تأثیر شرایط فیزیکی محیط بر عملکرد کارکنان سازمانها

برای مطالعه اثر شرایط کار بر افراد، از معیارهای متفاوتی استفاده می­شود. سه معیار اصلی عبارت از: معیارهای فیزیولوژیک، روانی و تولیدی، البته معیارهای دیگری نیز مورد استفاده قرار گرفته است. انتخاب مناسب­ترین معیار، طبیعتاَ به موقعیت وابسته است. معیارهای فیزیولوژیک کار انسان، با دخالت برخی فرایندهای فیزیولوژیک انجام می­گیرد. زمانی که انسان کار می­کند، به ویژه اگر کار بدنی باشد، در حالت فیزیولوژیکی او تغییرات بسیار متعدد و متنوعی به وجود می­آید. اگر کار به اندازه کافی طولانی و سخت باشد، امکان دارد که توانایی­های جسمی فرد به پایین ترین میزان خود برسد. کاهش توانایی جسمی برای انجام دادن یک کار را به راحتی می توان نشان داد. بدین صورت که انقباض یک ماهیچه یا گروهی از ماهیچه­ها را اندازه گرفت. رای نشان دادن تغییرات فیزیولوژیک ارگانیسم، معیارهای زیادی وجود دارد که شامل: آهنگ ضربان قلب، فشار خون، مصرف اکسیژن، آهنگ تنفس، ترکیب خون و مقاومت الکتریکی پوست است. بدیهی است که تغییرات فیزیولوژیکی در کارهای جسمی بسیار مهمتراز تغییرات فیزیولوژیک در کارهای فکری است. اما معلوم شده است که برخی اندازه های فیزیولوژیک می­توانند برای مطالعه خستگی ناشی از فعالیت­های ذهنی نیز مفید واقع شوند، مقاومت الکتریکی پوست یکی از آنها است(ساعتچی، 1370،ص88).

معیارهای روانی علاوه بر تغییرات فیزیولوژیک عادی، مانند خستگی جسمی، برخی تغییرات روانی نیز، در جریان کار یا زمانی که فرد در شرایط خاصی قرار می­گیرد، به وجود می­آید. ابعاد و ویژگی­های این تغییرات روانی هنوز به طور دقیق روشن نشده است. با این همه، می توان به دو متغیر اشاره کرد که اولی معمولاَ تحت عنوان کسالت به کار می­رود و بر اثر اشتغال به کارهایی به وجود می­آید که مورد علاقه فرد نیست. البته کسالت، در اغلب موارد، بر اثر کارهای تکراری یا بسیار ساده حاصل می­شود. با این همه، نباید فراموش کرد که کار، در نفس خود، کسالت آور نیست، بلکه واکنش فرد در مقابل کار است که ویژگی کسالت­آور بودن را به آن نسبت می دهد. در واقع، کارگر یا کارمند است که کار را کسالت­آور توصیف می­کند نه این که کار، کسالت­آور بودن خود را نشان دهد. متغیر دوم، که در برخی موارد پیش می­آید، تحت عنوان خستگی ذهنی به کار می­رود و احساس­های کاملاً شناخته شده کوفتگی، بی­میلی به کار، دلزدگی، چشم­پوشی از کار یا ترک آن را در بر می­گیرد. از این متغیر تحت عنوان خستگی روانی نیز نام برده می­شود. تولید، سومین معیاری که اجازه می دهد تا اثر شرایط مختلف کار بر کارکنان تحلیل شود، تولید یا هر نوع شاخص معتبر از نتایج کار است. در برخی مطالعات،کاهش کار در نظر گرفته شده است(ساعتچی، 1381،ص55).

مطلب مشابه :  عوامل مؤثر برخلاقیت
دسته بندی : داغ ترین ها