دانلود پایان نامه

. منصور، ابومسلم را به این دلایل سرزنش میکرد: چرا هنگام بازگشت از حج و رسیدن خبر مرگ برادرم سفّاح، تو که پیشاپیش کاروان حرکت میکردی، منتظر رسیدن من و عرض تسلیت نماندی و به راه خود ادامه دادی؛ چرا سلیمانبنکثیر را بدون اجازه من به قتل رساندی؛ چرا در سفر حج، از من سبقت میگرفتی و پیشاپیش کاروان حرکت میکردی؛ چرا بدون هیچ دلیل موجهی خود را از نسل سلیطبنعبدالله دانستی و خود را به عباسیان منتسب نمودی؛ چرا از دختر عمّه من خواستگاری نمودی؛ چرا در مجلسی که من و سفّاح با هم حضور داشتیم، فقط به سفّاح سلام کردی و به من توجهی نکردی (ر.ک. ابنکثیر، جلد 10، ص70؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 391؛ نخجوانی، ص 112).
. یعقوبی، جلد 2، ص 304؛ کوفی، جلد 7، ص 391؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص 311.
. منابع به بیپروایی ابومسلم در کشتن مردم اشاره کردهاند و آوردهاند که ابومسلم در یکی از جنگهایش 100 هزار نفر از بنیامیه را کشت. در برخی منابع، نام ابومسلم در کنار نام افرادی چون حجاجبنیوسف، بابک خرمی و برقعی ذکر شده که به دستشان هزاران نفر از مردم به خاک و خون کشیده شدند. علاوه بر این، شمار کسانی که به دست سیاهجامگان کشته شدند، 300 هزار نفر و به روایتی 600 هزار نفر بوده است. سیاهجامگان در جنگ نهاوند، مردم گرگان را قتلعام کردند. اقدام ابومسلم در به خاک و خون کشیدن مردم بیگناه تا حدی بوده که منصور در نامهای خطاب به وی او را عاصی و ابوالمجرم خوانده است (ر.ک. طبری، جلد 7، ص 491؛ مقدسی، جلد 6، صص 93-94؛ مجملالتواریخ والقصص، ص 328؛ ابنکثیر، جلد 10، صص 69-71؛ تتوی، جلد 2، ص 1244).
. گردیزی، ص 185.
. زرینکوب، عبدالحسین، دو قرن سکوت، تهران، سخن، 1378، صص130- 139.
. یوسفی، غلامحسین، ابومسلم سردار خراسان، تهران، انتشارات کتابخانه ابنسینا، 1344، ص 157؛
Madelung, W. “Khurramiyya”, The Encyclopaedia of Islam, B. Lewis and Ch Pellat, V 5, leiden…, 1986, p 63.
. صفا، ذبیحالله، دلیران جانباز، تهران، امیر کبیر، 1353، ص 28.
. ابنحزم، علیبنمحمد، الفصل فیالملل والأهواء والنحل، القاهره: احمد ناجی الجمالی و دیگران، ۱۳۱۷-‎۱۳۲۰ق، جلد 2، ص 115.
. ابنندیم، ص 483؛ خوافی، مجد، روضه خلد، تحقیق محمود فرخ، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، زوار، 1345، ص 280.
. بیرونی، آثارالباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، 1363، ص 314؛ گردیزی، ص 181؛ عوفی، سدیدالدین محمد، جوامع الحکایات و لوامع الروایات (جلد اول از قسم سوم)، تصحیح و مقدمه مصفا کریمی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352، ص 226.
. ابنندیم، ص 483؛ ابنجوزی، عبدالرحمن، تلبیس ابلیس، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1368، ص 88.
. گردیزی، ص 181. .
. ابنندیم، ص 483.
. بیرونی، ص 314؛ عوفی، ص 226؛ حبیبی، عبدالحیّ، افغانستان پس از اسلام، کابل، انجمن تاریخ افغانستان، بیتا، جلد 1، ص 277.
. بیرونی، همانجا؛ گردیزی، ص 181. زوزن به روایتی منطقهای بین نیشابور و هرات و به روایتی دیگر منطقهای در اطراف نیشابور بوده است. این سرزمین به دلیل فاضلان، ادیبان و عالمان زیادی که داشته به بصره کوچک معروف بوده است (ر.ک. حدودالعالم …، ص 91؛ یاقوت حموی، جلد 7، ص 352).
. خوافی، ص 280.
. ابنندیم، ص 483؛ بیرونی، ص 314؛ عوفی، ص 226، حبیبی، جلد 1، ص 277.
. کوه (عوفی، همانجا؛ خوافی، ص 280)؛ پرستشگاه (حبیبی، همانجا)؛ پشت بام (بیرونی، همانجا).
. عوفی، ص 226؛ خوافی، ص 280.
. بیرونی ص 314.
. عوفی، ص 226.
. خواف در برخی منابع به شکل خواب و در برخی دیگر به شکل خان آمده است (ر.ک. عوفی، همانجا؛ حبیبی، جلد 1، ص 277).
. بیرونی، ص 314؛ گردیزی، ص 181؛ ابنجوزی، ص 88.
. ابنندیم، ص 483؛ عوفی، ص 226.
. گردیزی، ص 181.

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد درباره معیار، شیراز

دسته‌ها: داغ ترین ها