میگیرد.۳۸ به عبارت دیگر آنچه در حدیث وارد شده که: «وفی اللسان الدیه، وفی الشفتین الدیه …» حقیقتاً به آن دیه گفته نمی‌شود، بلکه تعلق دیه به این موارد و امثال آن از این جهت است که از بین رفتن آن‌ها همچون قتل نفس است و به اتلاف به طور مطلق ملحق شدهاند؛ یعنی حکماً دیه نامیده می‌شود. همچنین در تعریف مذکور به «خطایی بودن تعدی» اشاره می‌کند، چیزی که در هیچ یک از تعاریف ارائه شده از فقهاء و حقوقدانان به آن توجه نشده است. او معتقد است قرآن کریم مالی را که به عنوان بدل نفس در قتل خطا پرداخت می‌شود، دیه نامیده، و این اسم را برای مالی که در حالت عفو، در قتل عمد پرداخت می‌شود، بکار نبرده، بلکه آن را أداء نامیده است: «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ»:۳۹«پس اگر کسی (از جنایتش) از ناحیه برادر (دینی) خود گذشتی شد (و یکی از صاحبان خون بها کُشند را بخشید و یا حکم قصاص تبدیل به خون بها گردید از سوی عفو کننده) باید نیک رفتاری شود و (سختگیری و بد رفتاری نشود و از سوی قاتل نیز به ولی مقتول) پرداخت (دیه) با نیکی انجام گیرد (و در آن کم و کاست و سهل انگاری نباشد)». این أداء گاهی مساوی با دیه و گاهی بیشتر یا کمتر از آن می‌باشد. به همین دلیل پیامبر فقط دیه‌ی قتل خطا را با صد شتر تقدیر کرده‌اند و مالی را که در حالت عفو از قصاص پرداخت می‌شود تقدیر نکرده‌اند بلکه ایشان فرمودند: «و لهم ما اصطلحوا علیه».۴۰
بررسی تعریف دیه نزد فقهاء و حقوقدانان حاکی از این است که اکثریت آن‌ها سعی داشته‌اند تعریف دیه را تعمیم دهند تا شامل مال واجب در جنایت بر نفس و کمتر از نفس بشود که با استعمال فقهاء در کتب فقهی و حقوقدانان در قانون مجازات اسلامی موافقت بیشتری دارد.
با توجه به مطالب فوق می‌توان دیه را این گونه تعریف کرد: مالی که به سبب قتل انسان معصوم یا جنایت بر اعضای او واجب می‌گردد، خواه مقدار این مال توسط شارع – از طریق نص یا قیاس- تعیین شده باشد یا تعیین نشده باشد.
۱-۱-۳- مفاهیم مرتبط با دیه
فقهاء و به تبع آن حقوقدانانعلاوه بر لفظ دیه، الفاظ دیگری را نیز برای بیان مال واجب با تعدی بر بدن انسان استعمال کرده‌اند. از جمله‌ی این الفاظ، ارش و حکومت است. پس باید معنای این الفاظ روشن شود تا میزان ارتباط هر یک از آن‌ها با دیه مشخص گردد. در زیر معانی هر یک از این الفاظ در لغت و اصطلاح مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۱-۱-۳-۱-مفهوم ارش
در اینجا مفهوم لغوی ارش و حکومت از دیدگاه فقهاء و حقوقدانان بیان خواهد شد.
۱-۱-۳-۱-۱- معنای لغوی ارش
«أرش» (با سکون راء) از ماده‌ی أرَش گرفته شده۴۱ و در اصل به معنای فساد است. به طور مثال هر گاه گفته شود:«أرَّش بَیْنَ الْقَوْمِ تَأرِیشًا»یعنی میان آن‌ها را به هم زد و آن‌ها را به جان هم انداخت، و بعد‌ها در نقصان اعیان استعمال شده است، زیرا نقصان در اعیان به فساد در آن‌ها میانجامد.۴۲
برخی از لغت دانان از جمله ابن أزهری معتقدند که ارش در اصل به معنای خَدْشاست و سپس به آنچه که دیه برای آن گرفته می‌شود، ارش گفته شده است.۴۳
اما به طور کلی در لغت عرب معانی که از واژه‌ی ارش شده است عبارتند از: دیه‌ی نفس، دیه‌ی جراحت، قیمت جراحت‌ها مانند زخم سر و صورت و امثال آن، رشوه، مابه التفاوت کالای سالم و معیوب، خصومت و اختلاف، آشوب انگیزی، طلب ارش، و ابن سیده گفته است که ارش جراحات یعنی آنچه که مقدار معلوم ندارد.۴۴
ارش بیشتر در معنای دیه‌ی جراحت (اعم از آن که میزان آن در شرع تعیین شده باشد یا تعیین نشده باشد) استعمال شده است و علت این‌که آن را ارش نامیده‌اند این است که آن از اسباب نزاع است.۴۵
۱-۱-۳-۱-۲- معنای اصطلاحی ارش
ارش در اصطلاح فقهاء: فقهاء لفظ ارش را بیشتر در مباحث مربوط به معاملات و جنایات آورده‌اند و از آنجا که معنای ارش در این ابواب ارتباط نزدیکی با هم دارد، ارش را در دو مبحث زیر مورد بررسی قرار می‌دهیم.
