دانلود پایان نامه

در برخی منابع، آغاز فعالیت خرّمدینان، در 162ه.ق. و در روزگار خلافت مهدی ذکر شده است. محمّره در سال 180 ه.ق؛ نیز در گرگان شورش کردند. سال 192ه.ق. نیز آذربایجان و سرزمین جبال شاهد شورش خرمدینان بود. از این زمان به بعد تا سال 210 ه.ق. که بابک به رهبری آنان گماشته شد، خبری از شورش خرّمدینان در منابع نیامده است.
با روی کار آمدن بابک، جنبش خرّمدینان دستخوش تغییر شد و به جنبشی قهرآمیز بدل شد. اولین اقدام بابک پس از به دست آوردن قدرت، سازماندهی و تجهیز سپاه و حمله به روستاهای اطراف آذربایجان بود. این حمله که شدت و حدت زیادی داشت، تلفات جانى و مالى فراوانى به جا گذاشت. بابک که کار خود را با کشتن و به خاک و خون کشیدن مردم بیگناه و بیدفاع منطقه آذربایجان آغاز نمود، باز هم به اقدامات خشن خود بر ضد آنان ادامه داد و خرمدینان به دستور وی، بارها و بارها شهرها و روستاهای اطراف آذربایجان را به خاک و خون کشیدند.
بر اساس آنچه مورّخان اذعان داشتهاند، افراد زیادی به بابک گرایش یافتند. گستردگی دایره قدرت و نفوذ مهارنشدنی خرّمدینان، به وخیمتر شدن اوضاع کشور انجامید. هرج و مرج ایجاد شده در کشور به دلیل شورشهای مکرر خرمدینان، علاوه بر سلب آسایش و امنیت مردم، زنگ خطری بزرگ برای خلافت اسلامی محسوب میشد؛ چرا که اقدامات بابک به حدّی بزرگ و خطرناک بود که نابودی اسلام را در پیش داشت. مأمون، خلیفه عباسی، برای مقابله با این خطر بزرگ، چندین سپاه کارآمد را برای جنگ با خرّمدینان سازماندهی و به آذربایجان گسیل داشت، امّا فرماندهان مسلمان با وجود شجاعت و رشادتی که از خود نشان دادند، نتوانستند در برابر بابک مقاومت کنند و بابک پس از این جنگ و گریزها، همچنان با قدرت و نفوذ، به شورشهای خود ادامه میداد. در 218 ه.ق. قدرت خرّمدینان به اوج خود رسید. در این سال افراد زیادی از گوشه و کنار به این جنبش پیوستند و شمار هواداران بابک بیش از پیش افزایش یافت. در همین سال خرّمدینان مناطق فارس، اصفهان- که جلوتر از همه به فرماندهی «علی مزدک» صورت گرفت- آذربایجان و سرزمین جبال همگی گرد هم آمدند و به همدان حمله کردند. معتصم برای سرکوبی آنان سپاهیانی را به جنگ با آنان گسیل داشت و در نبردی که بین آخرین سپاه اعزامی از سوی خلیفه و خرّمدینان روی داد، خرّمدینان شکست خوردند؛ به طوریکه 60 هزار نفر از ایشان کشته شدند، بخشی از آنان به روم گریختند و بخشی دیگر نیز عقبنشینی کرده راهی اصفهان شدند و مردم آنجا را مورد غارت و کشتار بیرحمانه خود قرار دادند. این افراد نیز سرانجام توسط عاملان خلیفه سرکوب شدند.
با درگذشت مأمون، معتصم به خلافت رسید. وی با توجه به وصیت و سفارش مأمون پیش از وفاتش، در مورد لزوم مبارزه جدی و سرسختانه با خرّمدینان، تمام فکر و ذهن خود را معطوف خرّمدینان نمود و اندیشهای به غیر از نابودی آنان در سر نمیپروراند. وی بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت، تصمیمات جدی برای رفع این شورش اتخاذ نمود و در 221 ه. ق. با سازماندهی ارتشی کارآمد و مجهز به تمام تجهیزات جنگی، درصدد نابودی کامل بابک برآمد. وی فردی به نام «افشین» را به فرماندهی این سپاه برگزید و آخرین نیروهای خود را در اختیار او گذاشت.
