دانلود پایان نامه

یوسفی، غلامحسین، ابومسلم سردار خراسان، تهران، انتشارات کتابخانه ابنسینا، 1345.
Madelung, W. “Khurramiyya”, The Encyclopaedia of Islam, B. Lewis and Ch Pellat, leiden, 1986, V 5, p 63.
Muir, William, The Caliphate, its Rise, Decline and fall, Beirut, Khayats, 1963.
Yūsofī, G. H, “Bābak Korramī”, The Encyclopaedia Iranica, ed. by Ehsan Yarshater, Routledge and Kegan Paul, 1985, V3 , p 301.
Yūsofī, G. H, “Abū Moslem Korāsānī”, The Encyclopaedia of Islam, B. Lewis and Ch Pellat, Leiden, 1986, V 1, p 343.
Zaehner, Robert Charles ,The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, Newyork, Putnam, 1967.
. اشعری، علیبناسماعیل، مقالاتالاسلامیین و اختلافالمصلّین، مصحح محمد محی‌الدین عبدالحمید، قاهره، مکتبه نهضه مصر، 1384ه.ق/ 1969م، ص 74؛ شهرستانی، محمدبنعبدالکریم، الملل و النحل، تخریج محمدبنفتحالله بدران، قاهره، مکتبه الانجلوالمصریه، بیتا، جلد 1، ص 116.
. ابوعیسی یک یهودی بود و عوبدیا یا ابواسحاقبنیوسف نام داشت. وی در 119 ه.ق. در اصفهان شورش نمود و عده زیادی از یهودیان به او پیوستند. ابوعیسی اندیشههایی دینی داشت و یهودیان او را منجی خود میدانستند (ر.ک. ابوالمعالی، محمدبنعبیدالله، بیان الأدیان، به تصحیح محمدتقی دانشپژوه و همکاری قدرتالله پیشنماززاده، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخی، 1376، صص 115- 116؛ دقیقیان، شیریندخت، نردبانی به آسمان: نیایشگاه در تاریخ و فلسفه یهود، تهران، ویدا، 1378، ص 296).
. شریک که در 133 ه.ق. در خراسان و بخارا شورش نمود، شیعه بود و ضمن مخالفت با عباسیان و اقدامات خشنشان، مردم را به خلافت فرزندان علی (ع) فرا میخواند (ر.ک. طبری، محمدبنجریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دارالمعارف بمصر، 1119م، جلد 7، ص 459؛ نرشخی، ابوبکرمحمدبنجعفر، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصراحمدبنمحمدبننصرقباوی، تلخیص محمدبنزفربنعمر، تصحیح مدرس رضوی، بیجا، بینا، بیتا، ص 86).
. وی که در 160 ه.ق. در خراسان شورید، نام اصلیاش یوسفبنابراهیم بود و در بین مردم به یوسفالبرم مشهور شد، اگر چه گفته شده که وی ادعای پیامبری داشته (ر.ک. آذرنوش، آذرتاش، چالش میان فارسی و عربی در سدههای نخست، تهران، نشر نی، 1385، ص 55)، اما منابع علت شورش وی را اعتراض به رفتار و عملکرد خلیفه مهدی ذکر کردهاند (ر.ک. طبری، جلد 8، ص 124). این در حالی است که براون قیام وی را قیامی مبهم میداند و میگوید یوسف مردم را به نیکی و پرهیز از بدی فرا میخواند (براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران (از قدیمترین روزگاران تا زمان فردوسی)، ترجمه، تحشیه و تعلیق علی پاشا صالح، تهران، امیرکبیر، 1335، ص 472).
. جنبشهایی چون جنبش دیلمیان در طبرستان که در زمان خلافت منصور و در 143 ه.ق روی داد (طبری، جلد 7، ص 513، 517؛ ابناثیر، علیبنمحمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1979م، جلد 5، صص 512-513)؛ جنبش ابوالخصیب که به قول طبری در 183 ه.ق و به قول ابناثیر در 186 ه.ق. در نسا شورید (طبری، جلد 8، ص 270؛ ابناثیر، جلد 6، ص 174) و جنبش یحییبنعبدالله طالبی در 176 ه.ق. در دیلم (طبری، جلد 8، ص 242)؛ با اینکه جنبشهایی ایرانی بودند، اما چون اندیشههای دینی در آنها وجود ندارند، مورد بررسی قرار نمیگیرند.
.Edward Granville Browne )1862-1926).
. Dozy, L, Islamisme, pp. 241-243.
. Geo Widengren (1907-1996).
. Richard Nelson Frye (1920-2014).
.Bertold Spuler (1911-1990).
.Jacques Duchesne-Guillemin (1910-2012).
. بهار، مهرداد؛ شمیسا، سیروس، نگاهی به تاریخ اساطیر ایران باستان، تهران، علم، 1388، ص 111؛ بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران، چشمه، 1387، صص 19-20؛ فرای، ریچارد نلسون، تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380، ص 80.
. Deioces, Diako, Deyaco, Diyako, Deiokes.
. خدایی به نام ایندره در رأس دیوها (Devas) و دو خدای میتره – ورونه (Mitra-Varuna) در رأس اسورهها (Asuras) قرار داشتند. واژه دیو در اوستا به صورت (Daiva) و در زبان پهلوی به صورت (Daeva) آمده است.
. آتش نزد ایرانیان (Atar/Azar) و نزد هندیان (Agni) نام داشت.
. Haoma: این شراب مقدس که در ایران هئومه و در هند سئومه نام داشت، دوردارنده مرگ است، به دلیران در میدان جنگ نیرو میدهد، به دوشیزگان شوهر میدهد و به زنان پسران نیکو عطا میکند (ر.ک. هومیشت، بند 2-23).
. Rta/Arta: مساوی با اشه؛ به معنی نظم و راستی.
. Mitra: مهر یا میتره نام یکی از بزرگترین خدایان آریایی بود که در ودا به معنی دوست و در اوستا به معنی پیمان آمده است. این خدا در هند، میتره و در ایران، میثره خوانده میشد. میتره در میان خدایان هندوایرانی از اعتبار زیادی برخوردار بود و نوشیدن شراب مقدس هئومه و قربانی کردن گاو به او منسوب بود. علاوه بر این، مهر در این دوره چندین وظیفه داشت: شاهی و شهریاری، برپاداشتن نظم مادی و اخلاقی، بارانآوری، حفظ خدایان، حفظ قانون و حفظ کشاورزان. شایان ذکر است که اعتقاد به مهر، نشاندهنده وجود آیین میتره یا مهرپرستی در میان آریاییان بود (ر.ک. تیمه، پل، مهر در ایران و هند باستان، ترجمه احمدرضا قائممقامی، گردآورنده و ویراستار بابک عالیخانی، تهران، ققنوس، 1384، ص 26؛ بهار، ادیان آسیایی، ص 67).
. Varuna: خدای بزرگ و در همهجا حاضر است، او هزار چشم و دیدهبان بیشمار دارد، بر همه چیز آگاه است، نیرومندترین و فرمانروای جهان است، نظام عالم در دست اوست و آورنده باران و برکت است. میتره و ورونه رابطهای متقابل و جداییناپذیر با یکدیگر دارند و به یاری هم چرخ گیتی را میچرخانند (ر.ک. بهار، ادیان آسیایی، ص 161).
. Indra: ایندره خدای جنگ، طوفان، رعد و آورنده باران است و لقب شکستناپذیر دارد.

مطلب مشابه :  علایم افسردگی

دسته‌ها: داغ ترین ها