ارش در معاملات: فقهاء اتفاق نظر دارند که ارش در معاملات ما به التفاوت مبیع در دو حالت سالم بودن و معیوب بودن است، به عبارت دیگر یعنی قیمت عیب ایجاد شده در مبیع.۴۶ طریقه‌ی تعیین آن هم به این صورت است که: مبیع بدون عیب، قیمت گذاری می‌شود، سپس همراه با عیب قیمت گذاری شده و ما به التفاوت آن در نظر گرفته می‌شود و نسبت آن به قیمت محاسبه می‌گردد و به نسبت آن مشتری حق رجوع در ثمن را دارد.۴۷ این ما به التفاوت ارش یا ارش عیب نامیده می‌شود.
ارش در جنایات: جنایات را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد؛ جنایت بر انسان و جنایت بر غیر انسان یعنی حیوانات و جمادات که شامل غصب و اتلاف می‌شود.۴۸
ارش در جنایت بر غیر انسان: ارش در جنایت بر غیر انسان نیز به اتفاق فقهاء همان ما به التفاوت سالم و معیوب است و کیفیت آن هم به همان ترتیبی است که در مورد معاملات ذکر شد.۴۹
ارش در جنایت بر انسان: فقهای اهل سنت اصطلاح ارش را در باب جنایت بر انسان بیشتر به معنای دیه‌ی جنایت بر کمتر از نفس، بکار برده‌اند اعم از آن که مقدار آن در شرع معیّن شده باشد یا معیّن نشده باشد، اما تعریفی مشخص از آن ارائه نداده‌اند، بلکه تنها تعریفی که از ارش می‌توان یافت، تعریف احناف است، که آن را به این شکل تعریف کرده‌اند: «ارش مال واجب در جنایت بر ما دون نفس است».۵۰ قهستانی از علمای حنفی هم گفته است که ارش بر بدل نفس و حکومت عدل نیز اطلاق می‌شود،۵۱ که البته این امر در لابلای متون فقه حنفی و دیگر مذاهب کاملاً مشهود است.
ائمه‌ی اربعه ارش را در حالت جنایت بر انسان به دو نوع تقسیم کرده‌اند؛ ارش مقدر و ارش غیر مقدر. ارش مقدر، مقدار مال واجب در جنایت بر اعضای بدن است که شارع میزان آن را تحدید کرده است، و ارش غیر مقدر، مقداری است که در مورد آن نصی وارد نشده، بلکه تعیین مقدار آن به قاضی واگذار شده است. این نوع دوم را حکومت یا حکومت عدل می‌نامند.۵۲اما در فقه امامیه ارش غالباً به مال واجب در جنایت بر کمتر از نفس که مقدار آن در شرع معیّن نشده، اطلاق می‌گردد.۵۳ هرچند در بسیاری موارد لفظ حکومت را نیز در همین معنا بکار برده‌اند، و حتی گاه به مترادف بودن این دو واژه تصریح کرده‌اند.۵۴ و گاهی به مقدر بودن و غیر مقدر بودن ارش اشاره کرده‌اند.۵۵
غالب استعمال فقهاء از لفظ ارش در سایر ابواب فقهی حاکی از این است که مقصود از ارش در جنایت بر انسان همان معنایی است که احناف در تعریف خود آورده‌اند که می‌تواند مقدر یا غیر مقدر باشد هرچند گاهی بر بدل نفس هم اطلاق می‌شود.
ارش در اصطلاح حقوقدانان: ارش در اصطلاح حقوقدانان دو نوع است؛ ارش مدنی و ارش جزایی.