افشین طی چندین لشکرکشی و با سختیهای زیاد، موفق شد قلعه بذ را محاصره کند. به دلیل طولانیشدن محاصره، خرّمدینان با مشکل مواجه شدند و نتوانستند به مقاومت ادامه دهند. در نتیجه، شماری از آنان تسلیم شدند. بابک که اینبار امیدش برای پیروزی و رهایی از دست سپاهیان خلیفه به یأس بدل شده بود و جان خود را در خطر میدید، برای رهایی از بحرانی که به آن دچار شده بود، به فرار متوسل شد.
وی پس از اینکه شرایط را برای فرار خود، خانواده و نزدیکانش مناسب دید، با پوشیدن لباس بازرگانان از قلعه خارج و راه ارمنستان را در پیش گرفت، اما فرار او بینتیجه ماند؛ چرا که افشین به محض اطلاع از فرار بابک، به فرمانروایان نواحی اطراف دستور داد در صورت رؤیت و یا شنیدن خبری از بابک، وی را در جریان قرار دهند. فرمانروای ارمنستان که از حضور بابک در آنجا آگاه شده بود، پس از برقراری مناسباتی دوستانه با بابک، او را به کاخ خود دعوت و سپس او را به افشین تسلیم نمود. بدینگونه افشین پس از سه سال مبارزه خستگیناپذیر با بابک؛ یعنی از 221 تا 223 ه.ق. سرانجام موفق شد جنبش او را درهم شکند. افشین بابک و برادرش عبدالله را دستگیر و به دستگاه خلافت تحویل داد. پس از بریدن دستها و پاهای بابک، او را به دار کشیدند.
شایان ذکر است هنگامی که بابک تحت محاصره سپاهیان افشین قرار گرفت و امیدی برای رهایی خود نمیدید، تئوفیل، پادشاه روم، را تحریک به حمله نمود، تا شاید حمله او راه گریزی برای نجات از بحرانی که به آن دچار شده بود، فراهم سازد، اما حمله تئوفیل به موقع و زمانیکه بابک به آن نیاز داشت، صورت نگرفت. در 223 ه.ق. منطقه زِبَطْرَه مورد تاخت و تاز سپاهیان روم و اقوام مجاورشان قرار گرفت. به دستور تئوفیل که در رأس این سپاه قرار داشت، لشکریانش- که بخشی از خرمدینان نیز در بین آنان بودند- مردم را قربانی خشم و کینه خود ساختند. به کوچک، بزرگ، مرد و زن رحم نکرده و عده زیادی را از دم تیغ گذراندند و عدهای را نیز به اسارت گرفتند. ابعاد مصیبتبار این حمله تا حدّی بود که وحشت زیادی تمام مردم را دربرگرفت. مردان با آهن داغ کور شدند و گوش و بینی آنان بریده شد. واقعه به قدری وحشتناک بود که عدهای به عراق پناهنده شدند. سپاهیان تئوفیل پس از زِبَطْرَه به سرزمین مَلَطیَه هجوم بردند و معتصم به محض اطلاع از وقوع این حادثه، شتابزده با سپاهی بزرگ به سوی روم حرکت نمود.
به رغم شکست خرّمدینان و نابودی رهبر آنان بابک، خرّمدینان همچنان باقی ماندند و پس از پشت سر گذاشتن دوران کوتاهی از خاموشی، مجدداً شورش کردند. بر اساس اطلاعاتی که نظامالملک در اختیار ما قرار میدهد، در روزگار خلافت واثق (227-232) منطقه اصفهان دستخوش آشوب خرّمدینان شد. آنان به ویرانی شهرها و روستاهای اطراف اصفهان و قتلعام مردم آنجا پرداختند و کاروانها را غارت نمودند. خرّمدینان تا 300 ه.ق. به فتنه خود ادامه دادند، اما سرانجام سرکوب و عده زیادی از آنان کشته شدند.
منابع به حضور خرّمدینان در 321، 332 و 360ه.ق. اشاره کردهاند. بغدادی (متوفی 429) نیز در دوران زندگی خود، به حضور خرّمدینان در روستاهای گرگان اشاره کرده و آورده است که آنان اعتقادی به دین اسلام ندارند. منابع آوردهاند که در زمان ملکشاه سلجوقی (465-485) شخصی به نام «محمود» که ظاهراً علوی بوده، با ترکیب اصول سفیدجامگان و خرّمدینان مردم را به سوی خود فرا میخوانده است.
علاوه بر این، بر اساس روایات منابع، خرمدینان تا زمان روی کار آمدن اسماعیلیه نیز در ایران وجود داشتهاند و حسن صباح در دوران اقتدار خود (483-518) برای افزودن به شمار هوادارانش، بازمانده خرّمدینان آذربایجان را به خود جذب نمود. همچنین گفته شده خرمدینان در سال 537 ه.ق. برای پنهان کردن اعتقادات خود به مذهب اسماعیلیه روی آوردند و خود را پارسیان نامیدند. به گفته برخی منابع خرّمدینان در آغاز قرن 6 و7 در نواحی کِش، نَخْشَبْ، روستاهای اطراف بخارا و اصفهان و رودبار قزوین حضور داشتهاند. برخی از منابع متأخر نیز از حضور خرّمدینان، در نواحی جنوبی فارس یاد کردهاند.
1-4- هدف خرمدینان
منابع جنبش خرمدینان را جنبشی ملی میدانند و آوردهاند که هدف خرمدینان از شورشهای مکرر، مخالفت با اعراب بوده است. آنها اذعان دارند که خرّمدینان فرقهای دینی و سیاسی و نماینده احساسات ملّی ایرانیان بودهاند و در شورش خود قصد ملّی داشتهاند. برخی دیگر از مورّخان نیز گفتهاند که بابک درصدد براندازی دستگاه خلافت و بازگرداندن شکوه و عظمت سابق ایران بوده است.
2- بررسی عقیدتی خرمدینان
ما در این قسمت برای شناخت بهتر عقاید خرمدینان ابتدا جایگاه آنان را در بین منابع بررسی کرده و به طور کلی به عقاید ایشان اشاره مینمائیم و سپس به بیان ارتباط یا عدم ارتباط آن با دین اسلام خواهیم پرداخت.
برخی منابع خرمدینان را فرقهای از کیسانیه میدانند. شهرستانی در جایی خرّمدینان را همان غلات شیعه میداند که در شهرهای گوناگون القاب متفاوتی به خود گرفتهاند و در جایی دیگر فرقه منصوریّه را شاخهای از خرّمیه میداند. در سیاستنامه نیز یکجا خرّمدینان و باطنیان یکی شمرده شده و در جایی دیگر فرقهای از اسماعیلیان ذکر شده است. منابع دیگری نیز خرمدینان را با باطنیه یکی دانستهاند. برخی دیگر از منابع آوردهاند که خرمیه از عقاید عبداللهبنمعاویه نشات گرفته است.
