دانلود پایان نامه

احساس عدالت اقتصادی برابری فرصتهای اقتصادی 782/0
جدول (2-3): ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای میانجی و کنترل
شاخص بعد ضریب آلفای کرونباخ
رضایتمندی رضایت سیاسی 790/0
رضایت اجتماعی 727/0
رضایت اقتصادی 869/0
دینداری اعتقادی 887/0
عاطفی 657/0
مناسکی 536/0
8-3 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
1-8-3 متغیر وابسته؛ گرایش سیاسی
همانطور که آلافیلیپ اشاره کرده است؛ گرایش به معنای جهتگیری کلی و ارزشگذاری نسبت به موضوع معینی نظیر موافقت یا مخالفت نسبت به چیزی، درست یا غلط پنداشتن و… است (آلافیلیپ، 1379: 33). برخی از نویسندگان گرایش سیاسی را به عنوان مجموعهای از دیدگاههای سیاسی نسبتاً باثبات و منسجم تعریف کردهاند. برخی دیگر معتقدند؛ گرایش سیاسی به عنوان یک سازه، مکانیسمی مفید برای فهم رفتار بشری است (Friese & Fishman, 2009: 280). در پژوهش حاضر سه نوع دستهبندی از گرایشات سیاسی (محافظهکاری، اصلاحطلبی، افراطگرایی) مورد توجه قرار خواهد گرفت. در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت:
1-1-8-3 محافظهکاری
الف: تعریف نظری محافظهکاری
اصطلاح محافظهکاری به عنوان معادلی برای conservatism در زبانهای اروپایی سابقه استعمال چندانی ندارد. گفتهاند که نخستین بار در سال 1818 شاتوبریان نویسنده فرانسوی، Le conservateur را برای عنوان گاهنامه خود برگزید و از آن طریق در دیگر زبانهای اروپایی وارد شد (ارشاد: 63).
محافظهکاری اغلب با اشکال سنتی و تثبیت شدهی مذهب مرتبط است. اگرچه گاهی محافظهکاران مدعیاند فیلسوفان باستان نظیر ارسطو و سیسرو اجدادشان هستند؛ اولین نظریهپرداز سیاسی محافظه‌کاری ادموند برک است (دانشنامه بریتانیا). در واقع از منظری تاریخی، واژه محافظهکاری یا کنسرواتیسم به دوره انقلاب فرانسه یا بهتر بگوییم پس از انقلاب فرانسه باز میگردد. انقلابی که نظم مستقر دوران را به ویژه در ابعاد سیاسی و اجتماعی به هم ریخت. در هم ریختن نظم مستقر طبعا مخالفان و موافقانی داشت که از جمله مخالفان آن میتوان به ادموند برک انگلیسی اشاره کرد. وی به حمایت از محافظهکاری و مخالفت با در هم ریختن نظم مستقر و حرکتهای افراطی، رادیکال و تند پرداخت. از آن زمان به بعد واژه محافظهکاری به صورت مستقل یا در کنار واژههایی دیگر به صورت ترکیبی معنای گوناگونی را افاده کرد (پورمحمدی: 42).
آنچه به لحاظ لغوی از مفهوم محافظهکاری استنباط میشود، شامل افرادی است که مشی میانه، معتدل و حرکت آرام و کند دارند. اهل حسابگری هستند و عمدتا از رفتارهای رادیکال و تند پرهیز میکنند و در مقام عمل هم سعی میکنند از حرکتهای هیجانی و لحظهای و برخوردهای تند و آشوبگرانه دوری کنند (پورمحمدی: 42).
مهمترین عقاید مرکزی محافظهکاران عبارت است از: باور به؛ سنت ، نقص انسان ، جامعه ارگانیک ، سلسله مراتب، اقتدار و دارایی . برای بسیاری از آنان تأکید بر سنت، ایمان مذهبیشان را منعکس میکند. بنابراین برک معتقد است که جامعه توسط « قانون خالق ما » یا آنچه که به اصطلاح قانون طبیعی مینامیم، شکل داده شده است (Heywood, 2007: 69).
محافظهکاران جامعه را به عنوان یک ارگانیسم –موجود زنده- میبینند. بنابراین جامعه وجودی خارج از افراد و مقدم بر افراد است. جامعه افراد را از طریق سنت، اقتدار و اخلاقیات مشترک به یکدیگر مرتبط میکند (Heywood, 2007: 74). آنان بهگونهی سنتی معتقدند که جامعه به طور طبیعی سلسله مراتبی است. بنابراین برابری اجتماعی، نامطلوب و دست نایافتنی تلقی میشود؛ قدرت، پایگاه و دارایی همه بصورت نابرابر توزیع شدهاند. آنان این باور لیبرالها را مبنی بر اینکه اقتدار ناشی از قراردادهای ساخته شده توسط افرادی آزاد است؛ نمیپذیرند (Heywood, 2007: 75, 76).
در واقع، محافظهکاری اصطلاحی است که به طیف گستردهای از اعمال نظیر اعمال اخلاقی، قانونی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی اطلاق میشود. مواردی چون ترس از تغییر، بدگمانی به مسائل جدید و علاقه به اقتدار از مشخصههای گرایش محافظهکاری است (Szegedy, 2005: 17).
برطبق نظر جاست محافظهکاری سیاسی عبارت است از یک سیستم باور ایدئولوژیک که از دو مولفهی هستهای ِمقاومت در برابر تغییرات و مخالفت با برابری تشکیل شده است که عدم قطعیت و تهدید را کاهش میدهد (T. Jost, 2007: 990). محافظهکاری سیاسی با ارزشهای اخلاق کار پروتستان مرتبط است. ایدئولوژی محافظهکاری سیاسی در دموکراسیهای غربی ممکن است به واسطهی چندین مولفه شناسایی شود: شامل تأکید بر مسئولیت شخصی، پذیرش سلسله مراتب و ترجیح و اولویت وضع موجود (Eidelman, 2012: 808).
به طور کلی محافظهکاران در ادبیات معاصر سیاسی کسانی هستند که از نظام حاکم دفاع و از نظم موجود تبعیت میکنند، در جهت استقرار و تثبیت و تقویت آن می‌کوشند و با هر نوع نوآوری، تغییر کلان و جابهجایی در مبانی و ارکان مخالفاند. در این تعریف محافظهکاران با سبک و سیاق زندگی سیاسی- اجتماعی جاری خوکردهاند و به آن رضایت دادهاند و برای حفظ آن تلاش و طبعا در مقابل هر نوع تغییری مقاومت میکنند (پورمحمدی: 42).
مطهرنیا معتقد است: «ایدئولوژی محافظهکاری با حفظ اصول و نگرشهای خود- تنها در چارچوب پذیرش تغییرات و دگرگونیهایی در جهت حفظ فضایل و ارزشهای عمدهی حاکم بر جامعهی باثبات مورد نظر خویش- در گذر زمان متحول شده و جلوههای گوناگونی پیدا کرده است (مطهرنیا، 1383: 66) ». وی به توضیح اشکال اصلی محافظهکاری – برگرفته از سه مرحلهی تاریخی- در سطح کلان میپردازد:
اول: «محافظهکاری لیبرال» که در دوران رواج لیبرالیسم رفته رفته از تأکیدش بر مالکیت ارضی و پدرسالاری اجتماعی و سیاسی کاست و اصول اقتصادی لیبرالیسم را پذیرفت.
دوم: «محافظهکاری پدرسالارانه» که با پیدایش دولتهای مداخلهگر و بحران در اقتصاد بازاری، بار دیگر به اصول پدرسالاری اجتماعی بازگشت و از دولت فراگیر حمایت کرد.
سوم: محافظه کاریبا نئولیبرالیسم آمیزهای جدید به نام «راست نو » پدید آورده است (مطهرنیا، 1383: 67).

دسته‌ها: داغ ترین ها