَقَتَلَتْهَا وَمَا فِی بَطْنِهَا، فَاخْتَصَمُوا إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ،فَقَضَى أَنَّ دِیَهَ جَنِینِهَا غُرَّهٌ، عَبْدٌ أَوْ وَلِیدَهٌ، وَقَضَى أَنَّ دِیَهَ المَرْأَهِ عَلَى عَاقِلَتِهَ»:۱۱«دو زن از طایفه هذیل با یکدیگر پیکار کردند، یکی از آن‌ها سنگی به طرف دیگری پرتاب کرد و آن زن و جنین او را کشت، اولیای دم نزد پیامبر اقامه دعوا کردند، پیامبر دیه‌ی جنین را یک غُرَّه۱۲قرار داد، خواه برده باشد یا کنیز، و دیه‌ی زن را بر عهده عاقله زن قاتل قرار داد».
همچنین،پیشگامان فقه از جمله ابو حنیفه و امام شافعی و احمد بن حنبل و امام مالک و اکثریت قریب به اتفاق علما

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژگانتوزیع فراوانی، ارزیابی اثربخشی، جمعیت شناختی، مدل کرک پاتریک
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید