نقص منضبط و قابل تشخیص نباشد، حکومت واجب میشود.۲۸۲
زمانی که جنایت منجر به تغییر رنگ دندان شود فقهاء در مورد آن قائل به تفصیل شدهاند:
مالکیه گفتهاند: سیاه کردن یا قطع کردن دندان سیاه (بر اثر جنایت یا غیر آن) موجب ارش دندان است. همچنین است سرخ کردن و زرد کردن دندان اگر عرفاً مانند سیاه شدن باشد زیرا جمال عضو از بین رفته است.۲۸۳
شافعیه معتقدند: تغییر رنگ دندان فقط حکومت را واجب میکند زیرا از بین رفتن صرف جمال و زیبایی است.۲۸۴
حنفیه گفتهاند: اگر دندان بر اثر جنایت سیاه یا سرخ یا سبز شود، ارش دندان واجب میگردد زیرا منفعت آن از بین رفته است و از بین رفتن منفعت عضو به منزلهی از بین رفتن عضو است. اما اگر زرد شود حکومت عدل دارد زیرا زردی نقصان منفعت است نه از بین رفتن تمام منفعت.۲۸۵
حنابله معتقدند: تنها سیاه کردن دندان موجب ارش کامل دندان است زیرا جمال عضو به طور کامل از بین رفته است. ولی اگر جنایت منجر به سرخ یا زرد شدن دندان شود، حکومت واجب می‌گردد زیرا جمال به طور کامل از بین نرفته است.۲۸۶
امامیه معتقدند: هرگاه دندان به واسطهی جنایت سیاه شود، اما نیفتد دیهی آن دو سوم دیهی همان دندان است زیرا سیاه شدن دلیل فاسد شدن دندان است.۲۸۷
هر گاه جنایت منجر به لق شدن دندان گردد؛ اگر دندان بیفتد یا لق شدن دندان به نحوی باشد که منفعت آن را از بین برده باشد، ارش مقدر دارد به دلیل از بین رفتن منفعت عضو. اما اگر با اندکی لقی یا همراه با عیب و نقص مثل کجی بهبود یابد حکومت عدل واجب میگردد زیرا تنها نقص در جمال یا منفعت ایجاد شده است.۲۸۸
کندن دندانی که بر اثر جنایت یا بخاطر مریضی یا کهولت سن لق شده، اگر لق شدن منافع دندان را زایل کرده باشد، موجب حکومت است زیرا منفعت عضو قبلاً از بین رفته است. اما اگر لق شدن سلب منفعت نکرده باشد یا صرفاً منجر به ایجاد نقص در منفعت شده باشد، ارش واجب میشود به دلیل وجود اصل منفعت از جمله جویدن و نگهداشتن آب دهان و غذا، و ضعف آن تأثیری (در عدم وجوب ارش مقدر) ندارد مانند ضعف قدرت دست.۲۸۹
این در مورد کندن دندان های اصلی دائمی بود.اما در کندن دندان شیری ارش بلافاصله واجب نمیگردد بلکه تا مدتی که عادتاً در آمدن دوبارهی آن دندان ممکن میباشد، باید منتظر ماند، اگر دندان بعد از سپری شدن این مدت نروید ارش واجب میشود و اگر بعد از آن بروید، ارش ساقط شده و در صورت پرداخت، مسترد میگردد. و اگر با نقص و عیب بهبود یابد حکم آن همان حکم دندان دائمی است.
کندن دندان زائد نیز موجب حکومت است و امامیه گفتهاند یک سوم ارش دندان دارد.
ارش دندان (دائمی یا شیری) با شکستن آن مقدار از دندان که معمولاً نمایان است واجب میگردد و اگر از ریشه کنده شود چیزی بر ارش آن افزوده نمیشود. اما اگر بعد از شکستن مقدار مزبور کسی بقیه را از ریشه بکند، حکومت دارد زیرا ریشه تابع است. و شکستن مقداری از دندان به همان نسبت ارش دارد. همچنین هر گاه بر اثر جنایت یا غیر آن قسمتی از دندان از بین رفته باشد به میزان آن از دیه دندان کاهش مییابد.۲۹۰
۲-۱-۲-۲- از بین بردن منفعت عضو
منفعت ضد ضرر است و منفعت شیء یعنی مصلحت مقصود از آن، مثلاً از جمله مهم‌ترین منافع پا برای انسان این است که بوسیله آن راه می‌رود.۲۹۱اما از بین بردن منفعت عضو یعنی بقای عضو با وجود از بین رفتن منفعت آن، مثل دستی که بر اثر وارد کردن ضربه به آن شل شود یا چشمی که بینایی خود را از دست بدهد و از بین رفتن منی با جنایت بر ستون فقرات یا از بین رفتن قدرت تکلم و بویایی و شنوایی و مانند آن. در زیر برخی از منافع بدن که از بین بردن آن‌ها سبب وجوب دیه مقدر است مورد بررسی قرار می‌گیرد.
