دانلود پایان نامه

ثالثاً . فروعی در فقه مطرح شده است که در آنها فرصت تحصیل منفعت که در اثر تقصیر خوانده تفویت شده، قابل جبران دانسته شده است. البته در اینجا میزان خسارت بر مبنای اقداماتی که صورت گرفته، تعیین شده است ولی در هر حال به نوعی اشاره به مفهوم «از دست دادن فرصت» دارد. از جمله در مورد عقد مضاربه گفته شده که هر گاه قبل از تحصیل سود از ناحیه عامل، مالک قرار داد را فسخ کند و فرصت تحصیل سود را از بین ببرد، باید از عامل جبران خسارت نماید که در اینجا میزان خسارت برابر با اجرت المثل اعمالی است که وی انجام داده است. چون مطابق عقد مضاربه، عامل فقط در صورت تحصیل سود، از سود حاصله سهمی را میبرد و در صورت عدم تحصیل سود، مستحق چیزی نیست. در اینجا مالک با فسخ عقد باعث تفویت فرصت تحصیل سود شده است و عنصر اساسی «فرصت» که احتمال بودن آن باشد موجود است و نمی توان گفت هرگاه عقد مضاربه فسخ نمی شد، عامل حتماً تحصیل سود میکرد.
اشکال عمدهای که از طرف مخالفین این مسئولیت و جبران خسارت عامل مطرح شده است این است که در اینجا چون عقد مضاربه جایز است، مالک حق فسخ قرارداد را داشته و در واقع حق خودش را اعمال کرده است، بنابراین مرتکب تقصیری نشده است. در حالی که در مسئولیت ناشی از تسبیب، تقصیر عامل، شرط ایجاد مسئولیت است. چون عامل از ابتدا می دانسته که عقد جایز است و مالک ممکن است عقد را فسخ کند پس در حقیقت خود او به ضرر خود اقدام نموده است و مستحق جبران خسارت نیست.
بدین ترتیب معلوم می شود که در اینکه نفس تفویت فرصت تحصیل سود، ضرر می باشد، اختلافی نیست، اختلاف در قابل جبران بودن این ضرر، از جهت سایر شرایط مسئولیت است.
در مورد وضعیت نظریه «از دست دادن فرصت» در حقوق موضوعه ایران با توجه به سکوت قانون و فقدان رویه قضایی و جایگاه این موضوع در فقه و اینکه از لحاظ فقهی قابلیت جبران این نوع خسارت ها، با اشکالی مواجه نیست و موافق اصول و قواعد فقهی است، به نظر میرسد که پذیرش این نظریه در حقوق ایران بلااشکال باشد و برخی از استادان حقوق نیز با پاره ای تعدیلات آن را پذیرفتهاند.
تعدیلاتی که این اساتید فرهیخته پیش بینی کرده اند عبارت از این است که در مواردی که نفس فرصت دارای ارزش مستقل است، مانند بلیط بخت آزمایی، قابل جبران باشد و نیز در موردی که از دست دادن فرصت موجب زیان معنوی باشد و در مورد خطای پزشکی به استناد « ایجاد خطر » فوت فرصت را قابل جبران میدانند.
ولی باید گفت از آنجایی که هدف از ایجاد مسئولیت مدنی جبران ضرر است، علی الاصول وجود ضرر به عنوان رکن اساسی باید ثابت گردد ؛ و در فرض مسئله در غالب موارد نفس فرصت از دست رفته، دارای ارزش است (خواه معنوی خواه مادی)، که از دست رفتن آن نوعی ضرر مسلم محسوب می شود و تعییت ضابطه آن هم با عرف است.
بنابراین اگر در موردی عرف نفس فرصت را دارای ارزش ندانست، تردیدی نیست که فقدان آن هم ضرر نبوده، و طبعاً مسئولیتی هم ایجاد نمی شود. ولی اگر عرف آن را ضرر محسوب نمود نباید در قابل جبران بودن آن شک نمود . به ویژه اینکه در اکثر نظام های حقوقی بیگانه این نظریه پذیرفته شده است و پذیرش آن هم با عدالت و انصاف سازگار می باشد و حال که معلوم شد از لحاظ منطق حقوقی اشکالی در پذیرش آن وجود ندارد، باید آن را پذیرفت و نباید از حقوق جدید عقب ماند.
در حقوق مصر نیز رویه قضایی و دکترین این نظریه را پذیرفتهاند و در نظام حقوقی سوریه نیز از دست دادن فرصت یک ضرر قابل جبران دانسته شده است.
به هر حال برای برای جبران خسارت ناشی از «فرصت از دست رفته» علاوه بر شرایط عام جبران خسارت در مسئولیت مدنی (وجود ضرر – رابطه سببیت – فعل زیان بار) شرایط خاصی باید وجود داشته باشد تا خسارت قابل جبران باشد . البته این شرایط به گونه ای به همان شرایط اصلی بازگشت دارند و تردید در آنها باعث اشکال در وجود شرایط اصلی مسئولیت خواهد شد. مثلاً وقتی گفته می شود وجود فرصت باید جدی و واقعی باشد، فقدان آن باعث می شود فرصت وهمی بوده و از بین رفتن آن ضرر تلقی نشود لذا در وجود ضرر تردید ایجاد میشود.
همچنین برای جبران اینگونه خسارت ها، روشهای مختلفی بیان شده است که در این قسمت به بررسی آنها می پردازیم.
اول . شرایط قابل جبران بودن خسارت ناشی از «فرصت از دست رفته»
الف، شرایط عام – وجود ضرر و رابطه سببیت
