دانلود پایان نامه

باید بدانیم که هر آسیبی که به جسم یک انسان وارد می شود علاوه بر جنبه مادی می تواند جنبه معنوی هم باشد ، و طبق قواعد کلی حقوق باید این حق را برای زیان دیده قائل شویم که از هر دو جنبه ادعای (مطالبه خسارت کند . برای مثال جرم اسید پاشی که فرد علاوه بر هزینه درمان طولانی مدت (جنبه مادی) زیبایی خود را نیز از دست می دهد (جنبه معنوی ) ، پس باید برای این فرد این حق را در نظر بگیریم که از جنبه معنوی نیز مطالبه خسارت کند.
ب – نحوه محاسبه خسارات معنوی ناشی از صدمات جسمانی
ارز یابی و محاسبه خسارتهای معنوی ناشی از آسیب جسمی یعنی دردها، از بین رفتن زیبایی ، از دست دادن قدرت تعقل عدم تعادل ، لذت جنسی ، امری بسیار دشوار است .
مبحث بسیار مهم در محاسبه اینگونه خسارات که ناشی از آسیب های جسمی است ، مسئله رابطه منافع عضو با خود عضو است سؤال اینگونه مطر ح می شود ، که آیا منفعت عضو یک موضوع مستقل است ؟ یا منفعت موضوعیت ندارد و تنها عضو است که برای آن دیه در نظر گرفته شده است؟
در فقه ارزیابی آسیب های جسمانی اعم از ازدست دادن عضویا نقص عضو یا جراحات بر اساس مقدار دیه صورت می گیرد . از برخی روایات استفاده می شود که مقادیر دیه با مقایسه و ارزیابی صحیح ، بایکدیگر و مقایسه آن با ارزش شتر محاسبه می شد و تغییر و تنوع بدون حساب و برابری ارزش ها نبوده است.
برخی از فقها برای زوال کامل هر منفعت در آدمی حکم به دیه کرده اند.به عنوان نمونه ، در زمینه چشایی که بنابر نظریه ای از منافع زبان به شمار می آیند برخی پرداخت دیه کامل را ضروری دانسته اند و بعضی دیگر آن را مشمول قاعده ندانسته و حکومت را واجب شمرده اند . کسانی که منافع را از شمول قاعده خارج می دانند به روایت عبدالله بن سنان از امام صادق استناد می کنند. از این روایت استفاده می شود که دیه شامل عضو است و منافع را در بر نمی گیرد.
ولی قانون گذار ایرانی در قانون مجازات اسلامی برای برخی از منافع معنوی دیه مقررکرده است ، مثلاً زوال عقل دیه کامل دارد واگر موجب نقیصان آن شود ارش تعلق میگیرد . یا در جایی دیگر برای از دست دادن توان مقاربت دیه کامل پیش بینی شده است . از مواد مذکور میتوان این نتیجه را حاصل کرد که رویه قانون گذار بر جدایی منافع از اعضا است .بنابراین ، دادرس باید در ارزیابی خسارت های جسمی به این نکات توجه داشته باشد و نکته قابل تأمل در این بحث خسارت معنوی زاید بر دیه است که اگر در جایی دیه متعلق بگیرد باز میتوان خسارت معنوی را مطالبه کرد ؟همانطور که مطرح شد در حقوق اسلامی و حقوق کشور ما برای اغلب آسیب های جسمی دیه در نظر گرفته است و در مواردی هم ارش شخص شده است و همچنان که در مطالب قبل گذشت در رویه قضایی ما چیزی زاید بر دیه تعلق نمی گیرد در تبصره 2 ماده 14 ق.آد.ک مصوب 1392 نیزباز به این نکته تأکید شده است در قضایی ماچیزی زاید بر مواردی که دیه مقرر میشود مطالبه خسارت معنوی امکان ندارد. حال اگر دیه تعلق نگیرد و امکان مطالبه خسارات معنوی و جود داشته باشد به استناد تبصر 1 ماده 14ق.آد.ک که مصادیقی از نوع جبران را بشمرده ،قاضی یک نوع را انتخاب می کند حال اگر به صورت خسارت مالی باشد قطعاً به ارزیابان ارجاع می شود و بعد از ارزیابی و محاسبه حکم به پر داخت خواهد شد . ولی یک نکته قطعی و مسلم است تا زمانی که خسارات مازاد بردیه در قانون ایران پذیرفته نشود نمی توان انتظار داشت که خسارات معنوی بطور درست و کامل جبران شود و حتی بسیار از آن ها بدون جبران باقی خواهند ماند و ممکن است در اذهان عمومی این تفکر ایجاد شود که دستگاه قضا باعث بی مجازات ماندن جرایم می شود و بی عدالتی را گسترش میدهد فرض کنید در یک حادثه رانندگی یک فرد اعم از زن یا مرد دچار سوختگی شدید صورت می شود طبق قانون به این فرد دیه تعلق می گیرد و با ز طبق همین قانون نمی تواند از بابت از دست رفتن زیبایش خسارت معنوی دریافت کند . حال کسی که مسبب حادثه بود است چه مجازاتی دارد ؟ او با هزینه کردن یک برگ از بیمه خود توسط بیمه گر دیه را می پردازد و دیگر مجازاتی ندارد،از طرفی هزینه های جراحی اینگونه آسیبهارا جزء بیمه درمانی محسوب نمی شود و از دسته جراحی زیبایی است ، درواقع دیه ای که تعلق می گیرد شاید به اندازه یک بار جراحی هم نباشد پس با این رویه نه تنها فرد مسبب بی مجازات می ماند و مسوولیتی مستقیم به خود او متوجه نیست باعث رشد نقض قانون در جامعه می شود طبق یک قاعده کلی در حقوق مجرم ابتدا مجازات و جرم را با هم منسجد و بعد دست به جرم می زند ، وقتی فرد بایک بی احتیاطی آینده وزندگی کسی را تحت تأثیر قرار می دهد ، باید به هر گونه که شده آثارش را از بین ببرد و وضع را به حالت قبل اعاده کند.
سؤال دیگری که مطرح می شود در مورد روش محاسبه جبران خسارت معنوی به اینگونه که اگر قاضی جبران خسارت معنوی را به گونه مادی انتخاب کند وحکم دهد این میزان چگونه مشخص می شود ؟ با چه معیاری سنجیده می شود و ارزیاب این خسارات چه کسانی هستند؟ و چه چیزهایی را برای محاسبه در نظر می گیرند؟ در قانون به این موارد اشاره نشده است وبه صورت کاملاً مبهم فقط به قابل جبران بودن آن هم در بعضی از موارد اشاره دارد . بهتر است که قانون گذار محترم شیوه ای خاص را برای ارزیابی اینگونه خسارات مشخص کند تا نظرات شخصی ملاک محاسبه قرار نگیرد و درنتیجه بحث باید گفت که هر چند منطق اولیه فقهی براین اساس قرار گرفته که دیه ما به ازای تمامی خسارات ناشی از صدمات بدنی لحاظ شود . ولی به دلیل بروز مسائل جدید و شرایط زندگی نوین و با توجه به پیشرفت های پزشکی و امکان رفع هر چه بیشتر خسارات والبته هزینه های قابل توجه این گونه درمان ها باید نهاد دیه را دوباره تجزیه و تحلیل کرد و منطبق با حقوق جدید نمود.
مبحث 2: نحوه محاسبه خسارات مالی در تصادفات
در گفتار قبل به موضوع محاسبه دیه نفس و جراحات پرداخته شد . در این گفتار به نحوه محاسبه خسارات مالی وارده به وسایل نقلیه در تصادفات می پردازیم . در تصادفات در بیشتر مواقع فقط به وسایل نقلیه در گیر در تصادفات خسارت وارد می شود و مسائل مهمی پیرامون این مسئله به وجود می آید مثل هدر رفتن وقت ، افت قیمت خودرو و… مهمترین مسئله در این موارد این است که اکثر افراد فکر می کنند که خسارات وارده به خودرو ی آن ها دقیق محاسبه نشده است و همه خسارات جبران نشده است و در واقع یک اعتماد متقابل وجود ندارد.برای پرداختن به موضوع محاسبه خسارات وارده به خود رو در تصادفات نیاز به توضیح چند اصطلاح بیمه ای است تا مسئله روشن تر شود.
گفتار 1- مفاهیم تخصصی
الف – اصطلاحات بیمه ای در مورد خسارات وارده به اتومبیل
بیمه یک رشته تخصصی است و مثل تمام رشته های دیگر واژه های خاص خود را دارد و برای فهمیدن بهتر موضوع باید ابتدا واژه شناسی صورت بگیرد و مفهوم یک تعداد اصطلاحات خاص بیمه ای روشن شود تا بتوان موضوع را بهتر مطرح کرد.
1 – خسارت مالی
معادل : عبارت است از زیان های مستقیمی که در اثر حوادث مشمول بیمه به اموال و اشیای تحت مالکیت یا تصرف قانونی اشخاص ثالث وارد شود.
2 – خسارت کلی
معادل: وسیله نقلیه زمینی موقعی به کلی از بین رفته تلقی خواهد شد که حداقل 6روز پس از سرقت پیدا نشود یا به علت حوادث مشمول بیمه به نحوی آسیب بیند که مجموع هزینه های تعمیر و تعویض قسمتهای خسارت دیده آن با احتساب هزینه نجات از 70 در صد قیمت آن در روز حادثه بیشتر باشد
3 – خسارت جزیی
معادل : خسارت های که مشمول خسارت کلی نباشد جزیی است
4-ذی نفع (در بیمه بدنه وسیله نقلیه زمینی )
معادل : شخصی که بنا به در خواست بیمه گذار از نام وی در بیمه نامه درج گردیده وتمام یا بخشی از خسارت به وی پر داخت می شود .
5- فرانشیز
معادل : حداقل مبلغی است که بیمه گر آن را خسارت قابل پرداخت قلمداد می کند و ادعای زیر آن مقدار فاقد اعتبار می داند ، اما ادعا های بالای آن را در صورت تأیید به تمامی پرداخت می کند.هدف از قرار دادن فرانشیز در قرار دادهای بیمه ای به این شرح است : الف – کاهش حق بیمه کاستن از میزان تعهدات شرکت بیمه ب – کاهش دفعات مراجعه به شرکت بیمه و کاستن از دعاوی خسارت ج- کم نمودن از هزینه اداری شرکت بیمه (هزینه رسیدگی و پرداخت خسارت ازخود خسارت بالا تر نباشد) د- افزایش مراقبت بیمه گذار از مورد بیمه برای جلوگیری از وقوع خطر یا خطرات . فرانشیز در بیمه بدنه در خسارت سرقت کلی20% در خسارات دیگر: حادثه دوم 20% و حادثه سوم 30% می باشد با مثالی مفهموم فرانشیز بهتر مشخص می شود : چنانچه اتومبیلی با ارزش 50 میلیون ریال وبا فرانشیز یک در صد نزد شرکت بیمه ای ، بیمه شده باشد ودر اثر تصادف ، خسارتی به مبلغ 000/550 ریال به اتومبیل وارد آید ، دراین صورت بیمه گر چون فرانشیز یک در صد بوده است و این مبلغ بیش از یک در صد است . باید کل خسارت 000/550 را به خسارت دیده بپردازد
6- ارزیاب خسارت

دسته‌ها: داغ ترین ها