عقل:به اتفاق فقهاء اگر جنایت منجر به از بین رفتن قدرت تعقل شود سبب وجوب دیه‌ی کامل است. به دلیل فرمودهی پیامبر : «فِی الْعَقْلِ مِائَهٌ مِنَ الْإِبِلِ»۲۹۲ و قضاوت حضرت عمر به چهار دیه برای کسی که در اثر ضربه به سرش، شنوایی و عقل و بینایی و قدرت نکاح خود را از دست داده بود.۲۹۳ همچنین ابن مُنذر گفته است در مورد آن اجماع وجود دارد و دیگر این که عقل از جمله مفید‌ترین و شریف‌ترین منافع در انسان است. اما نقصان عقل در صورتی که مقدار آن قابل تشخیص باشد به همان نسبت دیه دارد و چنان چه قابل تشخیص نباشد موجب حکومت است.۲۹۴
شنوایی: هر گاه جنایت منجر به از بین رفتن شنوایی شود، دیهی کامل واجب میگردد. به دلیل حدیثی که از مُعاذ بن جبل روایت شده که پیامبر فرمودند: «فِی السَّمْعِ مِائَهٌ مِنَ الْإِبِلِ»۲۹۵ و قضاوت حضرت عمر، و ابن مُنذر قائل به وجود اجماع در آن است و دیگر این‌که شنوایی منفعتی مقصود است. از بین بردن شنوایی یکی از گوشها موجب نصف دیه است و چنان چه شنوایی کم شود اگر این مقدار قابل تشخیص و اندازهگیری باشد به همان نسبت دیه دارد و در غیر این صورت حکومت واجب میگردد. هرگاه قطع کردن گوشها منجر به از بین رفتن شنوایی شود، دو دیه واجب میگردد زیرا شنوایی در گوش نیست پس دیهی هیچ یک در دیهی دیگری تداخل پیدا نمیکند.۲۹۶
بینایی: از بین بردن بینایی دو چشم موجب دیه‌ی کامل است و از بین بردن بینایی یک چشم نصف دیه دارد. به دلیل قضاوت حضرت عمر و این‌که بینایی منفعتی مقصود است که متعلق به چشم است و هر عضوی که از بین بردن عین آن سبب وجوب دیه باشد، با از بین بردن منفعت آن نیز دیه واجب میگردد. ابن مُنذر گفته در مورد آن اجماع وجود دارد. همچنین اگر جنایت منجر به کاهش بینایی شود در صورتی که میزان آن قابل تشخیص باشد به نسبت آن از دیه‌ی کامل چشم واجب می‌شود و اگر منضبط و قابل تشخیص نباشد حکومت دارد.۲۹۷
تکلم: به اتفاق فقهاء در از بین بردن قدرت تکلم با وجود بقای زبان، دیه‌ی کامل واجب میگردد از جمله دلایل آن‌ها فرموده‌ی پیامبر است: «فِی اللِّسَانِ الدِّیَهُ إِذَا مَنَعَ الْکَلَامَ»۲۹۸ و این‌که تکلم منفعتی مقصود است و هر عضوی که اتلاف آن با دیه ضمانت شده باشد از بین بردن منفعت آن نیز با دیه ضمانت میشود. از بین بردن قدرت ادای برخی از حروف نیز به همان نسبت دیه دارد.۲۹۹
صوت: از بین بردن صدا با وجود بقای زبان به حالت طبیعی خود و تمکن زبان برای تقطیع و تردید، از دیدگاه شافعیه و مالکیه و امامیه سبب وجوب دیهی کامل است، زیرا منفعتی مقصود است که مشابهی در بدن ندارد۳۰۰ و زید بن أسلم گفته است: «مَضَتِ السُّنَّهُ فِی أَشْیَاءَ مِنَ الْإِنْسَانِ، قَالَ: وَفِی اللِّسَانِ الدِّیَهُ، وَفِی الصَّوْتِ إِذَا انْقَطَعَ الدِّیَهُ».۳۰۱
بطش و مشی: بطش منفعت مقصود از دستها و مشی منفعت مقصود از پاها است. به اتفاق فقهاء از بین بردن این منافع موجب دیه‌ی کامل است زیرا منافعی مقصود هستند. از بین بردن منفعت یک دست یا منفعت یکی از پاها و یا از بین بردن منفعت یکی از انگشتان به همان میزان دیه دارد و در نقصان این منافع حکومت واجب میشود البته در صورتی که قابل تشخیص و منضبط نباشد.۳۰۲
بویایی: جمهور فقهاء (حنفیه و مالکیه و حنابله و امامیه و قول صحیح در مذهب شافعی) قائل به وجوب دیه در بویایی هستند با قیاس آن بر سایر حواس مثل شنوایی و بینایی. اما بنابر قولی در مذهب شافعی حکومت دارد زیرا منفعت آن کم است. نقصان و کاهش بویایی اگر قابل تشخیص باشد مثل زایل شدن بویایی یکی از سوراخهای بینی، به میزان آن از دیه واجب میشود و در غیر این صورت حکومت دارد. اگر بینی قطع شود و بویایی از بین رود، دو دیه واجب میشود زیرا بینی محل حسّ بویایی نیست مانند قطع کردن گوشها و از بین رفتن شنوایی.۳۰۳
چشایی: اکثر فقهاء قائل به وجوب دیه در حس چشایی شدهاند و دلیل آن‌ها قیاس بر سایر حواس از جمله حس بویایی است زیرا حسی است که منفعتی مقصود دارد. برخی نیز معتقدند حکومت دارد با قیاس بر زبان اخرس که قطع کردن آن سبب وجوب حکومت است اگر چه حس چشایی آن باقی باشد. همچنین نقصان در حسّ چشایی اگر منضبط باشد مثل از بین رفتن قدرت ادراک یکی از طعم‌های پنج‌گانه به همان نسبت دیه دارد و اگر منضبط نباشد موجب حکومت است.۳۰۴
صعر (کج شدن گردن یا صورت به یک سمت): حنفیه و حنابله معتقدند کج کردن گردن یا صورت دیه‌ی کامل دارد زیرا از بین رفتن جمال و منفعت است۳۰۵ و مکحول از زید بن ثابت روایت کرده است: «فِی الصَّعَرِ الدِّیَهُ».۳۰۶ و شافعیه معتقدند حکومت واجب می‌شود زیرا از بین رفتن صرف جمال است.۳۰۷
توانایی خوردن: فقهای حنبلی معتقدند جنایتی که توانایی غذا خوردن را از انسان سلب کند سبب وجوب دیهی کامل است زیرا منفعتی مقصود است، اما نقصان آن مثل این‌که به سختی غذا بخورد یا قادر به خوردن بعضی مواد غذایی نباشد، حکومت دارد زیرا میزان نقص منضبط و قابل تشخیص نیست.۳۰۸
«شنقیطی» گفته است مبنای این رأی الحاق مشابه به اصل است، با توجه به این که حواس شنوایی و بینایی منافع مستقلی هستند پس خوردن نیز منفعت مستقلی است که بدن به آن نیاز دارد و انسان از آن سود میبرد و همچنین عمر در مورد جنایتی که منجر به از بین رفتن قدرت جماع شود به دیه کامل حکم دادهاند، در حالی که جماع یکی از شهوات است که با شهوت خوردن قابل قیاس نیست زیرا خوردن مهمتر از جماع است چرا که حیات انسان متوقف بر آن است، پس اگر خلفاء به این شکل عمل کردهاند و بر اساس آن حکم دادهاند و گفتهاند جماع به شنوایی و بینایی ملحق می‌شود، منفعت خوردن أًولی میباشد زیرا مهمتر است.۳۰۹
از میان شافعیه امام الحرمین و غزالی قائل به وجوب دیه در از بین رفتن توانایی خوردن شدهاند؛ اگر چه شخص نمیرد یا به سببی غیر از تفویت منفعت خوردن بمیرد.۳۱۰ رملی گفته این رأی راجح است و قلیوبی گفته است این رأی معتمد است.۳۱۱
«سُغدی» از فقهای حنفی مذهب نیز گفته است: هر گاه دهان شکسته شود و قادر به خوردن و نوشیدن نباشد، دیه‌ی کامل دارد.۳۱۲
توانایی جویدن: در صورتی که جنایت منجر به از بین رفتن توانایی جویدن شود به این صورت که دندانها سست و بی حس شوند و دیگر قادر به جویدن نباشند، از دیدگاه شافعیه موجب دیه‌ی کامل است. زیرا از مهمترین منافع دندان است و دندان عضوی است که با دیه ضمانت شده است پس از بین بردن منفعت آن نیز موجب دیه است. در مورد آن حدیث و قول صحابی وارد نشده و امام شافعی و جمهور اصحاب هم متعرض آن نشدهاند بلکه امام نووی و فورانی آن را بیان کردهاند و کسانی که بعد از آن‌ها آمدهاند از ایشان تبعیت کردهاند.۳۱۳
توانایی مقاربت: فقهاء تصریح کردهاند که هرگاه جنایت منجر به از بین رفتن توان مقاربت در فرد شود، دیه‌ی کامل واجب میگردد زیرا مقاربت از منافع مقصود است. همچنین از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل در مرد یا بارداری در زن و یا از بین بردن لذت جماع موجب دیه‌ی کامل است زیرا از منافع مقصود هستند

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه با موضوعقصاص، قرآن کریم، قتل عمد
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید