دانلود پایان نامه

و در سال 1938 چستر بارنارد سازمان را به دو قسمت رسمی و غیر رسمی تقسیم می کند و معتقد بود که رابطه و تعامل نزدیکی بین این دو وجود دارد و سازمان را به دو مفهوم 1- ساختاری 2- پویا تقسیم نمود که مفاهیم ساختاری مشتمل بر فرد ،سیستم همکاری ،سازمان رسمی ،سازمان غیررسمی،بود و مفاهیم نیز شامل خواست آزادی ،همکاری ،ارتباط ،جریان تصمیم گیری ،اقتدار قانونی و تعادل پویا بود و برخلاف دانشمندان گذشته منشأ اختیار را ناشی از رده های پایین سازمان می دانست و می گفت قدرت هر مدیر وابسته به میزان پذیرش او از طرف زیردستانش است و به تأثیرعوامل ،زیستی ،اجتماعی ، بررفتار در سازمان توجه می نماید از نظر او فرهنگ جامعه رفتار افراد را در جامعه یا سازمان تحت کنترل درمی آورد (میرکمالی،47،1378).
وهربرت سایمون در سال 1945 مفهوم تعادل سازمانی را به عنوان نظریه رسمی انگیزش مطرح کرد مفهوم سازمان را به سیستم مبادله که درآن انگیزه های کار مبادله می شود تشبیه نمود و به عقیده او کارمند تا زمانی به کار خود ادامه می دهد که آنچه از سازمان دریافت می کند بیشتر از چیزهایی باشد که به سازمان می دهد یا به عبارتی فرد احساس کند که در مقابل زحمات ،انرژی ،عمر…که در سازمان صرف می کند سودهای بیشتری مانند حقوق و احترام ،مقام و …دریافت کند .تاسبب باقی ماندن او در سازمان شود و تمام فعالیت های مدیریتی ،را کار گروهی می داند که از طریق مشارکت در تصمیم گیری ها امکان پذیر است.(میر کمالی،47:1378).
و نظریات آرجریس در سال 1957 که معتقد است رفتاردیوان سالارانه در سازمان مانع رشد افراد داخل سازمان می شودو نوع رفتار مدیریت با کارکنان مانند رفتاری است که با کودکان می شود مطابق مفروضات نظریه Y مک گریور ،انسان ها را افراد بالغ به حساب می آورد و به عنوان اعضای گروه باید درحالی که نیازهای خودشان را تأمین نمایند وی می گوید اگر انسان ها از کارشان راضی باشند و احساس خوشحالی کنند کارایی و بازده آنها زیاد است (میرکمالی، 103:1378).
مک گریور در سال 1967 درتحقیقات خود نگرش مدیران سازمان های مختلف را نسبت به کارمندان و همکاران شان مورد بررسی قرار داد و نظریهْ خود را دربارهْ نگرش مدیریت نسبت به انسان ها تحت عنوان نظریه های Y وX مطرح کرد ومعتقد است که رابطه انسان ها با انسان های دیگر بر اساس نوع نگرشی است که از مفهوم انسان ،کار و انگیزش دارند و با توجه به همین درک برداشت و نگرش ،مدیران نوع رابطه انسانی خود را نسبت به دیگران انتخاب می کنند .
در سال 1970 هرسی بلانچارد سبک اقتضایی رهبری را ارائه داد که مورد توجه دانشمندان علوم رفتاری قرار گرفت و در این سبک تأکید شده است که مدیر با درک و شناخت محیط یا موقعیت کار و سازمان سبکی را که دارای نیازها و ضرورت ها و الزامات آن موقعیت باشد به کار می گیرد ودر بین عواملی که به عنوان متغیرهای محیطی مورد توجه قرار گرفت و ویژگی های زیردستان و انطباق سبک مدیریت با این ویژگی ها از اهیت به سزایی برخوردار است و هرسی بلانچارد بر بلوغ زیردستان و انطباق سبک مدیریت با میزان بلوغ آنها تأکید می ورزد.(میر کمالی،130:1378).
و گولدنر سازمان ها را به عنوان سیستم های باز در نظرمی گیرد که از اجزاء متقابلاً به هم وابسته به یکدیگر تشکیل شده اند به گونه ای که هرجزء به بقای کل سیستم کمک می کند به این ترتیب سازمان به عنوان یک نظام اجتماعی که از اجزای به هم وابسته تشکیل شده است در نظر گرفته می شود این وابستگی متقابل به گونه ای که تغییر دریک قسمت باعث تغییردر قسمت های دیگر آن می شود این گونه تغییرات مخل نظم سازمان در نظر گرفته نمی شود زیرا اساس نظریه سیستم باز این است که نظام به سوی تعادل گرایش دارد. افراد سازمان که دارای ارزش ها و اعتقادات مشترک هستند که با هم دارای کنش متقابل اند و هر فعالیت یا نگرشی که مغایر با اعتقادات و ارزش های افراد سازمان باشد به عنوان خطر در نظر گرفته می شود و سازمان سعی در رسیدن به تعادل را انجام می دهد .(صبوری،118:1378).
مثلاًایجاد بورکراسی های سخت در سازمان که مخالف با روحیه و طبیعت کارکنان است به ایجاد شبکه های غیررسمی در سازمان می انجامد تا سیستم به تعادل خود برسد .
و مهمترین دستاورد جهانی انقلاب اطلاعاتی ،تحقق تدریجی دموکراسی است این ،واقعیت است که بانک های اطلاعاتی وسیله ای برای آزادی و استقلال فردی هستند یکی از مهمترین مزایا در این زمینه بهبود ارتباطات و ارتقای توانمندی ارتباطی افراد است (فرهمند،526،1381).
و دو نوع تکنولوژی اصلی که بر زندگی سازمانی مؤثرندیکی تکنولوژی ارتباطی به کمک کامپیوتر است که تعامل ارتباطی میان افراد و گروه های سازمانی و نیز بین سازمان ها را تسهیل می کند و دومین تکنولوژی مؤثر بر زندگی سازمانها ، تصمیم گیری به کمک کامپیوتر است که باعث افزایش سرعت دستیابی به اطلاعات مناسب و جمع آوری و ارزیابی آنها کیفیت تصمیم گیری را بهبود می بخشد (کاترین میلر،82:1381).
محققان دریافته اند که این نوع تکنولوژی موجب کاهش تفاوت موقعیت ها در سازمان می شود شاید دلیل این امرآن است که به افراد امکان می دهد ساختارهای رسمی را نادیده بگیرند و عده ای این تکنولوژی هارا برای افزایش بهره وری و کیفیت زندگی کاری کارکنان می دانند (تورنیج 1990 به نقل از کاترین ،297:1998).
2-1-12- سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی
شاید مهمترین و بدیع ترین تحولی که ظرف سی سال گذشته در آموزه های اقتصاد آموزش اتفاق افتاده ،پدید آمدن این نظر بوده است که مفهوم سرمایه فیزیکی به همان معانی که در ابزارها ،ماشین آلات و دیگر تجهیزات تولیدی عینیت می یابد را می توان به سرمایه انسانی نیز تعمیم داد .درست همان طور که سرمایه فیزیکی با تغییرات مختلفی درمواد مختلف برای شکل دادن به ابزارهایی به وجود می آید که کارشان تسهیل تولید است ،سرمایه انسانی هم با تغییراتی دراشخاص ایجاد می شود ، بدین معنی که این تغییرات اخیر ،مهارت ها و قابلیت هایی دراشخاص پدید می آورند که آنان را قادر می سازند تا به شیوه های تازه ای عمل کنند .
به هر حال سرمایه اجتماعی از تغییراتی در روابط میان اشخاص حاصل می شود که کنش را تسهیل می کند .اگر سرمایه فیزیکی کاملاً ملموس است و در قالب مادی قابل مشاهده ریخته می شود ،و اگر سرمایه انسانی کمتر ملموس است و در مهارت ها و دانش اخذ شده به وسیله افراد حضور دارد ، سرمایه اجتماعی به مراتب نا ملموس تر است زیرا در روابطی که در بین اشخاص برقرار است یافت می شود .همان طور که سرمایه فیزیکی وسرمایه انسانی فعالیت مولد را تسهیل می کنند ،سرمایه اجتماعی هم همین کار را انجام می دهد . برای مثال گروهی که در میان اعضای آن وفاداری و اعتماد وجود دارد می تواند کارهای بسیار بزرگ تر در مقایسه با گروه دیگری که درمیان ایشان اعتماد و وفاداری وجود ندارد انجام دهد.( تاجبخش ،55:1385)
سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است .کارکنان سرمایه فکری را از طریق شایستگی ،نگرش و چالاکی فکری خود ایجاد می کنند.