از بررسی منابع، روشن میشود که اعتقادات و مراسم زیادی به خرمدینان نسبت داده شده است. اگر عقاید ایشان را مورد کنکاش قرار دهیم، درمییابیم که خرمدینان در عقاید خود از فرق مختلفی تأثیر پذیرفتهاند. عقاید منتسب به ایشان در برخی از موارد با عقاید غلات شیعه و اسماعیلیان هماهنگی دارد. در کنار سایر اعتقاداتی که در بین خرمدینان وجود دارد، اعتقاداتی به چشم میخورد که بیشباهت به اندیشههای ایران پیش از اسلام نیست و ریشه آنها را باید در ایران باستان جست. شایان ذکر است که اگر چه خرمدینان در توجیه برخی عقاید خود، به آیات قرآن استناد کردهاند، اما بسیاری از اندیشههایی که ساختار عقیدتی آنان را تشکیل میدهد، در تضاد با اسلام قرار دارند. آنان بسیاری از اعمالی را که در دین اسلام حرام بود، جایز میدانستند و به همینخاطر نمیتوان آنان را مسلمان دانست. به عنوان مثال، آنان ادعای الوهیت بابک را پذیرفتند، به شرابخواری، لذّتجویی و شهوترانی روی آوردند، اهمیت و ارزشی برای حلال و حرام و امر و نهی قائل نبودند و عبادات و واجبات دینیِ اسلام چون نماز، روزه و حج را بیهوده و لغو میدانستند. در کنار این موارد، بسیاری از عقاید آنان اقتباسی از عقاید ادیان ایران باستان بوده است و این مسئله اسلامی بودن آن را زیر سؤال میبرد. به نظر میرسد به همین دلایل، برخی منابع خرمدینان را فرقهای خارج از اسلام میدانند که در صورت عدم توبه، قتل آنان و غارت اموالشان جایز است.
با وجود اینکه روشن مینماید خرمدینان مخالف با اسلام بودند، برخی منابع، از وجود مساجدی در روستاهای محل زندگی خرمدینان خبر میدهند و میگویند خرمدینان در این مساجد به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپرداختند. شاید این روایت، به مسلمانانی اشاره دارد که نه از نظر اعتقادی، بلکه صرفاً به دلیل نارضایتی از وضعیت موجود در جامعه، به خرمدینان پیوستهاند و ضمن شرکت در شورشهای شکل گرفته از سوی آنان، مراسم مذهبی خود را نیز به جا میآوردند. البته ممکن است که وجود این مساجد در بین خرمدینان، صرفاً ابزاری برای تظاهر به اسلام بوده باشد.
3- انعکاس باورهای ایران باستان در عقاید و افکار خرمدینان
در لابهلای عقاید خرمدینان، عقاید مهری، زردشتی، مانوی و مزدکی خودنمایی میکند و عقایدشان شباهت زیادی به عقاید این ادیان دارد. میزان این شباهتها تا حدی است که میتوان عقاید خرمدینان را التقاطی از عقاید کهن ایران پیش از اسلام دانست. برخی از اعمال بابک و مراسم موجود در بین خرمدینان، نشاندهنده تأثیرپذیری آنان از دین مهری است. از بین این اعمال بابک، میتوان به ترویج جنگ و خونریزی در بین خرمدینان اشاره کرد و از میان این مراسم، میتوان از رسم کشتن گاو در هنگام انتصاب بابک به رهبری خرمدینان یاد نمود. وجود این مراسم در بین خرمدینان از همانندیهای بین عقاید این جنبش و دین مهری خبر میدهد.
علاوه بر این، اگر چه منابع زردشتی، نظر مثبتی راجع به خرمدینان ندارند، اما در بین عقاید خرمدینان عقایدی از دین زردشتی منعکس است. برخی از مورّخان، وجود ارتباط خرّمدینان با دین زردشتی را تأیید کردهاند؛ به عنوان مثال، اسفراینی و مقدسی آنها را از فرق زردشتی میدانند و فرای معتقد است که اعتقادات خرّمدینان نیمی اسلامی و نیمی زردشتی است. ایران شناسانی چون اشپولر و دوشن گیمن نیز با فرای هم نظرند و برخی از اعتقادات خرمدینان را زردشتی میدانند. از جمله این عقاید زردشتی که وارد دین خرمدینان شده است، میتوان به طهارت و پاکی، ازدواج با محارم، اعتقاد به گرزمان، جایز نبودن تعدد زوجات، تحریم طلاق، ظهور منجی و ثنویت اشاره کرد.
