الزام و التزام

در حقوق اسلام نیز معنای مسئولیت مدنی را باید در کلمه ضمان جستجو کرد. البته یکی از نویسندگان در انتقاد از به کار بردن واژه مسئولیت در مقابل ضمان مینویسد: « به نظر میرسد مسئولیت ترجمه کاملی از کلمه عربی ضمان نیست و مسئولیت به لحاظ ماده و مفهوم پرسش که در آن نهفته است بیشتر به معنی معادل مؤاخذه می باشد که از آثار ضمان میباشد. وقتی کسی نسبت به مال یا شخص یا شیء معینی ضامن و متعهد شد ناگزیر نسبت به آن مورد پرسش و مؤاخذه هم واقع میشود ولی این اثر، امری خارج از ماهیت تعهد و التزام میباشد. تعبیر التزام به جای ضمان در نوشتههای حقوقدانان جدید عرب هرچند نوعی پیروی از اصطلاح مشابه در زبان حقوقی فرانسه است، لکن با مفهوم لغوی ضمان سازگارتر از تعبیر به مسئولیت در زبان فارسی است… .»
در زبان عربی ضمان به معنای بر عهده گرفتن، ملتزم شدن و کفیل شدن آمده است و همچنین ضَمان، در لغت، به معنای پذیرفتن، بر عهده گرفتن، ملتزم شدن به خسارت و… آمده است.
در اصطلاح فقهاء در معانی زیر استعمال شده است:
در معنای عام، ضمان یعنی اشتغال ذمهای که سببی از اسباب شرعی به وجود آمده باشد و نزدیک به معنای تعهد و الزام و التزام در حقوق است. بسیاری از فقها ضمان را به عنوان چیزی که در نتیجه یکی از اسباب شرعی در ذمه مستقر شده و باید پرداخته و اداء شود تعریف نمودهاند. غزالی ضمان را به عنوان وجوب استرداد چیزی یا ادای بدل آن، اعم از مثل یا قیمت تعریف نموده است. شوکانی نیز آن را به عنوان پرداخت تاوان مال تلف شده آورده است. شیخ انصاری آن را بودن چیزی و خسارتش بر عهده شخص ضامن دانسته است.
همچنین در تعریف ضمان اینگونه بیان شده است: ضمان دادن مثل چیزی است در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمی بودن و برخی نیز در تعریف ضمان گفتهاند داخل شدن چیزی در ذمه است.
از موارد استعمال آن در عرف و محاورات نیز، همان مفهوم (تعهد) استفاده میشود.
این مفهوم، از نگاه کلی به دو بخش تقسیم می شود:
1 . ضمان عقدی و قراردادی.
2 . ضمان قهری و خارج از قرارداد.
مقصود از ضمان عقدی، تعهدی است که بر اثر تخلف از مفاد قرارداد، به ذمّه اشخاص قرار میگیرد و ایجاد مسؤولیت میکند. این، در صورتی است که بین شخص زیان دیده و عامل زیان, قراردادی وجود داشته باشد و خسارت وارده بر اثر به اجرا نگذاردن مفاد عقد و قرارداد باشد.
در تعریف این قسم از ضمان، فقها نوشته اند:
(الضمان عقد شرّع للتعهد بمال او نفس ).
ضمان، عقدی است شرعی که نسبت به مال و تن ایجاد تعهد می کند.
این نوع از ضمان، در اصطلاح فقها، دو اطلاق دارد:
1 . ضمان، به معنای اعم. این را در برمیگیرد حواله و کفالت و به معنای تعهد به مال و نفس خواهد بود.
2 . به معنای اخص. به معنای تعهد به مال است، چه عین، چه منفعت و چه عمل.
در بسیاری از کتابهای فقهی، این سه عنوان (ضمان، حواله و کفالت) به گونهای مستقل بحث و بررسی میشود و ضمان، در معنای خاص اطلاق میگردد.
در هرصورت، در مفهوم و معنای ضمان، فقها اختلافی ندارند امّا در حقیقت و ماهیّت آن، بین فقهای اهل سنّت و تشیع اختلاف نظر است. بسیاری از فقهای اهل سنّت، واژه ضمان را از ریشه (ضمّ) گرفته اند، به زیادی (نون) در نتیجه، این معنی را پذیرفتهاند که ضمان، ضمّ ذمه به ذمّه است. یعنی دین، بر ذمه مدیون وضامن مستقر میگردد و مضمون له، مختار است که به ضامن رجوع کند یا به مدیون.
فقهای امامیه بر این نظرند که ضمان گرفته شده از (ضمن) است، به دلیل سایر اشتقاقها.

]]>