دانلود پایان نامه

بر این اساس پایاننامه حاضر به چهار فصل تقسیم شده است:
در کلیات به ارائهی گزارشی کلی دربارهی باورها و عقاید ایران باستان در ادوار مختلف تاریخی و بررسی وضعیت ادیان مختلف در ایران پس از اسلام پرداخته و سپس جنبشهای دینی موردنظر در ایران پس از اسلام معرفی شدهاند.
در فصل اول به معرفی جنبش سیاهجامگان و جنبشهای بهآفرید، سنباد، اسحاق ترک و استادسیس پرداخته شد و سیر تاریخی و عقیدتی هر یک از آنها به تصویر کشیده شد. در نهایت اندیشههای ایرانی موجود در آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
محتوای فصل دوم، جنبش راوندیه است که پس از بررسی سیر تاریخی و عقیدتی آن، اندیشههای ایرانی موجود در آن معرفی شده است.
در فصل سوم و چهارم به ترتیب جنبش سفیدجامگان و خرمدینان، تاریخ و عقاید آنها را مورد کنکاش قرار دادیم و در پایان با معرفی افکار و اندیشههای ایرانی مطرح در این جنبشها، به بررسی میزان تأثیرپذیری آنها از اندیشههای ایرانی پرداختهایم.
بخش آخر این پایاننامه نیز مشتمل بر نتیجه و کتابنامه است که دربردارنده منابع مورد استفاده در این تحقیق است.
در مورد تاریخ جنبشهای مذکور پژوهشهای مختلفی صورت گرفته است. بهترین این پژوهشها را صدّیقی در کتاب جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری به انجام رسانده است. وی در این کتاب ضمن بررسی تاریخ هر کدام از این جنبشها، به عقاید دینی آنها نیز اشاره مینماید. در کنار این اثر که جامعترین اثر در این زمینه محسوب میشود، محققان دیگری چون مهرداد بهار در ادیان آسیایی؛ ادوارد براون در تاریخ ادبی ایران؛ زرینکوب در سه اثر خود به نامهای دو قرن سکوت، روزگاران ایران و تاریخ ایران بعد از اسلام؛ ذبیحالله صفا در تاریخ ادبیات ایران؛ سعید نفیسی در بابک خرّمدین؛ غلامحسین یوسفی در ابومسلم سردار خراسان؛ رضا رضازاده لنگرودی در جنبشهای اجتماعی در ایران پس از اسلام؛ احسان یارشاطر در مقالهای به نام دین مزدکی و… بدین موضوع پرداختهاند.
ویژگی مشترک اغلب این آثار تکیه آنها بر جنبه تاریخی این جنبشهاست و آثاری که عقاید آنها را مورد توجه قرار دادهاند، به شرحی کلی در مورد عقاید ایشان اکتفا کردهاند. برای نمونه، مهرداد بهار عقاید موجود در بین خرمدینان را برمیشمارد و آنها را مزدکی میداند. صدّیقی نیز به وجود اندیشههای مزدکی به ویژه در بین خرمدینان اشاره میکند، اما اغلب اندیشههای رایج در بین این جنبشها را متأثر از محیط اجتماعی و برگرفته از اندیشههای غلات میداند. ادوارد براون نیز وجود اندیشههای غیر اسلامی و برگرفته از غلات را در بین ایشان تأیید میکند.
از بین آثاری که به عقاید این جنبشها پرداختهاند حسن ابراهیم حسن، فاروق عمر و براون به نقل از دوزی، عقیده راوندیان به الوهیت خلفا را متأثر از اندیشههای ایرانی میدانند و ویدن گرن به تأثیر اندیشههای ایرانی و هندوایرانی در برخی از اعمال مقنع اشاره میکند. ریچارد فرای نیز در کتاب عصر زرین فرهنگ ایران به وجود عقاید کهن ایرانی در بین سفیدجامگان اذعان کرده، اما این اندیشهها را نام نبرده است. وی همچنین در کنار ایرانشناسانی چون اشپولر و دوشن گیمن برخی از اعتقادات خرمدینان را زردشتی میداند.
هر چند این محققان به وجود این شباهتها اشاره کردهاند، اما این اشارات گاهی بسیار مختصر و گاهی بسیار پراکنده بوده است. در این پژوهش علاوه بر این که اشارات این بزرگان با توضیح و شرح بیشتری بیان شده است، موارد دیگری نیز مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است.
علاوه بر این، ضمن بررسی عقاید این جنبشها، با نکتههای جدیدی برخوردیم که پیش از این هیچ محققی به آنها دست نیافته بود. با توجه با اینکه در این زمینه به طور جامع و کامل اثری به رشتهی تحریر درنیامده است، اثر حاضر به دلیل پرداختن به این موضوع، اثری نو و جدید میباشد.
شایان ذکر است که این تحقیق با سختیهایی مواجه بود. شناخت اندیشههای ایرانی موجود در این جنبشها جز با مراجعه به کتب متعدد تاریخی امکانپذیر نبود. منابع تاریخی فقط به ذکر عقاید آنها به صورت کاملاً موجز اکتفا کردهاند و توضیحی در مورد چگونگی آنها ندادهاند. در واقع، اگرچه گاهی در منابع به طور ضمنی به منشأ این عقاید اشاره شده بود، اما در اکثر موارد، سکوت منابع ما را در تشخیص ریشه واقعی این اندیشهها با مشکل مواجه میکرد. گاهی اندیشههای ایرانی مشخص بودند، اما درک اینکه این اندیشهها از کدامیک از ادیان ایرانی برگرفته شدهاند، مشکل مینمود و برای شناخت ریشه واقعی آنها به مطالعات زیادی نیاز بود.
مژگان مصطفایی سمنگانی
تابستان 1393

مطلب مشابه :  نمونه ای از تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

برای رسیدن به درکی بهتر از عقاید موجود در جنبشهای دینی شکلگرفته در ایران پس از اسلام، میبایست تاریخ ایران و عقاید جاری در ادوار مختلف آن را مورد بررسی قرار دهیم و شناختی کلی از ادیان موجود در ایران پیش از اسلام- چه ادیانی که خاستگاه آنها در ایران بوده است و چه ادیانی که از دیگر مناطق وارد ایران شدهاند- به دست آوریم. بیگمان بررسی این سیر عقاید در ایران، ما را در شناخت اندیشههای ایرانی موجود در جنبشهای دینی پس از آن، یاری خواهند داد.
1- تاریخچه دینی ایران پیش از اسلام
برای بررسی تاریخ ایران باید از آریاییها و مهاجرت آنان بدین سرزمین آغاز کنیم. آریاییها یا هندواروپاییها کسانی بودند که در هزاره سوم ق.م. به دلایلی چون زیاد شدن گلهها، خشک شدن مراتع و انفجار جمعیت، از سرزمین اصلی خود در جنوب روسیه خارج شدند و به سرزمینهای جنوبیتر مهاجرت کردند. در طول هزاره دوم ق.م. جابهجایی دیگری در میان آنان پدید آمد و گروهی از این اقوام به جنوب به سوی هندوستان و ایران حرکت کردند. در طی این مهاجرت، بخشی از آریاییها وارد هند و بخشی دیگر وارد ایران شدند.
ایرانیان که دارای اقوام و قبائل متعددی بودند، هنگام ورود به فلات ایران شاخه شاخه شدند و هر کدام در منطقهای سکنی گزیدند. پس از استقرار آریاییها در ایران، مادها که در نواحی غربی و شمال غربی ایران میزیستند، اولین حکومت شناخته شده ایرانی را به رهبری فردی به نام دیااکو (۷۲۷ – ۶۷۵ ق.م) تشکیل دادند.
هندوایرانیها پیش از جدا شدن از یکدیگر، یک دسته اعتقادات مشترک داشتند که این اعتقادات از زمانهای خیلی دور در میان آنان ریشه دوانده بود. پرستش دو دسته از خدایان با عنوان دیوها و اسورهها؛ اعتقاد به جاندار بودن همه پدیدههای طبیعت؛ پرستش عناصر طبیعت همچون خورشید، آتش، آب و باد؛ قربانی کردن برای خدایان؛ نوشیدن شراب مقدس موسوم به هئومه؛ اعتقاد به روان نیاکان؛ جاودانگی روح و اعتقاد به رته، از جمله اعتقادات آنان محسوب میشود.
علاوه بر این، بر اساس اسناد کشف شده در بغازکوی آسیای صغیر، میتره، ورونه و ایندره از مهمترین خدایان آریایی بودهاند.
پس از اینکه هندوایرانیها دو دسته شدند، در برخی از عقاید آنان تغییراتی شکل گرفت. دو دسته خدایان در ایران، به دو دسته خدایان و ضد خدایان تبدیل شد: اسورهها به اهورهها یا خدایان و دیوها به ضد خدایان. با ظهور زردشت نیز تغییراتی در برخی از عقاید مرسوم در ایران پدید آمد. پیش از زردشت، مهرپرستی در بین آریاییها و در نتیجه، در بین ایرانیان رواج داشت، اما زردشت که میخواست آیین قدیم ایرانی را به توحید نزدیک کند، نه تنها از اهمیت میتره کاست، بلکه با پرستش دیوها نیز به مخالفت برخاست. وی دیوها را خدایان دروغین و بدکاری دانست که دشمن اهورهمزدا هستند. علاوه بر این، با نوشیدن شراب مقدس نیز مخالفت ورزید. بر اثر تبلیغات وی، کمکم دین زردشتی سرزمین ماد را فرا گرفت و روحانیان ماد؛ یعنی مغان، مدافع سرسخت دین زردشتی شدند.
آخرین پادشاه ماد در 546 ق.م. به دست کوروش هخامنشی (559-529 ق.م) از سلطنت خلع شد و هخامنشیان (550-331 ق.م) روی کار آمدند. در این دوره، اهورهمزدا خدای دین زردشتی، مورد پرستش قرار داشت و تقریباً در اغلب کتیبههای پادشاهان، خدای یکتایی شمرده میشد که قدرت را در انحصار خود داشت (کتیبه داریوش کبیر در نقش رستم، بند 1؛ کتیبه خشایارشاه در تخت جمشید، بند 1). با این حال، در برخی از موارد، ظاهراً در کنار اهورهمزدا خدایان دیگری نیز پرستش میشدند. داریوش در کتیبه بیستون گفته است اهورهمزدا و دیگر خدایان وی را یاری کردهاند، اما اشارهای به نام این خدایان ندارد (ستون4، بند 12و 13). در برخی کتیبههای اردشیر دوم (404-359 ق.م) و اردشیر سوم (358-338 ق.م) نیز از دو خدای مهر و ناهید در کنار اهورهمزدا یاد شده است (کتیبه اردشیر دوم در همدان، بند 2؛ کتیبه اردشیر دوم در شوش، بند 2؛ کتیبه اردشیر سوم در تخت جمشید، بند 4). به نظر میرسد، تثلیث اهورهمزدا، مهر و ناهید در این دوره رواج داشت. علاوه بر این، شاهان هخامنشی به دلیل تسامح دینی که داشتند، مردمان مختلفی را که در قلمرو ایران آن زمان زندگی میکردند- از جمله بابلیها را – در پرستش خدایان خود آزاد گذاشتند.

مطلب مشابه :  منظر فرهنگی

دسته‌ها: داغ ترین ها