تشریح عناصر اصلی سرمایه های فکری

همانطور که پیشتر اشاره شد، اکثر پژوهشگران سرمایه فکری را شامل سه جزء اصلی سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری (سازمانی) و سرمایه رابطه ای (مشتری) می دانند(آبیسکاراو همکاران،2005 ، بوزبرا، 2004 ، کلابرس و همکاران، 2013).

اینک به بررسی این سه بعد از دید صاحبنظران پرداخته می­شود:

2-2-4-1- سرمایه های انسانی

سرمایه انسانی مجموعه ای از منابع و دارایی های نامشهود است که در اعضای سازمان جاسازی شده است. این منابع را می توان در سه نوع شایستگی (شامل مهارت ها و دانش فنی)، نگرش (انگیزش ، کیفیت رهبری مدیریت ارشد) و چالاکی فکری[1] (توانایی اعضای سازمان در تطبیق و باروری، نوآوری، کارآفرینی، . . . ) طبقه بندی نمود.

این نوع دارایی دانش ضمنی در افراد سازمان است که یکی از عوامل حیاتی تاثیر گذار بر عملکرد هر سازمانی است. اما وجود این دارایی­های دانش محور به تنهایی در تحقق عملکرد یک سازمان کافی نیست. هدف شرکت ها، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح در تمامی سطوح سازمانی است. در غیر این صورت امکان خلق هیچ گونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت. سرمایه انسانی ترکیبی تجمعی از دانش عمومی و حرفه ای کارکنان و توانایی های رهبری و توانایی های حل مسئله و ریسک پذیری است. با توجه به این تعریف واضح است که سنجش این نوع سرمایه بسیار دشوار است. سرمایه انسانی، خلاقیت عملیاتی دارایی های مشهود (تجهیزات و ابزارها) را ارتقا داده و دارایی های نامشهود را فعال می سازد. در شرکت­های موفق به منظور افزایش و بهبود بینش و توانایی­ها و تجربیات برای رقابت در محیط متغیر امروزی، سرمایه گذاری های کلانی بر روی کارکنان صورت می گیرد(دی پابلس، 2003).

سرمایه انسانی نمایانگر ذخیره دانش کارکنان سازمان است و هم چنین، توانایی جمعی یک سازمان در استخراج بهترین راه حل ها از دانش افراد است.

کارکنان یک سازمان، سرمایه فکری را از طریق شایستگی ها، طرز فکرها و زیرکی فکری خود خلق می کنند. این شایستگی ها شامل مهارت ها، تحصیلات و طرز تفکر کارکنان است که اجزای رفتاری آنها را تحت پوشش قرار می دهد. زیرکی فکری، فرد را قادر می سازد تا عملیات را تغییر داده و راه حل های نوآورانه­ای را برای حل مشکلات سازمانی ابداع نماید(فیرر و همکاران، 2003).

مطلب مشابه :  ساختار سازمانی

هادسون سرمایه انسانی را به صورت ترکیبی از وراثت، تحصیلات، تجربه و طرز فکر کارکنان درباره زندگی و کسب و کار معرفی می­کند. سرمایه انسانی در قالب پتانسیل های بالقوه و اساسی سازمان تعریف شده است(خاوندکار و همکاران،1387).

سرمایه انسانی همچنین نشان دهنده دانش ضمنی افراد است که در ذهن آنها جای گرفته است. سرمایه انسانی منبع مهمی از نوآوری و بازسازی استراتژی هر سازمان است و شرکت با استفاده از آن می­تواند در اقتصاد مبتنی بر دانش به تولید و شناسایی ارزش بپردازد. در این تعریف شایستگی و توانایی کارکنان به بخش سخت افزاری سرمایه انسانی و طرز نگرش و تلقی آنان به بخش نرم افزاری سرمایه انسانی مشهورند. همین امر باعث می شود اغلب شرکت­ها به طرز نگرش بیش از شایستگی ها اهمیت دهند(کجانسیوو، 2007).

2-2-4-2- سرمایه های رابطه­ای

سرمایه رابطه­ای (سرمایه مشتری) عبارت است از مجموع تمامی دارایی هایی که روابط شرکت با محیط برون سازمانی را مدیریت می نماید. این سرمایه شامل روابط با مشتریان، سهامداران، عرضه کنندگان، رقبا، دولت، موسسات قانونی و جامعه است. اگرچه مهمترین قسمت سرمایه رابطه­ای، روابط مشتری است ولی نباید تنها بر این دسته از روابط تمرکز کرد. این سرمایه در اصل بازتابی از عملکرد بلند مدت شرکت­ها است. سرمایه رابطه ای با میزان انطباق سازمان با محیط اطراف خود مرتبط است و شامل میزان وفاداری مشتری، شهرت شرکت و رابطه آن با عرضه کنندگان و در نهایت سیستم های بازخور مشتری است(زقال و همکاران، 2013)

امکنا[2] معتقد است سه گام برای برقراری روابط با محیط برون سازمانی وجود دارد:

  1. درک محیط
  2. همگام شدن با محیط
  3. برقراری روابط با محیط

در زنجیره ارزش، سازمان ها متعهد به ایجاد روابط با کلیه بخش های محیط (مشتری، عرضه کننده، شرکا و …) هستند.

پژوهشات نشان می دهد که توجه به بازار تاثیر مستقیمی بر نرخ سودآوری و سهم بازار شرکت دارد. سرمایه رابطه ای بیانگر پتانسیل سازمان در استفاده از نامشهود های برون سازمانی، شامل دانش متمرکز در مشتریان، تامین کنندگان، دولت و یا صنعت مربوطه است. سرمایه بازاری (سرمایه رابطه ای) به شایستگی سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی با سهامداران بیرونی گفته می­شود(مدهوشی، 1388).

مطلب مشابه :  نمونه ای از تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

2-2-4-3- سرمایه های ساختاری

سرمایه سازمانی (ساختاری) مجموع دارایی های است که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن ساخته و بهبود می بخشد.

ماموریت سازمان، چشم انداز، ارزش های اساسی، راهکارها، سیستم­های کاری و فرایندهای درونی سازمان می تواند در زمره این نوع دارایی ها محسوب شود.

سرمایه سازمانی یکی از اصول زیر بنایی خلق سازمان های یادگیرنده است. حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی باشند در صورتی که ساختار سازمانی مرکب از قوانین و سیستم های ضعیفی باشد نمی توان از این قابلیت ها و استعدادهای کارکنان در جهت خلق ارزش و دستیابی به عملکرد برتر سازمانی استفاده کرد. اگر سازمان سرمایه گذاری کلانی بر فناوری نماید٬ اما کارکنان توانایی استفاده از این فناوری را نداشته باشند٬ این سرمایه گذاری و به تبع آن سرمایه سازمانی، مفید و موثر نخواهد بود(رکسپی، 2013).

سرمایه ساختاری شامل همه مخازن دانش غیر انسانی در سازمان است که شامل پایگاه داده ها، چارت های سازمانی، دستورالعمل های فرایندی، راهکارها و هر آن چیزی است که به سازمان ارزشی بیشتر از دارایی های مشهود آن می دهد.

سرمایه ساختاری هر چیزی است که شب وقتی افراد به خانه های خود می روند٬ در سازمان باقی می ماند.

سرمایه ساختاری عبارت است از سخت افزارها و نرم افزارها، پایگاه داده ها، ساختار سازمانی، حق اختراع ها، مارک های تجاری و سایر توانایی­ها و قابلیت های سازمانی که بهره وری کارکنان را مورد حمایت قرار می دهد(سیتارامن و همکاران، 2002).

چن و همکارانش معتقدند سرمایه ساختاری می تواند به کارکنان پشتیبانی جهت تحقق عملکرد فکری بهینه و همچنین عملکرد کسب و کار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی نیز می باشد. بنابراین، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمان ها کمک می کنند تا به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و به کارگیرند(چن و همکاران، 2004).

[1]Intellectual Agility

[2]Mkenna, R.

دسته بندی : داغ ترین ها