دانلود پایان نامه

1-10: حداکثر زمان مورد نیاز برای انجام تحقیق
6 ماه پس از تصویب موضوع
1-11: تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی
رهبری: رهبری عبارتست از تاثیر میانفردی که در وضعیتی خاص اعمال میشود و از طریق فرایند ارتباطات برای دستیابی به هدف یا اهداف خاصی هدایت میگردد (یوکل، 1382: 3).
شایستگی: پری (1996) شایستگی را به عنوان مجموعه ای از دانش، مهارتها، رفتارها ونگرشهای متناسبی تعریف کرده است که بخش زیادی از شغل یک فرد را تحت تاثیر قرار میدهد و با عملکرد فرد در شغل مرتبط است (Cook, 1999: 18).
شایستگیهای رهبری: مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهای مرتبطی که بر قسمت بزرگی از شغل فرد (نقش یا مسئولیت) تاثیر میگذارد، که با عملکرد شغلی رابطه دارد (انصاری رنانی و تونکه نژاد، 1388، 28).
برنامهریزی جانشینپروری: برنامهریزی جانشینپروری میتواند به عنوان تلاش در برنامهریزی برای تعیین تعداد مناسب و با کیفیت از مدیران و کارکنان کلیدی با مهارت بالا تعریف شود که بازنشستگی، فوت، بیماری یا حتی ارتقای مدیران و کارکنان، و هر موقعیت جدیدی که ممکن است در برنامههای آینده سازمان بوجود آید را تحت پوشش قرار میدهد (Sambrook, 2005: 580).
جانشین: جانشین کسی است که آماده انجام مسئولیتهای مهم است، که استعداد، شایستگیهای لازم، دانش، مجموعه مهارتها، و قابلیتهای لازم برای پست را در اختیار دارد، و کسی است که بطور نهادی طبق نیازهای ارتقای داخلی سازمان توسعه یافته و شناسایی شده است (Robinson, 2009: 23).
مقدمه
در این فصل به بررسی ادبیات تحقیق پرداخته شده است. در بخش اول ادبیات موجود به بررسی مفهوم رهبری پرداخته شده است. در بخش دوم ادبیات تحقیق شایستگی های رهبری مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش ابتدا در مورد مفهوم شایستگیهای رهبری و چگونگی شکل گیری مفهوم شایستگی توضیحاتی داده شده. سپس در قسمت های بعدی این بخش موضوعات مرتبط با شایستگی های رهبری تشریح شده است. در بخش سوم نیز ابتدا به جانشین پروری و مفهوم برنامه ریزی جانشین پروری پرداخته شده سپس توضیح مختصری در مورد تاریخچه و نگرش ها به برنامه ریزی جانشین پروری داده شده است. در پایان این بخش همچنین به بحث مدیریت جانشین پروری به دلیل تحت پوشش قرار دادن بیشتر مفهوم جانشین پروری اشاره شده است. در پایان نیز ادبیات موجود درباره شایستگی های رهبری و برنامه ریزی جانشین پروری و پیوند این دو مفهوم مورد بررسی قرار گرفته است.
2-1: شایستگی های رهبری
در تمامی سازمانها مهمترین رکنی که در رسیدن به اهداف سازمانی تاثیر گذار میباشد « مدیریت» است. مدیر به عنوان نماینده رسمی سازمان به منظور ایجاد هماهنگی و افزایش اثربخشی در راس آن قرار می گیرد و موفقیت سازمان در تحقق اهداف، در گرو چگونگی اعمال مدیریتی اوست. هرسی و بلانچارد اظهار می دارند که سازمان موفق مشخصهای دارد که به وسیله آن از سازمان نا موفق شناخته می شود. و آن چیزی نیست «مدیریت و رهبری پویا و اثربخش». چنانچه در راس سازمانها، مدیرانی کارآمد، شایسته، ماهر، با تجربه و کاملا آگاه به اصول و فنون مدیریت قرار گیرند، موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف سازمانی تضمین خواهد شد (مظفری و همکاران، 1381، 93).
فرهنگ لغت آمریکایی هریتیج شایستگی را “حالت یا کیفیت مناسب بودن یا ذیصلاح بودن” تعریف میکند. فرهنگ آکسفورد (2003) شایستگی را به عنوان قدرت، توانایی و ظرفیت انجام دادن یک وظیفه تعریف میکند. کیو (1993) شایستگی را به عنوان نتیجه به کار بردن دانش و مهارت بطور مناسب تعریف میکند. به عبارت دیگر شایستگی یعنی مهارت به علاوه دانش (انصاری رنانی و تونکه نژاد، 1388، 27).
از اواسط دهه هشتاد، توسعه و ارزیابی شایستگیهای مدیریتی مورد توجه سازمانها قرار گرفت. دلیل عمده چنین توجهی، این باور بود که توسعه شایستگیهای مدیریتی منافع بیشماری را برای سازمانها به همراه دارد و این باور هنوز هم پابرجا میباشد (ناصحی فر و همکاران، 1389، 4). به این دلیل یک جریان ناگهانی از علایق نسبت به شایستگیها و علیالخصوص، شایستگیهای رهبری بوجود آمده است. در گذشته، سازمانها بیشتر بر چگونگی دستیابی به سرمایه مالی تاکید میکردند. در حالیکه امروزه، دارایی کسب وکارها به دانش و مهارت کارکنانشان وابسته است (Cook, 1999: 36).
بعد از گذشت ده سال، تحقیقات در توسعه رهبری بسوی شناسایی شایستگیهای رهبری (دانش، مهارتها، قابلیتها و رفتارها) افراد حرکت کرده است. اگرچه تعاریف متعددی از شایستگی وجود دارد و همه آنها عموما مشابه و اساسا بر نقشها و مسئولیتهای شغل متمرکزاند (Clark and Armit, 2010: 116) اما بطور کلی توافقی بر روی تعریف شایستگی صورت نگرفته است. گیسیک و مکنیل (1999) شایستگیهای اصلی را به عنوان ” مهارتها، دانش، و صفات شخصی که به موفقیت یک فرد در موقعیت خاص کمک میکند” تعریف مینمایند. مکنیل این تعریف را در مقاله بعدی بدین صورت اصلاح میکند: “مهارتها، دانش، قابلیتها، و صفاتی که از کارکنان در سراسر یک سازمان مورد انتظار است و مجبورند با موفقیت در درون فرایند سازمانی خاص مشارکت کنند.” بارترام، رابرتسون، و کالینان (2002) شایستگیها را به عنوان “مجموعهای از رفتارها تعریف کردهاند که ابزاری در ارائه نتایج و پیامدهای مطلوب میباشند” (Ammons-Stephens et al., 2009: 63). در این تعریف، شایستگیها به عنوان مجموعهای از رفتارها تعریف شده که در ارائه نتایج و پیامدهای مطلوب بسیار مفید هستند. تعریف شایستگیهای خاص میتواند فعالیتهای مدیریت منابع انسانی استراتژیک، از قبیل استخدام و برنامهریزی جانشینپروری را هدایت کند. شایستگیها ابزار بسیار مفیدی را برای توسعه رهبری پیشنهاد میکنند (Spendlove, 2007: 409). مفهوم اصلی شایستگیهای رهبری به مهارتهای حیاتی مرتبط است و مستلزم این است که به عنوان یک رهبر مولّد در محیط کار بکار گرفته شود. اگرچه پذیرش شایستگیهای رهبری متغیر است و با علایق و نیازهای سازمانی خاص سازگار است، بطور کلی صحبت درباره شایستگیها شامل ارتباطات (نوشتاری، شفاهی، و شنیداری)، توانایی حل مسئله، اندیشهها و رفتارهای مثبت، سازشپذیری با شرایط متغیر، توانایی در کار و همکاری با دیگران، و علم، فناوری، و مهارتهای ریاضی میباشد. پایه و اساس برای کشف شایستگیهای رهبری ممکن است در گام اول تاحدی ساده بنظر رسد، اما آن خیلی عمیقتر از یک ارزیابی است. بطور واضح، آنچه که بیان شده تغییر سازمانی و اثربخشی است، که با مجموعه قوی از شایستگیها برای آنهایی که پستهای رهبری را اشغال کردهاند (Vokes, 2004: 18).
تعریف مرتبطتری که در میان متخصصان منابع انسانی در محیط شرکتی به صورت گسترده مورد پذیرش است، عبارتست از ” ویژگی اساسی یک شخص که منجر به عملکرد موثر یا ممتاز او در شغل میشود”. تعریف دقیقتر دیگر، ترکیب پیشنهادات چند صد متخصص توسعه منابع انسانی است که در کنفرانسی راجع به قابلیتها در ژوهانسبورگ در 1995 گردهم آمدند. قابلیت و شایستگی یعنی “مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهای مرتبطی که بر قسمت بزرگی از شغل فرد (نقش یا مسئولیت) تاثیر میگذارد، که با عملکرد شغلی رابطه دارد و میتوان آن را بر عکس استانداردهای عالی مورد انتظار اندازهگیری کرد و با آموزش و توسعه بهبود بخشید” (انصاری رنانی و تونکه نژاد، 1388، 28).
در حقیقت، شایستگیها به رفتارهای هدفمندی دلالت دارند که شامل عناصر زیر میباشند:
دانشها: معلومات شغلی، اطلاعات و تخصص مرتبط با شغل؛
مهارتها: توانایی انجام کارهای مرتبط با هدفهای شغلی؛
نگرشها و ارزشها: ترجیحات و یا مفروضات ذهنی فرد؛
ویژگیها: خصوصیات شخصیتی و چگونگی واکنش به شرایط و افراد؛
انگیزش: سائقههای درونی و اشتیاق برای اقدام؛
خودپنداره: درک فرد از خود؛
نقشهای اجتماعی: برداشت دیگران از فرد (بابایی، 1386: 68).

دسته‌ها: داغ ترین ها