وجود ضرر: همانند هر دعوای مسئولیت مدنی ، دعوای راجع به «فرصت از دست رفته» در صورتی قابل پذیرش است که وجود ضرر ثابت شود. در اینجا ضرر عبارت از «فرصت از دست رفته» است و باید به طور قطع ثابت شود که این «فرصت از دست رفته» وجود داشته و در اثر تقصیر خوانده از بین رفته است، مانند موردی که فرصت تحصیل منفعت وجود داشته و به کلی از بین برود ، به طوری که امید تحصیل آن وجود نداشته باشد.
بنابراین اگر ثابت شود که فرصت هنوز وجود دارد ، وجود ضرر منتفی است و دعوای خواهان رد می شود. مسابقه یا کنکوری که تقصیر خوانده، زیان دیده را از شرکت در آن محروم نموده است هیچ گاه تکرار نمیشود و یا معلولیت و فوت مریض واقع شده است و هیچ گاه وی سالم یا زنده نخواهد شد و یا در موردی که شخص در اثر تقصیر خوانده فرصت انعقاد قراردادی را از دست میدهد، امکان انعقاد قرارداد برای همیشه از دست میرود.
زیان دیده ممکن است به طور مستقیم از فقدان فرصت متضرر گردد، مانند مثال هایی که قبلاً ذکر شد . یا به طور غیر مستقیم از آن زیان ببیند. مانند زنی که شوهرش در شرف تصدی یک شغل مهم و پردرآمد است و او در انتظار برخورداری از یک زندگی بهتر است که تقصیر خوانده موجب فوت شوهر او می شود. در اینجا وی فرصتبرخورداری از زندگی برتر را از دست می دهد.
رابطه سببیت: علاوه بر وجود ضرر، باید رابطه سببیت بین تقصیر خوانده و ضرر ثابت شود در فرض مسئله باید احراز شود که تقصیر خوانده باعث از بین رفتن فرصت شده است . معیار ثبوت رابطه سببیت بین تقصیر خوانده و « فرصت از دست رفته » این است که تقصیر در وقوع ضرر نقش داشته باشد .»
ب . شرایط خاص – جدی و واقعی بودن فرصت، تأثیر احتمالی تقصیر خوانده در وقوع ضرر نهایی جدی و واقعی بودن « فرصت از دست رفته»
برای قابل جبران بودن فرصت از دست رفته، باید این فرصت جدی و واقعی باشد، و صرف وهم و خیال نباشد.
فرصت، مرز میان امید ساده و قطع و یقین است. از یک طرف از امید ساده بالاتر است و از طرف دیگر به درجه ای از اطمینان نرسیده است که تحقق آن در آینده حتمی و یقینی باشد.
اثبات این ویژگی از «فرصت» بر حسب اینکه شخص در راستای تحقق بخشیدن به فرصت اقدام کرده باشد یا نه، متفاوت است.
گاه یک شخص خواهان در راستای تحقق فرصت اقدام نموده، قبل از تحقق آن تقصیر خوانده آن را منتفی می سازد. مثل اینکه در حال مسابقه در اثر خطای یکی از سوارکاران، یکی از شرکت کنندگان بیفتد و از دور مسابقه خارج گردد و یا شخصی با دیگری نامزد شده و در انتظار ازدواج است که در اثر تقصیر خوانده، نامزد او فوت می شود و فرصت ازدواج از او گرفته می شود.
در تمام این موارد به طور قطع، شانس و فرصت وجود دارد و تقصیر خوانده موجب از بین رفتن آن شده است و به طور کلی می توان گفت در هر موردی که خواهان ثابت کند که تقصیر خوانده موجب از بین رفتن شانس و یا فرصت در شرف تحقق شده است، خسارت باید جبران شود.
فرضی که فرصت هنوز جریان پیدا نکرده است ، و شخص خواهان اقدامی در راستای تحقق آن ننموده است ولی امید تحقق آن وجود دارد و تقصیر خوانده موجب از بین رفتن آن می شود. در اینجا، ضرر عبارتست از « از بین رفتن احتمال تبدیل فرصت به منفعت» در آینده . در این فرض در ارزیابی جدی یا واقعی بودن فرصت ، عنصر دیگری نیز دخالت دارد و آن مدت زمانی است که احتمال عینیت یافتن این فرصت در آن زمان وجود دارد. هر چه این مدت بیشتر باشد احتمال اینکه شرایط خارجی در آن دخالت کند و موجب عدم تحقق آن گردد، بیشتر است.
دخالت و تأثیر احتمالی تقصیر خوانده در ضرر نهایی: در فرضی که تقصیر خوانده ، باعث از بین رفتن فرصت اجتناب از ضرر میگردد.
دوم . نحوه جبران خسارت ناشی از «فرصت از دست رفته»
اعمال قوائد عام مسئولیت مدنی در نحوه جبران خسارت: در این مورد، جبران خسارت مانند سایر موارد مسئولیت مدنی و مطابق قوائد عام آن صورت می گیرد . فرصت از دست رفته ، به عنوان یک ضرر مستقل ، مورد ارزیابی قرار گرفته حکم به جبران آن داده می شود. منتها از آنجایی که قاضی در ارزیابی میزان خسارت باید تمام عوامل را مد نظر قرار دهد، در این فرض هم، احتمال وقوع و تحقق ضرر نهایی باید مد نظر قرار گیرد و میزان خسارت محاسبه گردد و از آنجایی که ارزیابی میزان خسارت یک امر ماهوی است، دست قاضی در این رابطه باز است و او می تواند با توجه به تمام عوامل، میزان آن را معین کند.

مطلب مشابه :  منبع مقاله درباره اجتماعی و سیاسی، عوامل اجتماعی

دسته‌ها: داغ ترین ها