ارش مدنی: قانونگذار تعریفی صریح از ارش مدنی ارائه نداده است، اما با دقت در برخی مواد قانونی میتوان به مقصود قانونگذار از این لفظ پی برد.
ارش مدنی ما به التفاوت قیمت صحیح و معیوب کالا است. چنان که در ماده‌ی ۴۲۲ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با ارش یا فسخ معامله». و در ماده‌ی ۴۲۷ قانون مدنی، در مورد نحوه‌ی محاسبه‌ی ارش مقرر میدارد: «اگر در مورد ظهور عیب مشتری اختیار ارش کند، تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معیّن می‌شود:
قیمت حقیقی مبیع در حال بی عیبی و قیمت آن در حال معیوبی، توسط اهل خبره معیّن شود. اگر قیمت آن در حال بی عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع طرفین مقرر شده است، تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی مقدار ارش خواهد بود. و اگر قیمت مبیع در حال بی عیبی کمتر یا زیاد‌تر از ثمن معامله باشد، نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی عیبی معیّن شده و بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتری رد کند».
ارش جزائی: در ماده ۴۴۹ ق.م.ا. به تعریف ارش جزائی و نحوه‌ی محاسبه آن تصریح شده است: «ارش، دیه غیر مقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تأثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه مقدر در مورد ارش نیز جریان دارد مگر این که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود». پس اگر مقدار ما به ازاء مالی جنایات وارده بر اعضای انسان از سوی شارع تعیین نشده باشد، طبق قانون ارش (دیه‌ی غیر مقدر) پرداخت می‌گردد.
محمد صالح ولیدی می‌گوید: ارش جزایی مقدار مال نامعیّنی است که در قالب یکی از امور ششگانه‌ی مذکور در قانون، مرتکب جرم به حکم دادگاه، در ازای صدماتی که به عضو دیگری وارد کرده است، به مجنی علیه می‌پردازد. مانند از بین بردن موهای پلک چشم دیگری، که موجب ارش جزایی است، خواه دوباره بروید خواه نروید و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن.۵۶
ارش جزائی را حکومت نیز گویند و مقصود از حکومت همان صلح قهری است که به خصومت و نزاع فیصله می‌بخشد؛به این صورت که قاضی با در نظر گرفتن دیه‌ی کامل و کیفیت جنایت و غیر آن، مقدار ارش را طبق نظر کارشناس تعیین می‌کند.۵۷
بنابراین، مراد از ارش در اصطلاح حقوقی مقدار مالی است که با نظر کارشناس و با حکم قاضی برای نقص حاصل از جنایت که در شرع مقدار معیّنی ندارد یا نقص مضمون در مال، تعیین و پرداخت می‌گردد. که البته ارش جزائی را دیه‌ی غیر مقدر یا حکومت نیز میگویند.
بر اساس آنچه که بیان شد واژهی ارش در فقه اسلامی و حقوق ایران در زمینه جبران ضرر کمتر از قتل نفس و همچنین جبران نقصان اموال استعمال شده است با این تفاوت که در قانون مجازات اسلامی مقصود از ارش مال پرداختی در جنایت بر کمتر از نفس است که تقدیر شرعی ندارد بلکه تعیین میزان آن به قاضی واگذار شده است اما در فقه، آن مال چه مقدر باشد و چه غیر مقدر ارش نامیده می‌شود (هم در فقه و هم در حقوق ارش از مصادیق دیه به شمار می‌آید). پس ارش مشترک بین جبران ضرر جسمی در انسان و جبران نقصان مال است. در نتیجه ارش در مقایسه با دیه محدوده‌ی وسیع‌تری دارد، زیرا ارش در ضرر بر غیر انسان نیز مصداق دارد اما دیه محدود به ضرر حاصله در انسان است.
بنابراین، ارش آنگونه که عوض ادریس گفته عبارت است از: مقابل مالی مقدر از جانب شارع یا با تحکیم بخاطر ضرر در کمتر از قتل نفس یا اتلاف مال است. او معتقد است که استعمال ارش به عنوان مترادف دیه صحیح نمی‌باشد، زیرا معنای ارش وسیع‌تر از دیه است، … همچنین، جایز نیست که بگویم: «آن دیه‌ی جزئی است، که از دیه‌ی مقرر شرعی پرداخت می‌شود» یا بگوییم ارش همان: «دیه‌ی جزئی است».۵۸ اما چنان که در بحث از دیه

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوعمدیریت سود، هموارسازی سود، صاحبان سهام، نرخ رشد
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید