دانلود پایان نامه

در دین زردشتی تعدد زوجات مذموم بوده و زردشتیان نمیتوانستند به راحتی زن دومی برای خود اختیار کنند. یک مرد زردشتی در صورتی مجاز بود زن دوم داشته باشد که زن سابقش درگذشته باشد و یا اینکه بیمار، مجنون و زناکار باشد. ناتوانی زن در فرزندآوری و انجام امور خانه را نیز باید به این موارد افزود. مردی که هیچکدام از شرایط مذکور را برای ازدواج مجدد نداشت، حق انجام چنین کاری به وی داده نمیشد.
این مسئله بیانگر این است که در دین زردشتی اصل بر تکهمسری بوده و فقط در شرایط خاصی اجازه داشتن زن دوم به زردشتیان داده میشده است. البته باید اشاره داشت که با روی کار آمدن ساسانیان تغییر عمدهای در رسم و سنت زردشتیان در اینباره به وجود آمد و در این دوره تعدد زوجات در میان زردشتیان رایج شد. به طوریکه هر مردی مجاز بود بسته به میل و بنیه مالی خود، زنان متعددی اختیار کند.
3-7- تحریم طلاق
منابع آوردهاند که یکی از اندیشههایی که خرمدینان در زمان پیوستن به اسماعیلیان تبلیغ میکردند، اندیشه جایز نبودن طلاق بوده است. همانطور که پیش از این ذکر شد، آنان در هنگام تبلیغ اندیشههای خود، خود را پارسیان معرفی کرده و اندیشههای خود را زردشتی میدانستند. این مسئله بیانگر این است که آنان غالب اندیشههایشان را زردشتی میدانستند. برای اینکه از جایز بودن یا نبودن طلاق در دین زردشتی و ارتباط یا عدم ارتباط این اندیشه با این دین، آگاهی یابیم به بررسی بحث طلاق در دین زردشتی میپردازیم.
در دین زردشتی طلاق دادن جایز نیست و زن و مرد نمیتوانند پس از ازدواج، به سادگی از هم جدا شوند. هر چند در دورههایی طلاق در بین زردشتیان در شرایط عادی صورت میگرفت، ولی به تدریج با محدود شدن اختیارات زوج در مورد طلاق، این امر به کلی ممنوع و در شرایط خاصی امکانپذیر شده است. بر اساس متون پهلوی، مرد در صورتی میتواند زن خود را طلاق دهد که زنش مرتکب زنای محصنه شود و یا گناهان دیگری چون جادوگری و عدم تمکین، از او سر زند. علاوه بر این، اگر زن دشتان قاعدگی خود را از شوهرش پنهان کند و با این کار باعث شود شوهر ناخواسته به وی نزدیک شود، به طلاق محکوم میشود (روایت امید اشوهیشتان، ص 45).
بر اساس کتاب مادیان هزار دادستان، تقاضای طلاق هر یک از زوجین در محکمه پذیرفته میشود، ولی دادگاه هیچ مردی را بدون رضایت پادشازن و هیچ زنی را بدون رضایت شوهرش طلاق نمیدهد. چنین امری تنها در مورد چگرزن ممکن است (فصل 1:7).
در دین زردشتی، مرد قبل از اینکه زن خود را طلاق دهد، باید رضایت وی را برای طلاق جلب کند. این مسئله تا حدی اهمیت دارد که اگر مردی زن خود را بدون رضایت وی طلاق دهد، گناهکار تلقی میشود. با این همه، هر چند رضایت زوجین، یکی از شرایط لازم برای طلاق به شمار میرود، اما شرط کافی برای طلاق نیست. بنابراین، حتی اگر زوجین برای جدا شدن از هم، رضایت داشته باشند، اما دادگاه علل و اسباب را برای طلاق گرفتن کافی نداند، حکم به جدایی زوجین نمیدهد (فصل 2:7).
در طلاقی که با رضایت زن صورت میگیرد، زن حق ندارد اموالی را که مرد در زمان ازدواج به او داده، نزد خود نگه دارد. در عوض، اگر طلاق بدون رضایت زن صورت گیرد، زن میتواند همه اموال یا قسمتی از آنها را نزد خود نگهدارد (فصل 7: 8-9). پس از اینکه زن از شوهر خود طلاق گرفت، تا زمان ازدواج مجدد، تحت سرپرستی اولیای خود قرار میگیرد.
3-8- ظهور منجی
خرمدینان اعتقاد داشتند که در آینده یک منجی برای نجات آنان خواهد آمد و ایشان با ظهور وی اعتبار و نفوذ زیادی به دست خواهند آورد. آنان همچنین اعتقاد داشتند که گوهر، دختر ابومسلم، 500 سال است که مخفی شده و منتظر بودند تا وی دوباره ظهور کند.
انتظار ظهور کسی که خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد میکند، در دین زردشتی نیز وجود دارد. زردشتیان نیز منتظر آمدن منجی هستند که زردشت پیشگویی کرده بود. در دین زردشتی، طول جهان 12 هزار سال است و به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم میشود. بر اساس متون پهلوی، اهورهمزدا در سه هزار سال اول، عالم روحانی و در سه هزار سال دوم عالم جسمانی را آفرید. در هزاره سوم اهریمن طغیان نمود و مخلوقات اهورهمزدا را تباه کرد و در هزاره چهارم زردشت ظهور کرد. طبق پیشگویی زردشت پایان جهان نزدیک است و سه موعود زردشتی که به ترتیبِ ظهور، هوشیدر، هوشیدرماه و سوشیانت نام دارند، خواهند آمد و مردمان را در نبرد با بدی رهبری خواهند کرد (مینوی خرد، 1: 95). نام این سه موعود در فروردینیشت به این شکل آمده است: اوخشیَت اِرِتَ، اوخشیت نِمَنگه و استوَت اِرِتَ. بر اساس متون زردشتی، این سه موعود از نطفه خود زردشت که در بستر یک دریاچه نگهداری میشود، زاده خواهند شد. به این شکل که در پایان جهان، دوشیزهای از خاندان زردشت، با شستشوی خود در آب این دریاچه، از این نطفه آبستن خواهد شد و در موعد معین پسری خواهد آورد که هوشیدر نام دارد. دوباره همین اتفاق تکرار میشود و دو موعود دیگر زاده میشوند.
بر اساس روایات منعکس شده در متون پهلوی، در زمان ظهور هوشیدر، خورشید به مدت ده شبانه روز بر بالای زمین میایستد. در زمان وی نه تنها دین زردشتی دوباره رواج مییابد، بلکه زمین آباد میشود و صلح و آشتی در جهان گسترش مییابد. در زمان ظهور هوشیدرماه نیز خورشید 20 شبانه روز بر بالای زمین میایستد. او نیز دین زردشتی را دوباره رواج خواهد داد و در زمان او تمام خرفستران نابود میشوند و زمین آبادان خواهد شد. پس از وی در زمان ظهور سوشیانت، خورشید 30 شبانه روز بر بالای زمین میایستد و مردگان زنده میشوند (صد در بندهش، در 35؛ بندهش، 18: 218-220).
با توضیحات مذکور، میتوان احتمال داد که خرمدینان اندیشه ظهور منجی را از زردشتیان گرفته باشند، اما صدیقی معتقد است که هر چند عقیده به ظهور منجی در دین زردشتی مطرح بوده، ولی چون در این دوره، شیعیان در ایران به نشر عقاید خود میپرداختند، احتمال دارد که خرمدینان اندیشه ظهور منجی را از شیعیان گرفته باشند.
3-9- اعتقاد به دو اصل روشنی و تاریکی
روایات برخی منابع از وجود اصل ثنویت در بین خرمدینان خبر میدهند. برخی منابع خرّمدینان را شاخهای از دین زردشتی میدانند که به ثنویّت نور و ظلمت اعتقاد دارند و از نظر آنان، تاریکی محو شدن نور است. در برخی دیگر از منابع نیز آمده است که خرّمدینان بر این باورند که خداوند نور است و ارواح از او به وجود میآیند. در منبعی دیگر نیز آمده خرمدینان از فرق مجوس هستند که خوبی و خیر را از نور و شر و بدی را از ظلمت میدانند، آنان همچنین بر این باورند که اصل عالم نور است که بخشی از این نور به تاریکی بدل گشته است. همانطور که میبینیم منابع اذعان داشتهاند که اندیشه ثنویت در خرمدینان متأثر از ثنویت زردشتی بوده است. در ادامه برای روشن شدن بحث ثنویت در دین زردشتی، به بررسی عقیده ثنویت در این دین میپردازیم.
در دین زردشتی ثنویت جایگاه بالایی دارد. بنا بر سرودههای گاهان (600-900 پ.م) پس از اهورهمزدا در جهان دو اصل اخلاقی اشه و دروغ وجود دارد که سپندمینو و انگرهمینو (اهریمن) نمایانگر آن دو میباشند. این دو، در اندیشه، گفتار، کردار، باور، خرد و روان مخالف هم هستند و در امور معنوی، اخلاقی، مادی و جسمانی در مقابل هم قرار دارند. به عبارت دیگر، یکی از این دو نیرو نیک و دیگری بد است (یسنا30: 3؛ یسنا 45: 2).
در دین زردشتی جهان صحنه نبرد بین این دو نیرو است و انسان در گزینش بین این دو نیرو آزاد است. او مختار است که از میان دو راه اشه و دروج یکی را برای خود برگزیند (یسنا 30: 2). در اوستا به زردشتیان توصیه شده که از میان اشه و دروج، اشه را انتخاب کنند. همچنین از آنان خواسته شده که از گروندگان به دروغ، دوری کنند و به کسانی بپیوندند که اشه را انتخاب نمودهاند. (یسنا 31: 18-19). علاوه بر این، به زردشتیان مژده داده شده که روان کسانی که به اشه بپیوندند، در روشنی به سر خواهند برد و برعکس، روان کسانی که به دروغ بپیوندند در تاریکی، کورسویی و پشیمانی (یسنا 31: 20)؛ روان گروندگان به اشه در جاودانگی و کامروایی به سر خواهد برد و روان گروندگان به دروغ در رنج (یسنا 45: 7).
هر چند که منابع عقیده ثنویت خرمدینان را همان ثنویت زردشتی میدانند، ولی باید گفت که ثنویت مطرح شده در خرمدینان با ثنویت زردشتی اندکی تقاوت دارد. عقیده به اینکه نور، نور محض بوده و پارهای از آن به ظلمت بدل شده است، در تضاد با عقیده سنتی زردشتی قرار دارد؛ چرا که بر اساس این عقیده، شر اساساً از خیر ناشی شده است، این در حالی است که در دین زردشتی، دو اصل نور و ظلمت یا خیر و شر از اهورهمزدا صادر شدهاند و هیچکدام عامل به وجود آمدن دیگری نیستند. با توجه به آنچه در گاهان آمده است سپندمینو و اهریمن دو موجود همزاد هستند که هر دو از اهورهمزدا پدید آمدهاند. به گفته برخی ایران شناسان، اگر چه ظلمت یا شر از اهورهمزدا پدید آمده است، اما اهریمن ذاتاً یک نیروی بد نبوده، بلکه با انتخاب خود به بدی گراییده است. شایان ذکر است که یکی از فرقههای منسوب به دین زردشتی مسخیه نام دارد. آنان نیز معتقد بودند که بخشی از نور تبدیل به ظلمت شده است. به نظر میرسد که خرمدینان در این مورد متأثر از عقاید مسخیه بودهاند.
3-10- آزار نرساندن به حیوانات و گیاهان
خرّمدینان معتقد بودند هیچ موجودی را نباید آزار داد؛ نه حیوانات را و نه گیاهان را. اعتقاد آنان در این مورد تا حدی بود که از فرو کردن میخ به زمین خودداری میکردند و معتقد بودند که این عمل موجب آزار رسیدن به زمین میشود. باید اشاره داشت که اگر چه خرمدینان هنگام تبلیغ این اندیشه، خود را پارسیان نامیده بودند و منع آزار حیوانات در دین زردشتی از اهمیت زیادی برخوردار است، اما واقعیت این است که خرمدینان در این اندیشه، متأثر از مانویان بودهاند نه زردشتیان؛ چرا که مطالعه منابع مربوط به دین زردشتی نشان میدهد که در بین زردشتیان چنین چیزی وجود نداشته و به احتمال زیاد ریشه این عقیده را باید در دین مانوی جستجو کرد. در اینجا ضروری است برای فهم این مسئله، به بررسی این اندیشه، هم در دین زردشتی و هم در دین مانوی بپردازیم.
در دین زردشتی توصیه شده که باید با حیوانات مهربان بود و رفتار ملایمی با آنها داشت. زردشتیان در قبال حیوانات وظایفی دارند که باید به انجام آنها مبادرت ورزند. آنان موظفند به چهارپایان توجه کنند و در پرورش و نگهداری آنها کوشا باشند. در برخی از کتب زردشتی، قوانینی در مورد چگونگی رفتار با چهارپایان ذکر شده است. در بین این قوانین، آمده است که باید به اندازه کافی به چهارپایان آب و علوفه داد و آنان را سیر نگه داشت؛ چرا که آنها در صورت گرسنه بودن، صاحب خود را نفرین میکنند (صد در بندهش، در 26). علاوه بر حفظ آنها از گرسنگی و تشنگی، باید از آنها پاسبانی نمود و آنها را از چنگال دزدان و گرگان در امان داشت. در کنار این کارها، زردشتیان موظفند امنیت آنها را در مقابل سرما، گرما و آفات تأمین کنند و از انجام دادن کارهای سنگین با استفاده از آنها خودداری ورزند (دینکرد پنجم، 19: 13-14).
به زردشتیان هشدار داده شده که اگر به چهارپایان آزار برسانند و یا اینکه آنها را گرسنه و تشنه نگه دارند، بارهای سنگین خود را با آنها حمل کنند و در هنگام مریضی و ناتوانی اقدام به درمان آنها نکنند، به مکافات این اعمال، گاوان در دوزخ، آنان را در زیر پای خود انداخته و به پیکار با او برمیآیند. روان چنین فردی عذاب و شکنجههای رقتبار و سختی را متحمل میشود و امکان رهایی از این شکنجهها برایش میسر نیست (ارداویرافنامه، 75: 1-4؛ 30: 1-3؛ 77: 1-4). علاوه بر این، خطاب به زردشتیان آمده است که اگر در مورد حیوانات گناهی از آنان سر بزند، هرگز به گرزمان راه نخواهند یافت.
در عوض، به آنان مژده داده شده که روان چوپانان و کسانی که از چهارپایان و گوسفندان حمایت کرده، آنها را پرورش داده و از گرگ، دزد، گرسنگی، تشنگی، سرما و گرما در امان دارند، نه تنها پس از مرگ مورد اذیت و آزار آنها قرار نمیگیرند، بلکه در روشنی به سر خواهند برد (ارداویرافنامه، 15: 1-4).
علاوه بر این، زردشتیان باید از کشتن چهارپایان خودداری کنند (دینکرد پنجم، 14:13-19)؛ چرا که اگر بیهوده چهارپایان را بکشند، به مکافات این عمل، متحمل عذاب خواهند شد (صد در بندهش، در54). آنان همچنین نباید سگی را بکشند؛ چرا که روان کشنده سگ، با شیون به جهان دیگر خواهد رفت و در آن جهان، هیچ روانی به دیدار روان او نخواهد آمد و در برابر شبیخون دیوان، کسی به فریادش نخواهد رسید (وندیداد، 13: 8-9).
همانطور که پیش از این بدان اشاره شد، در دین زردشتی اندیشه منع آزار حیوانات، فقط شامل چهارپایان و حیوانات مفید میشود و چنین ممنوعیتی در مورد سایر حیوانات وجود ندارد. این در حالی است که به عقیده خرمدینان به هیچ حیوانی نباید آزار رساند، چه مفید و چه مضر. بنابراین، به نظر میرسد، عقیده آنان متأثر از مانویت باشد. در ادامه برای درک بیشتر این شباهت به بررسی این عقیده در دین مانوی میپردازیم.
همانطور که پیش از این ذکر شد، در مانویت جهان به دو قلمرو کاملاً مجزای نور و ظلمت تقسیم شده است. روح از ماده جدا بود و رشک اهریمن و دیوان به جهان روشنایی، باعث شد که به جهان نور بتازند. در این جنگ که بین ایزدان نور با اهریمن و دیوان رخ داد، پارههایی از نور ایزدان به چنگ دیوان افتاد و اینگونه دوران آمیختگی نور و ظلمت آغاز شد. در جریان نجات نور، هنگامی که دوشیزه روشنی خود را برهنه به دیوان نشان داد، نور اسیر شده در بدن آنها، به دلیل انزال از بدنشان به زمین ریخت. در نتیجه، بخشی از این نطفهها، به دریا ریخت و غول دریایی بزرگی از آن به وجود آمد و بخشی دیگر به زمین ریخت و منشأ زندگی درختان و گیاهان شد. دیوان ماده در دوزخ نیز جنینهای خود را سقط کردند و با سقط این جنینها، نوری که در بدنشان بود به زمین ریخت و منشأ پیدایش حیوانات گردید.

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره کشورهای توسعه یافته، قوانین بین المللی

دسته‌ها: داغ ترین ها