برکینک معتقد است که دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارتها تخصص،توانایی حل مسئله و سبکهای رهبری است. (مشبکی،13:1383)
2-1-13- دیدگاه های صاحب نظران سرمایه اجتماعی
به اعتقاد بوردیو ،سرمایه می تواند در سه شکل مختلف خود را نشان دهد: سرمایه اقتصادی که قابل تبدیل به پول بوده و در شکل حق مالکیت نهادینه شده می شود .سرمایه فرهنگی که تحت شرایط خاصی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی بوده و در شکل مدراج تحصیلی ،نهادینه می شود . و بالاخره سرمایه اجتماعی که تحت شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی بوده و در سه شکل اصالت ،شهرت ،ممکن است نهادینه شود و ترکیب سرمایه اجتماعی را قابل تفکیک به دو عنصر می داند ،نخست خود روابط اجتماعی که به افراد اجازه می دهد تا مدعی دستیابی به منابع متعلق به معاشران خویش شوند و دوم کمیت وکیفیت آن منابع (تاجبخش ، 39:1385).
بوردیو جامعه شناس فرانسوی ،جزء اولین محققانی بود که به تحلیل سیستماتیک ویژگی های سرمایه اجتماعی پرداخت بر اساس تعریف بوردیو سرمایه اجتماعی حاصل منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد و به عبارت ساده تر ،عضویت دریک گروه است .البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندهای شبکه ای می بایست از نوع خاصی ،یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد باشد پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی ،از طریق ارتباطات اجتماعی می باشد تأکید بوردیو برمشارکت فرد در شبکه های اجتماعی است که این مشارکت سبب دسترسی او بر منابع و امکانات گروه می شود در دیدگاه بوردیو سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری هستند برای این که فرد سرمایه اقتصادی خود را افزایش دهد و سرمایه اجتماعی را نوعی محصول اجتماعی می داند که ناشی از تعامل اجتماعی می باشد (شارع پور،1384: 31).
ودر نهایت جایگزینی همه شکل های سرمایه را به سرمایه اقتصادی است که تحت عنوان کار انباشته انسانی تعریف می شود می داند (تاجبخش ،309:1385).
کلمن سرمایه اجتماعی را با کارکردش تعریف می کند .سرمایه اجتماعی شئی واحد نیست ،بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند ،همهْ آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند ،و کنش های معین افرادی را که درون ساختارهستند تسهیل می کنند .سرمایه اجتماعی مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است ودستیابی به هدف های معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود امکان پذیر می سازد .سرمایه اجتماعی ،مانند سرمایه فیزیکی وانسانی کاملاً تعویض پذیر نیست ،اما نسبت به فعالیت های به خصوصی تعویض پذیر است . و سرمایه اجتماعی را به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجار ها یا ارزش های غیر رسمی تعریف می کند که افراد گروه که همکاری و تعاون در بین آنها وجود دارد در آن سهیم هستند و هنجارهایی که سرمایه اجتماعی تولید می کنند شامل سجایایی از قبیل صداقت ،ادای تعهدات وارتباطات دوجانبه می باشند ( کلمن ، 462:1385).
و به اعتقاد کلمن عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی می گردند عبارتند از: کمک ، درخواست کمک افراد از یکدیگر باعث افزایش سرمایه اجتماعی می شود رفاه و فراوانی کمک دولت سبب می شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر گردد ،سرمایه اجتماعی کمتری به وجود خواهد آمد .
1-ایدئولوژی اعتقاداتی مانند لزوم کمک به دیگری ،یا عمل به سود او ،سبب پدید آمدن سرمایه اجتماعی است .از این رو آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به سود دیگران تأکید دارند عامل مهمی در شکل گیری سرمایه اجتماعی محسوب می شود .
2-اطلاعات ظرفیت بالقوه اطلاعات شکل مهم سرمایه اجتماعی است که جزو ذات جدایی ناپذیر روابط اجتماعی است .
3-هنجارها اگر در درون گروه اجتماعی هنجارهای مؤثر و نیرومندی مبنی بر این که فرد باید منافع شخصی را رها سازد و به سود جمع عمل کند وجود داشته باشد سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت .(شیروانی و الوانی ، 25:1385).

دسته‌ها: داغ ترین ها