دانلود پایان نامه

اجزای اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را بدین صورت تشریح کرده‌اند که اجزای اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه جزء هزینه‌ های سفارش، هزینه‌های نگهداری موجودی و هزینه‌های انتخاب نادرست تشکیل می‌گردد(وت، 2004)54.
هزینه های فرآیند سفارش: هزینه‌هایی که مستقیماً با ارائه خدمات بازارگردانی در ارتباط است و شامل اقدامی چون عضویت بورس، اجاره فضای بورس، هزینه‌های کامپیوتری، هزینه‌های سرویس اطلاعاتی، هزینه های نیروی کار(حقوق و دستمزد ) و هزینه های فرصت بازارگردانها میباشد.
هزینه های نگهداری موجودی: هزینه‌هایی است که بازارگردانها به دلیل مسئولیتی که در تجهیز سرمایه گذاران به فوریت‌های مبادله(نقدشوندگی) دارند، متحمل میشود، این هزینه‌ها شامل هزینه فرصت ناشی از نگهداری موجودی توسط بازارگردانها و ریسک مربوط به نوسانات ارزش موجودی به دلیل تغییرات سهام میباشد.
هزینه های انتخاب نادرست: این هزینه‌های به این واقعیت ایجاد می‌شوند که بازارگردانها در فراهم کردن نقدشوندگی ممکن است با افرادی معامله کنند که از تغییرات قیمت مورد انتظار در مورد اوراق بهادار مطلع باشند. به عنوان مثال، این تصور وجود دارد که افراد خاص در مورد سهام برخی شرکت‌ها دارای اطلاعات نهانی هستند. خبرهای پیشاپیش از سود، ادغام‌ها، تحصیل‌ها، تجدید سازمان‌ها، تقسیم سود شرکت فرعی بین سهامداران شرکت اصلی و تغییرات مدیریت از مثال‌های است که به ذهن می‌رسد. عدم تقارن اطلاعات در بازار، هزینه‌های انتخاب نادرست را افزایش و از این طریق اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را تحت تأثیرقرار می‌دهد.
نقدشوندگی اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگی دارد. شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بازارسازها در یک بازار قوی کمتر از شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بازار ضعیف است. زیرا در بازارهای قوی، حجم معاملات بیشتر و ریسک آن کمتر است. بازار قوی بازاری است که در آن به حد کافی برای اوراق بهادار، حجم خرید و فروش به قیمت تعادلی وجود داشته باشد و بازار ضعیف با بازاری گفته می‌شود که تعداد خریداران و فروشندگان آن کم است.
2-3-2- معیارهای نقدشوندگی مبتنی بر معاملات
برای رفع نقص معیارهای مبتنی بر سفارشات سهام مبنی بر عدم وجود اطلاعات کافی در مورد قیمت های پیشنهادی خرید و فروش، دسته دیگری از معیارهای نقدشوندگی وجود دارند که با به کارگیری اطلاعات بدست آمده از خود شرکتها محاسبه میشوند. از جمله مزیتهای این معیارها، سهولت در محاسبه، راحتی در درک و قابلیت کاربرد عمومی آنها هم به صورت تئوری و هم درعمل است.
برخی از این معیارها عبارتند از:
معیار عدم نقد شوندگی آمیهود:
برای محاسبه این معیار از رابطه 6- 2 استفاده میشود
(2-1)
در فرمول فوق داریم:
R i,d : بازدهی مطلق روزانه سهام i در روز d
Price i,d: قیمت سهام i در روز d
Volume i,d: تعداد سهام i در روز d در بازار معامله می شود.
Days i,d: تعداد روزهایی که در ماه t امکان انجام معاملات سهام i در بازار وجود دارد 55.
مخرج کسر در معامله فوق بر حسب میلیون دلار آمریکا بوده و برای محاسبه آن از نرخ برابری از هر کشور با دلار آمریکا استفاده میشود. برای مثال، اگر معیار عدم نقدشوندگی آمیهود مقداری برابر با سه داشته باشد نشان میدهد زمانی که یک درصد از کل ارزش بازار سهام i معامله میشود. بازده مطلق آن برابر با سه درصد خواهد بود آمیهود(2002) تلاش کرده است تا قابلیت تعمیمپذیری معیارهای نقدشوندگی را به منظور انطباق پذیری بیشتر با بازارهای مختلف افزایش دهد. معیار عدم نقدشوندگی آمیهود واکنش(حساسیت ) قیمت بازار سهام را نسبت به جریانات سفارش نشان میدهد. در واقع این معیار بر این اساس استوار است که یک سهام از نقدشوندگی پایین تری برخوردار است(یعنی اندازه معیار عدم نقدشوندگی آمیهود به ازای آن بالا است ) اگر قیمت سهام در واکنش به حجم کوچکی از معاملات سهام به مقدار قابل توجهی تغییر کند،پس معیارعدم نقدشوندگی آمیهود واکنش قیمت بازار سهام را نسبت به جریانات سفارش اندازه گیری میکند.مخرج کسر حجم معاملات سهام i را نشان می‌دهد و همان گونه که اشاره گردید بر حسب میلیون دلار امریکا محاسبه می‌شود. حجم معاملات با نقدشوندگی اوراق بهادار مرتبط است. بنابراین زمانی که میانگین روزانه حجم معاملات بالا باشد سهام نیز نقدشوندگی بالای داشته و به سهولت در بازار معامله میشود. هر چه میانگین روزانه حجم معاملات بالاتر باشد قیمت بازار آن هم تغییر پذیری کمتری خواهد داشت چرا که معاملات برای تأثیرگذاری بر روی قیمت بازار سهام میبایست به اندازه کافی بزرگ باشد. از طرفی صورت کسر بازدهی مطلق روزانه سهام را نشان می‌دهد که با تغییر قیمت بازار سهام رابطه ای مثبت دارد. هر چه ثبات قیمت سهام در بازار بیشتر باشد صورت کسر نیز به همان اندازه کوچکتر خواهد بود نتیجتاً میتوان گفت مقدار بالاتر معیار عدم نقدشوندگی آمیهود با نقدشوندگی پایینتر بازار ارتباط دارد(و بر عکس).
با این وجود این امکان نیز وجود دارد که در یک روز معین سهام شرکت در بازار معامله نشود. به عبارتی حجم معاملات روزانه سهام برابر با صفر باشد که در این صورت(به دلیل صفر شدن مخرج ) معیار بیمعنی میشود. معیار عدم نقدشوندگی آمیهود با معیار تفاوت قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش رابطهای مستقیم دارد زیرا هر چه معیار دوم کوچکتر باشد، تغییرات قیمت سهام با
زار حجم معین سفارش کمتر خواهد بود(جاستین و همکاران، 2007) 56.
2- معیار نسبت گردش :
برای محاسبه معیار نسبت گردش57 رابطه 7-2 به کار گرفته میشود:
(2-2)
در این فرمول:
Volume i,d : تعدا سهام iکه که در روز d معامله میشود.
Sharesouts tanding i,d : تعداد سهامی که توسط شرکت منتشر شده و در بازار به فروش رسیده است و در ترازنامه شرکت با عنوان سهام سرمایه58 نمایش داده میشود.
Days t : تعدا روزهایی که در ماه t امکان معامله سهام وجود داشته باشد.
لوین واسکماکلر59(2006)، بکارت60(2003)، روونهوست61(1999) و بسیاری از محققان در پژوهشهای خود از این شاخص استفاده کردهاند نسبت گردش فراوانی با تعداد دفعات تکرار معاملات دارایی را اندازه‌گیری می‌کند. به عبارتی نسبت گردش سهولت در انجام معاملات را نشان میدهد و با نقدشوندگی بازار رابطه@ای مثبت دارد. هر چه نسبت فروش بزرگتر باشد نقدشوندگی بازار نیز بیشتر است(و بالعکس). عیب نسبت فروش آن است که قادر نیست هزینه مربوط به هر معامله را که از یک دارایی به دارایی دیگر تفاوت قابل ملاحظه‌ای دارد، اندازه گیری نماید. به علت تمرکز صرف معیار بر حجم معاملات سهام، با فرض کاهش تدریجی نقدشوندگی بازار، نسبت فروش به احتمال فراوان افزایش خواهد یافت در حالی که می‌بایست برای انعکاس افت نقدشوندگی بازار کاهش یابد. با این وجود نسبت گردش از مزیت سادگی در محاسبه برخوردار بوده و هر کس میتواند به راحتی قادر به درک آن باشد. نسبت گردش با معیار تفاوت قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش رابطه‌ای معکوس دارد. زیرا هر چه معیار ثانوی بزرگتر باشد، الزاماً میبایست منجر به کاهش فراوانی یا تعداد دفعات تکرار معاملات سهام در بازار شود(جاستین و همکاران، 2007).
3- معیار نسبت حجم معاملات به تغییر پذیری:
معیار نسبت حجم معاملات به تغییرپذیری62 عموماً کمتر در بازار مورد استفاده قرار میگیرد. برای محاسبه این معیار نسبت فروش بر انحراف معیار بازدهی بازار سهام تقسیم میشود. بازارهایی که نقدشوندگی بالاتری برخوردار هستند میبایست این توانایی را داشته باشند که حجم بالای معاملات را بدون مواجه شدن با نوسانات عمده در قیمت، اداره کنند. با توجه به توضیحاتی که در رابطه با معیار عدم نقدشوندگی آمیهود گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که مقدار بالاتر این معیار با نقدشوندگی بالاتر بازار و مقدار پایینتر آن با نقدشوندگی کمتر بازار مرتبط است. در بازارهای نوظهور63 که بازار از ثبات کمتری برخوردار است این معیار در پیش‌بینی ارتباط موجود بین نقدشوندگی و بازدهی سرمایه، کاربرد بیشتری دارد(گوانگ و همکاران،2003)64.