در کنار این موارد، منابع آوردهاند رهبر شورش سرخجامگان که در 180 ه.ق. در گرگان روی داد، یک مانوی بوده است. اشپولر نیز بر این نظر است که شورش بابک از جانب مانویان صورت گرفته است. شایان ذکر است که در بین عقاید خرمدینان، عقایدی وجود دارد که میتوان آنها را با عقاید مانویان مقایسه کرد. عقایدی چون آزار نرساندن به حیوانات و گیاهان، تناسخ ارواح و سرنوشت روان پس از مرگ، از شباهت بین عقاید این دو دین خبر میدهند.
اثبات این موضوع که خرمدینان ادامه مزدکیان پیش از اسلام بودهاند، وجود اندیشههای مزدکی در بین ایشان را اثبات میکند. با بررسی دقیق عقاید خرمدینان، میتوان همانندیهایی میان برخی از اندیشههای خرمدینان و اندیشههای موجود در دین مزدکی پیدا نمود. از جمله موارد شباهت بین اندیشههای این دو، میتوان به اشتراک در مال و ناموس؛ آزار نرساندن به مردم؛ محبت و مهماننوازی؛ لذتجویی و اعتقاد به وجود همیشگی پیامبران اشاره کرد. در ادامه به بررسی هر کدام از این اندیشهها در بین خرمدینان و ادیان مربوطه میپردازیم تا از شباهت موجود بین عقاید ایشان آگاه شویم.
3-1- گاوکشی
در دین مهر آغاز آفرینش و هستی با کشتن گاو شروع شد. بابک هم آغاز رهبری و زندگی زناشویی خود را با کشتن گاو شروع کرد. علاوه بر این، عناصر مشترکی بین جشن «میتراکانا» در روم و جشن ازدواج بابک و آغاز رهبری او وجود دارد. از بین این موارد اشتراک میتوان به کشتن گاو و خوردن از گوشت آن، پهن کردن پوست گاو روی زمین- در خرمدینان- و روی میز- در دین مهر- و خوردن نان و شراب اشاره نمود.
همانطور که پیش از این ذکر شد، زن جاویدان پس از مرگ شوهرش، نه تنها بابک را به رهبری خرّمدینان منتصب نمود، بلکه در مراسمی با او ازدواج کرد. بر اساس آنچه در منابع آمده است، خرّمدینان در طی این مراسم به دستور بابک، گاوی را کشته، پوستش را روی زمین پهن کرده و بر روی آن پوست شراب گذاشتند. آنان سپس تکه نانهای خود را در شراب خیس کرده و تناول کردند. از دیگر کارهایی که خرمدینان در این مراسم انجام دادند، آن بود که با بابک بیعت نموده، دستان او را بوسیدند و از گوشت حیوان قربانی شده، تناول کردند.
شبیه همین موارد در دین مهری نیز وجود داشت. در سراسر آسیای صغیر جشنی موسوم به میتراکانا یا «مهرگان» برگزار میشد و در طی آن جشن، قربانیهای مجللی صورت میگرفت. مهرپرستان در اثنای این جشنها، که هر ساله در شانزده مهر برگزار میشد، گاوی را ذبح کرده و پس از عزاداری، از گوشت گاو و خون او تناول میکردند. از نظر آنان خوردن گوشت و خون گاو نه تنها به آنان نیروی جسمانی میداد، بلکه روان آنان را نیز تصفیه میکرد. آنان همچنین در هنگام قربانی برای خدایان خود، شراب موسوم به هئومه مینوشیدند.

مطلب مشابه :  خود و دیگری

دسته‌ها: داغ ترین ها