4- معیار عدم تکرار معاملات:
معیار عدم تکرار معاملات65 از تقسیم تعداد روزهایی که سهام i در ماه t در بازار معامله نمیشود بر کل تعداد روزهایی که در ماه t امکان معامله سهام i وجود دارد، بدست میآید برای مثال اگر این معیار مقداری برابر با دو داشته باشد بدین معنی است که سهام i دو روز در بازار معامله نمیشود. این معیار با نقدشوندگی بازار رابطه‌ای معکوس دارد و بیشتر برای شرکت‌های کوچکی در بازار از ارزش و اعتبار چندان بالایی برخوردار نیستند به کار میرود. سهام شرکت‌های بزرگ و معتبر معمولاً همه روزه در بازار سهام معامله میشود(جاستین و همکاران66، 2007).
5- معیارحجم معاملات67:
تعداد سهام معامله شده در یک بازه زمانی میباشد. حجم معاملات برای هر شرکت در بازه‌های زمانی یکساله از بانک های اطلاعاتی به دست آمده است. این معیار براساس مطالعه روبین(2007) مورد بررسی قرار گرفته است.
(2-3) TVO = Trading Volume
6- معیار ارزش معاملات68:
از حاصل ضرب قیمت سهام در حجم معاملات بدست میآید. مطابق با پژوهش روبین(2007)، این معیار برای بازه‌های یکساله مورد محاسبه قرار گرفته است(روبین، 2007).
(2- 4) ( PRICE) ×( TVO) = TVA
2-3-3- اقدامات لازم جهت افزایش نقدشوندگی بازار
1-کاهش تمرکز مالکیت شرکتهای پذیرفته شده و افزایش میزان سهام شناور آزاد که باعث افزایش عرضه سهام قابل معامله در بازار میشود.
2-آزادسازی بخش واسطهگری به منظور فراهم کردن امکان مشارکت خارجی در بازار که باعث افزایش رقابت بازیگران داخلی میشود و همچنین دسترسی بازار به منابع نقدی بینالمللی را افزایش میدهد. 3-افزایش دسترسی به بازار، در کنار سیستمهای سنتی کارگزار، معاملهگر و فراهم آوردن امکان دسترسی مستقیم به بازار که باعث افزایش تنوع سرمایهگذاران و استراتژی‌های معاملاتی آنها میشود. امکان انجام معاملات اینترنتی در بورس، باعث افزایش مشارکت سرمایهگذاران جزء به خصوص سرمایهگذاران فعال میشود، و در عین حال نقدشوندگی بازار را نیز بهبود میبخشد.
4-ارائه روشهای کاهش هزینه های معاملات که شامل کاهش نرخ های متداول کارمزد و مالیات به منظور افزایش تعداد دفعات معامله است.
5-بهبود زیر ساخت های بازار از طریق پیشرفت های تکنولوژیکی سیستم های معاملاتی.
6-افزایش محصولات سرمایهگذاری در دسترس بازار، به ویژه ابزارهای مشتقه.متنوع و تعداد محصولات گزینههای مختلفی را پیش روی سرمایهگذاران با استراتژی های معاملاتی، ریسکپذیری و افق سرمایهگذاری متفاوت قرار میدهد. مهمتر آنکه سرمایهگذاران به سمت بازارهایی جذب میشوند که محصولات سرمایهگذاری متنوعی را به منظور کاهش ریسک سرمایهگذاری در اختیارشان قرار میدهد.
7-افزایش عرضه اوراق بهادار، این امر از طریق پذیرشهای دوگانه و متق
ابل و افزایش کیفیت شرکتهای دارای طرحهای مناسب، از راه نظارت و بهرهگیری از نظام راهبری شرکتی، انجام میشود. این اقدامات باعث جذب سرمایهگذاران و همچنین ناشران به بازار میشود و افزایش عرضه و تقاضای اوراق بهادار را در پی خواهد داشت. همچنین امکان پذیرش دوگانه باعث تشویق شرکتهای داخلی به پذیرش بهترین استانداردهای بین المللی نظیر استانداردهای حسابداری و افشای اطلاعات میشود.
8-افزایش مشارکت سرمایهگذاران جزء به منظور ایجاد تعادل در ترکیب کلی سرمایهگذاران در بازار، به ویژه در بازارهایی که سرمایهگذاران جزء اشتیاق زیادی برای معامله دارند. وجود تنوع در مشارکتکنندگان بازار به لحاظ نیازهای معاملاتی، ریسکپذیری و افق سرمایهگذاری میتواند باعث افزایش نقدشوندگی بازارشود.
9-اصلاحات در نظام صندوقهای بازنشستگی و همچنین توسعه طرح‌های سرمایهگذاری جمعی بازار. این اقدام میتواند باعث ورود حجم نقدینگی عظیمی به بازار

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهپیامبر (ص)، مثنوی معنوی، عشق و محبت، وجود خداوند
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید